یعقوب یسنا: طالبان اشتباه حکومت‌های پیشین را تکرار می‌‌کنند | فارسی زبان بین‌اقوامی افغانستان است

یعقوب یسنا، استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبی در افغانستان در گفتگو با ایراف با اشاره به اظهارات اخیر دو مقام طالبان درباره «ملی بودن» زبان‌ پشتو و نفی واژه «ملی»، این سخنان را ناشی از دو مبنای فکری متفاوت، یعنی «ناسیونالیسم قومی پشتونی» و «نگاه مذهبی و امت‌محور» دانست و گفت: تأکید بر اینکه تنها زبان پشتو زبان ملی افغانستان است، ریشه در یک پیشینه سیاسی و قومی دارد که از دوره شکل‌گیری دولت مدرن افغانستان تاکنون بارها آزموده شده و شکست خورده است.

یعقوب یسنا تأکید کرد که هیچ زبان و فرهنگ قومی نباید از دایره هویت ملی افغانستان حذف شود. به گفته او، افغانستان برای دستیابی به یک هویت ملی پایدار، به جای یکسان‌سازی فرهنگی و زبانی، باید به سمت پذیرش کثرت فرهنگی و زبانی حرکت کند.

دو مبنای فکری متفاوت در سخنان طالبان

یسنا درباره تفاوت دیدگاه دو مقام طالبان درباره مفهوم «ملی» گفت: برداشت من این است که سخنان تازه دو مقام طالبان درباره زبان‌ها و ملی بودن زبان‌ها از دو مبنای فکری نشأت می‌گیرد. آن مقام طالبان که می‌گوید زبان پشتو تنها زبان ملی در افغانستان است، مبنای فکری‌اش مشخص است و از ناسیونالیسم قومی، آن هم ناسیونالیسم قومی پشتونی، سرچشمه می‌گیرد؛ اما آن مقام طالبان که می‌گوید: ما در افغانستان چیزی به نام «ملی» نداریم، مبنای فکری او از دیدگاه مذهبی و اسلامی می‌آید.

او افزود: «امارت اسلامی»، «وزارت دفاع امارت اسلامی»، «وزارت اطلاعات و فرهنگ امارت اسلامی» و دیگر نهادها با همین پسوند تعریف می‌شوند. بنابراین، وقتی یک مقام طالبان می‌گوید ما چیزی به نام «ملی» نداریم، این سخن تنها در «امارت اسلامی» طالبان سابقه ندارد و در حکومت‌ها و دولت‌های اسلامی دیگر نیز پیشینه داشته است.

تفاوت «ملی» و «رسمی»

این پژوهشگر با اشاره به سابقه تاریخی بحث زبان ملی در افغانستان گفت: اینکه یک مقام طالبان می‌گوید زبان پشتو تنها زبان ملی است، نمی‌دانم دقیقاً سخن رسمی حکومت طالبان است یا اظهارنظر یک مقام. در هر صورت، این سخن در افغانستان پیشینه سیاسی و تاریخی دارد.

به گفته یسنا، از زمانی که دولت مدرن در افغانستان شکل گرفت، تلاش‌هایی برای قرار دادن زبان پشتو به عنوان زبان ملی و رسمی کشور صورت گرفته است.

او ادامه داد: در دوره امان‌الله خان، محمود طرزی که از نظر فرهنگی یکی از چهره‌های اصلی حکومت او بود و پیش از آن نیز در دوره حبیب‌الله خان نقش مهمی داشت، در پی آن بود که زبان پشتو، که از آن با عنوان «زبان افغانی» یاد می‌کردند، به عنوان زبان ملی و رسمی، یعنی تنها زبان ملی و رسمی افغانستان، تثبیت شود.

آقای یسنا با اشاره به قوانین اساسی افغانستان گفت: در قوانین اساسی پیش از جمهوری، به‌ویژه در دوره ظاهرشاه، دو زبان به عنوان زبان رسمی مطرح بودند و در همان قوانین و قوانین بعدی، زبان پشتو، زبان ملی نیز خوانده شده است؛ اما در قانون اساسی دوره جمهوری، هر دو زبان پشتو و دری به عنوان زبان‌های رسمی دولت افغانستان ذکر شدند و دیگر پسوند «ملی» برای زبان پشتو در قانون اساسی جمهوری وجود نداشت. او تأکید کرد: بین «ملی» و «رسمی» می‌تواند تفاوت وجود داشته باشد.

همه زبان‌ها بخشی از سرمایه فرهنگی افغانستان هستند

یعقوب یسنا با اشاره به نظریه «سرمایه فرهنگی» پی‌یر بوردیو گفت: بر اساس این نظریه، هر چیزی که در یک کشور و جامعه ارزش فرهنگی دارد، چه لباس باشد، چه ابزار موسیقی، چه معدن و چه زبان، جزئی از سرمایه‌های فرهنگی و ملی آن کشور است.

او افزود: از این نظر، همه زبان‌هایی که در یک کشور وجود دارند، بخشی از سرمایه فرهنگی و ملی آن کشور هستند. بنابراین باید دیدگاه خود را درباره مفهوم «ملی» و «رسمی» در افغانستان اصلاح کنیم.

این پژوهشگر ادبی ادامه داد: زبان‌های شغنی، بلوچی، ازبکی، نورستانی و پشه‌ای، همگی بخشی از میراث فرهنگی و ملی افغانستان هستند. پشتو و دری نیز همین جایگاه را دارند؛ اما «رسمی» چیزی است که دولت و حکومت به دلیل ضرورت و کارکرد اداری از آن استفاده می‌کند.

او برای توضیح این تفاوت گفت: در یک کشور شیوه‌های مختلف پوشش وجود دارد، اما دولت ممکن است یک نوع پوشش را به عنوان یونیفرم رسمی در ادارات دولتی انتخاب کند. این به آن معنا نیست که سایر شیوه‌های پوشش بی‌ارزش یا فاقد ارزش ملی هستند؛ بلکه دولت بر اساس ضرورت، یک نوع پوشش را رسمی کرده است. زبان رسمی نیز همین اعتبار را دارد.

به گفته او، یک دولت می‌تواند بر اساس ضرورت کاربردی و کارکردی، یک یا دو زبان را به عنوان زبان رسمی انتخاب کند، اما این امر نباید به معنای نفی ارزش ملی سایر زبان‌ها باشد.

سیاست تک‌زبانی در افغانستان شکست خورده است

آقای یسنا با اشاره به تأکید طالبان بر اینکه تنها زبان ملی، زبان پشتو است، گفت: این رویکرد از یک پیشینه سیاسی و قومی در حکومت‌های افغانستان می‌آید و به نظر من نادرست است.

بیشتر بخوانید:  اظهارات طالبان درباره زبان‌های رسمی و «ملی» افغانستان؛ منتقدان چه می‌گویند؟

او افزود: در افغانستان تلاش شده است سیاست فرهنگی بر مبنای یک زبان یا هویت فرهنگی یک قوم ساخته و تعریف شود، اما من فکر می‌کنم چنین رویکردی در افغانستان شکست خورده است. از همان آغاز، یعنی از دوره امان‌الله خان، این تلاش شکست خورد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: در دوره‌های بعد نیز این موضوع تکرار شد. حتی یک بار تمام وزارت آموزش و پرورش، کتاب‌های درسی را به زبان پشتو چاپ کرد تا در سراسر افغانستان به زبان پشتو تدریس شود، اما این پروژه نتوانست عملی شود و شکست خورد.

او تأکید کرد: اینکه بگوییم هویت ملی افغانستان باید بر یک زبان خاص بنا شود و زبان‌های دیگر حذف یا کنار گذاشته شوند، نادرست است. زبان پشتو و فرهنگ پشتو حق دارد در هویت ملی و فرهنگی افغانستان جایگاه خود را داشته باشد؛ همان‌طور که زبان دری، ازبکی و سایر زبان‌های کشور نیز باید جایگاه خود را در هویت فرهنگی و ملی داشته باشند.

زبان فارسی دری؛ میراث مشترک اقوام افغانستان

این استاد دانشگاه درباره جایگاه زبان فارسی دری در افغانستان گفت: زبان‌ها از نظر زبان‌شناسی ارزش انسانی دارند و نمی‌توان برای زبان‌ها مرتبه خاصی تعیین کرد؛ اما از نظر فرهنگی و کاربرد یک زبان در جامعه و پیشینه فرهنگی آن، طبیعتاً تفاوت‌هایی میان زبان‌ها وجود دارد.

او افزود: زبان دری که ما در افغانستان می‌گوییم و در ایران فارسی نام دیگر آن است، پیشینه تاریخی پرباری در منطقه داشته است. پژوهشگران و دانشمندانی مانند سعید نفیسی، عبدالحسین زرین‌کوب و پرویز ناتل خانلری درباره تاریخ زبان دری و فارسی تحقیق کرده و بر اهمیت آن تأکید کرده‌اند.

به گفته یعقوب یسنا، زبان دری از دوره صفاریان و یعقوب لیث صفاری تا دوره غزنویان، سلجوقیان و دولت‌های متأخر، یکی از زبان‌های عمومی مردم و حکومت‌ها بوده است.

او تصریح کرد: اگرچه زبان رسمی به معنای حقوقی آن از پدیده‌های دولت‌های مدرن است، اما پیش از شکل‌گیری دولت‌های مدرن نیز زبان‌هایی وجود داشتند که ارزش عمومی داشتند و زبان دری یکی از این زبان‌ها بود.

فارسی در افغانستان جایگاه بین‌قومی دارد

این پژوهشگر ادبی با اشاره به کاربرد گسترده زبان فارسی دری در افغانستان گفت: زبان دری در افغانستان یک جایگاه بین‌قومی دارد و همه اقوام افغانستان این زبان را از خود می‌دانند و از آن استفاده کرده‌اند.

او افزود: یک ازبک، شغنی، نورستانی، پشتون یا تاجیک، وقتی در هر نقطه افغانستان با فردی از قوم دیگر روبه‌رو می‌شود، زبانی که از نظر رسانه‌ای و برای تفاهم و ارتباط به کار می‌گیرد، زبان دری است. از این نظر، زبان دری جایگاه بین‌قومی دارد.

یعقوب یسنا ادامه داد: زبان دری زبان بسیاری از دولت‌های افغانستان نیز بوده است. حتی دولت احمدشاه درانی، که از پشتون‌های افغانستان بود، از زبان دری استفاده می‌کرد. احمدشاه درانی به زبان دری شعر سروده است، شاه شجاع نیز به زبان دری شعر گفته و عبدالرحمان‌خان نیز کتاب «سراج‌التواریخ» را به این زبان دیکته کرده است.

او تأکید کرد: تاریخ‌های رسمی دولت‌های پشتون نیز به زبان دری نوشته شده‌اند. بنابراین، هرگونه مخالفت بی‌جا و نامناسب با زبان و ادبیات دری در افغانستان به هویت فرهنگی و ملی این کشور آسیب می‌زند و می‌تواند مشکلات فرهنگی و سیاسی ایجاد کند.

«هیچ چیز ملی نیست»؛ بازتاب نگاه امت‌محور

یعقوب یسنا در ادامه درباره اظهارنظر یکی از مقام‌های طالبان مبنی بر اینکه «چیزی به نام ملی نداریم»، گفت: همان‌طور که اشاره کردم، برداشت من این است که این دیدگاه یک مبنای مذهبی و اسلامی دارد.

او افزود: در دیدگاه مذهبی و اسلامی، همه مردم امت اسلامی هستند و پدیده‌های فرهنگی نیز نمی‌توانند بیرون از حوزه فرهنگ اسلامی تعریف شوند. به همین دلیل، در دوره طالبان اول شاهد بودیم که بودای بامیان، با وجود ارزش ملی و بین‌المللی، تخریب شد؛ زیرا از نگاه آنان آن اثر ارزش اسلامی نداشت.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: در بخشی از طالبان که دیدگاه ایدئولوژیک و مذهبی پررنگ‌تری دارند، چیزی که غیراسلامی باشد، معنا و جایگاه چندانی ندارد. البته تصور من این است که طالبان بیشتر مشی قومی نیز دارند؛ وقتی یکی از مقام‌های آن‌ها تأکید می‌کند که زبان پشتو زبان ملی است، این موضع از یک تفکر قومی می‌آید.

اختلاف درونی طالبان بر سر قومیت و هویت

یسنا درباره اینکه آیا این دو اظهارنظر نشانه اختلاف نظر در میان طالبان درباره قومیت، زبان و هویت ملی است، گفت: من فکر می‌کنم این مسئله بیشتر از آنکه نشان‌دهنده یک اختلاف نظر اساسی باشد، بیانگر وجود دو جریان فکری در میان طالبان است.

او افزود: دیدگاهی که می‌گوید تنها زبان ملی، زبان پشتو است، از نظر قومی اهمیت فرهنگی و سیاسی خاصی دارد؛ زیرا بیشتر مقام‌های طالبان از قوم پشتون هستند و طبیعتاً ممکن است دیدگاه قومی نسبت به زبان‌ها داشته باشند.

بیشتر بخوانید:  حذف رشته‌های حقوق، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل؛ دانشگاه‌های افغانستان به مدرسه تبدیل می‌شوند؟

به گفته یسنا، اظهارنظر یکی از سخنگویان طالبان که گفته است «ما چیزی به نام ملی نداریم»، می‌تواند دیدگاهی حاشیه‌ای از سوی کسانی باشد که خود را بیشتر به جریان فکری مذهبی و اسلامی وابسته می‌دانند و معتقدند قومیت برای آنها موضوعیت ندارد و اسلامیت اهمیت بیشتری دارد.

او تأکید کرد: برداشت من این است که این دیدگاه می‌تواند از نظر فرهنگی در حکومت طالبان یک دیدگاه حاشیه‌ای باشد، اما دیدگاهی که اهمیت و پشتوانه سیاسی بیشتری دارد، همان دیدگاهی است که زبان پشتو را تنها زبان ملی معرفی می‌کند.

سیاست زبانی طالبان موجب افزایش شکاف‌های فرهنگی شده است

این استاد دانشگاه درباره واکنش اقوام افغانستان به سیاست‌های زبانی طالبان گفت: اقوام افغانستان حقیقتاً از سیاست فرهنگی و زبانی طالبان ناراحت هستند، اما از آنجایی که امکان ابراز نظر و کنش فرهنگی و مدنی در داخل افغانستان وجود ندارد، این ناراحتی و اعتراض به شکل آشکار تبارز نمی‌کند.

او افزود: سیاست زبانی طالبان ناراحتی‌های فرهنگی و اعتراضات بیشتری را در داخل کشور ایجاد کرده یا به این ناراحتی‌ها دامن زده است.

یسنا ادامه داد: طالبان تابلوهایی را که به زبان دری بودند در دانشگاه‌ها و ادارات دولتی کنار زدند و همچنین نسبت به زبان ازبکی که در دوره جمهوری یکی از زبان‌های رسمی افغانستان شناخته شده بود، در مناطق ازبک‌نشین توجه کافی نشان ندادند.

او هشدار داد: این اقدامات طبیعتاً بر مناسبات فرهنگی در افغانستان تأثیر منفی می‌گذارد. امیدوار هستیم رویکرد تک‌زبانی و تک‌فرهنگی در افغانستان اصلاح شود و شاهد کثرت‌گرایی فرهنگی و زبانی باشیم.

یعقوب یسنا درباره تأثیر سیاست فرهنگی طالبان بر مشروعیت این گروه گفت: برخورد فرهنگی و زبانی طالبان با زبان‌ها و فرهنگ اقوام افغانستان موجب ناراحتی مردم و اقوام شده و طبیعتاً این ناراحتی می‌تواند شکاف‌های اجتماعی و فرهنگی را بیشتر کند.

او در عین حال درباره تأثیر این مسئله بر مشروعیت طالبان اظهار داشت: وقتی درباره مشروعیت یک گروه یا دولت صحبت می‌کنیم، ابتدا باید مشخص کنیم منظور ما از مشروعیت چیست و معیارمان برای سنجش آن کدام است.

وی افزود: اگر معیارهای مرسوم بین‌المللی را در نظر بگیریم، طالبان به هر صورت قدرت را در افغانستان در اختیار دارند، اما این که درباره مشروعیت آن‌ها بر اساس معیارهای بین‌المللی صحبت کنیم، هنوز زود است.

هویت ملی افغانستان باید بر کثرت‌گرایی بنا شود

یعقوب یسنا در پایان گفتگو با ایراف با تأکید بر ضرورت بازتعریف هویت ملی افغانستان گفت: افغانستان برای ساختن و ایجاد یک هویت ملی باید بر مؤلفه‌های دموکراتیک و کثرت‌گرایانه مدرن تکیه کند.

او گفت: ما تاکنون هویت ملی را، چه از نظر فرهنگی و چه اجتماعی و سیاسی، آن‌چنان که لازم است نداشته‌ایم. این مسئله با تعصب حکومت‌ها و دولت‌های پیشین افغانستان و همچنین عدم شناخت آن‌ها از فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی و زبانی اقوام افغانستان ارتباط دارد.

به گفته این پژوهشگر، اگر حکومت‌های پیشین واقعاً فرهنگ و ساختار اجتماعی مردم افغانستان را می‌شناختند و ارزش‌های فرهنگی و زبانی اقوام را به رسمیت می‌شناختند، می‌توانستند یک هویت ملی بر اساس ارزش‌های دموکراتیک، پلورالیستی و کثرت‌گرایانه ایجاد کنند.

او افزود: اگر بخواهیم به یک هویت ملی دست پیدا کنیم، باید ارزش فرهنگی و زبانی همه اقوام افغانستان را به رسمیت بشناسیم؛ از زبان شغنی در دوردست‌ترین نقاط بدخشان گرفته تا زبان‌های نورستانی، بلوچی، پشه‌ای و سایر ارزش‌های فرهنگی و زبانی مردم افغانستان.

«کثرت در وحدت»؛ راه افغانستان برای رسیدن به هویت ملی

یسنا در تشبیهی برای توضیح دیدگاه خود گفت: افغانستان مانند یک قالی است که نقش‌های متفاوتی دارد و این کثرت در یک قالی به وحدت می‌رسد؛ یعنی «کثرت در وحدت» یا «وحدت در کثرت».

او تأکید کرد: باید بتوانیم این کثرت را با حفظ تفاوت‌های فرهنگی به وحدت برسانیم، نه اینکه در پی یکسان‌سازی باشیم و بخواهیم یک گل یا یک رنگ را در قالی گسترش دهیم تا رنگ‌ها و نقش‌های دیگر از بین بروند. چنین چیزی امکان‌پذیر نیست.

این استاد دانشگاه در پایان گفت: با حفظ کثرت می‌توانیم به یک وحدت فرهنگی و یک هویت ملی برسیم. درباره اینکه طالبان به کدام سمت حرکت می‌کنند، تصور من این است که آنها همان اشتباه حکومت‌های پیشین را در قبال فرهنگ‌ها و زبان‌های مردم افغانستان تکرار می‌کنند.

بحث درباره جایگاه زبان‌ها و مفهوم هویت ملی در افغانستان، سابقه‌ای طولانی در تحولات سیاسی و قانون‌گذاری این کشور دارد. زبان‌های پشتو و فارسی در دوره‌های مختلف جایگاه رسمی داشته‌اند و در کنار آن‌ها زبان‌هایی مانند ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه‌ای و نورستانی نیز بخشی از تنوع زبانی و فرهنگی افغانستان را شکل می‌دهند. اختلاف بر سر تعریف «زبان ملی» و «زبان رسمی» در سال‌های اخیر، همزمان با سیاست‌های فرهنگی و زبانی طالبان و حتی در دوره جمهوری، بار دیگر به موضوعی حساس تبدیل شده و نگرانی‌هایی درباره جایگاه اقوام و میراث فرهنگی متنوع افغانستان ایجاد کرده است.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=136369
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها