به گزارش ایراف، جمعهخان فاتح پیش از شروع درگیریها در بدخشان، معاون والی زابل بود. وی پس از اختلاف بر سر کنترل معادن، تقسیم قدرت و خلع سلاح و بازداشت نزدیکانش در بدخشان، به فرمانده ناراضی تبدیل شد. تنش میان جمعه خان فاتح و طالبان غیربومی بدخشان در روزهای اخیر به رویارویی نظامی انجامید و حالا پس از یک هفته، او خود را به طالبان تسلیم کرده است، هرچند برخی منابع این تسلیم شدن را ادامه مذاکرات میدانند.
تسلیم شدن جمعه خان و پایان نبرد یک هفتهای او، واکنشهای گستردهای را در میان کاربران شبکههای اجتماعی افغانستان بههمراه داشته است. برخی اقدام او را بزدلانه خواندهاند و برخی کاربران نیز تسلیم شدن او را با مولوی مهدی، دیگر فرمانده ناراضی طالبان مقایسه کردهاند.
پایان تلخ جمعه خان
عبدالوارث سیغانی با طرح این پرسش که اگر فاتح تسلیم نمیشد و جنگ در بدخشان ادامه پیدا میکرد و حتی به دیگر مناطق شمال گسترش مییافت، چه پیامدهایی به دنبال داشت، گفت که حتی در چنین شرایطی نیز راهحلهای مصلحتی نمیتواند مشکل افغانستان را بهصورت بنیادی حل کند.
وی افزود که افغانستان به یک راهحل بنیادی نیاز دارد و «مانیفستهای دینی» در اداره جوامع مدرن امروز پاسخگوی همه نیازهای جامعه نیستند. به گفته او، جدایی نهاد دین از دولت و اداره امور محلی توسط مردم همان منطقه میتواند پاسخی معقول برای آینده افغانستان باشد.
در مقابل، مزمل وطندوست تسلیم شدن فاتح را پایان یک «بغاوت» دانست و گفت که او در برابر نظام طالبان شورش کرده بود و در نهایت تسلیم شد.
وی افزود که فاتح نباید به دستور بیگانگان با «برادران خود» میجنگید و تأکید کرد که همه اقوام افغانستان باید در خدمت کشور باشند و برای خنثی کردن برنامههای دشمنان تلاش کنند.
اما رشاد احمدی با نگاهی انتقادیتر، تسلیم شدن فاتح را «فرجام تلخ» خواند و مدعی شد که او از طریق نزدیکان و دوستانش به طالبان تسلیم شده است.
وی افزود که براساس گزارشها، فاتح پس از انتقال به کابل در فرودگاه مورد تحقیر و ضربوشتم قرار گرفته است؛ ادعایی که تاکنون بهطور مستقل تأیید نشده است. احمدی همچنین گفت که فاتح با تسلیم شدن، نه تنها خود و همراهانش، بلکه اعتماد هزاران نفری را که به حمایت از او سلاح برداشته بودند، به خطر انداخته است.
حامد مرادی نیز با اشاره به تصاویر منتشرشده از فاتح پس از تسلیم شدن، گفت که ادامه مقاومت تا پای جان شاید برای او شرافتمندانهتر از تسلیم شدن و تحمل تحقیر میبود.
وی افزود که گذاشتن کلاه قندهاری بر سر فاتح، اگر با هدف تحقیر او انجام شده باشد، بیش از آنکه نشانه پیروزی باشد، نمادی از بیحرمتی به کرامت انسانی است. با این حال، این روایت نیز درباره جزئیات رفتار طالبان با فاتح نیازمند تأیید مستقل است.
مولوی مهدی، جمعه خان فاتح؛ سرنوشت فرماندهان ناراضی طالبان
از سوی دیگر، علی ایوبی در مقایسه میان سرنوشت جمعهخان فاتح و مولوی مهدی، فرمانده هزارهتبار طالبان که در برابر این گروه در بلخاب ایستاد، گفت که مسئله اصلی مقایسه دو جغرافیا نیست، بلکه مقایسه دو نوع انتخاب و برخورد با مردم است.
وی افزود که مولوی مهدی در آخرین مرحله تسلیم نشد و مرگ را بر تسلیم شدن ترجیح داد، در حالی که جمعهخان فاتح با تسلیم شدن، از نگاه منتقدان خود، شکست و خواری را پذیرفت. ایوبی تأکید کرد که رفتار یک چهره بانفوذ میتواند بر برداشت دیگران از مردمی که او از میان آنان برخاسته است نیز تأثیر بگذارد.
نکته جالب در این میان، تاریخ تسلیم شدن جمعه خان فاتح و دستگیری مولوی مهدی است که هر دو در ۱۷ آگوست و با تفاوت چهارسال اتفاق افتاده است.
غلامعلی شهرستانی نیز با اشاره به تقارن زمانی میان دستگیری مولوی مهدی و انتقال جمعهخان فاتح به کابل، گفت که هر دو فرمانده از درون ساختار طالبان علیه مرکزیت این گروه شوریدند، اما در نهایت با شکست مواجه شدند.
وی افزود که در پنج سال گذشته، در درون ساختار طالبان فرماندهان و چهرههایی وجود داشتهاند که ظرفیت گسست از مرکزیت این گروه را دارند؛ زیرا به باور او، ساختار حاکم در کابل ظرفیت لازم برای پاسخگویی به مطالبات اجتماعی و ایجاد رضایت عمومی را ندارد.
شهرستانی همچنین پرسید که با توجه به این روند، «فرمانده یاغی بعدی» در ساختار طالبان چه کسی خواهد بود؟
در همین حال، نجیب سلام تأکید کرد که پایان کار جمعهخان فاتح به معنای پایان مقاومت در بدخشان نیست.
وی افزود که «بدخشان از یفتل تا درواز هنوز زنده است» و افراد میآیند، میجنگند، شکست میخورند یا تسلیم میشوند، اما مبارزه مردم را نباید به یک فرد وابسته دانست.
سلام گفت که فاتح تلاش کرد اما از پشتیبانی لازم برخوردار نشد و اشتباه اصلی بسیاری از رهبران تاجیک در گذشته این بوده که از تجربههای تاریخی درس کافی نگرفتهاند. به گفته او، بدخشان و درواز همچنان زندهاند و نسلهای جدید میتوانند راه مبارزه را ادامه دهند.
تسلیم شدن فاتح، پایان مقاومت نیست
از سوی دیگر، عبدالمنان شیوای شرق نیز با انتقاد شدید از تصمیم فاتح، گفت که «درواز» با یک فرد یا یک فرمانده پایان نمییابد و تسلیم شدن او نباید به معنای پایان مقاومت در این منطقه تلقی شود.
وی افزود که آنچه از جمعهخان فاتح برای بدخشان باقی مانده، «واژه تسلیم شدن» است و این موضوع به باور او برای مردم بدخشان دردناک و فراموشناشدنی خواهد بود. شیوای شرق همچنین تأکید کرد که درواز همچنان «زخمخورده اما زنده» است.
احمد سعیدی، تحلیلگر مسائل سیاسی نیز با تأیید خبر تسلیم شدن فاتح گفت که او پس از یک هفته کشمکش و درگیری، تمامی شرایط طالبان را پذیرفته و به کابل انتقال یافته است.
وی افزود که اکنون نگاهها به کابل دوخته شده تا مشخص شود طالبان با این فرمانده ناراضی چگونه برخورد خواهند کرد.
امیدی که ناامید شد
از سوی دیگر، حسن فکرت مهمترین پیامد تسلیم شدن فاتح را نه شکست نظامی، بلکه آسیب دیدن اعتماد عمومی دانست و افزود که هزاران نفر به مقاومت در بدخشان امید بسته بودند و جوانانی نیز در کنار فاتح جنگیده بودند؛ بنابراین پرسش اصلی این است که اگر برای جان فاتح تضمین گرفته شده باشد، چه تضمینی برای امنیت نیروها و فرماندهانی وجود دارد که در کنار او جنگیدهاند.
فکرت تأکید کرد که «مقاومت فقط با اسلحه معنا پیدا نمیکند، با وفاداری به همرزمان معنا پیدا میکند» و افزود که تسلیم شدن فاتح، از نگاه او، بیش از آنکه بدخشان را شکست داده باشد، اعتماد بخشی از مردم به رهبران مقاومت را آسیب زده است.
با وجود اختلاف جدی در ارزیابی کاربران از جمعهخان فاتح، بخش قابل توجهی از واکنشها بر یک پرسش مشترک متمرکز است: آیا پایان درگیری یکهفتهای در بدخشان، پایان اعتراضها و شورشهای درونگروهی علیه طالبان خواهد بود یا زمینه برای ظهور فرماندهان ناراضی دیگری در ساختار این گروه فراهم میشود؟








