به گزارش ایراف، این نشریه تاکید میکند که موج حملات پنج شب گذشته فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) نتوانسته اراده دفاعی و رفتار نظامی تهران را تغییر دهد و واشنگتن برای خروج از این بحران خودساخته، راهی جز بازگشت به میز تفاهمنامه پیش روی خود نمیبیند.
تفاهمنامه لرزان ۱۷ ژوئن؛ تفسیرهای متعارض از «بند پنجم»
ریشه بحران کنونی به اختلافنظر اساسی بر سر مفاد تفاهمنامه موقت ۱۷ ژوئن (۲۷ خرداد ۱۴۰۵) بازمیگردد؛ سندی که ترامپ ماه گذشته با امضای آن ادعا کرد به جنگ خلیج فارس پایان داده است. به نوشته اکونومیست، کانون این مناقشه حقوقی و نظامی، «بند پنجم» این تفاهمنامه است که در آن قید شده ایران «ترتیباتی را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری اتخاذ خواهد کرد».
آمریکا با تفسیری یکجانبه مدعی است این بند به معنای تعهد ایران به مینروبی و باز نگهداشتن مطلق تنگه است، در حالی که تهران با تکیه بر حاکمیت منطقهای خود استدلال میکند که این بند، حق مدیریت و کنترل ترافیک دریایی را به ابزارهای نظارتی ایران واگذار کرده است. اقدام ترامپ در لغو معافیتهای نفتی ایران و اعلام ازسرگیری محاصره کشتیرانی در ۱۳ ژوئیه (۲۲ تیر)، عملاً این توافق نوپا را به مرز فروپاشی کامل رسانده است.
کاهش بیسابقه ترافیک دریایی؛ آمار ردیابهای بینالمللی از انسداد تنگه
برخلاف اصرار مقامات پنتاگون بر باز بودن مسیرهای جایگزین کشتیرانی (مانند آبهای جنوبی عمان)، دادههای موسسات معتبر ردیابی کشتی نشان میدهد که تنگه هرمز در عمل برای ناوگان تجاری جهان بسته تلقی میشود. صاحبان کشتیها به دلیل هراس از هدف قرار گرفتن، ترجیح میدهند وارد این باریکه بحرانی نشوند.
طبق گزارش رسمی موسسه ردیابی کپلر (Kpler)، ترافیک نفتکشها در تنگه هرمز از ۲۵ می (۴ خرداد) به این سو به پایینترین سطح خود رسیده است. همزمان، شرکت اطلاعات دريايی ویندوارد (Windward) فاش کرد که در تاریخ ۱۲ ژوئیه (۲۱ تیر)، تنها ۱۱ کشتی از این تنگه عبور کردهاند؛ عددی که کاهش چشمگیر و بیسابقه را نسبت به عبور ۳۶ کشتی در هفته قبل از آن نشان میدهد و گویای شکست میدانی طرح اسکورت پدافندی آمریکا است.
بنبست گزینههای نظامی سنتکام؛ بیاثری حملات پنج شب گذشته
اکونومیست با بررسی سناریوهای نظامی روی میز ترامپ، فرضیه حملات محدود و مداوم به پایگاههای پدافندی ایران را بیفایده ارزیابی میکند. این نشریه تصریح میکند که پنج شب بمباران متوالی مواضع پدافندی و تجهیزات نظامی ایران توسط سنتکام، کوچکترین تغییری در رفتار و اراده دفاعی پایتخت ایجاد نکرده است و «هیچ دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم شب ششم یا شصتم فرقی خواهد داشت».
سیستم دفاعی و تهاجمی ایران به گونهای طراحی شده که حتی در صورت آسیب به پرتابگرهای ساحلی، توانایی شلیک به اهداف متخاصم از عمق خاک خود را حفظ میکند؛ چرا که بخش عمدهای از موشکها و پهپادهای نقطهزن ایران بردی فراتر از ۱۰۰۰ کیلومتر دارند و مهار آنها خارج از توان پدافندی ناوگان غربی است.
رؤیای تصرف خارگ؛ توهم حل بحران در ۶۰۰ کیلومتری هرمز
گزینه دوم کاخ سفید، یعنی تشدید تنش و عملیاتی کردن تهدید تاریخی ترامپ در ۸ ژوئیه (۱۷ تیر) مبنی بر «تصرف جزیره خارگ» (پایانه اصلی صادرات نفت ایران)، از سوی این رسانه غربی یک توهم نظامی خوانده شده است.
به تحلیل اکونومیست، تصرف خارگ علاوه بر شعلهور کردن جنگ تمامعیار و ایجاد موج حملات متقابل ایران به زیرساختهای نفتی کشورهای حاشیه خلیج فارس، هیچ کمکی به بازگشایی تنگه هرمز نخواهد کرد؛ چرا که این جزیره بیش از ۶۰۰ کیلومتر با دهانه تنگه هرمز فاصله دارد و تسلط بر آن، مانع از توانایی موشکی و پهپادی ایران در انسداد شاهرگ انرژی جهانی نخواهد شد. در نهایت، واشنگتن برای فرار از یک رقابت فرسایشی اقتصادی و نظامی، راهی جز پذیرش واقعیت ژئوپلیتیک ایران و بازگشت به میز مذاکره ندارد.




