رهبران سیاسی مخالف طالبان: سقوط جمهوریت آغاز مقاومت بود

به گزارش ایراف، نشست آنلاین «پنجمین سالگرد تحویل‌دهی قدرت به طالبان» با حضور جمعی از رهبران سیاسی، نمایندگان احزاب و نهادهای مدنی به میزبانی «مجمع ملی برای نجات افغانستان» و «شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان» برگزار شد.

در این نشست که با هدف بررسی پیامدهای پنج سال حاکمیت طالبان و ترسیم راهکارهای آینده برگزار شد، شخصیت‌هایی همچون محمد محقق، عطا محمد نور، احمد مسعود، سرور دانش و جمعی از فعالان سیاسی به ایراد سخنرانی پرداختند.

احمد مسعود: تسلیم شدن یک دولت به معنای تسلیم شدن یک ملت نیست

احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، در نشستی آنلاین که به میزبانی مجمع ملی برای نجات افغانستان و شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان برگزار شد، به مناسبت «پنجمین سال تحویل دهی قدرت به گروه طالبان» سخنرانی کرد.

مسعود در این سخنرانی، ۱۵ آگست را نه تنها روز سقوط جمهوریت و فروپاشی نهادهای دولتی، بلکه روز «عزت، آزادی و مبارزه» برای مردم افغانستان خواند.

او اظهار داشت که در ساعاتی که بسیاری تصور می‌کردند همه چیز تمام شده و افغانستان به دامان استبداد سقوط کرده است، مبارزه مردم توسط «فرزندان دلیر و واقعی کشور در کوه‌ها» و «خواهران آزاده در خیابان‌ها» آغاز شد.

وی تأکید کرد که تسلیم شدن یک دولت به معنای تسلیم شدن یک ملت نیست و اراده یک ملت برای آزادی به خاطر سقوط یک شهر یا پایتخت از بین نمی‌رود.

رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان بیان کرد که طالبان توانستند کابل را تصرف کنند، اما نتوانستند «قلب، روح و فکر مردم افغانستان» را به دست آورند و مشروعیت سیاسی و اجتماعی ملی ایجاد کنند. او نشانه‌های شکست حکومت‌داری طالبان را بیش از هر زمان دیگری آشکار دانست.

مسعود به وضعیت بدخشان اشاره کرد و آن را نه صرفاً مجموعه‌ای از حوادث امنیتی، بلکه یک «قیام سیاسی» دانست که پیامی به منطقه می‌دهد مبنی بر اینکه استبداد، هر قدر هم مسلح باشد، نمی‌تواند برای همیشه حکومت کند.

او از افزایش نارضایتی مردم، اعتراضات واضح در برابر زور و شکاف‌های ایجاد شده در حاکمیت محلی در بدخشان سخن گفت و ابراز امیدواری کرد که قیام و انقلاب از بدخشان آغاز شود.

وی پیش‌بینی کرد که این مقاومت از بدخشان به تخار، بغلان، پنجشیر، پروان، کابل، هرات، بلخ و قندهار و سپس به سراسر افغانستان گسترش خواهد یافت، زیرا ظلم طالبان بر تمام افغانستان است و نه تنها بر یک قوم یا مذهب خاص.

مبارزه افغانستان را نمی‌توان جدای از تحولات منطقه‌ای دید

احمد مسعود همچنین به رقابت‌های شدید منطقه‌ای و جهانی پیرامون افغانستان اشاره کرد و گفت که مبارزه افغانستان را نمی‌توان جدای از تحولات منطقه‌ای دید.

او به تحول معادلات قدرت در خاورمیانه، تشدید رقابت قدرت‌های بزرگ، اهمیت امنیت آسیای مرکزی، مرحله جدید روابط پاکستان و طالبان و افزایش نگرانی از تروریسم فرامرزی اشاره کرد.

وی پیام خود را به کشورهای منطقه روشن دانست: افغانستان آزاد، باثبات و دارای نظام مشروع، تهدیدی برای هیچ‌کس نیست، بلکه ضامن ثبات منطقه است. اما افغانستان که در آن یک گروه بدون رضایت مردم تمام قدرت را در انحصار خود گرفته باشد، نمی‌تواند منبع ثبات طولانی‌مدت باشد.

او افزود که افراط‌گرایی را نمی‌توان با افراط‌گرایی مهار کرد و آرامشی که بر ترس، سرکوب و حذف مردم بنا شده باشد، صلح نیست، بلکه تعویق بحران است.

