همسر شهید ناصر ریگی در گفتوگو با ایراف، با اشاره به همزمانی شهادت دیپلماتهای ایرانی با شهید محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی، از اینکه این حادثه در سالهای گذشته بیشتر با عنوان «روز خبرنگار» شناخته شده، گلایه کرد و گفت: «ما بارها با مسئولان و مراجع مختلف مکاتبه کردهایم و درخواست کردهایم که در کنار روز خبرنگار، یاد دیپلماتهای شهید مزارشریف نیز بهصورت مستقل گرامی داشته شود.»
او تأکید کرد که خانوادههای شهدای مزارشریف هیچ مخالفتی با گرامیداشت شهید صارمی ندارند و گفت: «شهید صارمی عزیز ما بود و خانوادهٔ ایشان را نیز میشناسیم و با آنها ارتباط داریم، اما در آن حادثه هشت دیپلمات ایرانی نیز در کنار یک خبرنگار به شهادت رسیدند و شایسته است یاد آنها نیز به شکل مشخصی گرامی داشته شود.»
به گفتهٔ او، دیپلماتها در بسیاری از نقاط جهان در شرایط دشوار و حتی در مناطق جنگی فعالیت میکنند و خانوادههای آنان نیز سختیهای خاص این شغل را تجربه میکنند. او افزود: «دیپلماتهای ما واقعاً کار سخت و حساسی دارند. ممکن است در شرایط جنگی و در غربت باشند و خانوادههایشان از وضعیت آنها اطلاع دقیقی نداشته باشند. ما خودمان این شرایط را تجربه کردهایم.»
همسر شهید ریگی با اشاره به اینکه حتی در سالهایی نام شهدای مزارشریف نیز کمتر مورد توجه قرار گرفته است، خواستار توجه بیشتر مسئولان به این موضوع شد و گفت گرامیداشت این شهدا میتواند برای خانوادههای آنان و همچنین دیپلماتهایی که امروز در نقاط مختلف جهان مشغول خدمت هستند، اهمیت زیادی داشته باشد.
روزهای نگرانی در مزارشریف؛ «فکر میکردیم سفارت خاک ایران است»
همسر شهید ناصر ریگی دربارهٔ شرایط همسرش در مزارشریف پیش از شهادت توضیح داد: «در آن زمان افغانستان درگیر جنگ و ناامنی بود و خانوادهها نیز همراه دیپلماتها در مزارشریف حضور نداشتند. با این حال، خانواده از وضعیت امنیتی منطقه نگرانیهایی داشتند.»
نسیم سراوانی ادامه داد: «خیلی نگران بودیم، اما همسرم با آرامش صحبت میکرد و میگفت اینجا اتفاقی نمیافتد؛ ما در خاک خودمان هستیم و سفارت خاک ایران محسوب میشود و امنیت جانی داریم.»
به گفتهٔ او، همین تصور باعث شده بود تا خانواده تصور نکند ممکن است حادثهای به این ابعاد رخ دهد. او گفت شب پیش از حادثه نیز با همسرش صحبت کرده بود و هیچگاه تصور نمیکرد این آخرین گفتوگوی آنها باشد.
وی با اشاره به شرایط خانوادگی خود در آن زمان گفت: زمانی که همسرش برای مأموریت به افغانستان رفته بود، فرزندشان تنها ۱۷ روز داشت. روز حادثه نیز فرزندش، امیرحسین، واکسن سهماهگی زده بود و بیقرار بود؛ در همان شرایط بود که ارتباط خانواده با شهید قطع شد و خبرهای ضدونقیض دربارهٔ سرنوشت دیپلماتها به خانواده رسید.
خانم سراوانی افزود که پس از مدتی، شهادت دیپلماتها به خانواده اعلام شد و مشخص شد همسرش نیز در کنار دیگر اعضای هیئت ایرانی به شهادت رسیده است.
«همیشه آرزوی شهادت داشت»
همسر شهید ریگی در ادامه با اشاره به روحیات همسرش گفت که او همواره از خداوند طلب شهادت میکرد و حتی در مزارشریف نیز خود را برای چنین سرنوشتی آماده کرده بود.
او با اشاره به دستنوشتههای شهید گفت: «همسرم پس از حضور در مزارشریف چندین بار غسل شهادت انجام داده بود و حتی شب پیش از شهادتش نیز در دستنوشتهای اشاره کرده بود که تا صبح غسل شهادت انجام داده است.»
به گفتهٔ خانم سراوانی، این دستنوشته با خط خود شهید موجود است و نشان میدهد که ناصر ریگی با وجود آرامش ظاهری، شرایط منطقه را جدی میدانسته و آمادگی شهادت داشته است.
همسر شهید تأکید کرد: «ایشان اهل فرار نبود. انسان بسیار شجاعی بود و اصلاً قابل تصور نبود که دوستانش را در آن شرایط تنها بگذارد و خودش فرار کند.»
روایتهای مختلف دربارهٔ عاملان حادثه؛ «هنوز برای ما ۵۰-۵۰ است»
یکی از مهمترین بخشهای این پرونده، ابهام دربارهٔ عاملان اصلی حمله به کنسولگری ایران در مزارشریف است. همسر شهید ریگی میگوید در سالهای گذشته روایتهای متفاوتی دربارهٔ این حادثه به خانوادهها منتقل شده است؛ روایتهایی که از نقش نیروهای طالبان تا برخی عناصر تندرو حکایت داشت.
او گفت: «روایتها خیلی زیاد بود. ما آنجا نبودیم و چیزی را با چشم خودمان ندیدیم. هر کسی روایتی داشت و در شرایطی که خانوادهها داغدار بودند، گاهی افراد مختلف مطالبی را مطرح میکردند.»
به گفتهٔ نسیم سراوانی، در مقطعی نیز روایتهایی دربارهٔ فرار یا متواریشدن برخی دیپلماتها مطرح شده بود، اما خانوادهٔ شهید ریگی این روایت را دربارهٔ ناصر ریگی باور نمیکردند.
او همچنین به روایت مطرحشده دربارهٔ یکی از عناصر تندرو طالبان اشاره کرد که گفته شده بود نیروهای ایرانی در پی او بودهاند و بعداً او به هلاکت رسیده است. با این حال، همسر شهید تأکید کرد که چون خانواده خود شاهد حادثه نبودهاند، نمیتوانند با قطعیت دربارهٔ جزئیات آن اظهارنظر کنند.
وی گفت: «بعدها به ما اعلام کردند که دیپلماتهای ایرانی توسط طالبان کشته شدهاند. حتی فیلمی از آن فرد وجود داشت که در آن علیه ایرانیها و شیعیان صحبت میکرد. اما با وجود همهٔ اینها، ما هنوز نمیتوانیم با قطعیت بگوییم واقعاً چه اتفاقی افتاده است.»
خانم سراوانی تأکید کرد: «برای ما هنوز پنجاهپنجاه است. همه چیز را به خدا واگذار کردهایم و امیدواریم خود خداوند تقاص ظلمی را که بر شهدای ما و خانوادههایشان رفت، بگیرد.»
«طالبان و دولت وقت باید پاسخگو باشند»
همسر شهید ناصر ریگی معتقد است مسئولیت این حادثه تنها به یک گروه یا فرد محدود نمیشود و هم طالبان و هم مسئولان وقت باید دربارهٔ آنچه در مزارشریف رخ داد، پاسخگو باشند.
او گفت: «طالبان باید پاسخگو باشد. دولت وقت نیز باید پاسخگو باشد، چون امنیت این عزیزان در آن کشور بر عهدهٔ ما بود و مسئولیت تأمین امنیت آنها وجود داشت.»
وی با اشاره به گذشت ۲۸ سال از این حادثه گفت اگرچه مسئولان ایرانی در مقاطعی اعلام کردهاند که پرونده روشن شده است، اما از نگاه خانوادهها همچنان پرسشهای جدی بیپاسخ باقی مانده است.
به گفتهٔ او، مهمترین پرسش خانوادهها این است که چرا با وجود اطلاع از شرایط جنگی و ناامنی مزارشریف، تصمیم لازم برای تأمین امنیت یا تخلیهٔ دیپلماتها گرفته نشد.
نسیم سراوانی گفت: «سؤال زیاد است؛ چرا امنیت آنها تأمین نشد؟ چرا وقتی میدانستند شرایط خطرناک است، سفارت تخلیه نشد؟ چرا اجازه داده شد این عزیزان در آن شرایط بمانند؟»
«بعد از ۲۸ سال هنوز نمیتوانم به پسرم پاسخ بدهم»
همسر شهید ریگی، مهمترین مطالبهٔ خود و دیگر خانوادههای شهدای مزارشریف را روشنشدن حقیقت این پرونده عنوان کرد.
او با اشاره به فرزندش که هنگام شهادت پدر تنها ۱۷ روز داشت، گفت: «پسر من آن زمان ۱۷ روزه بود و حالا بزرگ شده است. من هنوز نمیتوانم به او پاسخ بدهم که چرا پدر شما شهید شد؟ به چه دلیل این اتفاق افتاد؟ چرا منطقه تخلیه نشد؟»
وی افزود: «مطالبهٔ ما این است که مشخص شود این شهدا به چه گناهی آنجا ماندند و به چه دلیل کشته شدند. آنها برای خدمت رفته بودند و حتی برای برقراری صلح تلاش میکردند.»
او دربارهٔ فعالیتهای همسرش نیز گفت: شهید ریگی در آن دوران حتی در شرایط خطرناک تلاش میکرد میان نیروهای دولتی افغانستان و طالبان زمینهٔ گفتوگو و صلح ایجاد کند و گاهی بدون همراه و راننده، شخصاً به مناطق پرخطر میرفت تا بتواند مذاکراتی برای کاهش درگیریها انجام دهد.
همسر شهید تأکید کرد: «او برای برقراری صلح تلاش میکرد، اما متأسفانه سرنوشتش اینگونه رقم خورد.»
روایتهای بعدی؛ از پژوهشها تا مستندها
همسر شهید ریگی دربارهٔ روایتهایی که در سالهای بعد دربارهٔ حادثهٔ مزارشریف منتشر شده نیز گفت خانوادهها همهٔ این روایتها را قابل قبول نمیدانند.
او دربارهٔ روایتهای مطرحشده از سوی برخی افراد و همچنین مستندهای ساختهشده دربارهٔ حادثه گفت: «صحبتهای آقای جعفریان دربارهٔ خاطرات و مشاهداتشان برای ما به واقعیت نزدیکتر بود، اما بعضی از روایتهایی که در فیلمها مطرح شد، برای ما قابل قبول نبود.»
او همچنین تصریح کرد که اعضای خانوادهٔ شهدا روایت مطرحشده از سوی یکی از شاهدان یا راویان این حادثه را نیز نپذیرفتهاند و معتقدند برخی جزئیات مطرحشده با آنچه خانوادهها از شخصیت و رفتار شهدا میدانند، همخوانی ندارد.
«نمیخواهم این سؤالها هر سال تکرار شود و دوباره به بایگانی برود»
همسر شهید ناصر ریگی در پایان با اشاره به گذشت سالهای طولانی از این حادثه گفت: با گذشت زمان و افزایش مشکلات و بحرانهای مختلف، پروندهٔ شهدای مزارشریف نیز تا حدی به حاشیه رفته است.
او البته از توجه وزارت امور خارجه و برخی مسئولان به خانوادهٔ شهدا قدردانی کرد و گفت این وزارتخانه همواره حرمت شهدا را حفظ کرده و در مناسبتهای مختلف یاد خانوادهها را گرامی داشته است؛ با این حال، معتقد است این توجه باید به شکل مستمر و جدیتر ادامه پیدا کند.
نسیم سراوانی گفت: «حرف زیاد است، اما بعد از این همه سال تصمیم گرفتهام خیلی از سؤالها را مطرح نکنم. میگویم بگذارم برای خدا. فقط میخواهم یاد شهدایمان، مخصوصاً دیپلماتهای شهید، فراموش نشود.»
همسر شهید ریگی تأکید کرد که گرامیداشت خبرنگاران شهید هیچ منافاتی با گرامیداشت دیپلماتهای شهید ندارد و گفت: «همهٔ این عزیزان برای ما محترم هستند. اما انتظار داریم دیپلماتهای شهید نیز جایگاه مشخصی در تقویم و حافظهٔ عمومی کشور داشته باشند.»
او در پایان گفت: «برای ما مهم است که یاد این شهدا زنده بماند؛ چون اگر نامشان فراموش شود، درد خانوادهها بیشتر میشود.»
حادثهٔ مزارشریف یکی از تلخترین رخدادهای تاریخ روابط ایران و افغانستان به شمار میرود. در مرداد ۱۳۷۷ و همزمان با درگیریهای شدید در شهر مزارشریف، ساختمان کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در این شهر هدف حمله قرار گرفت و ۱۰ نفر از اتباع ایرانی، شامل هشت دیپلمات و یک خبرنگار ایرانی، کشته شدند؛ پیکرهای آنان پس از مدتی به ایران منتقل شد.
شهید محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی، نیز در این حادثه به شهادت رسید و ۱۷ مرداد به عنوان «روز خبرنگار» نامگذاری شد.
در سالهای پس از حادثه، روایتهای مختلفی دربارهٔ چگونگی وقوع حمله و هویت عاملان آن مطرح شده است. ایران در همان زمان طالبان را مسئول این حادثه دانست و موضوع شهادت دیپلماتها و خبرنگار ایرانی به یکی از مهمترین مسائل میان تهران و طالبان تبدیل شد.
با گذشت نزدیک به سه دهه، اگرچه روایتهای مختلفی دربارهٔ این حادثه منتشر شده و پژوهشها و مستندهایی نیز دربارهٔ آن ساخته شده است، اما خانوادههای شهدا همچنان خواهان روشنشدن همهٔ ابعاد حادثه، نحوهٔ تأمین امنیت دیپلماتهای ایرانی و شناسایی و پاسخگویی عاملان اصلی این جنایت هستند.




