پدرام: بدخشانی‌ها طالبان را اشغالگر می‌دانند | زبان فارسی در خطر است

عبداللطیف پدرام در گفت‌وگو با ایراف، امنیت را مفهومی گسترده‌تر دانست که امنیت اقتصادی، شغلی، جانی، زبانی و فرهنگی را نیز دربرمی‌گیرد. او با اشاره به بیکاری، فقر، وضعیت زندان‌ها و محدودیت‌های اعمال‌شده علیه گروه‌های مختلف، پرسید چگونه می‌توان در چنین شرایطی از امنیت سخن گفت.

پدرام تأکید کرد که امنیت واقعی آن است که فرد بتواند بدون ترس از آینده زندگی کند؛ بداند فردا شغلی دارد، می‌تواند در خانهٔ خود با آرامش زندگی کند، به زبان خود سخن بگوید و بنویسد و در صورت دفاع از حقوق خود، نگران زندانی شدن نباشد. از نگاه او، نبود جنگ به‌تنهایی به معنای برقراری امنیت در افغانستان نیست.

رهبر حزب کنگرهٔ ملی افغانستان، در گفت‌وگو با ایراف با رد ارزیابی‌ها دربارهٔ موفقیت طالبان در برقراری امنیت، گفت امنیت تنها به معنای نبود جنگ و کشته نشدن در خیابان نیست؛ بلکه امنیت واقعی زمانی معنا دارد که مردم از آیندهٔ اقتصادی، شغلی، فرهنگی و اجتماعی خود اطمینان داشته باشند و بتوانند بدون ترس از زندان و محدودیت، به زبان خود سخن بگویند و از حقوق‌شان دفاع کنند.

اهمیت ژئوپلیتیک بدخشان

پدرام در ابتدای این گفت‌وگو دربارهٔ اهمیت بدخشان گفت: «بدخشان از جملهٔ استان‌های بسیار مهم کشور ما، افغانستان یا خراسان ـ این دو تعبیر را به کار می‌بریم ـ است.» او افزود که بدخشان از نظر ژئوپلیتیک، همسایهٔ پاکستان، چین و تاجیکستان است و جمعیتی بیش از دو میلیون نفر دارد.

به گفتهٔ پدرام، این ولایت از نظر منابع کانی و معدنی نیز بسیار غنی است و از لحاظ امنیتی به دلیل هم‌مرزی با چند کشور و به‌ویژه چین، اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.

پدرام با اشاره به طرح «یک کمربند، یک راه» چین گفت که مسیر تاریخی جادهٔ ابریشم از این منطقه عبور کرده و بدخشان همچنان می‌تواند در مسیرهای ارتباطی منطقه نقش مهمی داشته باشد. او تأکید کرد که این ولایت علاوه بر چین، پاکستان و تاجیکستان، برای کشورهای آسیای مرکزی و حوزهٔ ژئوپلیتیک روسیه نیز اهمیت دارد.

او همچنین به پیشینهٔ تاریخی بدخشان اشاره کرد و گفت که این منطقه تا اواخر قرن نوزدهم، نوعی ولایت خودمختار بوده و حکومت، سیستم اداری، مدیران و حاکمان خود را داشته که ارتباط مستقیمی با کابل نداشته‌اند.

ریشهٔ تنش‌ها؛ از منابع معدنی تا اختلافات قومی

این فعال سیاسی در پاسخ به این پرسش که چرا تنش‌ها و درگیری‌ها در بدخشان ادامه دارد، گفت که این ولایت در کنار ظرفیت‌های متعدد، با چالش‌های سیاسی و امنیتی جدی مواجه است؛ چرا که به گفتهٔ او، افغانستان امروز فاقد یک دولت باثبات، مشروع و دموکراتیک، به معنای منتخب مردم، است.

او منابع معدنی بدخشان، از جمله طلا را یکی از ظرفیت‌های مهم اقتصادی این ولایت دانست و در ادامه به جایگاه سیاسی آن اشاره کرد. به گفتهٔ پدرام، در چند دههٔ گذشته شماری از رهبران سیاسی ارشد افغانستان از بدخشان برخاسته‌اند؛ چه رهبران جریان‌های راست و مسلمان و چه رهبران جریان‌های چپ و سوسیال‌دموکرات.

او همچنین حضور اقوام مختلف در بدخشان را از دیگر ویژگی‌های این ولایت عنوان کرد و گفت تاجیک‌ها در این منطقه اکثریت دارند، اما اقوام پشتون، بلوچ، هزاره، ازبک و دیگر اقوام نیز در آن زندگی می‌کنند. پدرام معتقد است که حساسیت مردم بدخشان نسبت به حضور نیروهای طالبان از جنوب، یکی از عوامل اصلی تنش‌های کنونی است.

پدرام گفت بدخشانی‌ها طالبان را اشغالگر می‌دانند، زیرا به باور آنان، منابع منطقه در حال غارت است، زمین‌ها و علفچرها در اختیار گرفته می‌شود و در برخی موارد کشت و زراعت مردم نیز آسیب می‌بیند.

رهبر حزب کنگره ملی افغانستان ادامه داد که در برخی مناطق، مردم به دلیل نبود معیشت جایگزین، با مشکلات اقتصادی مواجه‌اند و معتقد است قوانینی که طالبان در مناطق جنوبی و قندهار اجرا می‌کنند، نمی‌تواند لزوماً در بدخشان نیز به همان شکل اجرا شود.

جریان‌های سیاسی مخالف طالبان در بدخشان

عبداللطیف پدرام دربارهٔ گروه‌های سیاسی فعال در بدخشان گفت جمعیت اسلامی، حزبی که زنده‌یاد استاد برهان‌الدین ربانی رهبری آن را برعهده داشت، همچنان در این منطقه فعال است.

او همچنین از حزب کنگرهٔ ملی، حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و جریان‌های جنبش ملی اسلامی مرتبط با عبدالرشید دوستم به‌عنوان جریان‌های دارای حضور و نفوذ در این منطقه نام برد.

به گفتهٔ او، این جریان‌ها متناسب با میزان نفوذ و حساسیت‌های سیاسی خود، نسبت به تحولات بدخشان واکنش نشان می‌دهند و خواهان پایان سلطهٔ طالبان و نیروهایی هستند که از جنوب افغانستان وارد این ولایت شده‌اند.

پدرام حرکت‌های اخیر در بدخشان را در بسیاری موارد «درونی و خودجوش» توصیف کرد و گفت اعتراضات و مقاومت‌هایی که در هفته‌های اخیر شکل گرفته، از جمله درگیری‌هایی که به مصادرهٔ اموال و فعالیت نیروهای محلی منجر شده، نشان‌دهندهٔ فعالیت نیروهای درون خود بدخشان است.

او تأکید کرد که حتی بخشی از نیروهایی که در برخی موارد با جریان‌های سیاسی در کابل هماهنگی داشته‌اند، معتقدند مدیریت بدخشان باید عادلانه باشد و مردم این ولایت باید در مدیریت منابع خود نقش داشته باشند.

پدرام گفت مردم بدخشان خواهان توزیع عادلانهٔ منابع، ایجاد ثبات اقتصادی، دستیابی به توسعهٔ پایدار و باز بودن مکاتب هستند و در برخی مقاطع نیز درگیری‌های چریکی و مسلحانه علیه طالبان در این منطقه رخ داده است.

قتل رئیس اطلاعات و فرهنگ؛ هنوز مسئول آن مشخص نیست

پدرام دربارهٔ کشته شدن رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در بدخشان نیز گفت که خبر این رویداد را چند ساعت پیش از مصاحبه شنیده است.

او با اشاره به موضع برخی جریان‌های مخالف طالبان مبنی بر اینکه نباید افراد غیرنظامی و غیرنظامی‌بودن مسئولیت‌های اداری هدف قرار گیرند، گفت چنین اقداماتی می‌تواند مشروعیت مبارزه را زیر سؤال ببرد.

با این حال، پدرام تأکید کرد که تاکنون هیچ فرد یا گروهی مسئولیت قتل رئیس اطلاعات و فرهنگ را برعهده نگرفته است و مشخص نیست این فرد توسط نیروهای مخالف طالبان کشته شده یا این رویداد ناشی از درگیری‌های شخصی بوده است.

او بار دیگر با اشاره به گستردگی بدخشان گفت این ولایت از چهار یا پنج کشور اروپایی بزرگ‌تر است و جریان‌های مختلفی در آن فعال هستند؛ بنابراین در شرایط کنونی نمی‌توان با قطعیت دربارهٔ عامل این قتل اظهارنظر کرد.

بدخشان؛ نشانهٔ یک چالش ملی برای طالبان؟

پدرام در پاسخ به این پرسش که آیا تحولات بدخشان را می‌توان نشانهٔ یک چالش ملی در برابر طالبان دانست، گفت: «بدون شک.»

او تأکید کرد جایگاه ژئوپلیتیک بدخشان باعث شده نارضایتی در این منطقه اهمیت بیشتری پیدا کند و گفت طالبان با وجود این نارضایتی‌ها حاضر نیستند مطالبات مردم این ولایت را بپذیرند. پدرام با اشاره به پیشینهٔ فرهنگی بدخشان گفت این منطقه دارای دانشگاه‌ها، مکاتب و سابقهٔ فرهنگی غنی بوده، اما اکنون دانشگاه‌ها بسته شده‌اند، آموزش دختران متوقف شده و منابع منطقه نیز در معرض غارت قرار گرفته است.

بیشتر بخوانید:  ۲۸ اسد(مرداد)؛ استقلالی که به آزادی نرسید

او افزود بدخشان به لحاظ فرهنگی ولایت مهمی است و شاعران، دانشمندان و رهبران سیاسی برجسته‌ای از این منطقه برخاسته‌اند؛ بنابراین وضعیت موجود برای مردم آن قابل تحمل نیست و به باور او، سیاست‌های کنونی طالبان بدخشان را به عقب بازمی‌گرداند. پدرام در عین حال گفت اهمیت بدخشان تنها به مسائل داخلی افغانستان محدود نمی‌شود و کشورهای مختلف نیز به دلیل موقعیت امنیتی این ولایت به آن توجه دارند.

هشدار پدرام دربارهٔ مداخلات خارجی

پدرام با اشاره به موقعیت بدخشان در مرزهای آسیای مرکزی گفت نمی‌توان احتمال وجود برنامه‌های اطلاعاتی و امنیتی خارجی در این منطقه را نادیده گرفت.

او مدعی شد آمریکا و انگلیس ممکن است علاقه‌مند به نفوذ در بدخشان و اعزام نیروهای نفوذی برای سازماندهی درگیری‌ها در این منطقه باشند.

پدرام با اشاره به فعالیت گروه‌هایی مانند داعش گفت موقعیت بدخشان و هم‌مرزی آن با آسیای مرکزی، این منطقه را به حوزه‌ای حساس از نظر امنیتی تبدیل کرده است. او در عین حال تأکید کرد نیروهای نزدیک به مردم بدخشان به دنبال تغییرات اساسی در ساختار سیاسی افغانستان هستند و معتقدند وضعیت کنونی باید تغییر کند.

راه‌حل افغانستان؛ جمهوری فدرال دموکراتیک

پدرام در پاسخ به این پرسش که آیا بحران افغانستان راه‌حل سیاسی دارد یا خیر، گفت جنگ نمی‌تواند هدف نهایی باشد و باید در خدمت یک راه‌حل سیاسی قرار گیرد.

به گفتهٔ او، جنگ ابزاری برای دستیابی به یک وضعیت سیاسی مطلوب است و کنشگران سیاسی باید ساختار دولت آینده را مشخص کنند.

پدرام افغانستان را جامعه‌ای چندقومی و کثیرالمله دانست و یکی از دلایل فروپاشی دولت‌های گذشته را ساختار قبیله‌ای و اختلافات قومی عنوان کرد که به گفتهٔ او، مانع شکل‌گیری دولت ـ ملت در افغانستان شده است.

او تأکید کرد راه‌حل افغانستان نه «با حذف طالبان» و نه «با حذف اقوام» امکان‌پذیر است. به گفتهٔ پدرام، طالبان نیز بخشی از واقعیت سیاسی افغانستان هستند و نمی‌توان قومیت‌ها و جریان‌های مختلف این کشور را نادیده گرفت.

پدرام گفت: پیشنهاد حزب کنگرهٔ ملی، تشکیل یک «دولت فدرالی دموکراتیک جدید» با حضور افغان‌ها، طالبان و همهٔ لایه‌های قومی و اجتماعی افغانستان است؛ ساختاری که به گفتهٔ او باید بر پایهٔ یک قرارداد اجتماعی جدید و جمهوری فدرال دموکراتیک شکل بگیرد.

ائتلاف چهار قوم برای جمهوری فدرال

پدرام در ادامه گفت هزاره‌ها، ازبک‌ها، بلوچ‌ها و تاجیک‌ها، به‌عنوان چهار قوم بزرگ افغانستان، در میان نخبگان، روشنفکران و فعالان سیاسی خود به یک نتیجهٔ مشترک دربارهٔ ساختار سیاسی آیندهٔ افغانستان رسیده‌اند.

او مدعی شد قانون اساسی جمهوری فدرال افغانستان نیز تدوین شده و قرار است در آیندهٔ نزدیک رونمایی شود.

پدرام این اقدام را برای نخستین‌بار در تاریخ افغانستان دانست و گفت چهار قوم بزرگ، پیش از دستیابی به قدرت سیاسی، دربارهٔ ساختار دولت آینده به توافق رسیده‌اند تا پس از رسیدن به قدرت، اختلافی دربارهٔ شکل دولت نداشته باشند.

او تجربهٔ مجاهدین و دورهٔ پس از حزب دموکراتیک خلق افغانستان را مثال زد و گفت گرفتن قدرت بدون داشتن برنامه‌ای برای ساختار دولت، در کشوری با تنوع قومی می‌تواند بلافاصله به جنگ داخلی منجر شود.

پدرام تأکید کرد که به گفتهٔ او، جریان‌های مورد اشاره در این زمینه پیشاپیش به توافق رسیده و این توافق را در قالب قانون اساسی جمهوری فدرال افغانستان مکتوب کرده‌اند.

آیا تحولات بدخشان آغاز یک تغییر بزرگ است؟

پدرام دربارهٔ گزارش‌های مربوط به خروج موقت یکی از مناطق بدخشان از کنترل طالبان و بازگشت دوبارهٔ آن به کنترل این گروه گفت نباید صرفاً به مدت کوتاه این تحولات توجه کرد.

او گفت مسئلهٔ اساسی این است که مبارزهٔ مسلحانه علیه طالبان در بدخشان «کلید خورده» و در ولسوالی‌ها، شهرستان‌ها و شهرک‌های مختلف این ولایت مخالفت‌هایی وجود دارد.

به گفتهٔ پدرام، نارضایتی از طالبان در سطح کل افغانستان وجود دارد و مهم‌تر از آن، مسائلی که امروز دربارهٔ آنها صحبت می‌شود، پنج سال پیش حتی امکان طرح علنی نداشت. او تأکید کرد حتی اگر منطقه‌ای دوباره به کنترل طالبان بازگردد، نمی‌توان اهمیت مقاومت شکل‌گرفته را نادیده گرفت؛ زیرا به گفتهٔ او، سلاح‌های نیروهای محلی مصادره شده و بخشی از این نیروها جوانان همان ولایت هستند.

پدرام این روند را مبارزه‌ای بلندمدت دانست و گفت مسئله تنها پیروزی یا شکست در یک نقطه نیست، بلکه تعیین ساختار دولت و نظام سیاسی آیندهٔ افغانستان اهمیت اساسی دارد؛ موضوعی که به گفتهٔ او، حزب کنگرهٔ ملی نیز همواره بر آن تأکید داشته است.

«این وضعیت قابل تحمل نیست»

پدرام در ادامه اعتراضات بدخشان را بخشی از ارادهٔ مردم و جریان‌های سیاسی برای تغییر وضعیت موجود دانست و گفت وضعیت فعلی افغانستان قابل تحمل نیست.

او با اشاره به ممنوعیت تحصیل دختران، محدودیت اشتغال زنان و بسته بودن دانشگاه‌ها به روی زنان گفت افغانستان در پنج سال گذشته به شکل «وحشتناکی» عقب رفته است.

پدرام با استفاده از تعبیری ادبی گفت افغانستان نه‌تنها پیش نرفته، بلکه به عقب برگشته و حتی به قرن‌های گذشته بازمی‌گردد.

او وضعیت آموزش دختران را «فاجعه‌بار» توصیف کرد و پرسید چگونه ممکن است جامعهٔ جهانی و دیگران نسبت به چنین وضعیتی بی‌توجه باشند.

امنیت در افغانستان فقط نبود جنگ نیست

پدرام در پاسخ به ارزیابی برخی کارشناسان دربارهٔ موفقیت طالبان در برقراری امنیت، مبارزه با فساد و بهبود شرایط اقتصادی گفت مفهوم امنیت را نمی‌توان تنها به نبود جنگ محدود کرد.

او امنیت را شامل امنیت اقتصادی، شغلی، جانی، زبانی و فرهنگی دانست و گفت این ابعاد امنیت در افغانستان امروز وجود ندارد.

پدرام با اشاره به وضعیت زندان‌ها مدعی شد زندان‌ها از جوانان، به‌ویژه فارسی‌زبانان و هزاره‌ها، پر شده و گفت کسانی که به زبان و فرهنگ فارسی تعلق دارند، در بسیاری موارد مظنون تلقی می‌شوند.

او همچنین وضعیت اشتغال و فقر را مورد انتقاد قرار داد و گفت وقتی مردم کار ندارند، نمی‌توان از امنیت اقتصادی سخن گفت. پدرام تأکید کرد امنیت واقعی یعنی فرد بتواند بدون ترس از آینده زندگی کند، به زبان خود سخن بگوید و بنویسد و بتواند از حقوق خود دفاع کند؛ بنابراین، به باور او، وضعیت کنونی افغانستان با تعریف واقعی امنیت فاصله زیادی دارد.

تحصیل دختران؛ اختلاف میان طالبان و جامعهٔ افغانستان

پدرام دربارهٔ ادعای وجود مخالفت عمومی با تحصیل دختران در افغانستان گفت این مسئله را بیشتر مرتبط با برخی قبایل پشتون دانست و تأکید کرد افغانستان تنها سرزمین پشتون‌ها نیست. او گفت در مناطق هزاره‌نشین، در دوره‌های گذشته، دختران در مسابقات ورزشی و موسیقی حضور داشتند، در دانشگاه‌ها تحصیل می‌کردند و حتی استاد دانشگاه بودند.

به گفتهٔ پدرام، در بدخشان نیز او هیچ‌گاه شاهد نبوده که یک مادر یا پدر بدخشانی بگوید دختر یا پسرش نباید درس بخواند.

او معتقد است: طالبان این دیدگاه را به کل جامعهٔ افغانستان تعمیم می‌دهند، در حالی که به گفتهٔ او «هیچ آدم عاقلی در افغانستان مخالف تحصیل و درس و مدرسهٔ دختران نیست».

بیشتر بخوانید:  سالروز استقلال افغانستان؛ مقام‌های امارات به رهبر طالبان پیام تبریک فرستادند

پدرام همچنین با اشاره به تجربهٔ جمهوری افغانستان در دوره‌های گذشته گفت زنان در افغانستان پیش از بازگشت طالبان در عرصه‌های مختلف از جمله وزارت، ارتش، فرماندهی نیروهای مسلح و خلبانی حضور داشتند و تأکید کرد افغانستان را نمی‌توان صرفاً با تجربهٔ طالبان تعریف کرد.

چه کسانی با سیاست‌های طالبان همسو هستند؟

پدرام در پاسخ به این پرسش که چرا بخشی از جامعهٔ افغانستان با سیاست‌های طالبان همراه است، گفت باید میان جامعهٔ افغانستان و بخشی از نیروهای سیاسی و اجتماعی همسو با طالبان تفاوت قائل شد.

او پرسید که اگر طالبان نمایندهٔ همهٔ اقوام هستند، چرا در ساختار ادارهٔ این گروه، از هزاره‌ها، تاجیک‌ها، بلوچ‌ها و هندوها سهم قابل‌توجهی وجود ندارد. به گفتهٔ پدرام، بخشی از افرادی که با طالبان همراه هستند، یا منافع سیاسی و اقتصادی دارند یا از نظر ایدئولوژیک و اعتقادی تحت تأثیر این گروه قرار گرفته‌اند. او در عین حال گفت بخش قابل‌توجهی از پشتون‌ها، از جمله روشنفکران، دانشگاهیان، استادان، مهندسان و نخبگان، با استمرار حاکمیت طالبان موافق‌اند و استدلال آنها این است که قدرت سیاسی باید در اختیار پشتون‌ها باقی بماند و تغییرات احتمالی را به نسل‌های بعد واگذار کرد.

پدرام تأکید کرد این مسئله را نباید به معنای همسویی تمام مردم افغانستان با طالبان دانست و معتقد است اولویت اصلی این بخش، حفظ قدرت سیاسی است.

روسیه و به رسمیت شناختن طالبان

پدرام دربارهٔ تصمیم روسیه برای به رسمیت شناختن طالبان گفت نمی‌توان به سادگی ادعا کرد که روس‌ها متوجه پیامدهای این تصمیم نبوده‌اند.

او روسیه را یک قدرت بزرگ جهانی با دانشمندان و دستگاه سیاسی قدرتمند توصیف کرد و گفت روس‌ها از زمان تزارها منطقهٔ افغانستان و آسیای مرکزی را به خوبی می‌شناسند.

به گفتهٔ پدرام، بنابراین احتمالاً تصمیم روسیه بر اساس منافع این کشور گرفته شده است.

او گفت روسیه به دلیل ملاحظات ژئوپلیتیک و نگرانی از ناامنی در مرزهای خود، به‌ویژه با توجه به جنگ اوکراین و درگیری‌های گستردهٔ این کشور با غرب، ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که به رسمیت شناختن طالبان در راستای منافعش است. پدرام تأکید کرد که روسیه این تصمیم را بر اساس محاسبهٔ منافع خود اتخاذ کرده و نمی‌توان آن را صرفاً ناشی از اشتباه یا ناآگاهی دانست.

آمریکا و آیندهٔ افغانستان

پدرام دربارهٔ رابطهٔ طالبان و آمریکا نیز گفت پروژهٔ بعدی واشنگتن در افغانستان می‌تواند اعمال قدرت مستقیم یا غیرمستقیم باشد.

او احتمال اعزام مجدد نیروهای زمینی آمریکا به افغانستان را با توجه به تجربهٔ جنگ افغانستان و همچنین درگیری‌های آمریکا در منطقه، بعید دانست.

پدرام گفت مردم افغانستان نسبت به اشغالگران حساس‌اند و هر کشوری که بخواهد نیروی نظامی مستقیم وارد افغانستان کند، با مقاومت مواجه خواهد شد؛ چه آمریکا باشد و چه روسیه یا کشور دیگری.

او در عین حال مدعی شد آمریکا ممکن است در پی تقویت جریان‌های تکفیری و گروه‌هایی مانند داعش، به‌ویژه در شمال افغانستان و مناطق مرزی با کشورهای آسیای مرکزی، روسیه و چین باشد.

پدرام گفت نمونه‌های چنین روندی را می‌توان در افغانستان مشاهده کرد و مدعی شد هدف از ایجاد ناامنی در این مناطق می‌تواند کنترل و مدیریت تحولات برای اقدامات بعدی در منطقه، آسیای مرکزی و علیه ایران باشد.

بدخشان و پروژهٔ چین

پدرام اهمیت بدخشان را در این زمینه نیز مورد تأکید قرار داد و گفت ناامنی در این منطقه می‌تواند بر پروژه‌های منطقه‌ای چین تأثیر بگذارد.

او با اشاره به پروژهٔ «کمربند و جاده» چین گفت اگر در مرزهای بدخشان و مناطق شمالی افغانستان جنگ و ناامنی وجود داشته باشد، مسیرهای ارتباطی طولانی که به پاکستان و دیگر مناطق می‌رسند با خطر مواجه خواهند شد.

به گفتهٔ پدرام، آسیب دیدن این پروژه می‌تواند برای آمریکا یک دستاورد تلقی شود و از همین رو، او معتقد است باید بدخشان را در یک «کانتکست امنیتی» گسترده‌تر و با در نظر گرفتن احتمال مداخلات خارجی بررسی کرد.

او بار دیگر آمریکا، انگلیس و کشورهای متحد آنها را متهم کرد که به دنبال مداخله و ایجاد بی‌ثباتی در این حوزه هستند.

زبان فارسی در افغانستان در معرض خطر است

پدرام در بخش پایانی گفت‌وگو دربارهٔ وضعیت زبان و ادبیات فارسی در افغانستان گفت وضعیت این زبان با حضور طالبان «فاجعه‌بار» شده و فارسی با محدودیت‌های جدی در حوزهٔ دانشگاه، رسانه، مطبوعات و دستگاه اداری مواجه است.

او مدعی شد طالبان تلاش می‌کنند زبان فارسی را محدود و تضعیف کنند و زبان پشتو یا انگلیسی را جایگزین آن کنند.

پدرام به تغییر برخی واژگان مورد استفاده در دستگاه اداری اشاره کرد و گفت به جای واژهٔ «پولیس»، از واژهٔ «شورته» استفاده شده است.

او رابطهٔ میان زبان و قدرت سیاسی را بسیار مهم دانست و گفت زبان زمانی که پشتوانهٔ قدرت سیاسی داشته باشد، می‌تواند به زبان مسلط تبدیل شود.

پدرام با اشاره به شکل‌گیری زبان معیار فارسی در ایران گفت قدرت سیاسی در دوره‌های مختلف باعث شده زبان و لهجهٔ مورد استفاده در مراکز قدرت، جایگاه بیشتری پیدا کند و به زبان معیار تبدیل شود.

زبان و قدرت؛ نگرانی از کاهش گویشوران فارسی

پدرام تأکید کرد اگر سیاست‌های تبعیض‌آمیز زبانی برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، زبان مورد حمایت قدرت سیاسی به زبان حاکم تبدیل خواهد شد.

او گفت طالبان به دنبال آن هستند که پشتو را به‌عنوان زبان اول، سراسری و بین‌القومی تقویت کنند و این مسئله می‌تواند به تضعیف زبان فارسی در افغانستان منجر شود.

پدرام رابطهٔ زبان و قدرت را موضوعی شناخته‌شده در مطالعات زبان دانست و گفت وقتی یک زبان از پشتوانهٔ قدرت برخوردار باشد و هم‌زمان قدرت سیاسی برای تضعیف زبان دیگری تلاش کند، این روند بر وضعیت آن زبان تأثیر خواهد گذاشت.

او در نهایت هشدار داد که زبان فارسی در افغانستان در معرض خطر جدی قرار دارد و گویشوران فارسی در کابل و ادارات دولتی در حال کاهش‌اند.

پدرام با اشاره به اهمیت تعداد گویشوران در ماندگاری زبان گفت، به تعبیر یونسکو، تعداد گویشوران یکی از عوامل مهم ماندگاری یک زبان است و هنگامی که تعداد گویشوران محدود شود، زبان به‌تدریج به سمت ضعف و ناتوانی می‌رود.

عبداللطیف پدرام از چهره‌های سیاسی افغانستان و رهبر حزب کنگرهٔ ملی این کشور است که سابقهٔ عضویت در پارلمان افغانستان را نیز دارد.

او از منتقدان ساختار متمرکز قدرت در افغانستان و از حامیان نظام فدرال است. پدرام در سال‌های گذشته بارها بر ضرورت بازتعریف ساختار سیاسی افغانستان بر مبنای مشارکت اقوام و گروه‌های مختلف تأکید کرده است.

اظهارات او دربارهٔ بدخشان، طالبان، آیندهٔ ساختار سیاسی افغانستان، تحصیل زنان، روابط روسیه و آمریکا با طالبان و وضعیت زبان فارسی، بخشی از دیدگاه‌های این چهرهٔ سیاسی دربارهٔ آیندهٔ افغانستان را بازتاب می‌دهد.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=134878
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها