عبیدالله بهیر، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل افغانستان، در گفتوگو با ایراف، با اشاره به پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، پایان حضور نظامی آمریکا و جلوگیری از فروپاشی اقتصادی افغانستان را از مهمترین دستاوردهای طالبان در پنج سال گذشته دانست و در عین حال گفت که این حکومت فرصت دستیابی به مشروعیت جهانی را از دست داده است.
او تأکید کرد که آینده طالبان بیش از هر چیز به میزان رضایت مردم افغانستان، توجه به منافع ملی و نحوه تعامل این حکومت با کشورهای منطقه و جهان بستگی دارد.
پایان حضور آمریکا بزرگترین دستاورد طالبان
بهیر در ارزیابی عملکرد پنجساله طالبان گفت که این پنج سال را نباید صرفاً سالگرد به قدرت رسیدن طالبان دانست، بلکه به اعتقاد او، این دوره «پنج سال آزادی افغانستان» و پایان حضور استعمار آمریکایی و غربی در این کشور بوده است.
او افزود: «۲۰ سال، ۲۵ سال پیش هیچکس همین خواب را هم نداشت که یک روز آمریکا اینجا شکست میخورد و از افغانستان بیرون میرود.»
این استاد دانشگاه با اشاره به خاطرهای که از یکی از اعضای خانواده خود نقل کرد، ادامه داد که در گذشته حتی برخی نظامیان آمریکایی نیز تصور نمیکردند که این کشور مجبور به خروج از افغانستان شود و تأکید کرد: «همین که مجبور شدند که بروند، همین آزادی، کلانترین دستاورد است.»
بهیر در ادامه، جلوگیری از فروپاشی اقتصادی افغانستان را یکی دیگر از دستاوردهای طالبان دانست و گفت افغانستان در ۲۰ سال گذشته اقتصادی متکی بر مواد مخدر، فساد و کمکهای خارجی داشت و در زمان خروج آمریکا احتمال زیادی وجود داشت که این اقتصاد نیز با فروپاشی نظام سیاسی سقوط کند.
او با اشاره به کمتجربگی طالبان در حوزه حکومتداری و اقتصاد افزود: «همین که این را مدیریت کرد» خود یک دستاورد محسوب میشود و افغانستان نیز در این مدت فرصتهایی برای توسعه پیدا کرده است.
فرصت از دسترفته برای کسب مشروعیت جهانی
این پژوهشگر مسائل افغانستان اما در ادامه با اشاره به آنچه طالبان در این پنج سال از دست داده است، گفت یکی از مهمترین موارد، فرصت دستیابی به مشروعیت جهانی بوده است.
او توضیح داد که بخشی از مشکلات موجود، مشکلات ساختاری بهجامانده از گذشته بوده، اما برخی مشکلات نیز توسط خود طالبان ایجاد شده است؛ از جمله مسئله مدارس و وضعیت دختران.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه طالبان نتوانست از فرصتهای موجود برای جلب حمایت و مشروعیت غرب استفاده کند، افزود که پیشرفتهای داخلی افغانستان را باید از مسئله مشروعیت بینالمللی جدا کرد.
به گفته بهیر، کشورهای غربی و حتی کشورهای منطقه زمانی که به همکاری طالبان در موضوعاتی مانند مهاجران، امنیت یا مواد مخدر نیاز دارند، بدون اینکه مسئله شناسایی رسمی را در اولویت قرار دهند، با این حکومت تعامل میکنند؛ اما زمانی که نیازی به همکاری با طالبان ندارند، مسئله حقوق بشر را مطرح میکنند.
او با انتقاد از این رویکرد گفت: «سیاست دوگانه غرب همین بدبختی را دارد.»
بهیر البته تأکید کرد که مسئولیت عدم مشروعیت بینالمللی طالبان تنها متوجه غرب و کشورهای منطقه نیست و برخی سیاستهای داخلی طالبان نیز در این زمینه مؤثر بوده است.
کشورهای اسلامی و تردید در شناسایی طالبان
عبیدالله بهیر با اشاره به اینکه کشورهای اسلامی نیز هنوز طالبان را به رسمیت نشناختهاند، این مسئله را مرتبط با سیاستهای همین کشورها دانست.
او گفت به نظر میرسد کشورهای مختلف منتظرند کشور دیگری پیشقدم شود و طالبان را به رسمیت بشناسد.
این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه دوره نخست حکومت طالبان و شناسایی آن توسط سه کشور اسلامی افزود که کشورهای اسلامی شاید از تکرار همان تجربه هراس دارند.
او همچنین تأثیر فشار آمریکا را یکی دیگر از عوامل مؤثر دانست و گفت تا زمانی که آمریکا افغانستان و حکومت طالبان را به رسمیت نشناسد، برخی کشورهای دیگر نیز برای این اقدام تردید خواهند داشت.
حقوق زنان و دختران؛ مانع مشروعیت طالبان
عبیدالله بهیر درباره مهمترین چالش طالبان برای رسیدن به مشروعیت خارجی گفت دو دیدگاه وجود دارد: یک دیدگاه این است که اگر مسائل مربوط به مکاتب، حقوق زنان و آموزش دختران در داخل افغانستان حل شود، حکومت طالبان میتواند مشروعیت خارجی به دست آورد.
او افزود دیدگاه دیگری در میان برخی رهبران طالبان وجود دارد که معتقدند غرب هیچوقت راضی نخواهد شد و حتی اگر مسئله مکاتب حل شود، موضوع دیگری مانند دولت فراگیر را مطرح خواهند کرد.
بهیر با این حال گفت برداشت شخصی او این است که اگر مسئله حقوق زنان و آموزش دختران حل شود، کشورهای غربی در نهایت به افغانستان نیاز پیدا خواهند کرد و مسئله شناسایی حکومت طالبان میتواند آسانتر شود.
او در ادامه با اشاره به کاربرد واژه «سرکوب» درباره وضعیت زنان در افغانستان گفت: «سرکوب کلمه بسیار سنگینی است. فکر نمیکنم که در افغانستان سرکوب خانمها جاری باشد.»
این استاد دانشگاه افزود که طالبان در پنج سال حاکمیت خود همچنان در حال تعریف خود است و در میان رهبران طالبان نیز دیدگاههای مختلفی درباره میزان دخالت حکومت در زندگی شخصی مردم وجود دارد.
ضرورت قرارداد اجتماعی میان طالبان و مردم
این استاد دانشگاه با اشاره به ضرورت شنیدن مطالبات مردم گفت اینکه طالبان بتواند فهم و درک خود از اسلام را با مصلحت و شنیدن خواستههای مردم همراه کند، میتواند آینده روشنتری برای این حکومت ایجاد کند.
او افزود اگر یک «قرارداد اجتماعی» میان طالبان و مردم افغانستان شکل بگیرد، بسیاری از مسائل کشور حل خواهد شد و میان حاکمیت طالبان و مردم افغانستان همافزایی بیشتری ایجاد میشود.
عبیدالله بهیر با اشاره به تجربه طالبان در دوران جنگ علیه آمریکا گفت طالبان پیش از رسیدن به قدرت نیز اهمیت ارتباط با مردم محلی را درک کرده بود و در ماههای پایانی جنگ، در روستاها با بزرگان مناطق گفتوگو میکرد.
او ادامه داد که طالبان در آن دوره از همین ارتباطات برای رسیدن به تفاهم با نیروهای نظامی و مردم استفاده کرد و این نشان میدهد که این گروه از گذشته اهمیت ارتباط مستقیم با مردم را درک کرده بود.
این پژوهشگر مسائل افغانستان تأکید کرد که طالبان در دوران حکومت نیز باید در هر منطقه نماینده همان منطقه را پیدا کند، با او گفتوگو کند و از طریق او نیازها و مشکلات مردم را بشناسد.
او افزود: «تا وقتی که همین انحصار مطلق بین گروه شما باشد و همگروه از مناطق مشخص باشد و با مردم ارتباط مستقیم نداشته باشید، طبیعی است که حکومتتان با تقاضای مردم بسیار تفاوت داشته باشد.»
وعده حکومت فراگیر و چالش فراگیری
این استاد دانشگاه در ادامه درباره وعده طالبان برای تشکیل حکومت فراگیر گفت رهبران این گروه از ابتدا وعده داده بودند که حاکمیت باید فراگیر باشد، اما در عمل این اتفاق نیفتاده است.
بهیر با اشاره به وعدههایی که رهبران طالبان در قطر داده بودند، گفت شرایط قدرت پس از ورود آنها به کابل متفاوت شد و طالبان قابلیت عملی کردن برخی از وعدههای خود را نداشت.
او تأکید کرد این مسئله لزوماً به معنای دروغ گفتن طالبان در زمان مذاکرات یا پشیمانی امروز آنها از وعدههای گذشته نیست، بلکه ساختار فعلی قدرت نتوانسته است با آن وعدهها منطبق شود.
عبیدالله بهیر در ادامه، مفهوم «همهشمولیت» را نیز پیچیده دانست و گفت این اصطلاح در دوران جمهوریت نیز به شکلی نادرست استفاده شده است.
او با اشاره به تجربه جمهوریت در افغانستان افزود که در آن دوره، بسیاری تلاش میکردند در قدرت دخیل باشند و پشت بسیاری از افراد نیز حلقههای استخباراتی قرار داشتند.
به گفته بهیر، افغانها از واژه همهشمولیت تصویری از حضور جنگسالاران و چهرههای سیاسی و قدرتمند بدنام دارند و طالبان نیز نمیخواهد دوباره وارد همان روند شود.
با این حال، او تأکید کرد اگر همهشمولیت به معنای دیده شدن همه اقوام، افکار و مناطق در ساختار نظام باشد، این مسئله میتواند به بقای حکومت طالبان کمک زیادی کند.
بقای طالبان یا منافع ملی افغانستان؟
این استاد دانشگاه درباره اینکه آیا طالبان بیش از منافع ملی به بقای خود میاندیشد، گفت نگرانی اصلی این است که اگر طالبان منفعت خود را به درستی تعریف نکند و به منافع ملی توجه نداشته باشد، این مسئله میتواند برای آینده این حکومت خطر ایجاد کند.
او افزود وقتی مردم افغانستان در برابر نظام احساس بیگانگی کنند، طبیعی است که این مسئله برای حکومت خطرساز خواهد شد.
بهیر توضیح داد که هر حکومتی پس از جنگ، کودتا یا انقلاب، در سالهای نخست تلاش میکند قدرت خود را تثبیت کند، زیرا خطر ضدانقلاب در این دوره بیشتر است.
اما به گفته او، طالبان اکنون پس از پنج سال باید از این مرحله عبور کند و نگاه خود را از بقای گروه به یک نگاه ملیتر و بلندمدتتر تغییر دهد.
او تأکید کرد: «وقتی که فکر ما فکر ملی باشد، فکر ما فکر افغانی باشد و فکر ما فکر ۱۰ سال، ۲۰ سال، ۵۰ سال آینده باشد، ما میتوانیم تصمیمهای اساسی و مصلحتآمیز زیادی بگیریم.»
رابطه طالبان با ایران؛ از تنش تا همکاری
بهیر درباره روابط طالبان با ایران گفت این روابط حدود یک سال پیش با چالشهایی روبهرو شده بود و ایران نگرانیهایی درباره حقابه و مسائل مختلف داشت، اما به گفته او، این مسائل در ماههای اخیر حل شده است.
او افزود زمانی که ایران به آب نیاز داشته، طالبان توانسته به این نیاز رسیدگی کند و در زمان جنگ آمریکا و ایران نیز طالبان توانسته است درباره نگرانیهای امنیتی ایران ضمانت بدهد و به تعهدات خود عمل کند.
این استاد دانشگاه گفت به نظر او اکنون رهبری جمهوری اسلامی ایران رضایت بیشتری از طالبان دارد و ایران میتواند نمونه خوبی برای همکاری با افغانستان باشد.
بهیر تأکید کرد اگر میان دو طرف اعتماد ایجاد شود، زمینه برای همکاری و پیشرفت مشترک نیز فراهم خواهد شد.
آموزش، اقتصاد و امنیت؛ زمینههای همکاری تهران – کابل
بهیر با اشاره به ظرفیتهای همکاری میان ایران و افغانستان گفت اگر جنگ آمریکا پایان پیدا کند و ایران بتواند به منابع مالی خود دسترسی پیدا کند و از تحریمها خارج شود، این کشور میتواند به یک مرکز مهم تجارت تبدیل شود.
او افزود هرچه ارتباط افغانستان با ایران بهتر باشد، پیشرفت ایران نیز به کشورهای همسایه منتقل خواهد شد.
بهیر با اشاره به پیشرفت ایران در حوزه آموزش گفت تهران و کابل میتوانند در حوزههای آموزشی، اقتصادی و امنیتی با یکدیگر همکاری کنند.
او همچنین تبادل اطلاعات امنیتی را از دیگر زمینههای همکاری دانست و تأکید کرد ایران و افغانستان کشورهای همسایهای هستند که تاریخ مشترک چند هزار ساله دارند و اگر منافع مشترک خود را تعریف کنند و بر اساس اعتماد متقابل برای آن کار کنند، امکان پیشرفت منطقه نیز فراهم خواهد شد.
«فکر نمیکنم طالبان در پنج سال آینده از بین برود»
این پژوهشگر مسائل افغانستان درباره آینده سیاسی افغانستان گفت بعید میداند طالبان در پنج سال آینده از بین برود.
او برای این ارزیابی چند دلیل مطرح کرد؛ نخست اینکه به گفته او، بدیل سالم و قابل قبولی برای طالبان وجود ندارد و جریانهای مخالف طالبان نیز خود با یکدیگر هماهنگ نیستند.
دوم اینکه هر نیرویی که بخواهد با طالبان مقابله کند، نیازمند منابع مالی و پشتیبانی است و به گفته بهیر، هیچ کشور بزرگ غربی تاکنون آمادگی تأمین چنین منابعی را نشان نداده است.
او افزود تا زمانی که یک تحرک نظامی بزرگ علیه طالبان شکل نگیرد، این حکومت از بین نخواهد رفت و چنین تحرکی نیز صرفاً یک حرکت چریکی یا گروه منزوی نخواهد بود، بلکه نیازمند مداخله نظامی غرب خواهد بود.
بهیر تأکید کرد تاکنون هیچ نشانهای از آمادگی کشورهای غربی برای چنین مداخلهای وجود ندارد؛ چرا که مسئله تنها سقوط نظام طالبان نیست، بلکه پس از آن باید نظام جدیدی ساخته شود که به پول، نیرو و تأمین امنیت نیاز دارد.
این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه ۲۰ ساله آمریکا و غرب در افغانستان گفت ممکن است غرب نخواهد بار دیگر چنین تجربهای را تکرار کند.
رضایت مردم؛ شرط ادامه حاکمیت طالبان
عبیدالله بهیر در عین حال گفت آینده طالبان به سیاستهای خود این گروه بستگی دارد و حکومت طالبان میتواند پنج سال آینده را به دورهای بسیار طولانیتر تبدیل کند.
او شرط اصلی این مسئله را رضایت مردم افغانستان دانست و گفت مردم باید رفاه، عدالت، پیشرفت و فرصتهای آموزشی و تجاری را در حاکمیت طالبان احساس کنند و در کشور خود احساس مالکیت داشته باشند.
به گفته بهیر، اگر چنین شرایطی ایجاد شود، مردم افغانستان تمایلی به قیام علیه طالبان نخواهند داشت.
رابطه طالبان و آمریکا
عبیدالله بهیر درباره روابط طالبان و آمریکا نیز گفت بعید است واشنگتن علاقه زیادی به برقراری ارتباط با حکومت فعلی افغانستان داشته باشد.
او یکی از دلایل را خاطره تلخ آمریکا از افغانستان و شکست در برابر طالبان دانست و گفت واشنگتن تمایلی ندارد با گروهی که آن را شکست داده، وارد یک رابطه نزدیک و دوستانه شود.
بهیر همچنین با اشاره به مشغولیت آمریکا به مسائل دیگر جهان گفت افغانستان در حال حاضر در اولویت اصلی واشنگتن قرار ندارد.
این استاد دانشگاه همچنین تأکید کرد طالبان نیز احتمالاً در صورتی که آمریکا خواستار حضور نظامی در افغانستان باشد، علاقهای به نزدیک شدن به واشنگتن نخواهد داشت؛ چرا که پذیرش حضور نظامی آمریکا با سابقه ۲۰ سال مبارزه طالبان علیه این کشور در تناقض خواهد بود.
این استاد دانشگاه افزود طالبان میداند هرگونه توافق با آمریکا ممکن است اعضای این گروه را ناراضی و ناامید کند و از سوی دیگر، طالبان نمیخواهد نگرانی همسایگان خود درباره حضور نزدیک آمریکا در افغانستان را افزایش دهد.
او در نهایت گفت: «از هر دو طرف علاقهمندی نیست. علاقهمندی وجود ندارد.»
ایران و یک فرصت تاریخی در قبال افغانستان
عبیدالله بهیر در بخش پایانی گفتوگو با ایراف، با اشاره به نگاه کشورهای غربی به منطقه گفت به اعتقاد او، کشورهای غربی و غیرمسلمان به دلیل ظرفیت و پتانسیل کشورهای منطقه تلاش میکنند در امور آنها دخالت داشته باشند.
او افزود کشورهای منطقه باید این مسائل را درک کنند و با تعریف مشترکات و ایجاد روابط برادرانه و اسلامی، اجازه ندهند اختلافات آنها را از یکدیگر دور کند.
بهیر در همین چارچوب، نقش ایران را مهم دانست و گفت ایران در شرایط کنونی یک فرصت مهم در اختیار دارد.
او با اشاره به تحرکات نظامی و استخباراتی پاکستان علیه افغانستان افزود مقابله با این تحرکات و ایستادگی در برابر گروههایی که قصد اقدامات نظامی علیه طالبان و افغانستان را دارند، میتواند فرصتی برای ایران باشد تا وفاداری و دوستی خود با افغانستان را نشان دهد.
عبیدالله بهیر، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل افغانستان، از چهرههای فعال در حوزه تحلیل تحولات سیاسی، اجتماعی و امنیتی افغانستان است. او در این گفتوگو با ایراف، در آستانه پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، ضمن بررسی کارنامه پنجساله این حکومت، به موضوعاتی همچون دستاوردهای طالبان، چالش مشروعیت بینالمللی، وضعیت زنان و دختران، ساختار قدرت و مسئله همهشمولیت، آینده سیاسی افغانستان و روابط طالبان با ایران و آمریکا پرداخته است.




