به گزارش ایراف، پیامبر مکرم اسلام، همانگونه که در طول زندگی خود، همواره محور وحدت و انسجام و یکدلی بودند، سالروز میلادشان نیز وحدت بخش و اتحاد آفرین است.
اهمیت هفته وحدت در افغانستان
میلاد پیامبر اکرم(ص) در افغانستان بهعنوان یکی از اعیاد مهم اسلامی، تعطیل رسمی است و در این روز مانند دیگر اعیاد اسلامی، دید و بازدیدهای عیدانه، نذر و نیاز و دیگر سنتهای بومی اسلامی برگزار میشود.
در افغانستان که جامعهای متنوع از نظر مذهبی، قومی، زبانی و فرهنگی دارد، پیام هفته وحدت اهمیت ویژهای پیدا میکند. شیعه و سنی، پیش از آنکه در برخی مسائل فقهی و اعتقادی با یکدیگر تفاوت داشته باشند، هر دو امت پیامبر اکرم(ص) هستند؛ به یک خدا ایمان دارند، قرآن را کتاب آسمانی خود میدانند و حضرت محمد(ص) را پیامبر و فرستاده خدا میشناسند. این اشتراکات، سرمایهای بزرگ برای ساختن جامعهای بر پایه همزیستی و احترام متقابل است. چه اینکه شیعه و سنی در افغانستان تاریخ و پیشینه طولانی در همزیستی و همافزایی دارند.
میلاد پیامبر گرامی اسلام فرصتی برای بازگشت به یکی از بنیادیترین آموزههای سیره آن حضرت، یعنی اخوت و همدلی است. قرآن کریم نیز با صراحت میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»؛ مؤمنان با یکدیگر برادرند. این آیه، اخوت را نه یک توصیه حاشیهای، بلکه یکی از پایههای جامعه ایمانی معرفی میکند.
افغانستان دهههاست که هزینه سنگین اختلاف، خشونت، بیاعتمادی و شکافهای اجتماعی را پرداخته است. در چنین شرایطی، میلاد پیامبر(ص) میتواند فراتر از یک مناسبت مذهبی، فرصتی برای بازاندیشی در این پرسش باشد که چگونه میتوان جامعهای ساخت که در آن تفاوتهای مذهبی و قومی بهانهای برای حذف و دشمنی نباشد.
افغانستان و اخوت اسلامی
اخوت اسلامی واقعی زمانی معنا پیدا میکند که انسان بتواند در عین تفاوت، دیگری را به رسمیت بشناسد و حقوق او را محترم بداند. در افغانستان، این اصل میتواند به معنای پذیرش شیعه و سنی بهعنوان دو بخش از جامعه اسلامی و تأکید بر این حقیقت باشد که مسلمانان ورای باورهای مذهبیشان، به یک اندازه و برادروار میتوانند از تمامی ظرفیتهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برخوردار باشند. هویت مذهبی به خودی خود نمیتواند باعث برتری بر دیگران یا امتیازی نسبت به سایرین باشد.
سیره پیامبر اکرم(ص) نیز نشان میدهد که جامعه اسلامی بر پایه حذف یا انکار دیگری بنا نمیشود. پیامبر(ص) در مدینه جامعهای متکثر را مدیریت کرد و برای گروههای مختلف، پیوند اجتماعی و مسئولیت متقابل ایجاد کرد. بنابراین، اگر قرار است از میلاد آن حضرت تجلیل کنیم، باید از اخلاق و روش ایشان نیز مشق بگیریم؛ از عدالت، گذشت، رحمت، رعایت حقوق دیگران و پرهیز از تبدیل اختلاف به دشمنی و دیگر خصلتهای حسنه ایشان یاد کنیم و بر همان اساس عمل کنیم. چگونه میتوان خود را امت محمد مصطفی دانست و بعد برادران مسلمان خود را صرف به خاطر تفاوت در مذهب، از بخشی از حقوق شهروندی و اسلامی اش محروم کرد؟
افغانستان امروز بیش از شعارهای پوچ به اعتماد و عدالت اجتماعی نیاز دارد. مردم افغانستان باید بتوانند فارغ از تعلقات مذهبی و قومی، خود را اعضای یک جامعه واحد بدانند. هیچ کشوری با حذف بخشی از شهروندانش به ثبات پایدار نمیرسد و هیچ جامعهای با دامن زدن به نفرت، آیندهای روشن نخواهد داشت.
