به گزارش ایراف، به نقل از ایرنا، از آغاز دولت دوم ترامپ در بهمن ۱۴۰۳، وزارت جنگ آمریکا عملاً وارد مرحلهای از بازآرایی گسترده و بیوقفه شده است.
پیت هگست که سابقهای در مدیریت نظامی ندارد و از چهرههای رسانهای فاکسنیوز به شمار میرود، طی ماههای گذشته دهها فرمانده ارشد، مدیر غیرنظامی و اعضای تیمهای تخصصی را کنار گذاشته یا به استعفا وادار کرده است.
این موج تغییرات، بهقدری سریع و گسترده بوده که حتی برخی رسانههای آمریکایی از «بیثباتی ساختاری» و «خلأ رهبری خطرناک» در بزرگترین نهاد نظامی جهان سخن گفتهاند.
برکناریهای پیاپی؛ از رأس هرم فرماندهی تا بدنه تخصصی ارتش
برکناری رئیس ستاد مشترک ارتش
نخستین شوک بزرگ زمانی رقم خورد که ترامپ در اسفند ۱۴۰۳، ژنرال چارلز کیو براون رئیس ستاد مشترک ارتش را تنها پس از ۱۶ ماه خدمت برکنار کرد.
براون یکی از چهرههای برجسته ارتش بود و کنار گذاشتن او بدون ارائه دلیل روشن، بهعنوان تلاش دولت برای جایگزینی فرماندهان همسو با رویکرد سیاسی کاخ سفید تعبیر شد.
اخراج نخستین زن فرمانده ارشد نیروی دریایی
چندی بعد، دریاسالار لیزا فرانچتی رئیس عملیات نیروی دریایی و نخستین زن تاریخ آمریکا در این جایگاه نیز برکنار شد.
این اقدام هم بدون توضیح انجام شد؛ در حالی که هگست حذف برنامههای «تنوع، برابری و شمول» را در اولویت قرار داده بود و منتقدان این اخراج را بخشی از همین رویکرد دانستند.
کنار گذاشتن معاون رئیس ستاد نیروی هوایی
همزمان، ژنرال جیمز اسلایف معاون رئیس ستاد نیروی هوایی نیز بدون هیچ توضیحی اخراج شد.
این روند سپس به بخشهای مختلف ارتش از جمله نیروی دریایی، سایبرکام، سنتکام و واحدهای عملیاتی دیگر گسترش یافت.
استعفای دن دریسکول؛ نقطه اوج بحران
استعفای دن دریسکول وزیر ارتش آمریکا، تازهترین حلقه از این زنجیره پرتنش بود. او ماهها با هگست اختلاف داشت و رسانههای آمریکایی این استعفا را «پیامی آشکار درباره دخالت مستقیم وزیر جنگ در بزرگترین شاخه نظامی آمریکا» توصیف کردند.
به نوشته فایننشال تایمز، دریسکول معتقد بود هگست با تصمیمات شتابزده و انگیزههای شخصی، به ساختار ارتش لطمهای وارد کرده که تا نسلها باقی خواهد ماند.
اختلاف اصلی این دو بر سر اخراج ژنرال رندی جورج رئیس ستاد نیروی دریایی در فروردین بود؛ اقدامی که واکنشهای گستردهای در پی داشت.
ابعاد انتقادها؛ از سیاسیسازی ارتش تا تهدید آمادگی نظامی
۱. سیاسیسازی ارتش و اولویت وفاداری
نشریه نیوزویک نوشت که برکناریهای گسترده بدون ارائه دلیل روشن، این تصور را ایجاد کرده که وفاداری به ترامپ و هگست معیار اصلی انتصابهاست.
سناتور تیم کین این اقدامات را «لجبازی محض» توصیف کرد.
واشنگتنپست نیز هشدار داد که ارتش آمریکا در حال تبدیل شدن از یک نهاد حرفهای به ارگانی وفاداریمحور است.
۲. ایجاد خلأ رهبری و تهدید آمادگی نظامی
واشنگتنپست در گزارشی با تیتر «هگست وفاداری را بر رهبری ترجیح میدهد و پنتاگون را فلج کرده است» نوشت: هگست «کمصلاحیتترین فرد برای مدیریت پنتاگون» بوده و موج برکناریها یک خلأ رهبری خطرناک ایجاد کرده که امنیت ملی آمریکا را تهدید میکند.
۳. حذف صداهای مستقل و برخورد تنبیهی
پس از استعفای دریسکول، منتقدان اعلام کردند که فرهنگ مدیریتی پنتاگون به سمت حذف مخالفان و برخورد با افراد مستقل رفته است.
گاردین و آسوشیتدپرس گزارش دادند که هگست در تصمیمات مربوط به فرماندهان دخالت مستقیم داشته و فضای پنتاگون «تنبیهی و مبتنی بر وفاداری» شده است.
حتی سه خبرنگار روزنامه نظامی استارز اند استرایپس که اخراج شدهاند، علیه هگست شکایت فدرال تنظیم کردهاند و او را به سانسور غیرقانونی رسانهها متهم کردهاند.
انتقاد از درون حزب جمهوریخواه
سناتور جمهوریخواه تام تیلیس نیز در پیامی تند نوشت: «هگست با برکناری فرماندهان، در بالاترین سطوح نظامی ما خلأ رهبری ایجاد کرده است.»
او افزود: «در هشت سال حضورم در کمیته نیروهای مسلح، مدیری ناکارآمدتر از هگست ندیدهام.»
در نهایت میتوان گفت که پنتاگون در دوران هگست با بیثباتی مدیریتی، سیاسیسازی ساختار فرماندهی و حذف صداهای مستقل مواجه شده است؛ روندی که نهتنها منتقدان دموکرات، بلکه برخی چهرههای جمهوریخواه نیز نسبت به پیامدهای آن هشدار میدهند.
این وضعیت، اکنون به یکی از جدیترین چالشهای امنیتی و مدیریتی آمریکا در سالهای اخیر تبدیل شده است.




