احمد مسعود، رهبر جبههٔ مقاومت ملی افغانستان، در گفتوگو با ایراف تیوی، ضمن تشریح فعالیتهای جریان مقاومت و نشست «همصدایی»، از رویکرد این جریان در قبال طالبان گفت و تأکید کرد که مقاومت تنها در چارچوب مقابلهٔ نظامی تعریف نمیشود. او با اشاره به تجربهٔ شهید احمدشاه مسعود و شهید برهانالدین ربانی، پیام نخست مقاومت به طالبان را صلح دانست و گفت آیندهٔ افغانستان باید بر پایهٔ اراده و انتخاب مردم این کشور شکل بگیرد.
مبارزهٔ نظامی تنها بخشی از مسیر مقاومت است
احمد مسعود در ابتدای این گفتوگو دربارهٔ فعالیتهای این روزهای خود گفت: «مبارزه تعریف متفاوتی دارد. متأسفانه برخلاف آن چیزی که شاید در دوران کودکی تصور میکردم که در چنین سنی در داخل افغانستان، در ابعاد مختلف اجتماعی و سیاسی و در راه کمک به وطن باشم، متأسفانه به دلیل شرایطی که امروز حاکم است، مجبور شدیم که دست به مبارزهٔ نظامی و میدانی بزنیم.» او تأکید کرد که مبارزه تنها به فعالیت نظامی محدود نمیشود و افزود: «بدون شک مبارزه ابعاد مختلف سیاسی و اجتماعی هم دارد که در آن ابعاد هم فعلاً مصروف هستیم.»
مجری برنامه با اشاره به پیوند خانوادهٔ مسعود با شعر و ادبیات و زبان فارسی، از او پرسید آخرین بار چه زمانی فال حافظ گرفته است. مسعود در پاسخ گفت که فکر میکند شاید حدود یک ماه پیش فال حافظ گرفته باشد، اما آخرین باری که شعر حافظ خوانده، همان روز بوده است. او دربارهٔ آخرین غزلی که با دوستانش خوانده نیز به این بیت اشاره کرد:
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئلهآموز صد مدرس شد
مسعود در پاسخ به اینکه آیا فال حافظ را به نیت خاصی گرفته است، گفت: «نه. اتفاقاً به خاطر محبت و علاقهٔ شدیدی که شخصاً به حافظ دارم، معمولاً هر روز شعری از حافظ یا بالاخره یک سری به حافظ میزنیم.» او این ارتباط با شعر حافظ را بخشی از زندگی روزمرهٔ خود دانست؛ موضوعی که مجری برنامه نیز آن را شروعی لطیف و امیدوارانه برای روزهای او توصیف کرد.
احمد مسعود: همصدایی برای مقابله با روایت اختلاف میان جریانهای افغانستان است
در ادامهٔ گفتوگو، مجری برنامه با اشاره به تحولات اخیر افغانستان و برگزاری نشست همصدایی، از مسعود خواست دربارهٔ اهمیت این نشست و تأثیر تاریخی آن در فضای سیاسی افغانستان توضیح دهد.
مسعود در پاسخ گفت نشست همصدایی برای نخستین بار در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان، جریانها و احزاب سیاسی مختلف را گرد هم آورده تا در محوری مشترک حرکت کنند. به گفتهٔ او، اهمیت این نشست در «انسجام تمام طرفهای سیاسی افغانستان برای پیدا کردن یک راهحل اساسی برای مشکل دیرینه و تاریخی کشور» است.
او برای توضیح بیشتر دربارهٔ ضرورت این انسجام، به مسئلهٔ «روایت» اشاره کرد و گفت یکی از اتفاقاتی که متأسفانه در ۲۰ سال گذشته و بهویژه در چهار سال اخیر رخ داده، تلاش برای حاکم کردن روایتی بر ذهن مردم افغانستان بوده است که بر اساس آن، جریانهای سیاسی افغانستان «بیاتفاق و بیاتحاد» معرفی شوند و اختلافات موجود میان مردم و جریانهای سیاسی، صرفاً ناشی از عدم همکاری و همیاری خود آنان دانسته شود.
مسعود معتقد است دستهای بیرونی در این روایت نادیده گرفته شدهاند. او با اشاره به خروج آمریکا از افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت گفت آمریکاییها برای اینکه خود را از مسئولیت و ملامت دور کنند، تلاش کردند مسئولیت وضعیت ایجادشده را بر دوش مردم افغانستان بیندازند و روایتی ارائه کنند که بر اساس آن، مجموعهٔ سیاسی پیشین افغانستان فاسد، بیاتحاد و بیاتفاق بوده است.
او با اشاره به تجربهٔ آمریکا در دیگر جنگها گفت: «معمولاً چنین روایتی را آمریکا بعد از جنگهایش انجام میدهد. این کار را در ویتنام انجام داد. این شب و روزها هم در اوکراین میبینید؛ میگویند اوکراینیها فاسد هستند و حتی مشروعیت دولت اوکراین را خود آمریکاییها زیر سؤال میبرند.»
مسعود تأکید کرد که تلاش جریانهای مخالف طالبان در چهار سال گذشته، مقابله با همین روایت بوده است. او جریان همصدایی، پروسهٔ وین، شورای عالی مقاومت ملی و جبههٔ مقاومت را نمونههایی از تلاش برای زدودن این روایت دانست.
او گفت هدف این جریانها، ایجاد یک اتحاد افقی و جمعی میان تمام ظرفیتهای مردم افغانستان، منهای طالبان، بر اساس منافع کلان کشور است؛ اتحادی که هدف آن رسیدن به «افغانستان آزاد، آباد و مستقل» و کشوری است که حاکمیت در آن از مسیر ارادهٔ مردم افغانستان شکل بگیرد.
مسعود: هدف همصدایی رسیدن احمد مسعود یا فرد دیگری به قدرت نیست
احمد مسعود در ادامه گفت یکی از تلاشهای مهم موجود این است که به جهانیان، منطقه و مردم افغانستان گفته میشود باید طالبان را به عنوان یک واقعیت بپذیرند، زیرا طرف دیگری وجود ندارد و جریانهای دیگر نیز با یکدیگر اختلاف دارند. به گفتهٔ او، هدف همصدایی مقابله با همین نگاه و بازگرداندن این حقیقت است که اختلاف میان جریانهای سیاسی افغانستان بر سر ارزشها و منافع کلان وجود ندارد.
مجری برنامه نیز با اشاره به اینکه جریانهای سیاسیای که زمانی رقبای یکدیگر بودند، اکنون دور یک میز جمع شدهاند، پرسید قدم بعدی این اتحاد چیست و این ظرفیت چگونه میتواند به هدف نهایی خود برسد.
مسعود در پاسخ گفت مسیر پیش رو از نظر گامهای مشخص، مسیر پیچیدهای نیست، زیرا خواستهها روشن و شفاف هستند. به گفتهٔ او، نخستین و مهمترین اصل، توافق همهٔ جریانها بر سر رسیدن به یک نقشهٔ راه مشترک برای آیندهٔ افغانستان است؛ نقشهای که به گفتهٔ او تقریباً نهایی شده و اجماع بر سر آن وجود دارد.
او برای توضیح نوع نظام آیندهٔ افغانستان، به تجربهٔ انقلاب ایران اشاره کرد و گفت زمانی که امام خمینی(ره) رهبری انقلاب را بر عهده گرفت، ارادهٔ او این نبود که از ابتدا نوع نظام مورد نظر خود را بر همهٔ انقلابیون تحمیل کند، بلکه مردم ایران باید دربارهٔ نوع نظام تصمیم میگرفتند و پس از آن، قانون اساسی و ساختار حکومت بر اساس رأی و ارادهٔ مردم شکل میگرفت.
مسعود تأکید کرد که نگاه جریانهای مخالف طالبان نیز تفاوتی با این اصل ندارد. او گفت: «حرف ما این است که امروز متأسفانه یک مجموعه آمده به نام طالبان و میگوید من مشروعیت از خدا گرفتم، هیچکس حق ندارد جز من و مردم افغانستان اصلاً حق ندارند بگویند چه نوع نظامی.»
او تأکید کرد که خواست مخالفان طالبان این نیست که تمام طالبان باید کشته یا از بین برده شوند، بلکه خواست آنان «فراتر از طالب، جبهه و جمعیت» و در نهایت «افغانستان و مشروعیت افغانستان» است.
به گفتهٔ مسعود، قدم اصلی این جریانها رسیدن به نقطهای است که مردم افغانستان بتوانند نوع نظام خود را انتخاب کنند. او گفت جریانهای مختلف ممکن است طرحها و دیدگاههای متفاوتی دربارهٔ نظام آینده داشته باشند، اما تا رسیدن به مرحلهٔ انتخابات و ارائهٔ این طرحها به مردم، همه در یک صف واحد قرار دارند.
او تأکید کرد: «تلاش امروز همصدایی و قدمهای بعدی برای این نیست که احمد مسعود به قدرت برسد یا ایکس، وای، زد؛ بلکه تلاش این است که مردم و مشروعیت مردم برگردند و ارادهٔ آنها تصمیم بگیرد که حکومت افغانستان چگونه باشد.»
مخالفان همصدایی و اختلافاتی که از گذشته به جا مانده است
در ادامه، مجری برنامه با اشاره به بیانیهٔ پایانی نشست همصدایی و دعوت به اتحاد و انسجام گروهها و احزاب سیاسی پرسید مخالفان این روند چه میگویند و دلیل مخالفت آنها چیست.
مسعود در پاسخ گفت دیدگاههای متفاوتی وجود دارد و برای توضیح این موضوع، به بازی «مافیا» اشاره کرد که در ایران و افغانستان محبوب شده است. او گفت ریشهٔ این بازی به بازی «گرگها» یا «گرگنماها» بازمیگردد که یک دانشجوی روانشناسی دانشگاه مسکو در سال ۱۹۸۶ برای اثبات یک نظریه آن را طراحی کرد.
به گفتهٔ او، در این بازی گروه کوچکی از گرگها در برابر شهروندان قرار دارند و هدف آن نشان دادن این است که یک مجموعهٔ کوچک اما آگاه، به دلیل برخورداری از اطلاعات و آگاهی، میتواند در مقابل یک اکثریت ناآگاه پیروز شود.
مسعود گفت امروز نیز شرایط افغانستان از این جهت قابل مقایسه است؛ زیرا اگر یک مجموعهٔ کوچک آگاه باشد و بر اساس آگاهی خود حرکت کند، میتواند در برابر یک اکثریت ناآگاه به نتیجه برسد.
او افزود که به اعتقاد او، امروز در افغانستان یک «حداکثر آگاه» وجود دارد و اگر چنین آگاهیای در چهار سال گذشته وجود نداشت، طالبان میتوانست به مشروعیت داخلی دست پیدا کند؛ در حالی که به گفتهٔ او، امروز طالبان حتی از سوی بسیاری از رهبران سیاسی، شخصیتها و مردم افغانستان نیز مشروعیت داخلی ندارد.
مسعود ریشهٔ بخش مهمی از اختلافات موجود را در خاطرات گذشته، رقابتهای سیاسی و حزبی، جنگهای گذشته، سلیقهها و اختلافات قومی، حزبی و شخصی دانست و گفت تلاش آنان این است که به نقطهٔ وحدت تبدیل شوند؛ بهویژه برای نسل جوانی که تجربهٔ رقابتهای حزبی و سیاسی گذشته را ندارد و منافع و آیندهٔ کشور او را به سمت همکاری سوق میدهد.
او در عین حال گفت اگر جریانهایی دیدگاه متفاوتی دارند، از شنیدن دیدگاه آنها استقبال میکند، زیرا هر جریان سیاسی میتواند نظر متفاوت خود را داشته باشد.
احمد مسعود: مبارزهٔ ما از بغض طالبان نیست؛ از حب وطن است
مجری برنامه در ادامه با اشاره به تصویری که از حضور مسعود در نشست همصدایی ایجاد شده، این پرسش را مطرح کرد که آیا او از راهحلی برای تعامل با طالبان حمایت میکند و آیا چنین راهحلی قابلیت عملیاتی شدن دارد.
مسعود در پاسخ گفت در طول زندگی و دوران فعالیت سیاسی خود تلاش کرده آنچه را درست میداند، دنبال کند؛ حتی اگر دیدگاهش مورد قبول دیگران نباشد.
او با اشاره به سابقهٔ طالبان گفت: «بنابر عمل طالب، کار طالب و کارکرد طالب، نه تنها در چهار سال گذشته بلکه در تقریباً ۳۰ سال گذشته، هیچ چیزی در زندگی من به اندازهٔ ایستادگی و مقاومت امروز در مقابل طالب، به شکل مبارزهٔ نظامی و میدانی، برای من سبب افتخار و عزت نیست.»
مسعود بزرگترین افتخار خود را نمایندگی از کسانی دانست که در برابر طالبان و استبداد ایستادهاند، اما در عین حال تأکید کرد که هدف مبارزه، از بین بردن طالبان به دلیل نفرت از این گروه نیست.
او گفت: «آیا هدف من و تلاشی که ما انجام میدهیم، قصدش از بین بردن طالب و به یک ترتیب طالبان است یا قصدش عزت افغانستان؟ یعنی مبارزه و جنگ ما از بغض طالب است یا حب وطن؟»
مسعود حتی گفت دلش برای طالبان و خانوادههای آنان میسوزد، زیرا به گفتهٔ او، بسیاری از افرادی که امروز در این جریان حضور دارند، ممکن است قربانی تفکراتی باشند که به آنها تحمیل شده است.
او با اشاره به احمدشاه مسعود گفت مبارزهٔ او همواره برای انسانیت، اسلام و وطن بوده و هیچگاه مبارزهاش صرفاً ناشی از خشونت یا علاقه به جنگ نبوده است.
مسعود سپس تأکید کرد: «طالب ختم تاریخ افغانستان نیست. ما باشیم یا نباشیم، احمد مسعود باشد یا نباشد، مقاومت باشد یا نباشد، طالب امروز و فردا نیست؛ چه گروهها، چه پادشاهیها، چه نهضتها و حرکتهایی آمدند در افغانستان و رفتند. طالبان پایان تاریخ افغانستان نیست.»
او گفت اگر سیاست مخالفان تنها به مقابله با طالبان محدود شود، نتیجهٔ مطلوب به دست نمیآید، زیرا هدف اصلی باید آیندهٔ افغانستان باشد.
مسعود: اگر طالبان ارادهٔ مردم را بپذیرد، میتواند در آیندهٔ افغانستان حضور داشته باشد
احمد مسعود در ادامه گفت ممکن است طالبان در آیندهٔ افغانستان نقش داشته باشد، اما سؤال این است که «چه نوع طالبی؟»
او از وجود زمزمههایی دربارهٔ وجود یک جریان جنگطلب و یک جریان سادهتر در داخل طالبان سخن گفت و تأکید کرد اگر واقعاً جریانی صلحطلب در طالبان وجود دارد، باید ابتکار عمل را در دست بگیرد و نشان دهد که از گذشته درس گرفته است.
مسعود با اشاره به احمدشاه مسعود گفت پیام او در دوران مقاومت، حتی در زمان مواجهه با طالبان، پیام صلح بوده است و از طالبان خواسته شده بود برای گفتوگو و یافتن راهحل برای افغانستان پشت میز مذاکره حاضر شوند.
او همچنین با اشاره به برهانالدین ربانی گفت دلیل اینکه او را «شهید صلح» مینامند این است که با پیام صلح به سوی طالبان رفت، اما در نهایت با حملهٔ انتحاری کشته شد.
مسعود گفت در چهار سال اخیر نیز نخستین پیام جریان مقاومت به طالبان، پیام جنگ نبوده بلکه پیام صلح بوده است؛ زیرا به اعتقاد او، «جنگ در افغانستان راهحل نیست.»
او با این حال پرسید جریانهای صلحطلب در طالبان چه کسانی هستند و گفت امروز ابتکار عمل و سیاست در داخل طالبان در اختیار جریانهای جنگطلب است.
مسعود تأکید کرد اگر در داخل طالبان جریانی وجود دارد که به صلح و ارادهٔ مردم باور دارد، باید آن را در عمل نشان دهد و بپذیرد که مشروعیت باید از داخل افغانستان و ارادهٔ مردم بیاید، نه از سفارت این کشور و آن کشور و شناسایی خارجی.
او گفت اگر طالبان چنین تغییری را بپذیرد، «بدون شک میتوانند جزئی از صفحهٔ جدید افغانستان باشند»، اما به گفتهٔ او، در چهار سال گذشته نشانهای جدی از چنین تغییری دیده نشده است.
اصلاح یا تغییر؟
مسعود به سخنان احمدشاه مسعود دربارهٔ علت مقاومت اشاره کرد و گفت مبارزه و مقاومت تا دو نقطه ادامه خواهد داشت.
به گفتهٔ او، نقطهٔ اول زمانی است که طالبان بپذیرد این تصور که تنها راه، زور و تفنگ است و تنها یک جریان صاحب کشور است، اشتباه بوده و باید به میز مذاکره بیاید و در مسیری قرار بگیرد که در آیندهٔ افغانستان، حکومت با مشارکت و ارادهٔ مردم شکل بگیرد.
نقطهٔ دوم، به گفتهٔ او، زمانی است که طالبان مانند گذشته از قدرت کنار زده شود و مردم افغانستان بار دیگر با ارادهٔ خود دربارهٔ آیندهٔ کشور تصمیم بگیرند.
مسعود گفت: «مسیری که پیش میرود همین است. انتخاب با خودشان است؛ آیا در کنار ارادهٔ مردم افغانستان قرار میگیرند یا آنقدر این مسیر را ادامه میدهند که در مقابل خشم مردم افغانستان قرار بگیرند.»
او در ادامه میان رهبران طالبان و افرادی که به گفتهٔ او شستوشوی مغزی شدهاند و به عنوان سرباز عمل میکنند، تفاوت قائل شد و گفت نسبت به برخی از این افراد دلسوزی دارد؛ زیرا اقدامات و کشتارهایی که انجام دادهاند، هم دنیا را خراب کرده و هم به اعتقاد او آخرت خودشان را.
مسعود همچنین با اشاره به استدلالهایی که طالبان دربارهٔ مشروعیت ناشی از غلبه مطرح میکنند، گفت چنین استدلالی را از نظر شرعی معتبر نمیداند و تأکید کرد که صرف غلبهٔ یک طرف نمیتواند مشروعیت حکومت را اثبات کند.
افغانستان باید شهروندمحور باشد، نه قوممحور
در بخش دیگری از گفتوگو، مجری برنامه به تنوع قومی افغانستان اشاره کرد و پرسید آیا تغییر ساختار نظام سیاسی میتواند راهحلی برای ثبات بلندمدت افغانستان باشد؛ کشوری که مردم آن سالهاست از قومیتی شدن نظام و احساس بیعدالتی خسته شدهاند.
مسعود در پاسخ گفت برای این پرسش دو پاسخ دارد و ابتدا به این موضوع پرداخت که چرا چنین احساسی در جامعهٔ افغانستان ایجاد شده است.
او گفت افغانستان تنها کشور متکثر منطقه نیست و برای مقایسه به ایران اشاره کرد که در آن اقوام و گروههای مختلفی مانند ترک، لر، کرد، فارس، عرب، بلوچ، ترکمن، مازنی و آذری در کنار یکدیگر زندگی میکنند.
به گفتهٔ مسعود، تفاوت افغانستان با بسیاری از کشورها در این است که تنوع موجود در آن به جای تبدیل شدن به نقطهٔ قوت، در اثر عوامل مختلف به نقطهٔ اختلاف تبدیل شده است.
او تأکید کرد که «Diversity» یا تنوع میتواند نقطهٔ قوت یک کشور باشد و گفت همانطور که رنگهای مختلف میتوانند در کنار یکدیگر یک تصویر زیبا بسازند، اقوام مختلف افغانستان نیز میتوانند در کنار یکدیگر یک کشور متنوع و قدرتمند ایجاد کنند.
مسعود در توضیح اینکه چرا برخی شهروندان افغانستان احساس میکنند اگر قوم آنها در قدرت نباشد، امنیت و آرامش ندارند، گفت دلیل اصلی این مسئله آن است که حکومت در افغانستان همواره بر یک مکانیزم عادلانه استوار نبوده است.
او گفت وقتی قانون با تکثر جامعه برابر نباشد و حکومتها بر اساس مصلحت، تکحزبی یا غیرعادلانه شکل بگیرند، طبیعی است که مردم احساس کنند اگر فردی از قوم آنها رئیسجمهور، وزیر یا وکیل نباشد، حقوقشان تأمین نمیشود.
همهٔ شهروندان باید در برابر قانون یکسان باشند
احمد مسعود تأکید کرد آرزوی او برای افغانستان، کشوری «شهروندمحور، نه قوممحور» است؛ کشوری که عدالت در آن بر اساس شهروندی تعریف شود.
او گفت برای رسیدن به این هدف باید مراحلی طی شود و در یک مرحلهٔ ابتدایی، همهٔ اقوام باید خود را در ساختار سیاسی ببینند، اما قانون باید به گونهای تنظیم و اجرا شود که همهٔ شهروندان در برابر آن یکسان باشند.
مسعود با اشاره به نظام حقوقی طالبان گفت بر اساس آنچه شنیده میشود، در اجرای قوانین و مجازاتها میان افراد مختلف تفاوت گذاشته میشود و اگر فردی از یک طبقهٔ اجتماعی یا مذهبی خاص باشد، مجازات متفاوتی دریافت میکند.
او تأکید کرد عدالت واقعی زمانی شکل میگیرد که قانون برای همه یکسان اجرا شود و «تبعیض سیستماتیک» وجود نداشته باشد.
به گفتهٔ مسعود، آیندهٔ افغانستان نباید بر اساس این باشد که چه کسی رئیسجمهور، وزیر یا قاضی است، بلکه باید به مرحلهای برسد که هر شهروند در هر گوشهٔ افغانستان بداند که در برابر قانون با دیگران برابر است.
او گفت این همان چیزی است که در ایران و بسیاری از کشورهای جهان وجود دارد و افغانستان نیز برای رسیدن به چنین وضعیتی نیازمند تمرین و ساختن یک نظام قانونی عادلانه است.
در ادامه، مجری دربارهٔ ارتباط گروههای سیاسی با بدنهٔ جامعهٔ افغانستان و اینکه آیا کارهای مربوط به قانون و آیندهٔ نظام از مرحلهٔ فرضیه عبور کرده یا نه، پرسید.
مسعود پاسخ داد که تلاشهایی صورت گرفته و حتی نسخههایی نیز در دست است، اما تأکید کرد این موضوع مربوط به مرحلهای پس از تعیین نوع نظام سیاسی توسط مردم است.
مردم باید نظام سیاسی را انتخاب کنند
احمد مسعود گفت نخست باید به نقطهای رسید که مردم بتوانند نظام خود را انتخاب کنند و پس از آن، زمینه برای گفتوگو دربارهٔ نسخههای مختلف قانون اساسی فراهم خواهد شد.
به گفتهٔ او، در مرحلهٔ کنونی جریانهای سیاسی بر سر اصل انتخاب مردم مشکل ندارند و «یک مانع وجود دارد: طالبان.»
مسعود گفت طالبان یا از طریق مردم، یا با فشار نظامی و میدانی، یا فشار منطقهای و جهانی، در نهایت باید وادار شود که بپذیرد مردم حق دارند نظام سیاسی خود را انتخاب کنند؛ در غیر این صورت، کنار زده خواهد شد. او تأکید کرد: «راه سومی وجود ندارد.»
مسعود توضیح داد که پس از رسیدن به مرحلهٔ انتخاب مردم، زمینه فراهم میشود تا جریانهای مختلف از سراسر افغانستان دربارهٔ نسخههای پیشنهادی خود برای آیندهٔ کشور گفتوگو کنند و از دل این گفتوگوها، یک قانون اساسی قابل قبول برای همهٔ افغانستان تدوین شود.
او گفت این قانون باید نکاتی را که پیشتر دربارهٔ عدالت، برابری شهروندان، مشارکت مردم و آیندهٔ نظام مطرح کرد، در خود داشته باشد و در نهایت برای تأیید به مردم ارائه شود.
در این بخش مجری برنامه با اعلام میانبرنامه، از مسعود خواست برای استراحت کوتاهی آماده شود و اعلام کرد ادامهٔ گفتوگو پس از میانبرنامه پیگیری خواهد شد.
راهحل افغانستان نباید از واشنگتن و پکن دیکته شود
در بخش دوم گفتوگو، مجری برنامه با اشاره به نقش بازیگران خارجی در تحولات افغانستان گفت در بسیاری از موارد، هر جا مردم افغانستان احساس تبعیض و بیعدالتی میکنند، ردپای بازیگران خارجی نیز دیده میشود.
او گفت حتی در مواردی که مردم افغانستان میخواهند بر سر موضوعات مشترک به همگرایی برسند، تلاشهایی برای جلوگیری از این همگرایی صورت میگیرد و افزود که در نشست همصدایی، قطع اعمال نفوذ بازیگران خارجی موجب امیدواری کسانی شده که به آیندهٔ افغانستان امیدوار هستند.
مسعود در پاسخ گفت متأسفانه در طول ادوار گذشته، دستگاههای خارجی همواره تلاش کردهاند در افغانستان سبب اختلاف، فاصله و جنگ شوند، اما در عین حال بخشی از مسئولیت وضعیت موجود را متوجه خود مردم و جریانهای سیاسی افغانستان دانست.
او گفت جریانهای سیاسی و مردم افغانستان در مواردی نتوانستهاند اصول و قوانینی را که برای آن مبارزه کردهاند، به درستی اجرا کنند و همین مسئله باعث ایجاد فاصله، اختلاف و تبعیض شده و فرصت را برای استفادهٔ بازیگران خارجی فراهم کرده است.
مسعود دربارهٔ عملکرد جریان مقاومت در چهار سال اخیر گفت این جریان تلاش کرده برخلاف خواست برخی طرفها و کشورها، بر اساس نیاز و خواست مردم افغانستان حرکت کند.
او تأکید کرد اگر حمایت ژئوپلیتیک و خارجی از جریان مقاومت وجود داشت، او امروز نمیتوانست این مصاحبه را در خارج از افغانستان انجام دهد و در عین حال، دوام حکومت طالبان را نیز به نوعی مرتبط با وجود حمایتهای ژئوپلیتیک دانست.
مسعود گفت جریان مقاومت تلاش کرده به عناصر خارجی تبدیل نشود و وارد اقداماتی نشود که با ارزشهای مورد باور آن در تضاد باشد و هدف جریان همصدایی نیز این بوده که راهحل افغانستان از «واشنگتن و پکن و جای دیگر» دیکته نشود، بلکه خود مردم افغانستان دربارهٔ آیندهٔ کشورشان تصمیم بگیرند.
اتحاد و هوشیاری؛ پاسخ مسعود به مسئلهٔ دخالت خارجی
مسعود در عین حال گفت افغانستان در جهانی زندگی میکند که روابط کشورها و قدرتها در آن به یکدیگر تنیده است و به همین دلیل، پیام همصدایی فقط خطاب به مردم افغانستان نیست، بلکه پیامی برای منطقه و جهان نیز دارد.
او تأکید کرد روابط با جهان و منطقه ضروری است، اما این رابطه نباید به معنای دیکته کردن آیندهٔ افغانستان از سوی کشورهای دیگر باشد.
به گفتهٔ مسعود، «خود ما خود را بهتر میدانیم» و انگیزه، اراده و تلاش جریانهای سیاسی باید این باشد که دنیا و منطقه صدای مردم افغانستان را بشنوند، نه اینکه به مردم افغانستان بگویند چگونه زندگی و حکومت کنند.
او ابراز امیدواری کرد با وجود شرایط دشوار جهانی و جنگها و بحرانهای موجود، صدای مردم افغانستان شنیده شود.
در ادامه، مجری برنامه به جایگاه ژئوپلیتیک افغانستان در منطقه اشاره کرد و پرسید مهمترین عاملی که میتواند دخالت خارجی در افغانستان را کاهش دهد چیست و آیا کشور یا کشورهای خاصی را در وضعیت کنونی افغانستان مقصر میداند.
مسعود پاسخ خود را در یک عبارت خلاصه کرد: «اتحاد و هوشیاری.»
او گفت افغانستان به جهان نیاز دارد، اما مردم نباید همهٔ مشکلات خود را به کشورهای دیگر نسبت دهند و «برف بام خود را روی بام دیگران بیندازند.»
به گفتهٔ مسعود، بازیهای ژئوپلیتیک تا زمانی که منافع ژئوپلیتیک وجود دارد، ادامه خواهد داشت و کشورهایی که قدرت دارند، به دلیل همین منافع نمیتوانند به سادگی دست از افغانستان بردارند.
مسعود در ادامه گفت بسیاری از کشورها توانستهاند از بحرانهای مشابه عبور کنند، اما در افغانستان تداوم جنگ، نبود اتحاد و انسجام و ضعف هوشیاری در میان ظرفیتهای سیاسی، شرایط را دشوار کرده است.
او گفت امروز نیاز اصلی افغانستان اتحاد است و ابراز امیدواری کرد که این اتحاد روزبهروز تقویت شود.
مسعود همچنین تأکید کرد مردم افغانستان باید بدانند که هیچ کشوری «به خاطر رضای خدا موش نمیگیرد» و هیچ قدرتی صرفاً به دلیل علاقه به مردم افغانستان وارد معادلات این کشور نمیشود.
او گفت: «کسی نیست که عاشق چشم و ابروی مردم افغانستان باشد. خود ما باید وطن خود را بسازیم.»
مسعود تأکید کرد مردم افغانستان نیازمند عزت هستند؛ هم در داخل کشور و هم در هر گوشهای از جهان که زندگی میکنند.
او در ادامه گفت برخی انتظار دارند دیگران در سراسر جهان به مردم افغانستان احترام بگذارند، اما پرسش این است که چگونه چنین احترامی ایجاد میشود وقتی خود مردم هنوز نتوانستهاند خانهٔ خود را سامان دهند.
مسعود در اشارهای به نقش قدرتهای خارجی در تاریخ افغانستان گفت بدون نام بردن از کشور خاصی، قدرتهای خارجی همواره در سرنوشت افغانستان نقش داشتهاند و این کشور در مقاطع مختلف قربانی قدرتهای بزرگ بوده است؛ از انگلیس گرفته تا آمریکا و دیگر قدرتهایی که در افغانستان حضور داشتهاند.
پیام پایانی احمد مسعود: اتحاد رمز پیروزی ماست
در پایان برنامه، مجری از احمد مسعود خواست برای کسانی که قلبشان برای افغانستان میتپد و منتظر پیامی از او هستند، مهمترین پیام خود را بیان کند.
مسعود در پاسخ گفت شرایط فعلی پایان تاریخ افغانستان نیست و آنچه امروز در این کشور جریان دارد، پایان افغانستان و تاریخ مردم آن نیست.
او گفت: «این شرایط هم عبور میکند، اما سرعت عبوری و آمدن شرایطی که ما لایق آن شرایط هستیم، بستگی به خودمان دارد.»
به گفتهٔ او، این ارادهٔ مردم افغانستان است که میتواند حتی در مدت کوتاهی مسیر کشور را تغییر دهد و برای رسیدن به این نقطه، افغانستان نیازمند کشور خارجی نیست، بلکه به «خودمان و اتکا به خودمان» نیاز دارد.
مسعود از نسل جوان افغانستان خواست از هر تلاش و عاملی که سبب اختلاف میشود عبور کند و تأکید کرد بهویژه در میان نسل جوان، دلیلی برای ادامهٔ اختلافات گذشته وجود ندارد.
او گفت نسل جوان که بخش بزرگی از جمعیت افغانستان را تشکیل میدهد، تجربهٔ رقابتهای حزبی و سیاسی گذشته را ندارد و به جای اختلاف، «هزار دلیل برای اتحاد» دارد.
مسعود از جوانان خواست بازی جریانها، بازیگران و قدرتها را نخورند و درگیر اختلافات کوچک نشوند؛ اختلافاتی که ممکن است باعث شود یک «خیر کلان به نام افغانستان و آیندهٔ آن» از دست برود.
او در پایان گفت: «اتحاد رمز پیروزی ماست. با اتحاد و اتفاق و تلاش مشترک و مبارزهٔ دوامدار، مهم نیست چقدر طول میکشد؛ یک سال، دو سال، پنج سال، با کمر بسته، انشاءالله این مبارزه… پیروز میشویم.»
مسعود با اشاره به تجربهٔ طالبان نیز گفت همین گروه ۲۰ سال تلاش کرد و در نهایت به هدف خود رسید و نتیجه گرفت که تداوم و استمرار در مسیری که انسان به آن باور دارد، در کنار اتحاد و انسجام، رمز رسیدن به پیروزی است.
جبههٔ مقاومت ملی افغانستان به رهبری احمد مسعود، از مهمترین جریانهای مخالف طالبان است که پس از بازگشت این گروه به قدرت در اوت ۲۰۲۱، فعالیت خود را در عرصههای سیاسی و نظامی ادامه داده است. این جریان در کنار تأکید بر مبارزه با طالبان، در ماههای اخیر بر ایجاد همگرایی میان جریانهای سیاسی مخالف طالبان و شکلگیری یک نقشهٔ راه مشترک برای آیندهٔ افغانستان تمرکز کرده است. مسعود در این چارچوب تأکید دارد که هدف مقاومت صرفاً مقابله با طالبان نیست، بلکه رسیدن به نظامی است که مشروعیت خود را از ارادهٔ مردم افغانستان بگیرد و امکان مشارکت جریانهای مختلف سیاسی در آیندهٔ کشور را فراهم کند.