اخوت اسلامی، اگر از سطح شعار به یک اصل عملی در رفتار اجتماعی و سیاسی تبدیل شود، میتواند یکی از پایههای بازسازی اعتماد و همزیستی در افغانستان باشد. افغانستانی که طعم سالها جنگ، ناامنی و اشغال را چشیده و اکنون میتواند با همزیستی مسالمت آمیز همه اقوام و مذاهب، پلههای رشد و توسعه را بپیماید.
میلاد پیامبر اکرم(ص) فرصتی است برای یادآوری این نکته که امت پیامبر اسلام بایستی با اخلاق نیکو در میان دیگر امتها شناخته شوند و سیره نبوی را بهعنوان راهبرد و اساس زندگی خود و معیاری برای زیستن قرار دهند.
به جرات میتوان گفت که جامعهای که در آن به کرامت انسانها احترام گذاشته شود، جان و مال و آبروی مردم مصون باشد و انسانها به دلیل مذهب، قوم یا زبان تحقیر نشوند، به آموزههای پیامبر نزدیکتر است.
شیعه و سنی باهم برادر و برابرند
در حکومت طالبان، شیعیان با چالشهای جدی روبرو هستند، در حالیکه رهبران طالبان از عدالت و برابری سخن میگویند، فشارها بر شیعیان روز به روز بیشتر میشود. فاصله میان شعار و عمل همینجاست، رهبران طالبان که خود را ملزم به پیاده سازی شریعت اسلامی میدانند، چگونه مجبور کردن دیگران به تغییر مذهب را توجیه میکنند؟ یا فشارها بر دانشجویان بر تبعیت از مذهب حنفی را چطور میتوان در چارچوب برادری و برابری توضیح داد؟
متاسفانه برخی سیاستهای غلط و انحصارگرایی و تبعیض های آشکار باعث شده تا بخشی از شیعیان حکومت طالبان را از خود ندانند، چرا که هیچ جایگاهی برای خود در این ساختار نمیبینند. در حالیکه پیامبر گرامی اسلام بارها در فرمایشات خود، داشتن تقوا را نشان برتری افراد میدانستند، امروزه در افغانستان قومیت و مذهب به دلیلی برای خودبرتربینی تبدیل شده است.
مقامات و مسئولان طالبان از یکسو افغانستان را خانه همه اقوام و مذاهب میخوانند و از سوی دیگر عرصه را بر شیعیان تنگ میکنند، از برگزاری مراسمهای آیینی جلوگیری میکنند، علمای اهل تشیع را ملزم به رعایت فقه حنفی میکنند و از دانشجویان میخواهند که مذهب حنفی را بپذیرند. از سوی دیگر میگویند در افغانستان تنها یک مذهب وجود دارد و آن حنفی است، در حالی که بجز مذهب حنفی، از سایر مذاهب اسلامی نیز در تمام ولایات افغانستان زندگی میکنند و با شنیدن این سخن خود را از حکومت جدا میبینند.
افغانستان برای عبور از چرخه طولانی خشونت و بیاعتمادی، به یک قرارداد اجتماعی تازه بر مبنای احترام متقابل نیاز دارد. این قرارداد میتواند از یک اصل ساده آغاز شود: هیچ افغان، به دلیل مذهب، قوم، زبان یا منطقهای که به آن تعلق دارد، دیگری یا فرودست نیست. همه شهروندان این سرزمین در رنجها و آینده آن سهیماند و امنیت و کرامت یکی، بدون امنیت و کرامت دیگری پایدار نخواهد ماند.
تاریخ سیاسی افغانستان به خوبی بیانگر این اصل اساسی است که افغانستان خانه مشترک همه اقوام و مذاهب است و بدون حمایت و مشارکت همه اقوام، حاکمیت ملی مشروع شکل و فرم نخواهد یافت و مادامی که به خاطر تفاوتهای مذهبی، زبانی و قومی، تبعیض و انحصار و نابرابری رواج داشته باشد، هیچ حکومتی نخواهد توانست برای مدت طولانی، حکومت کند.
میلاد نبی اکرم(ص) و هفته وحدت، در نهایت، یادآور یک حقیقت روشن است: اختلاف در برخی مسائل، نباید ما را از مشترکات بزرگترمان غافل کند. آنچه هدف مشترک تمام دشمنان افغانستان است، ورود از میان شکافهای اجتماعی، مذهبی، قومی و زبانی است.
گرامیداشت میلاد پیامبر(ص) شاید بهترین فرصت باشد تا به جای برجسته کردن فاصلهها، بر پیوندهایی تأکید کنیم که میلیونها مسلمان را در سراسر جهان به یکدیگر متصل میکند؛ پیوند ایمان، پیامبر، قرآن و اخوت اسلامی.








