به گزارش ایراف، محمد یعقوب مجاهد، سرپرست وزارت دفاع حکومت طالبان، در تازهترین موضعگیری امنیتی خود اعلام کرد که کابل در برابر هرگونه اقدام «تجاوزکارانه» پاکستان سکوت نخواهد کرد و پاسخ «حسابشده» خواهد داد.
او گفت از نوع خواستهها و فشارهای اسلامآباد چنین برداشت میشود که پاکستان، امنیت و پیشرفت افغانستان را تهدیدی علیه منافع خود تلقی میکند.
مجاهد با اشاره به فعالیت گروههای افراطی در امتداد خط دیورند، مدعی شد که «برخی حلقهها در پاکستان افراد مخرب، بهویژه داعش، را در مناطق مرزی و حتی شهرهای بزرگ تجهیز و تأمین مالی میکنند تا علیه افغانستان استفاده شوند.»
این ادعا در حالی مطرح میشود که طالبان، به ناتوانی در مهار گروههای افراطی متهم است.
سرپرست وزارت دفاع طالبان در گفتوگو با تلویزیون ملی افغانستان، شمار نیروهای ارتش این کشور را حدود ۱۵۰ هزار نفر اعلام کرد و افزود که افغانستان «ممکن است به دو تا سه برابر این تعداد نیرو نیاز داشته باشد» تا بتواند همزمان با تهدیدهای داخلی و خارجی مقابله کند.
او تأکید کرد که حکومت طالبان خواهان تشدید تنشهای منطقهای نیست و از حل اختلافات از مسیر گفتوگو حمایت میکند؛ اما در برابر هرگونه اقدام تحریکآمیز یا تجاوزکارانه، «پاسخ متناسب» خواهد داد.
تنشهای افغانستان و پاکستان طی دو سال گذشته وارد مرحلهای بیسابقه شده است؛ مرحلهای که از تبادل آتش مرزی فراتر رفته و به درگیریهای مستقیم، حملات هوایی و بستهشدن گذرگاههای حیاتی رسیده است.
بر اساس گزارشهای رسانهای، از پاییز ۲۰۲۵ به بعد، چندین حمله هوایی پاکستان به شرق افغانستان انجام شد که اسلامآباد هدف آن را «انهدام مخفیگاههای تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی)» اعلام کرد، اما طالبان این حملات را «نقض آشکار حاکمیت ملی» دانستند و در مواردی حتی پاسخ نظامی دادند.
ریشه این بحران، تنها در تحولات امنیتی اخیر نیست؛ اختلاف تاریخی بر سر خط دیورند، بیاعتمادی ساختاری میان دو کشور، حضور گروههای مسلح غیردولتی و تغییر موازنه قدرت پس از بازگشت طالبان به کابل، مجموعهای از عوامل انباشتهشده را شکل داده که هر حادثه مرزی را به بحران سیاسی و نظامی تبدیل میکند.
پژوهشگران علوم سیاسی تأکید میکنند که خط دیورند – مرزی که در سال ۱۸۹۳ توسط بریتانیا ترسیم شد و افغانستان هرگز آن را به رسمیت نشناخته – همچنان یکی از اصلیترین موتورهای تنش است.
در سال ۲۰۲۵، برای نخستینبار پس از دههها، طالبان افغانستان و ارتش پاکستان وارد درگیری مستقیم شدند؛ درگیریهایی که شامل حملات پیاده، توپخانهای و حتی هوایی بود و به تصرف موقت برخی پایگاههای مرزی انجامید.
این تحول، بهگفته تحلیلگران، «تابوی درگیری مستقیم» میان دو طرف را شکست و روابط کابل–اسلامآباد را از همکاری تاکتیکی به رقابت امنیتی آشکار تبدیل کرد.
پاکستان در ماههای اخیر بارها طالبان را متهم کرده که در مهار تحریک طالبان پاکستان ناکام بوده یا حتی از این گروه حمایت میکند؛ در مقابل، طالبان مدعیاند اسلامآباد از تهدیدات امنیتی بهعنوان ابزار فشار سیاسی استفاده میکند.
این چرخه اتهامزنی، همراه با فشارهای داخلی پاکستان برای نمایش اقتدار ارتش، موجب شده اسلامآباد سیاست «مداخله برونمرزی محدود» را در پیش بگیرد و حملات هوایی را افزایش دهد.
درگیریهای مرگبار مهر و آبان ۱۴۰۴ نیز نشان داد که بحران وارد مرحلهای خطرناک شده است؛ هر دو طرف از تلفات سنگین سخن گفتند و گذرگاههای مهمی مانند تورخم و چمن بسته شد.
تحلیلهای امنیتی هشدار میدهند که اگر سازوکارهای دیپلماتیک تقویت نشود، احتمال تداوم و تشدید درگیریها همچنان بالاست.




