به گزارش ایراف، ابوعلی حسین بن عبدالله ابنسینا، مشهور به «شیخالرئیس»، از برجستهترین دانشمندان و فیلسوفان جهان اسلام و از اثرگذارترین چهرههای تاریخ علم به شمار میرود. او در حدود سال ۹۸۰ میلادی در روستای افشانه در نزدیکی بخارا زاده شد؛ منطقهای که در قلمرو ازبکستان امروزی قرار دارد. با این حال، پدر ابنسینا، عبدالله، اهل بلخ بود و پیش از تولد او از بلخ به بخارا مهاجرت کرده بود.
ابنسینا؛ دانشمندی که مرزهای علم را درنوردید
ابنسینا تنها پزشک نبود؛ او دانشمندی چندوجهی بود که در پزشکی، فلسفه، منطق، ریاضیات، نجوم، علوم طبیعی، روانشناسی و برخی دیگر از شاخههای دانش زمان خود آثار مهمی پدید آورد؛ آثاری که بعضی از آنها بهعنوان کتابهای مرجع در علوم شناخته میشوند و تا امروز در دانشگاهها و محافل علمی مورد توجه هستند.
منابع یونسکو شمار آثار منسوب به او را حدود ۴۵۰ اثر دانستهاند که نزدیک به ۲۴۰ اثر از آنها باقی مانده است. این آثار نشان میدهد که فعالیت علمی ابنسینا به یک حوزه محدود نبود و او در اغلب رشتههای عصر خود، سرآمد بود و حرفی برای گفتن داشت.
مهمترین اثر پزشکی ابنسینا، «القانون فیالطب» یا «قانون در طب» است؛ دانشنامهای پنجبخشی که در آن مباحثی همچون اصول پزشکی، تشخیص بیماریها، داروهای ساده و مرکب، بیماریهای اندامهای مختلف، تبها، زخمها، مسمومیت و روشهای درمان بررسی شده است. یونسکو گزارش میدهد که این کتاب از قرن دوازدهم به لاتین ترجمه شد و در دانشگاههای اروپا جایگاه مهمی پیدا کرد؛ بهگونهای که تا قرنها در آموزش پزشکی شرق و غرب مورد استفاده قرار گرفت.
اهمیت علمی «قانون» تنها به طبابت محدود نمیشود. ابنسینا در این اثر مجموعه گستردهای از داروهای گیاهی، معدنی و حیوانی را بررسی کرده و درباره روش تهیه و کاربرد داروهای مرکب نیز مطالبی آورده است. یکی از بخشهای مهم کتاب به داروهای ساده اختصاص دارد و صدها ماده دارویی را توصیف میکند. همین نظاممند کردن دانش پزشکی و دارویی سبب شد «قانون» به یکی از مراجع مهم پزشکی قرون میانه تبدیل شود؛ اثری ماندگار که از چند جهت به جامعه پزشکی کمک کرد.
در کنار «قانون»، «کتاب الشفا» یا «شفا» مهمترین اثر فلسفی و علمی ابنسینا محسوب میشود. برخلاف نام آن که ممکن است تصور شود کتابی پزشکی است، «شفا» عمدتاً یک دانشنامه فلسفی و علمی است که موضوعاتی مانند منطق، طبیعیات، ریاضیات و الهیات را دربرمیگیرد.
ابنسینا در فلسفه نیز نظامی منسجم ایجاد کرد که قرنها بر متفکران مسلمان و سپس بر فلسفه اروپایی و غرب اثر گذاشت. تأثیر او در جهان لاتین به اندازهای بود که نامش به بخشی جداییناپذیر از تاریخ پزشکی و فلسفه قرون وسطی تبدیل شد.
پیوند تاریخی ابنسینا و خراسان بزرگ
ابوعلی سینا و دانشمندانی مانند او متعلق به یک جغرافیا نیستند، بلکه چنین ابرانسانهایی متعلق به تمام جامعه بشری هستند. با این حال، باید گفت که در روزگار ابنسینا، خراسان بزرگ یکی از مهمترین کانونهای علم و دانش جهان بود و برخلاف امروز که بخش مهمی از جریان تولید علم از غرب به شرق منتقل میشود، در آن روزگار بسیاری از جریانهای علمی و فکری از شرق و جهان اسلام به سوی دیگر مناطق حرکت میکرد.
بلخ باستان، زادگاه پدر ابنسینا، در دوره سامانیان و پیش از آن یکی از مراکز مهم تمدن و دانش در خراسان بود. خود ابنسینا نیز در فضایی علمی رشد کرد که بلخ، بخارا، خوارزم، گرگان، ری، اصفهان و همدان را به شبکهای گسترده از مراکز علمی و فرهنگی پیوند میداد. به همین دلیل، بهتر است ابنسینا را در چارچوب تمدن علمی خراسان و ماوراءالنهر نیز تعریف و معرفی کرد.
از این منظر، پیوند ابنسینا با افغانستان عمدتاً از مسیر بلخ و میراث تاریخی خراسان قابل توضیح است. در افغانستان امروز نیز نام و میراث او در فضای علمی و دانشگاهی حضور دارد؛ از جمله دانشگاه ابنسینا و مراکز علمی دیگری که نام او را بر خود گذاشتهاند. این موضوع نشان میدهد که ابنسینا همچنان یکی از نمادهای دانش، خرد و میراث علمی در افغانستان معاصر محسوب میشود.
ایران نیز یکی از مهمترین جغرافیاهای زندگی علمی و سیاسی ابنسینا است. او پس از ترک ماوراءالنهر در شهرهایی همچون گرگان، ری، همدان و اصفهان زندگی و فعالیت کرد و بخش مهمی از آثار خود را در همین حوزه تمدنی پدید آورد.
ابنسینا سرانجام در سال ۱۰۳۷ میلادی در همدان درگذشت و در همین شهر به خاک سپرده شد. آرامگاه او امروز در میدان بوعلی سینای همدان قرار دارد و به یکی از شناختهشدهترین بناهای فرهنگی و تاریخی این شهر تبدیل شده است. آرامگاه ابنسینا تنها یادمانی برای یک پزشک و فیلسوف بزرگ نیست؛ بلکه نمادی از جایگاه همدان در بخشی از تاریخ علمی و فرهنگی ایران و جهان اسلام و یادآور میراث دانشمندی است که آثارش از مرزهای زمان و جغرافیا فراتر رفت.
از این رو، ابنسینا هم در سنت علمی خراسان و ماوراءالنهر و هم در تاریخ علمی ایران تاریخی جایگاهی برجسته دارد. محدود کردن او به یک کشور امروزی، تصویر تاریخی این دانشمند را ناقص میکند؛ زیرا جهان سیاسی و فرهنگی زمان ابنسینا با مرزهای ملی افغانستان، ایران و ازبکستان امروز یکسان نبود.
یگانگی فرهنگی افغانستان، ایران و آسیای میانه
نگاه به زندگی و میراث ابنسینا، فرصتی برای یادآوری پیوندهای عمیق فرهنگی و تمدنی میان افغانستان، ایران و آسیای میانه نیز هست. این سرزمینها در طول قرنها، در چارچوب حوزه تمدنی خراسان بزرگ، در شکلگیری و گسترش زبان فارسی، ادبیات، فلسفه، پزشکی، هنر و علوم نقش مشترک داشتهاند. شهرهایی چون بلخ، بخارا، سمرقند، مرو، هرات، نیشابور، ری و دیگر مراکز تاریخی این حوزه، اگرچه امروز در قلمرو کشورهای مختلف قرار دارند، در گذشته شبکهای پیوسته از تعاملات علمی، فرهنگی و اقتصادی را تشکیل میدادند. بنابراین، میراث ابنسینا را میتوان یکی از نمونههای روشن این یگانگی تاریخی دانست؛ میراثی که به یک مرز سیاسی معاصر محدود نمیشود و میان مردم افغانستان، ایران و آسیای میانه پیوندی تاریخی و فرهنگی ایجاد میکند.
این نگاه به معنای نادیده گرفتن هویتها و تفاوتهای ملی امروز نیست؛ بلکه تأکیدی بر این واقعیت تاریخی است که مرزهای سیاسی کنونی، بسیار متأخرتر از بسیاری از پیوندهای فرهنگی و تمدنی این منطقه شکل گرفتهاند. همانگونه که ابنسینا را نمیتوان صرفاً با جغرافیای سیاسی امروز تعریف کرد، بسیاری از مفاخر علمی و ادبی این حوزه نیز بخشی از میراث مشترک مردمان افغانستان، ایران و آسیای میانهاند. پاسداشت این میراث مشترک میتواند به جای رقابت بر سر مالکیت مفاخر، زمینهای برای شناخت بهتر تاریخ مشترک و تقویت پیوندهای فرهنگی میان ملتهای منطقه باشد.
از خراسان تا اروپا؛ میراث جهانی شیخالرئیس
میراث ابنسینا محدود به جغرافیای شرق نیست، بلکه ترجمه لاتین «قانون» در قرن دوازدهم میلادی، دانش پزشکی ابنسینا را وارد دانشگاههای اروپایی کرد و این اثر برای قرنها یکی از منابع مهم آموزش پزشکی غرب بود.
یونسکو تأکید کرده است که آثار او از طریق شبکههای علمی و فرهنگی جهان اسلام و راههای ارتباطی همچون جاده ابریشم، در انتقال و ترکیب دانش پزشکی تمدنهای مختلف نقش داشتند.
امروز نیز ابنسینا صرفاً یک شخصیت متعلق به تاریخ پزشکی یا فلسفه اسلامی نیست؛ او بخشی از میراث مشترک علمی بشریت است. یونسکو او را از مشهورترین دانشمندان جهان اسلام و یکی از چهرههای اثرگذار تاریخ علم معرفی کرده است. آثار و نسخههای خطی مربوط به او نیز در مجموعههای معتبر جهانی نگهداری میشوند؛ برای نمونه، مجموعهای از آثار ابنسینا در کتابخانه سلیمانیه استانبول در برنامه «حافظه جهانی» یونسکو ثبت شده است.
شاید مهمترین میراث ابنسینا نه تنها کتابهای او، بلکه تصویری باشد که از دانشمند ارائه کرد؛ انسانی که پزشکی، فلسفه، منطق و علوم طبیعی را در یک منظومه فکری به هم پیوند زد و نشان داد که مرز میان رشتههای علمی، مانعی برای جستوجوی حقیقت نیست. او نمونه بارز انسانی است که تمام عمر خود را وقف علمآموزی و اندیشیدن کرد و از این مسیر خدمت بزرگی به تمام جهانیان عرضه داشت؛ خدمتی که نام او را برای همیشه در تاریخ علم و اندیشه درخشان و فروزان نگه داشته است.





