به گزارش ایراف، گزارشهای رسمی افغانستان نشان میدهد که پس از رویکارآمدن طالبان در سال ۱۴۰۰، سیاستی مبتنی بر استفاده حداکثری از آبهای سطحی در دستور کار قرار گرفته است.
این سیاست شامل تکمیل سدهای نیمهتمام، آغاز پروژههای جدید، ساخت صدها سد کوچک و چکدم و تلاش برای کاهش وابستگی به برق وارداتی بوده است.
منابع فنی افغانستان میگویند هدف اصلی این برنامه، ذخیرهسازی آب برای فصول کمآبی، توسعه کشاورزی در مناطق خشک، تولید برق داخلی، مهار سیلابهای فصلی و تقویت آبهای زیرزمینی است.
این رویکرد، بهویژه در جنوب و غرب افغانستان، تغییرات محسوسی در وضعیت کشاورزی و تأمین آب ایجاد کرده و برخی مناطق خشک را دوباره به چرخه تولید بازگردانده است.
سد کجکی – هلمند
فاز دوم سد کجکی که یکی از بزرگترین سدهای افغانستان است، در سال ۱۴۰۱ به بهرهبرداری رسید.
ظرفیت تولید برق این سد از حدود ۵۱ مگاوات به بیش از ۱۵۰ مگاوات افزایش یافته و حجم ذخیره آب آن به حدود دو میلیارد مترمکعب رسیده است.
این سد اکنون یکی از مهمترین منابع تأمین برق جنوب افغانستان محسوب میشود و صدها هزار هکتار زمین در هلمند و قندهار را آبیاری میکند.
مقامهای محلی میگویند کجکی نقش کلیدی در مهار سیلابهای فصلی و تثبیت کشتهای محلی دارد و بسیاری از زمینهایی که پیشتر با کمبود آب مواجه بودند، اکنون زیر کشت رفتهاند.
سد کمالخان – نیمروز
فاز سوم سد کمالخان در سال ۱۴۰۳ تکمیل شد. ظرفیت ذخیره این سد حدود ۵۲ میلیون مترمکعب، تولید برق آن تا ۹ مگاوات و توان آبیاریاش نزدیک به ۱۷۴ هزار هکتار زمین اعلام شده است.
این سد بر رود هیرمند ساخته شده و هدف اصلی آن مهار سیلابهای ناگهانی و رساندن آب به زمینهای خشک جنوبغرب افغانستان است.
مقامهای نیمروز میگویند کمالخان برای این ولایت «تغییر محسوس» ایجاد کرده و امکان کشتهای گستردهتر را فراهم آورده است.
سد پاشدان – هرات
سد پاشدان که سالها بهدلیل مشکلات مالی و امنیتی متوقف مانده بود، در سال ۱۴۰۳ دوباره فعال شد و در مرداد ۱۴۰۴ با هزینه حدود ۱۱۷ میلیون دلار افتتاح گردید.
این سد ظرفیت ذخیره ۵۴ میلیون مترمکعب آب، آبیاری ۱۳ هزار هکتار زمین و تولید ۲ مگاوات برق دارد.
مقامهای هرات میگویند پاشدان برای این ولایت «نقش حیاتی» دارد و میتواند آبهای زیرزمینی و زمینهای کشاورزی را تقویت کند. همچنین این سد بهعنوان یک نقطه تفریحی جدید برای مردم هرات مطرح شده است.
سد شاهوعروس – کابل
سد شاهوعروس پس از سالها تأخیر، در پایان سال ۱۴۰۳ افتتاح شد. ارتفاع این سد حدود ۷۵ تا ۷۸ متر، ظرفیت ذخیره آن نزدیک به ۹.۴ میلیون مترمکعب، توان آبیاریاش حدود ۳۵۰۰ هکتار زمین و تولید برق آن ۱.۲ مگاوات اعلام شده است.
این سد برای مناطق شمالی کابل اهمیت ویژه دارد؛ زیرا علاوه بر تأمین آب شرب مطمئنتر، نقش مهمی در مهار سیلابهای فصلی و تقویت چشمهها و کاریزهای محلی ایفا میکند.
مقامهای کابل میگویند این سد میتواند بخشی از نیاز آبی مناطق رو به گسترش شمال شهر را تأمین کند.
سد بخشآباد – فراه
کار ساخت سد بخشآباد از سال ۱۴۰۲ با حفر تونلهای انحرافی آغاز شد و همچنان ادامه دارد.
پیشبینی میشود این سد بیش از ۱.۳ میلیارد مترمکعب آب ذخیره کند، ۶۸ هزار هکتار زمین را آبیاری نماید و ۲۷ مگاوات برق تولید کند.
فراه یکی از خشکترین ولایتهای افغانستان است و مقامهای محلی میگویند بخشآباد میتواند «چهره کشاورزی منطقه را دگرگون کند» و بسیاری از زمینهای بایر را دوباره به چرخه تولید بازگرداند.
سد عمری – زابل
سد عمری در سال ۱۴۰۳ تکمیل شد. ظرفیت ذخیره این سد ۲.۹ میلیون مترمکعب، توان آبیاریاش ۵۶۰ هکتار زمین و تولید برق آن بین ۶۰ تا ۱۰۰ کیلووات اعلام شده است.
زابل از ولایتهایی بود که کمتر پروژه زیربنایی داشت و مقامهای محلی میگویند سد عمری «اولین گام جدی در توسعه زیربنایی» این ولایت محسوب میشود.
این سد نقش مهمی در مهار سیلابهای فصلی و تقویت آبهای زیرزمینی دارد.
سد پلتونی – پکتیکا
کار ساخت سد پلتونی از سال ۱۴۰۳ آغاز شده و اکنون حدود ۲۰ تا ۲۶ درصد پیشرفت دارد.
ظرفیت ذخیره این سد حدود ۲۵ میلیون مترمکعب، توان آبیاریاش ۲۵۰۰ هکتار زمین و تولید برق آن نزدیک به ۱ مگاوات پیشبینی شده است.
مقامهای پکتیکا میگویند این سد میتواند آب زیرزمینی مناطق مرکزی ولایت را تقویت کند و زمینهای کشاورزی را گسترش دهد.
سدهای کوچک و چکدمها
بر اساس گزارشهای رسمی، طی پنج سال گذشته بیش از ۴۰۰ تا ۴۵۰ سد کوچک و چکدم در نقاط مختلف افغانستان ساخته یا تکمیل شده است.
این سازهها آب باران را ذخیره میکنند، سیلابهای محلی را مهار میکنند و آبهای زیرزمینی را بالا میآورند.
منابع فنی افغانستان میگویند این چکدمها در بسیاری از مناطق خشک کشور تأثیر مستقیم بر کشاورزی داشته و باعث شده زمینهایی که پیشتر بایر بودند، دوباره زیر کشت بروند.
حقآبه ایران و تعلل طالبان
بر پایه مواضع رسمی جمهوری اسلامی ایران، موضوع حقآبه ایران از رود هیرمند همچنان یکی از جدیترین محورهای اختلاف میان تهران و حکومت طالبان است.
تهران تأکید دارد که معاهده ۱۳۵۱ میان دو کشور، سهم ایران را بهصورت «صریح، قانونی و غیرقابلتفسیر» تعیین کرده و افغانستان موظف است سالانه ۸۲۰ میلیون مترمکعب آب را در شرایط نرمال تحویل دهد.
وزارت خارجه ایران اعلام کرده است که ادعاهای طالبان درباره خشکسالی «نیازمند راستیآزمایی» است و تا زمانی که کارشناسان ایرانی اجازه بازدید از مسیر رودخانه را نیابند، «هیچ ادعایی درباره کمبود آب پذیرفته نیست».
معاونت حقوقی ریاستجمهوری نیز تأکید کرده که انحراف آب به سمت گودزره و آبگیری سد کمالخان بدون رعایت مفاد معاهده، «نقض تعهدات بینالمللی» افغانستان است.
با وجود وعدههای مکرر طالبان، این تعهد تاکنون عملی نشده و موضوع حقآبه همچنان در وضعیت «ابهام و تعلل» قرار دارد؛ مسئلهای که برای مردم سیستان و بلوچستان، تالابهای هامون و امنیت آبی شرق ایران اهمیت حیاتی دارد.