پس از پنج سال، این مقاومت همچنان ادامه دارد

مسعود با اشاره به اینکه بسیاری تصور می‌کردند مقاومت افغانستان چند هفته بیشتر دوام نخواهد آورد، تأکید کرد که پس از پنج سال، این مقاومت همچنان ادامه دارد.

او به از دست دادن دوستان و هم‌سنگران، مهاجرت خانواده‌ها و محرومیت زنان و دختران از حقوق اساسی و آموزش اشاره کرد.

وی مقاومت را نه فقط یک تشکیلات، بلکه آرمان و اراده یک ملت و یک ضرورت تاریخی دانست که از نبود عدالت به وجود می‌آید.

او تصریح کرد تا زمانی که مردم افغانستان حق انتخاب نداشته باشند، ظلم وجود داشته باشد، زنان از آموزش و حضور اجتماعی محروم باشند، هویت‌ها و دیدگاه‌های سیاسی در ساختار قدرت جایی نداشته باشند و سرنوشت افغانستان توسط تفنگ تعیین شود، مبارزه برای بازگرداندن حاکمیت به مردم ادامه خواهد داشت.

هدف ما مبارزه برای حکومتی است که اراده مردم آن را تعیین کند

وی هدف مقاومت را انتقام یا جایگزینی یک استبداد با استبداد دیگر ندانست. مسعود گفت که هدف، حذف طالبان به عنوان انسان‌های این سرزمین نیست، بلکه مبارزه برای حکومتی است که اراده مردم آن را تعیین کند و طالبان وادار به پذیرش آن شوند.

بیشتر بخوانید:  جمعیت اسلامی: طالبان با قرائت تحریف‌شده از دین، کشور را به سراشیبی خطرناک کشانده‌اند

او افزود که اگر طالبان نپذیرند، حذفشان توسط خود مردم افغانستان صورت خواهد گرفت.

او خواهان افغانستانی شد که در آن تمام گروه‌ها بدون ترس زندگی کنند، انتقال قدرت از طریق رأی و قانون صورت گیرد و نه از طریق تفنگ، و به دنبال انحصار قدرت نیستند، بلکه خواهان یک نظام فراگیر، مشروع و پاسخگو هستند.

مسعود در پایان سخنان خود، به مردم افغانستان، جوانان و زنان افغانستانی پیام داد که ناامید نشوند و صدایشان خاموش نخواهد شد.

او به مبارزین در کوه‌ها گفت که تنها نیستند و به میلیون‌ها مهاجر دور از وطن یادآور شد که افغانستان هنوز به آن‌ها نیاز دارد.

وی خطاب به طالبان گفت که تاریخ افغانستان را بخوانند، زیرا این سرزمین و ملتش هیچ‌گاه تسلیم نشده و نخواهند شد.

او تأکید کرد که ۱۵ آگست، با وجود تلخی، نباید به طالبان اجازه داد که آن را روز پیروزی خود و آمدن امارتشان تعریف کنند، بلکه این روز، روز ایستادگی و مسئولیت تاریخی همگان در مقابل طالبان است و اگر روز سقوط یک جمهوریت بود، همان روز، روز تولد یک مقاومت نیز هست.

محمد محقق: صبر مردم به پایان رسیده است

محمد محقق در این نشست، ترکیب شرکت‌کنندگان را نمادی از موزاییک جامعه افغانستان و بدیلی برای وضعیت کنونی خواند و تأکید کرد که انحصار قدرت و افراط‌گرایی، دو بحران اصلی هستند که آینده کشور را به چالش کشیده‌اند.

وی با اشاره به سخنان سرور دانش، تصریح کرد که افغانستان باید مسیری را در پیش بگیرد که از تکرار تجربه‌های «تمرکز قدرت» و «استبداد فردی» که به گفته او منجر به قتل‌عام‌ها، کوچ‌های اجباری و آوارگی میلیون‌ها افغان شده، جلوگیری کند.

محقق با انتقاد از وضعیت حقوق بشر در دوران حاکمیت فعلی، اظهار داشت: «طالبان با تکیه بر استبداد سیاسی و حاکمیت تک‌قومی، تمامی حقوق شهروندان، به ویژه زنان و دختران را نادیده گرفته‌اند.»

او با بازخوانی تاریخ نیم‌قرن اخیر افغانستان، افزود که حکومت‌های استبدادی و افراطی، فارغ از گرایش‌های ایدئولوژیک، به دلیل عدم پذیرش تنوع و تکثر، در نهایت با بحران مشروعیت و زوال مواجه شده‌اند.

در بخش دیگری از این نشست، به مسئله «مقاومت» در برابر شرایط موجود پرداخته شد.

محمد محقق با اشاره به دوران جهاد و مقاومت‌های پیشین، از رویکرد طالبان در مدیریت کشور انتقاد کرد و گفت که صبر مردم در پنج سال گذشته به پایان رسیده است.

وی با بیان اینکه ترجیح آن‌ها یافتن راه حل از طریق مذاکره و تشکیل یک حکومت مبتنی بر اراده ملی است، هشدار داد: «اگر طالبان سر عقل نیایند و تن به تغییر ساختار سیاسی ندهند، ممکن است مسیر تحولات به سمت گزینه‌های دیگری از جمله فاز نظامی پیش برود.»

ضرورت تشکیل جبهه ملی و نظام غیرمتمرکز

سرور دانش نیز در سخنرانی خود ضمن بررسی ریشه‌های بحران سیاسی در افغانستان، بر ضرورت ایجاد یک اجماع سیاسی گسترده علیه حاکمیت طالبان تأکید کرد.

ضرورت‌های گذار و انسجام سیاسی

دانش در سخنان خود، برای مقابله با وضعیت موجود، پنج محور کلیدی را پیشنهاد داد: ایجاد شورای مشترک انسجام جبهه‌ها میان تمامی جریان‌های مخالف طالبان، تشکیل یک چتر کلان سیاسی تحت عنوان «جبهه ملی افغانستان»، فعال‌سازی دیپلماسی گسترده برای جلب حمایت جامعه جهانی و سازمان ملل متحد جهت جایگزینی سیاست «تعامل با طالبان» با حمایت از مخالفان آنان، آمادگی برای تشکیل حکومت انتقالی پس از ایجاد اجماع داخلی، و در نهایت ترویج فرهنگ صلح.

وی تأکید کرد که مخالفت آن‌ها با طالبان نه بر پایه نام‌ها یا قوم و مذهب، بلکه مخالفت با «منطق حذف و انحصار» است که به زعم او، عامل اصلی تداوم بحران در تاریخ سیاسی افغانستان بوده است.

ریشه‌های تاریخی بحران

این چهره سیاسی افغانستان با اشاره به دوره‌های تاریخی، مشکلات افغانستان را محصول ریشه‌های عمیق ساختاری دانست و تأکید کرد که صرف تغییر افراد یا حکومت‌ها، بدون اصلاح ساختار قدرت، چرخه‌ی خشونت را متوقف نخواهد کرد. او دو چالش اصلی را در این زمینه برشمرد:

۱. تمرکز و انحصار قدرت: دانش با استناد به تاریخ از زمان امیر عبدالرحمن‌خان، نظام‌های سیاسی افغانستان را متمرکز و استبدادی خواند که با سرکوب هویت‌های متکثر قومی و زبانی همراه بوده است. وی برای برون‌رفت از این وضعیت، مدل «نظام غیرمتمرکز فدرال» را پیشنهاد داد تا قدرت در سطوح افقی و عمودی توزیع شود.

۲. افراطیت ایدئولوژیک: وی تقابل میان افراطیت سکولار و تندروی دینی را مانع ثبات دانست و خواستار گذار به سوی یک «وفاق ملی» شد. دانش با بهره‌گیری از رویکردی فلسفی، مفاهیم سیاسی و دینی را «مشکک» (دارای درجات شدت و ضعف) توصیف کرد و معتقد است می‌توان به مدلی از حکومت دست یافت که ضمن احترام به باورهای دینی مردم، دموکراسی و حقوق شهروندی را نیز تضمین کند.

بیشتر بخوانید:  پنج سال سدسازی بی‌وقفه طالبان؛ از کجکی تا بخش‌آباد و پرسش‌های بی‌پاسخ درباره حق‌آبه هیرمند

جمع‌بندی و چشم‌انداز

سرور دانش در پایان سخنان خود با یادآوری گذشت پنج سال از سقوط نظام جمهوریت، رسالت جریان‌های مخالف را جلوگیری از جایگزینی یک استبداد با استبدادی دیگر دانست. وی تأکید کرد که هدف نهایی این جریان‌ها، رسیدن به نظامی است که آزادی‌های مدنی و سیاسی را تضمین کرده و با توزیع عادلانه قدرت، حقوق برابر برای تمامی اقوام و پیروان مذاهب در افغانستان فراهم آورد.

عطامحمد نور: طالبان مشروعیت ندارند؛ مقاومت “حرف آخر” ماست

عطامحمد نور در ابتدای سخنان خود، این مناسبت را به ملت افغانستان تسلیت گفت و وضعیت کنونی کشور را ناشی از “ستم، جور و شکنجه” گروهی دانست که به گفته او، با تحریف اسلام، از نام این دین برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند.

نور در ادامه سخنانش، طالبان را به کشتار بی‌رویه، ترورهای هدفمند و به بند کشیدن مردم متهم کرد و گفت که زندگی مردم در خفقان و زیر شلاق استبداد این گروه می‌گذرد، در حالی که رهبران طالبان به دنبال منافع شخصی خود هستند.

او تاکید کرد که هیچ یک از اعمال طالبان با شریعت اسلامی و اسلام ناب مطابقت ندارد.

وی همچنین از طالبان انتقاد کرد که “ملاگرایی” را بر تخصص‌گرایی، دانش، بهداشت و تکنولوژی برتری داده‌اند و جامعه را از درس و تعلیم و تحصیل محروم کرده‌اند که این امر مانع رشد و انکشاف کشور می‌شود.

این رهبر سیاسی خواستار یافتن راهکاری برای نجات کشور از بحران و ایجاد فضای صمیمیت و همدلی شد و بر لزوم تدوین یک نقشه راه همگانی برای سعادتمندی ملت تاکید کرد.

او اظهار داشت که علاقه‌مند به حل مسالمت‌آمیز مشکلات افغانستان است، اما گروه حاکم را فاقد منطق گفتمان و مذاکره برای حل مسالمت‌آمیز مسائل کشور دانست.

عطامحمد نور از جبهات مقاومت که “شجاعانه مبارزه و قربانی می‌دهند” قدردانی کرد و خواستار تشکیل یک “چتر بزرگ افغانستان‌شمول” شد.

به گفته او، این چتر باید شامل تمام جریان‌های سیاسی، جامعه مدنی، احزاب و تنظیم‌های باسابقه، مردان، زنان و جوانان باشد تا بدون چشم‌داشت‌های سمتی، زبانی، قومی و ملیتی، برای نجات افغانستان تصمیم واحدی اتخاذ شود.

او هشدار داد که اگر طالبان به عقل و خرد روی نیاورند، جبهات مقاومت باید با تمام قوت حمایت شوند.

وی اقدامات “فرزندان بدخشان” را نشان‌دهنده عمق تنفر از “حکام نامشروع” دانست.

نور تاکید کرد که یک رژیم می‌تواند با زور و ارعاب به قدرت برسد، اما کسب مشروعیت ملی و بین‌المللی با هیچ ترفند سیاسی ممکن نیست.

او عدم به رسمیت شناخته شدن طالبان در سطح بین‌المللی و نداشتن مشروعیت داخلی را شاهدی بر این مدعا دانست و افزود که جامعه از طالبان متنفر است، زیرا زنان و دختران از حق تحصیل و کار محروم شده‌اند.

او مشروعیت حاکمیت را منوط به اراده مردم، انتخابات آزاد و قانون اساسی دانست.

وی همچنین به پاکستان، به عنوان یک کشور دوست و همسایه قدرتمند، پیشنهاد کرد که به جای حمایت از نیروهای نیابتی، در یک پروسه ملی و افغانستان‌شمول همکاری کند و اجماع منطقه‌ای با کشورهای همسایه را به وجود آورد.

نور با اشاره به تجربیات گذشته در مبارزه با شوروی و مقاومت اول، به طالبان هشدار داد که اگر رهبران و فرماندهان مقاومت وارد میدان شوند، توانایی‌های آن‌ها را خواهند دید.

او ادعا کرد که در گذشته هزاران نفر از رهبران طالبان را به اسارت گرفته بودند اما با “اخلاق اسلامی و انسانی” آن‌ها را حفظ کردند.

عطامحمد نور در پایان سخنان خود تاکید کرد که اگرچه هنوز تصمیم به جنگ گرفته نشده است، اما “مسئله میدانی” در منشور شورای عالی مقاومت مطرح است و “حرف آخر” آن‌ها خواهد بود.

او بار دیگر بر نیاز به یک چتر افغانستان‌شمول، توحید دیدگاه و یک گفتمان فراگیر همگانی تاکید کرد و گفت که اگر پاکستان خواهان حل سیاسی و صلح‌آمیز است، باید از این رویکرد حمایت کند.

سخنرانان این نشست، ضمن تأکید بر ضرورت همبستگی اقوام و مذاهب مختلف، چشم‌انداز آینده افغانستان را منوط به پذیرش «دموکراسی، تحمل همدیگر و رد کامل افراط‌گرایی» دانستند.

این نشست با تأکید بر اینکه مردم افغانستان دیگر انتظاری برای بهبود شرایط در چارچوب حاکمیت فعلی ندارند، بر تداوم فعالیت‌های سیاسی و هماهنگی میان جریان‌های مخالف طالبان برای رسیدن به یک نظام سیاسی متکثر تأکید کرد.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=134355
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها