سالروز سانحه هوایی بامیان؛ نخست‌وزیر غفورزی چگونه کشته شد؟

به گزارش ایراف، غروب ۳۰ اسد (مرداد) ۱۳۷۶، در حالی که هیأت استقبال از نخست‌وزیر و همراهانش در فرودگاه بامیان منتظر بودند، هواپیمای حامل هیأت، هنگام فرود دچار سانحه شد و بیشتر سرنشینان آن جان باختند. تنها دو نفر از این حادثه جان سالم به در بردند.

این سانحه در شرایطی رخ داد که جبهه متحد اسلامی افغانستان در تلاش بود ساختار سیاسی تازه‌ای با مشارکت جریان‌ها و گروه‌های مختلف ایجاد کند. مرگ غفورزی و شماری از چهره‌های برجسته سیاسی و فکری، عملاً این طرح را در همان آغاز متوقف کرد.

غفورزی؛ نخست‌وزیری که فرصت نیافت

عبدالرحیم غفورزی، دیپلمات و سیاستمدار افغان، پیش از رسیدن به نخست‌وزیری، معاون وزارت خارجه و سپس وزیر خارجه دولت برهان‌الدین ربانی بود. او هنگام رسیدن به نخست‌وزیری ۵۰ سال داشت.

در تابستان ۱۳۷۶، رهبران ائتلاف شمال برای ایجاد ساختاری سیاسی با مشارکت گسترده‌تر اقوام و جریان‌های سیاسی افغانستان تلاش کردند. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، در نشست رهبران «جبهه متحد اسلامی افغانستان»، غفورزی برای یک دوره شش‌ماهه به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد و قرار بود دولت او متشکل از نخبگان و شخصیت‌های بی‌طرف باشد.

تشکیل قانون اساسی، زمینه‌سازی برای انتخابات و برگزاری لویه‌جرگه از جمله اهداف اعلام‌شده این طرح بود. غفورزی در اسد ۱۳۷۶ رسماً به عنوان نخست‌وزیر منصوب شد و مأموریت یافت کابینه‌ای مورد قبول گروه‌های مختلف افغانستان تشکیل دهد؛ اما تنها حدود یک هفته بعد، در غروب ۳۰ اسد، در سانحه هوایی بامیان جان باخت و فرصت نیافت برنامه سیاسی خود را عملی کند.

چه کسانی در هواپیما بودند؟

در هواپیمای حامل غفورزی، علاوه بر نخست‌وزیر، شماری از چهره‌های سیاسی، فکری و فرهنگی وابسته به جریان‌های مختلف حضور داشتند.

بیشتر بخوانید:  برای چندمین بار | وزیر داخله حکومت طالبان از رهبران مخالف خواست به وطن بازگردند

از چهره‌های شناخته‌شده حاضر در این پرواز می‌توان به این افراد اشاره کرد:

– عبدالرحیم غفورزی؛ نخست‌وزیر دولت اسلامی افغانستان
– عبدالعزیز مراد؛ سخنگو و رئیس دفتر مطبوعاتی رئیس‌جمهور
– سیدمحمدامین سجادی؛ از چهره‌های سیاسی و عضو شورای عالی نظارت حزب وحدت
– سید یزدان‌شناس هاشمی؛ فرمانده قول‌اردوی حزب وحدت
– عبدالحسین مقصودی؛ عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی و از چهره‌های سیاسی
– عبدالعلی دانشیار؛ استاد دانشگاه و از چهره‌های علمی
– عبدالکریم زارع؛ نماینده حزب جنبش ملی
– محمدرحیم رفعت؛ از اعضای صدارت
– استاد پاکروان؛ استاد دانشگاه
– جنرال اکبر؛ از مسئولان امنیتی صدارت
– جنرال بگراموال؛ خلبان هواپیما

و شماری دیگر از مقام‌ها و همراهان نیز در این پرواز حضور داشتند.

گفته می‌شود عبدالقاهر عابد و توریالی زیبر فورمول نیز در میان سرنشینان بودند و تنها کسانی بودند که از سانحه جان سالم به در بردند.

هواپیما چگونه سقوط کرد؟

بر اساس روایت شاهدان عینی که برای استقبال از هیأت در فرودگاه بامیان حضور داشتند، هواپیما هنگام فرود به سمت راست منحرف شد و یکی از چرخ‌های آن با زمین برخورد کرد. هواپیما پس از آن دوباره از زمین بلند شد و در انتهای باند منحرف و دچار آتش‌سوزی شد.

با وجود گمانه‌زنی‌های مختلف، علت قطعی سقوط هیچ‌گاه به‌صورت مستند و مورد اجماع روشن نشد. در گزارش‌های اولیه، کوتاهی باند و مشکلات هنگام فرود مطرح شد و رسانه‌های بین‌المللی نیز علت حادثه را نامعلوم دانستند.

در سال‌های بعد، گمانه‌زنی‌هایی درباره مشکوک بودن حادثه و احتمال دست داشتن عوامل سیاسی مطرح شد؛ با این حال، سند و مدرک قابل اتکایی که عمدی بودن سقوط یا وجود عامل انسانی را اثبات کند، ارائه نشد. رسانه‌های بین‌المللی نیز در گزارش‌های خود احتمال خرابکاری یا ترور را تأیید نکردند.

بیشتر بخوانید:  اعتراض رسمی اسلام‌آباد به واشنگتن؛ احضار کاردار آمریکا پس از سخنان جنجالی سفیر این کشور در هند درباره کشمیر

چرا غفورزی به بامیان می‌رفت؟

غفورزی و هیأت همراه برای رایزنی با رهبران و جریان‌های سیاسی مستقر در بامیان، به‌ویژه حزب وحدت اسلامی، راهی این ولایت شده بودند. محور اصلی این سفر، گفت‌وگو درباره تشکیل کابینه و تقویت ساختار سیاسی دولت تازه شکل‌گرفته بود.

این سفر از نظر سیاسی اهمیت ویژه‌ای داشت؛ زیرا حضور چهره‌هایی از جریان‌های مختلف در ساختار دولت می‌توانست زمینه تشکیل حکومتی فراگیرتر و مورد قبول گروه‌های بیشتری را فراهم کند.

بر اساس گزارش سازمان ملل، برنامه دولت جدید تشکیل حکومتی متشکل از تکنوکرات‌ها و شخصیت‌های بی‌طرف، تدوین قانون اساسی و حرکت به سوی برگزاری انتخابات و لویه‌جرگه بود. از همین رو، حضور هم‌زمان چهره‌هایی از حزب وحدت، جمعیت اسلامی، جنبش ملی و دیگر جریان‌های حاضر در جبهه متحد در هیأت غفورزی، نشان‌دهنده اهمیت سیاسی این سفر بود.

اهمیت تاریخی حادثه

از سوی دیگر، کشته‌شدن چهره‌هایی مانند غفورزی، سیدمحمدامین سجادی، سید یزدان‌شناس هاشمی، عبدالحسین مقصودی، عبدالعلی دانشیار، استاد پاکروان و عبدالکریم زارع، که هرکدام در حوزه سیاسی، فکری، علمی یا نظامی جایگاهی داشتند، ضایعه‌ای سنگین برای جامعه افغانستان بود.

سانحه هوایی بامیان در مقطعی حساس، باعث از دست رفتن جمعی از سرمایه های انسانی افغانستان شد، رویدادی تلخ که علاوه بر ابعاد انسانی، از لحاظ سیاسی نیز تاثیر عمیقی بر تحولات افغانستان گذاشت. از همین رو، ۳۰ اسد(مرداد) ۱۳۷۶ همچنان یکی از تلخ‌ترین روزها در حافظه سیاسی معاصر افغانستان ثبت شده است.

روح شهدای وفاق ملی شاد و یادشان گرامی.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=134891
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها