به گزارش ایراف، در تاریخ معاصر افغانستان، شخصیتهای بسیاری برای اصلاح جامعه، مبارزه با استبداد و دفاع از کرامت انسان تلاش کردهاند، اما کمتر شخصیتی را میتوان یافت که همچون علامه شهید سید اسماعیل بلخی، هم در عرصه اندیشه دینی، هم در میدان مبارزه سیاسی و هم در ادبیات و شعر، چنین تأثیر عمیقی بر جامعه گذاشته باشد.
بلخی، عالمی بود که دین را از سیاست و مسئولیت اجتماعی جدا نمیدانست، او معتقد بود عالم دینی باید در کنار مردم، در برابر ظلم بایستد و برای عزت، استقلال و آزادی جامعه اسلامی تلاش کند؛ اندیشهای که سبب شد بخش بزرگی از عمر خود را در زندان بگذراند، اما هرگز از آرمانهایش دست نکشد.
از بلخاب تا مشهد؛ آغاز مسیر یک مبارز
علامه سید اسماعیل بلخی در سال ۱۲۹۵ خورشیدی در منطقه بلخاب، از توابع ولایت سرپل کنونی، در خانوادهای اهل علم و سیادت چشم به جهان گشود. فضای مذهبی خانواده و استعداد کمنظیر او در فراگیری علوم اسلامی، باعث شد از همان دوران نوجوانی برای ادامه تحصیل راهی حوزه علمیه مشهد شود.
سالهای حضور در مشهد، نقطه عطف زندگی او بود. بلخی در کنار فراگیری فقه، اصول، تفسیر، فلسفه و ادبیات عرب، با اندیشههای اصلاحطلبانه جهان اسلام نیز آشنا شد. او باور داشت که عقبماندگی جوامع اسلامی تنها با تربیت انسانهای آگاه، اتحاد مسلمانان و مبارزه با استبداد از میان خواهد رفت.
بازگشت او به افغانستان، آغاز فصل تازهای از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی بود. سخنرانیهای پرشور او در مساجد و اجتماعات، مردم را به بیداری، وحدت، مبارزه با جهل، کنار گذاشتن اختلافات قومی و حرکت به سوی پیشرفت دعوت میکرد؛ سخنانی که به سرعت در میان اقشار مختلف جامعه بازتاب یافت.
سخنان آتشین، کلام سحرانگیز و همراه با شعر علامه بلخی، از ایشان یک سخنور توانا و بینظیر ساخت، چنانکه هرجا قرار بود سخنرانی کند، صدها تن از دوستداران و ارادتمندانش حاضر میشدند.
زندان؛ بهایی که برای آزادی پرداخت
نفوذ روزافزون علامه بلخی در میان مردم و انتقادهای صریح او از استبداد و فساد، حکومت وقت را نگران کرد. او همراه با جمعی از یارانش برنامههایی برای اصلاح ساختار سیاسی کشور، گسترش عدالت اجتماعی و مشارکت مردم در اداره افغانستان دنبال میکرد؛ برنامههایی که در نهایت به بازداشت و زندانی شدن او انجامید.
بلخی بیش از پانزده سال از عمر خود را در زندان سپری کرد. زندانی که برای بسیاری پایان مبارزه بود، برای او به مدرسهای برای اندیشیدن، نوشتن و تربیت انسانها تبدیل شد. او در زندان نیز به مطالعه، تدریس و سرودن شعر ادامه داد و هرگز از آرمان آزادی و عدالت فاصله نگرفت.
زندان برای علامه شهید بلخی، فرصتی برای اندیشیدن، سرودن و آزاد شدن از بندهای زمینی بود. به روایت نزدیکان شهید بلخی، حاصل سالهای زندان، هزاران بیت شعر است که بخش عمده این اشعار در قالب کتاب چاپ و منتشر شده است. اشعار شهید بلخی که در زندان سروده شدهاند، عمدتا بر محور آزادی، عدالت و انقلاب تکیه دارند.
دیدار با امام خمینی در نجف
بر اساس آنچه در زندگینامه شهید بلخی آمده، ایشان پس از آزادی از زندان، برای مدتهای طولانی تحت نظر بوده و اجازه سفر به شهرها و کشورهای دیگر را نداشته است.
با اینحال در سال ۱۳۴۶ به هر شکلی از افغانستان خارج شده و در سفری به ایران و عراق، با علما و مراجع تقلید دیدار و گفتگوهایی انجام میدهد.
از جمله مهمترین دیدارهای ایشان، ملاقات با امام خمینی در نجف اشرف است. در این دیدار تاریخی که گفته میشود چندین ساعت به طول انجامیده است، شهید بلخی شعر «شب دیجور» خود را برای امام میخواند و امام خمینی درباره ایشان میگوید: تمامی محسنات در سید بزرگوار جمع شده است. و بعد خطاب به علامه بلخی میگویند: شما با این قیام و مقاومت خودتان ثابت کردید که چیز ناممکن در سر راه یک انسان انقلابی و مسلمان وجود ندارد و همه چیز ممکن است.
شعر شب دیجور
بس شگفت است به ما حالت زندان امشب
کنج تنهایی و سرمای زمستان امشب
جرم عشق وطن و حق طلبی یک ز هزار
می دهم شرح بر ملت افغان امشب
اولا یک نظری کن به جهان و پس از ان
نظری کن به جهان داری غولان امشب
قرن مشهور مشعشع بود و عصر اتم
صحن گیتی به بشر گشته چراغان امشب
شرق تا غرب به کاشانه و اطراف زمین
علم و تکنیک بود شمع فروزان امشب
سیر کشتی به هوا پرش طیاره ز بحر
شده از بار سبک شانه ئ حیوان امشب
لندن و مسکو و واشنگتن و برلین و پکن
همچو فامیل خود از هم شده جویان امشب
بر اعظم شده پر ز گوهر و صحرای کبیر
رسته گلها عوض خار مغیلان امشب
شعر؛ زبان بیداری و مقاومت
اگرچه علامه بلخی فقیه، مفسر و اندیشمند بود، اما بخش مهمی از محبوبیت او به اشعار اجتماعی، حماسی و انقلابیاش بازمیگردد. شعر در نگاه او وسیلهای برای بیان احساسات شخصی نبود، بلکه ابزاری برای آگاهیبخشی، مبارزه با ظلم و دعوت مردم به اتحاد و مقاومت به شمار میرفت.
او در سرودههای خود، از دردهای جامعه افغانستان، رنج مردم، خطر تفرقه، ضرورت وحدت اسلامی، استقلال کشور و کرامت انسان سخن میگفت. به همین دلیل، اشعارش تنها در محافل ادبی خوانده نشد، بلکه به بخشی از ادبیات مبارزاتی افغانستان تبدیل شد.
از مشهورترین سرودههای اوست:
«چه ابتلا است که در هر بلاد مینگرم
نزاع مذهب و جنگ نژاد مینگرم
به نام صلح به اسباب جنگ میکوشند
ز بهر تفرقه در اتحاد مینگرم»
این ابیات، تصویری روشن از نگاه انتقادی بلخی نسبت به اختلافات قومی و مذهبی و سوءاستفاده از شعارهای وحدت و صلح ارائه میدهد؛ مضامینی که با گذشت دههها همچنان برای جامعه افغانستان تازگی دارد.
از دیگر اشعار شناختهشده او نیز این بیت است:
«بلند در ره آزادگی است نعره بلخی
اگر به تیغ و یا قید حبس و چاه بمیرد»
این بیت، چکیده زندگی اوست؛ عالمی که زندان، تهدید و فشار نتوانست صدای عدالتخواهیاش را خاموش کند.
اندیشهای فراتر از قوم و مذهب
یکی از مهمترین ویژگیهای علامه بلخی، نگاه فراگیر او به جامعه افغانستان بود. او همواره بر وحدت همه اقوام و مذاهب تأکید داشت و باور داشت که پیشرفت افغانستان تنها در سایه همبستگی ملی، عدالت اجتماعی و مشارکت همه شهروندان امکانپذیر است.
او با هرگونه تعصب قومی و مذهبی مخالفت میکرد و اسلام را محور وحدت و همگرایی جامعه میدانست. به همین دلیل، آثار و اندیشههای او نه تنها در میان شیعیان، بلکه در میان بسیاری از اندیشمندان و آزادیخواهان افغانستان مورد احترام قرار گرفته است.
روایتی از درگذشت؛ پایانی که همچنان محل بحث است
پس از آزادی از سالهای طولانی زندان، علامه سید اسماعیل بلخی اگرچه از بند رهایی یافت، اما آثار شکنجهها، فشارهای روحی و شرایط دشوار دوران حبس، سلامت جسمی او را به شدت تحت تأثیر قرار داده بود. با این حال، او فعالیتهای علمی، فرهنگی و روشنگرانه خود را از سر گرفت و در محافل مختلف به ایراد سخنرانی و ترویج اندیشههای وحدتخواهانه و عدالتطلبانه ادامه داد.
سرانجام در ۲۴ تیرماه ۱۳۴۷ خورشیدی، این عالم مجاهد دار فانی را وداع گفت. درباره چگونگی درگذشت او روایتهای مختلفی وجود دارد. شماری از نزدیکان، شاگردان و پژوهشگران بر این باورند که علامه بلخی در جریان یکی از دیدارها یا میهمانیها با مادهای سمی مسموم شد. بر اساس این روایت، او پس از مصرف غذای آلوده یا زهر، به شدت بیمار شد و با وجود تلاش پزشکان، چند روز بعد به شهادت رسید.
هرچند اسناد رسمی درباره این موضوع منتشر نشده و علت دقیق درگذشت او همچنان محل بحث مورخان است، اما در میان بسیاری از مردم افغانستان، علما و علاقهمندانش این باور رواج دارد که مرگ علامه بلخی طبیعی نبوده و او به دلیل مبارزات سیاسی، نفوذ اجتماعی و مواضع صریح خود علیه استبداد، هدف ترور قرار گرفت. از همین رو، نام او در حافظه تاریخی مردم با عنوان «علامه شهید سید اسماعیل بلخی» ماندگار شده است.
تشییع پیکر این عالم مبارز با حضور گسترده مردم، علما و دوستدارانش برگزار شد و مراسم خاکسپاری او به صحنهای از تجلیل مردم از شخصیت علمی، ادبی و مبارزاتی وی تبدیل شد؛ شخصیتی که سالها زندان و فشار نتوانست عزم او را در دفاع از آزادی، عدالت و عزت مردم افغانستان سست کند.
میراثی که همچنان زنده است
با گذشت نزدیک به شش دهه از درگذشت علامه شهید سید اسماعیل بلخی، آثار، اشعار و اندیشههای او همچنان در دانشگاهها، حوزههای علمیه و محافل فرهنگی افغانستان مورد مطالعه قرار میگیرد. بسیاری از پژوهشگران، او را یکی از پیشگامان بیداری اسلامی، عدالتخواهی و مبارزه با استبداد در افغانستان میدانند.
سالروز درگذشت این عالم مجاهد، تنها یادآور فقدان یک شخصیت برجسته نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی اندیشههای او درباره آزادی، عدالت، وحدت و مسئولیت اجتماعی است؛ اندیشههایی که همچنان میتواند الهامبخش نسل جوان افغانستان در مسیر ساختن آیندهای آباد، مستقل و متحد باشد.




