به گزارش ایراف، علی نظیفپور در این نشست با بیان اینکه «جنگ علیه مواد مخدر» در آمریکا از ابتدا صرفاً با هدف مبارزه با قاچاق و مصرف مواد مخدر طراحی نشده بود، اظهار داشت: «این برنامه از ابتدا اهداف سیاسی داشت و بعدها همین ویژگی در سیاست خارجی و نظامی آمریکا نیز بازتاب پیدا کرد.»
وی با اشاره به تداوم بحران مواد مخدر در آمریکا، بهویژه بحران فنتانیل و افزایش مرگومیر ناشی از مصرف مواد، گفت: «اهمیت این موضوع برای دولت آمریکا همچنان بالاست، اما بررسی عملکرد چند دههای این سیاست نشان میدهد که رویکرد امنیتی و کیفری نتوانسته به کنترل کامل بحران مواد مخدر منجر شود.»
سه ویژگی اصلی سیاست جنگ علیه مواد مخدر آمریکا
نظیفپور با اشاره به تفاوت سیاست آمریکا با بسیاری از کشورهای توسعهیافته در حوزهٔ مواد مخدر گفت: «”جنگ علیه مواد مخدر” در آمریکا سه ویژگی اصلی دارد که آن را از بسیاری از مدلهای دیگر متمایز میکند.»
وی نخستین ویژگی این سیاست را برخورد مجرمانه با مصرفکنندگان مواد مخدر دانست و اظهار داشت: «در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، فرد معتاد بیشتر بهعنوان بیمار مورد توجه قرار میگیرد، اما در آمریکا در بسیاری از موارد با مصرفکنندگان مواد بهعنوان مجرم برخورد میشود.»
این کارشناس مسائل آمریکا، مجازاتهای سنگین را دومین ویژگی این سیاست عنوان کرد و گفت: «در برخی ایالتها قوانینی مانند “سه بار محکومیت” وجود دارد که باعث میشود افراد حتی در صورت ارتکاب جرایم کوچک و تکرار آن، با مجازاتهای بسیار سنگین مواجه شوند.»
وی افزود: «سومین ویژگی این نظام، نبود تناسب کامل میان میزان آسیب مواد مخدر و شدت مجازاتهاست؛ به این معنا که طبقهبندی و مجازات مواد همیشه بر اساس میزان ضرر و اعتیادآوری آنها تعیین نمیشود.»
ریشههای سیاسی جنگ علیه مواد مخدر
نظیفپور با اشاره به آغاز این برنامه در دوران ریاستجمهوری ریچارد نیکسون اظهار داشت: «برای فهم اهداف واقعی این سیاست باید به شرایط سیاسی آمریکا در دههٔ ۱۹۷۰ توجه کرد.»
وی توضیح داد: «پس از تصویب قوانین حقوق مدنی سیاهپوستان در دوران ریاستجمهوری لیندون جانسون، بخشی از سفیدپوستان محافظهکار جنوب آمریکا از حزب دموکرات فاصله گرفتند، اما هنوز جایگاه مشخصی در حزب جمهوریخواه نداشتند.»
این کارشناس مطالعات آمریکا افزود: «نیکسون با اجرای “استراتژی جنوب” تلاش کرد این گروه را به سمت جمهوریخواهان جذب کند. همزمان، اعتراضات گسترده علیه جنگ ویتنام نیز در جریان بود و دولت نیکسون به دنبال راهی برای مقابله با این جریانهای اعتراضی بود.»
نظیفپور گفت: «در چنین شرایطی، مبارزه با مواد مخدر به چارچوبی قانونی تبدیل شد که امکان برخورد با برخی گروههای اجتماعی و سیاسی، از جمله معترضان ضد جنگ و جریانهای چپگرا را فراهم میکرد.»
وی با اشاره به اظهارات برخی مقامهای سابق دولت نیکسون اظهار داشت: «حتی برخی نزدیکان نیکسون بعدها اعلام کردند که هدف اصلی این برنامه، صرفاً مقابله با مواد مخدر نبوده، بلکه اهداف سیاسی نیز در طراحی آن نقش داشته است.»
افزایش بحران مواد مخدر در سایهٔ سیاستهای سختگیرانه
نظیفپور با اشاره به نتایج اجرای چند دههای این سیاست در آمریکا گفت: «اگر هدف اعلامی جنگ علیه مواد مخدر، کنترل مصرف و قاچاق بود، دادهها نشان میدهد این برنامه در دستیابی به این هدف موفق نبوده است.»
وی افزود: «اگرچه میزان مصرف برخی مواد در دورههایی کاهش پیدا کرده، اما بحرانهایی مانند افزایش مرگومیر ناشی از اوردوز، گسترش مصرف فنتانیل و حضور مواد مخدر در برخی مناطق همچنان ادامه دارد.»
این کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به پیامدهای اجتماعی این سیاست گفت: «یکی از نتایج جنگ علیه مواد مخدر، افزایش قدرت پلیس، نظامیتر شدن ساختارهای انتظامی و گسترش نظام زندانها در آمریکا بوده است.»
وی تأکید کرد: «سیاستی که با هدف کنترل مواد مخدر آغاز شد، در عمل پیامدهای اجتماعی، سیاسی و امنیتی گستردهای ایجاد کرده و نتوانسته مسئلهٔ اصلی را حل کند.»
«در جنگ علیه مواد مخدر، مواد مخدر پیروز شد»
نظیفپور در پایان با اشاره به جملهٔ معروفی که در ادبیات انتقادی دربارهٔ سیاست آمریکا مطرح شده است، گفت: «تجربهٔ چند دههٔ گذشته نشان میدهد که در جنگ علیه مواد مخدر، نتیجهای که به دست آمده، کنترل کامل این پدیده نبوده است.»
وی تأکید کرد که مواجهه با مواد مخدر نیازمند توجه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است و رویکرد صرفاً امنیتی و کیفری نمیتواند به حل پایدار این بحران منجر شود.




