دکتر نظیف شهرانی: طالبان تغییری نکرده | آمریکا همواره از طالبان حمایت کرده است

پروفسور نظیف شهرانی، استاد دانشگاه ایندیانا آمریکا، در گفت‌وگوی اختصاصی با ایراف با اشاره به تفاوت‌ها میان دوره‌‌های اول و دوم حاکمیت طالبان اظهار داشت که این دو دوره از نظر ماهیت سیاسی و ایدئولوژیک تفاوت اساسی با یکدیگر ندارند.

وی گفت طالبان در هر دو دوره بر پایه‌ی همان تفکر، برداشت دینی و ساختار حکمرانی خود عمل کرده‌اند، اما شرایطی که در آن به قدرت رسیدند متفاوت بوده است. به گفته‌ی شهرانی، طالبان در دهه‌ی ۱۹۹۰ یک گروه نظامی درگیر جنگ داخلی افغانستان بودند که هدف اصلی‌شان تصرف سرزمینی و تثبیت قدرت از طریق عملیات نظامی بود، اما در دوره‌ی دوم، پس از بیست سال جنگ، تجربه‌ی بیشتری در حوزه‌های نظامی، سیاسی و رسانه‌ای به دست آورده بودند.

این استاد دانشگاه افزود طالبان در فاصله‌ی سال‌های سقوط حکومت نخست خود تا بازگشت دوباره به قدرت، توانستند ساختار تشکیلاتی خود را بازسازی کنند، شبکه‌های نفوذ خود را در مناطق مختلف افغانستان گسترش دهند و با استفاده از شرایط سیاسی ایجادشده پس از توافق دوحه، بار دیگر وارد صحنه‌ی قدرت شوند.

به گفته‌ی وی، بنابراین تفاوت اصلی میان طالبان دهه‌ی ۱۹۹۰ و طالبان امروز، در تغییر روش‌ها و ابزارهای مورد استفاده است، نه در تغییر باورها و اهداف اصلی این گروه.

نقش پاکستان در شکل‌گیری طالبان

پروفسور شهرانی با اشاره به چگونگی ظهور طالبان در دهه‌ی ۱۹۹۰ گفت این گروه از ابتدا با حمایت گسترده‌ی پاکستان، به‌ویژه سازمان اطلاعات ارتش این کشور (ISI)، توانست قدرت نظامی خود را گسترش دهد.

وی توضیح داد طالبان در آن دوره فعالیت نظامی خود را از جنوب و غرب افغانستان آغاز کردند و با حمایت‌های خارجی توانستند به سرعت بخش‌هایی از کشور را تصرف کنند. به گفته‌ی او، حرکت طالبان از هرات آغاز شد و سپس به سمت مزارشریف، قندوز و تخار ادامه پیدا کرد.

این استاد دانشگاه اظهار داشت طالبان در آن زمان تلاش کردند کنترل مناطق بیشتری از شمال افغانستان را در دست بگیرند، اما در مناطقی مانند بدخشان و بخش‌هایی از پنجشیر با مقاومت مواجه شدند و نتوانستند به طور کامل این مناطق را تصرف کنند.

شهرانی افزود در کنار پاکستان، برخی کشورهای عربی، به‌ویژه عربستان سعودی و تعدادی از کشورهای حوزه‌ی خلیج فارس، نیز در دوره‌ی نخست حاکمیت طالبان از این گروه حمایت سیاسی و مالی کردند.

وی همچنین به حضور نیروهای خارجی در کنار طالبان اشاره کرد و گفت در آن دوره گروه‌هایی مانند القاعده و برخی نیروهای افراطی از کشورهای عربی، آسیای میانه و جنوب شرق آسیا در کنار طالبان حضور داشتند.

طالبان چگونه برای بازگشت به قدرت آماده شدند؟

پروفسور شهرانی با اشاره به دوره‌ی دوم ظهور طالبان گفت این گروه پس از سقوط حکومت خود در سال ۲۰۰۱، به جای از بین رفتن، وارد یک دوره‌ی طولانی بازسازی نظامی و سیاسی شد.

وی معتقد است طالبان در طول بیست سال جنگ با دولت افغانستان و نیروهای ناتو، تجربه‌های زیادی به دست آوردند و توانستند خود را برای مرحله‌ی پس از خروج آمریکا آماده کنند.

او افزود در این دوره، طالبان علاوه بر فعالیت نظامی، تلاش کردند ساختار سیاسی و ارتباطات خارجی خود را تقویت کنند و از طریق مذاکرات بین‌المللی، به‌ویژه مذاکرات قطر، جایگاه سیاسی برای خود ایجاد کنند.

به گفته‌ی شهرانی، طالبان دیگر صرفاً یک گروه شورشی نبودند، بلکه به نیرویی تبدیل شده بودند که برای گرفتن قدرت سیاسی برنامه‌ریزی می‌کردند.

نقش آمریکا در بازگشت طالبان

این استاد دانشگاه با اشاره به سیاست‌های آمریکا در افغانستان تاکید کرد که واشنگتن در نهایت مسیری را طی کرد که به بازگشت طالبان به قدرت منجر شد.

بیشتر بخوانید:  گسترش درگیری‌ها در بدخشان؛ سقوط بالگرد طالبان و کشته‌شدن ۸ تن هم‌زمان با ترور شهردار فیض‌آباد

وی گفت از دهه‌ی ۱۹۹۰ در سیاست خارجی آمریکا این دیدگاه وجود داشت که در جنگ‌های فرسایشی، بهتر است گروه‌های مختلف در داخل جوامع اسلامی درگیر یکدیگر شوند و آمریکا هزینه‌ی مستقیم کمتری پرداخت کند.

شهرانی معتقد است آمریکا در افغانستان نیز چنین رویکردی را دنبال کرد و در طول دو دهه حضور خود، شرایطی ایجاد کرد که طالبان به تدریج توانستند دوباره قدرت بگیرند.

وی توافق دوحه میان آمریکا و طالبان را یکی از نقاط مهم این روند دانست و گفت این توافق عملاً مسیر بازگشت طالبان به قدرت را هموار کرد.

آموزش سیاسی طالبان در قطر

دکتر شهرانی با اشاره به حضور رهبران طالبان در قطر گفت بخشی از رهبران این گروه در سال‌های مذاکرات، وارد یک روند سیاسی شدند و برای نقش‌آفرینی در آینده‌ی افغانستان آماده شدند.

وی تأکید کرد که انتقال برخی رهبران طالبان از زندان‌هایی مانند گوانتانامو و حضور آن‌ها در مذاکرات قطر، بخشی از روند آماده‌سازی این گروه برای مرحله‌ی پس از خروج نیروهای آمریکایی بوده است.

به گفته‌ی او، هدف این بود که طالبان بتوانند پس از خروج نیروهای غربی، مدیریت جامعه‌ی افغانستان را بر عهده بگیرند و در عین حال با گروه‌هایی مانند داعش و دیگر جریان‌های رقیب مقابله کنند.

قربانیان اصلی جنگ طالبان چه کسانی بودند؟

شهرانی با اشاره به عملکرد طالبان در دوران جنگ گفت برخلاف ادعاهای این گروه، بخش اصلی قربانیان اقدامات طالبان، مردم افغانستان بودند.

وی اظهار داشت در طول سال‌های جنگ، حملات طالبان بارها مدارس، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، مساجد و تجمعات عمومی را هدف قرار داد و هزاران شهروند افغان قربانی این حملات شدند.

این استاد دانشگاه تأکید کرد که جنگ طالبان نه تنها علیه نیروهای خارجی، بلکه در بسیاری از موارد علیه جامعه‌ی افغانستان و مردم عادی این کشور جریان داشت.

حمایت مالی آمریکا از طالبان

شهرانی در ادامه با اشاره به برخی تحقیقات منتشرشده در آمریکا افزود که اسناد و پژوهش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد آمریکا در طول جنگ افغانستان به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به تقویت طالبان کمک کرده است.

وی با اشاره به کتابی از یک پژوهشگر آمریکایی گفت در این اثر توضیح داده شده که چگونه آمریکا در طول سال‌های جنگ، دشمن خود یعنی طالبان را از نظر مالی و لجستیکی تقویت کرده است.

شهرانی همچنین گفت پس از بازگشت طالبان به قدرت، کمک‌های مالی خارجی همچنان ادامه پیدا کرده و تجهیزات نظامی باقی‌مانده از نیروهای آمریکایی نیز در اختیار طالبان قرار گرفته است.

به گفته‌ی وی، هدف از این اقدامات، استفاده از طالبان به عنوان ابزاری برای تأمین منافع آمریکا در برابر رقبای منطقه‌ای مانند چین، روسیه و ایران است.

روابط طالبان با چین و روسیه؛ تعامل بر اساس منافع

استاد دانشگاه ایندیانا درباره‌ی روابط طالبان با کشورهای منطقه گفت چین، روسیه و ایران تلاش کرده‌اند از طریق تعامل با طالبان، مانع تبدیل افغانستان به تهدید امنیتی علیه خود شوند.

وی افزود چین در زمینه‌ی استخراج منابع معدنی افغانستان با طالبان همکاری‌هایی داشته و روسیه نیز روابط سیاسی خود را با این گروه افزایش داده است.

با این حال، او تأکید کرد این روابط به معنای اعتماد بلندمدت به طالبان نیست و بیشتر بر اساس شرایط ژئوپلیتیکی و منافع کوتاه‌مدت شکل گرفته است.

اختلاف طالبان و پاکستان؛ احتمال رویارویی آینده

شهرانی درباره‌ی روابط طالبان و پاکستان گفت مشکلات کنونی میان دو طرف، نتیجه‌ی سیاست‌هایی است که خود پاکستان در دهه‌های گذشته ایجاد کرده است.

بیشتر بخوانید:  کارنامه ۵ ساله طالبان به روایت لابی آمریکایی؛ خلیلزاد: فراتر از انتظارات عمل کرده‌اند

وی توضیح داد اسلام‌آباد با حمایت از طالبان افغانستان، زمینه‌ی رشد طالبان پاکستانی را نیز فراهم کرد و اکنون با پیامدهای آن مواجه است.

به گفته‌ی او، حملات طالبان پاکستانی از خاک افغانستان علیه پاکستان، به یکی از مهم‌ترین بحران‌های امنیتی این کشور تبدیل شده و حل آن از طریق گفت‌وگو با طالبان افغانستان بسیار دشوار خواهد بود.

دکتر شهرانی احتمال داد در آینده اختلافات میان طالبان و پاکستان حتی به درگیری نظامی و آغاز دور تازه‌ای از ناامنی در افغانستان منجر شود.

چرا جمهوریت شکست خورد؟

این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود درباره‌ی شکست نظام جمهوری افغانستان گفت مشکل اصلی آن بود که قدرت‌های خارجی از ابتدا به دنبال ایجاد یک نظام کاملاً مشروع و مستقل در افغانستان نبودند.

وی تأکید کرد که هدف آمریکا ایجاد ساختاری بود که افغانستان همچنان در وضعیت بی‌ثباتی باقی بماند تا بتوان از آن برای مدیریت رقابت‌های منطقه‌ای استفاده کرد.

شهرانی با اشاره به قانون اساسی افغانستان گفت هرچند در این قانون بر حقوق بشر، آزادی‌های مدنی و ارزش‌های دموکراتیک تأکید شده بود، اما ساختار اجرایی کشور بر پایه‌ی یک نظام متمرکز، فردمحور و قوم‌محور شکل گرفت.

به گفته‌ی او، همین مسئله باعث شد میان اصول دموکراتیک مطرح‌شده در قانون اساسی و واقعیت سیاسی افغانستان فاصله‌ی زیادی ایجاد شود.

آینده‌ی افغانستان در سایه‌ی رقابت قدرت‌های بزرگ

استاد دانشگاه ایندیانا تأکید کرد که تحولات افغانستان را باید در چارچوب رقابت میان آمریکا، چین، روسیه و ایران تحلیل کرد.

وی گفت یکی از اهداف آمریکا جلوگیری از گسترش نفوذ چین و اجرای پروژه‌ی «یک کمربند، یک راه» از مسیر افغانستان است.
او همچنین معتقد است واشنگتن نمی‌خواهد کشورهای آسیای مرکزی از وابستگی سنتی به روسیه فاصله گرفته و از مسیر افغانستان به جنوب آسیا و آب‌های آزاد متصل شوند.

طالبان و ایران؛ همکاری تاکتیکی، اختلافات بنیادین

شهرانی درباره‌ی روابط ایران و طالبان گفت اگرچه در سال‌های اخیر همکاری‌هایی میان دوطرف شکل گرفته، اما این روابط نمی‌تواند به یک شراکت راهبردی تبدیل شود.

وی با اشاره به پیشینه‌ی فکری طالبان گفت این گروه همچنان دارای نگاه تکفیری است و از نظر ایدئولوژیک با شیعیان اختلاف عمیق دارد.

او با یادآوری حادثه‌ی مزارشریف و شهادت دیپلمات‌ها و خبرنگار ایرانی در سال ۱۳۷۷ تأکید کرد که این تجربه‌ی تاریخی نباید فراموش شود.

پروفسور شهرانی در پایان گفت طالبان همچنان بخشی از معادلات قدرت‌های بزرگ هستند و بدون ایجاد یک نظام مشروع، فراگیر و مبتنی بر مشارکت واقعی مردم افغانستان، دستیابی به ثبات پایدار در این کشور امکان‌پذیر نخواهد بود.

دکتر محمدنظیف محب شهرانی، استاد مردم‌شناسی دانشگاه ایندیانا، در بدخشان افغانستان زاده شد و تحصیلات ابتدایی تا دانشگاه را در افغانستان گذراند. در سال ۱۹۶۷ با بورسیه آمریکا به هاوایی رفت، لیسانس گرفت و سپس از دانشگاه واشنگتن مدرک دکترا دریافت کرد. او پایان‌نامه‌اش را درباره تطابق زیستی قرغیزها و واخی‌ها در پامیر (۱۹۷۲-۱۹۷۴) نوشت و کتابش در ۱۹۷۹ منتشر شد. پس از کودتای کمونیستی و جنگ شوروی به افغانستان بازنگشت و در دانشگاه‌های آمریکا تدریس کرد. دکتر شهرانی از سال ۱۹۹۰ استاد دانشگاه ایندیانا، رئیس بخش شرق‌شناسی و مدیر برنامه‌های اسلامی بود. او جوایز پژوهشی متعددی دارد و کتاب‌ها و مقالاتش درباره افغانستان و آسیای میانه است.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=134196
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها