دلبر آزادی | نگاهی به شعری از سید اسماعیل بلخی

ایراف | محمدکاظم کاظمی، دربارۀ جایگاه و سبک شعر علامه سید اسماعیل بلخی، سخن‌های کلی و غالباً تجلیل‌آمیز بسیار گفته شده است و در این میان، صاحب این قلم نیز مقاله‌ای در این مورد دارد که سال‌ها پیش نوشته و منتشر شده است. من در اینجا نمی‌خواهم تکرار مکررات کنم، بلکه بر آنم که پا به پای یک شعر از این شاعر توانا حرکت کنم و جوانب صوری و معنوی آن را بنگرم و بهره ببرم. شاید این نوشته بتواند راهی عملی برای التذاذ از هنرمندی‌ها و معانی یک شعر نیز به حساب آید.

در دیوان علامه سید اسماعیل بلخی، شعری است که از نظر قالب می‌توان گفت یک غزل بلند یا یک قصیدۀ کوتاه است. این را می‌توان نمونۀ تقریباً کاملی از آثار بلخی دانست. گویا تعدادی از شعرهای این شاعر را گرد آورده‌اند و چکیدۀ آن‌ها این شعر شده است. بسیاری از خصوصیات صوری و معنایی شعر او در اینجا قابل مشاهده است. مطلع شعر چنین است:

«ای جوان! راست برو، راست بنه طرف کلاه

راست شو دلبر آزادی و جمهوری‌خواه»

این شعر در دیوان بلخی تاریخ ندارد، ولی به احتمال قوی در دهۀ سی قرن سروده شده است؛ در آن زمانی که در میان نظام‌های حکومتی دلخواه علما و روحانیون و حتی روشنفکران ما، حداکثر شاهی مشروطه بود. در آن زمان، سید اسماعیل بلخی از جمهوری‌خواهی دم می‌زند و البته این نیز گفتنی است که او در یک تشکیلات سیاسی سرّی به نام حزب جمهوری‌خواه نیز عضویت داشت؛ همان تشکیلاتی که قصد براندازی حکومت را داشت و ماجرایش مفصل است.

«گر ره راست روی، عمر درازت بادا

ورنه فرقی نکند عمر دراز و کوتاه»

«راست‌بین شو، تو رخ یار به پاکی بنگر

همچو احول منما هرزه به هر سو نگاه»

البته شعر علامه بلخی، شعری است محتواگرا. این در واقع خصوصیت شعرهای علمای شاعر است. بسیاری از شعرهای آنان یا جنبۀ اخلاقی و تربیتی دارد و یا جنبۀ آموزشی. در اغلب این شعرها، کفۀ صورت و معنی شعر، به نفع معنی آن سنگینی می‌کند. تناسب‌های زبانی، تخیل و دیگر هنرمندی‌های شعری یا نیست، یا اگر هم هست با سبک و شیوۀ قدمایی است؛ یعنی با عناصر خیال شعر مکتب خراسانی و عراقی، و غالباً این دومی؛ یعنی همان عناصر میخانه‌ای. در این‌ها نیز معمولاً تقلید بر نوآوری غلبه دارد.

ولی در شعر بلخی، هنرمندی‌های صوری چشمگیرترند و غالباً هم تازه و حاصل خلاقیت شاعر. نمی‌گوییم این شعر سرشار از هنرمندی‌هاست و همۀ تصویرها تازه است. نمی‌خواهم اغراق کنم و بگویم آن انتظاری را که از شعر خاقانی و بیدل در زمینۀ هنرمندی‌ها داریم، می‌شود از شعر بلخی نیز داشت؛ ولی در مقام مقایسه با اقران، این شعرها تازگی و طراوتی دارد، چنان که در این بیت می‌بینیم. در اینجا تکرار کلمۀ «کج» زیبایی‌ای در بیت ایجاد کرده است:

بیشتر بخوانید:  شاعر آزادی؛ سه روایت از میراث فکری، ادبی و سیاسی سید اسماعیل بلخی

«تو کج و چرخ کج و زلف کج و ابرو کج

زین همه کج، کجکی کار جهان گشت تباه»

اما این توصیف کجی‌ها همچنان ادامه دارد و می‌دانیم که «کجی» یا «کژی» در زبان و ادب ما تعبیری برای نادرستی و بی‌اخلاقی نیز بوده است:

«همگی خیر، ولی داد از آن دل‌کجکان

خاصه آن شاه‌پرستان تملّق‌گر شاه»

«دست بر سینه کج و هم سر و گردن شده کج

کج سراید که، همین بنده غلام درگاه»

شاعر از اینجا وارد نقد صنوف مختلف وابستۀ حکومت استبدادی می‌شود. در قدم اول به مدیحه‌سرایان می‌پردازد، در قدم دوم به روزنامه‌نگاران وابسته. جالب این است که او خود را در بیت‌های متوالی معطّل یک صنف یا یک موضوع نمی‌کند، بلکه در هر بیت، به قول معروف، خشاب عوض می‌کند:

«گاه گوید که، قدرقدرت و کیوان‌رفعت

گه نویسد به جراید، شه اسلام‌پناه»

«گاه از شرک خفی تکیه کند بر کرمش

گاه از شرک جلی نام نهد ظلّ‌الله»

«سم اسبش به سر ماهی موهوم نهند

وز دمش گرد زدایند همی از رخ ماه»

یکی از معیارهای بلاغت در کلام این است که شاعر در هر قسمت از کلام، بیانی متناسب با مقام اختیار کند. مثلاً جایی که از مدیحه‌سرایی شاهان سخن می‌گوید و آن را نقد می‌کند، لحن کلام او نیز شبیه همان مدیحه‌سرایان باشد، با همان تصویرها و توصیف‌ها؛ از این قبیل که سم اسب این پادشاه چنان در زمین استوار است که به ماهی رسیده است. در توضیح این بیت عرض کنم که طبق دانش کیهان‌شناسی قدیم، عقیده داشته‌اند که زمین بر روی شاخ گاوی قرار دارد و آن گاو بر روی ماهی‌ای است. این بیت معروف را شاید شنیده باشید که:

«فرو شد به ماهی و بر شد به ماه

بن نیزه و قبهٔ بارگاه»

و بعید نیست که بلخی به این بیت نظر داشته باشد.

«ز غرورش به ره و کوچۀ غفلت ببرند

که تو را ریگ بیابان و نجوم‌اند، سپاه»

«ابر و باران همه بربسته به فتراک تواند

بی‌رضای تو نروید ز زمین برگ گیاه»

و حالا در برابر این شاعران درباری، وضعیت آزادی‌خواهان چنین است:

«بُوَد از جور همین نفس‌پرستان دغل

بیشتر بخوانید:  نخستین همایش جهانی شعر «امام شهید»؛ مجموعه ۱۰ جلدی «جهان‌مرد» رونمایی شد

که گروهی شده زندانی و افتاده به چاه»

«هست این عادت دیرینه ز بسیار زمان

شیر در دام بسی رفته ز مکر روباه»

یک بیت درخشان این شعر بلخی، بیت زیر است به خاطر طنز ظریف آن؛ بیان هم از تعبیرهای محاوره‌ای برخوردار است و هم از طنز:

«صادقان را همه در جرم خیانت بندند

که فلان گفت فلان روز، زغال است سیاه»

گفتیم که شعر بلخی از هنرمندی‌های بیانی بسیار برخوردار است. نمونۀ واضح آن را در این بیت می‌بینیم. شاعر یک هنرمندی با کلمات به خرج داده است؛ یعنی از حروف اول کلمات «قاضی» و «فضایل»، کلمۀ «قف» را ساخته است به معنی «توقّف». ما در شعر شاعران دیگر شبیه این بازی با کلمات را دیده‌ایم، چنان که مثلاً خاقانی می‌گوید:

«چنان استاده‌ام پیش و پس «طعن»

که استاده است الف‌های «اطعنا»»

یا بیدل می‌گوید:

«رَستن چه ممکن است ز قید جهان لاف

اِستاده‌ایم همچو «الف» در میان «لاف»»

ولی آنچه در شعر بلخی دیده می‌شود، حداقل برای من تازگی داشت:

«کجیِ شیخ اگر راست نشد، علت داشت

قاف قاضی‌گری و فای فضایل همراه»

«هر دو ترکیب شد و «قف» شد و معنی این شد

که توقّف کن و مگذر ز سر منصب و جاه»

«اف بر این طایفۀ رهزن اسلام‌فروش

زحمت خلق خریدند، به خود بار گناه»

ما پیشتر گفتیم که این شعر بلخی یک شعر جامع است؛ یعنی در آن هم به اصل نظام حکومت پرداخته شده، هم به صنوف مختلف ارباب قدرت و حواشی آن‌ها، مثل شاعران و علمای درباری. گروه دیگر، سودجویان اقتصادی‌اند که بلخی در این دو بیت به آنان می‌پردازد. باز در مورد این بیت‌ها، آنچه گفتنی است، استفاده‌ی بلخی از واژگان و عناصری است که تازه وارد جهان فارسی‌زبانان شده است، مثل «مود» و «پودَر» و «لب‌سیرین»:

«حاصل، ای تازه جوان! خرمن محصول وطن

رفت در خارج و ما را نرسد یک پر کاه»

«همه بر مود نو و پودَر و لب‌سیرین رفت

یعنی آن چیز که تحریک کند قوۀ باه»

و بالاخره بیت پایان غزل، که در آن شاعر در اوج این سیاهی و ناامیدی، یک روزنۀ نور را نشان می‌دهد؛ آهی که می‌تواند درهم‌شکنندۀ لشکر دشمن باشد:

««بلخیا»! خصم اگر جیش و سپاهی دارد،

جیشِ ما راست مدد در دل شب لشکر آه»

و بدین‌سان، شعر زیبای علامه سید اسماعیل بلخی به پایان می‌رسد؛ شعری که هم از جنبه‌های بلاغی و هنری قابل اعتناست و هم از جنبه‌های معنایی اثرگذار و موضع‌مند.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=130538
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها