به گزارش ایراف، در این یادداشت، برندز توضیح میدهد که هیچ جایگزینی برای داشتن راهبرد مشخص در جنگهای گسترده وجود ندارد و حتی یک قدرت بزرگ اگر اصول اولیه این هنر را نادیده بگیرد، ناگزیر به شکست خواهد بود.
او تأکید میکند که راهبرد، هنر بهکارگیری قدرت است؛ یعنی دولتها باید مجموعه تواناییهای نظامی و غیرنظامی خود را بهگونهای هماهنگ کنند که بتوانند در جهانی پر از تهدید و رقابت، به اهداف عالیه خود برسند.
اگر این فرایند درست اجرا شود، قدرت یک کشور به حداکثر میرسد و اگر نادرست باشد، حتی ارتشهای بزرگ را به شکست میکشاند.
برندز با اشاره به تجربه آمریکا در ویتنام مینویسد که واشنگتن با وجود تحمیل تلفات سنگین، شکست خورد؛ زیرا اراده و توان تحمل دشمن را دستکم گرفته بود.
او معتقد است که جنگ ایران نیز گرچه از نظر ماهیت با ویتنام متفاوت است، اما یک وجه مشترک دارد: کاستیهای راهبردی آمریکا، قدرت این کشور را کند کرد و نتیجهای به بار آورد که واشنگتن اکنون بابت آن پشیمان است.
اهداف بلندپروازانه ترامپ و واقعیتهای میدان
برندز در ادامه توضیح میدهد که دونالد ترامپ با اهدافی بسیار بلندپروازانه وارد جنگ علیه ایران شد؛ اهدافی که شامل نابودی توان نظامی و هستهای ایران و حتی تغییر نظام در تهران بود.
حملات اولیه آمریکا با همکاری اسرائیل خساراتی وارد کرد، اما برخلاف انتظار کاخ سفید، نظام ایران فرو نپاشید و توانست بخش قابل توجهی از قدرت خود را حفظ کند.
به گفته این تحلیلگر، ایران حدود ۷۰ درصد توان موشکی خود را نگه داشت و با استفاده از ابزارهای اقتصادی و ژئوپلتیکی، از جمله بستن تنگه هرمز، دولت ترامپ را به توافقی وادار کرد که نهتنها دستاوردی برای آمریکا نداشت، بلکه وضعیت تنگه را مبهم باقی گذاشت و نشان داد واشنگتن بدون برنامه وارد جنگی پرهزینه شده است.
این جنگ بهجای تقویت قدرت جهانی آمریکا، شکاف در اتحاد فراآتلانتیکی با کشورهای اروپایی را افزایش داد و کشورهای خلیج فارس را نسبت به شایستگی آمریکا در شراکتهای امنیتی مردد کرد.
برندز هشدار میدهد که حتی اگر جنگ ادامه یابد، تا این لحظه شکست واشنگتن آشکارتر از هر دستاوردی است.
پنج اشتباه مهلک ترامپ در جنگ با ایران
توهم جنگ کوتاه
به گفته برندز، نخستین اشتباه ترامپ این بود که تصور میکرد حملات برقآسا و هوایی میتواند ساختار سیاسی ایران را فرو بریزد.
اما ایران با انعطاف عملیاتی و تابآوری بالا، جنگ را طولانی کرد و اجازه نداد ضربات اولیه آمریکا به فروپاشی نظام منجر شود.
ناتوانی در فهم دشمن
اشتباه دوم ترامپ، ناتوانی در همدلی و شناخت دشمن بود. کاخ سفید انتظار داشت ایران پس از حملات اولیه تنها پاسخ نمادین بدهد، اما ترور رهبر ایران باعث شد تهران تصمیم بگیرد تا پایان کار بجنگد و هزینههای سنگینتری به آمریکا تحمیل کند.
غفلت از بدترین سناریوها
سومین اشتباه، غفلت از سناریوهای محتمل و خطرناک بود.
بستن تنگه هرمز سالها بهعنوان تهدیدی جدی مطرح بود، اما دولت ترامپ از تحقق آن غافلگیر شد؛ در حالی که اقتصاد جهانی توان تحمل چنین بحرانی را نداشت و آمریکا نیز نمیتوانست با هزینه قابل قبول آن را مهار کند.
شکاف میان اهداف و ابزارها
چهارمین اشتباه ترامپ، شکاف میان اهداف بلندپروازانه و ابزارهای عملیاتی بود.
او خواهان تسلیم ژئوپلتیکی ایران یا فروپاشی نظام بود، اما حاضر نبود نیروی زمینی وارد کند، از کردها حمایت کند یا عملیات دریایی گسترده انجام دهد. این شکاف، راهبرد آمریکا را از درون تهی کرد.
نبود اجماع داخلی و خارجی
پنجمین اشتباه ترامپ، ایجاد نکردن اجماع داخلی و خارجی بود.
تصمیمات در حلقهای محدود گرفته شد و با شدت گرفتن جنگ، ترامپ در داخل و میان متحدان آسیبپذیر شد و حمایتها فرو ریخت.
برندز مینویسد که ریشه همه این مشکلات، تحقیر هنر راهبرد توسط ترامپ بود؛ رئیسجمهوری که بهجای برنامهریزی دقیق، تنها به غرایز خود تکیه میکرد و تصور میکرد قدرت نظامی برتر آمریکا برای عقبنشینی مخالفان کافی است.
قضاوتهای کلیدی تهران که به پیروزی راهبردی انجامید
برندز تأکید میکند که ایران، دشمن خود را بهتر از آمریکا شناخت و با چند تصمیم کلیدی، نتیجه جنگ را تغییر داد.
نخست اینکه ایران با غیرمتمرکز کردن فرماندهی و تعیین جانشینان چندلایه، ساختاری ایجاد کرد که حتی پس از ضربات اولیه، کارآمد باقی ماند.
همچنین شلیک کنترلشده موشکها طی شش هفته، فشار اقتصادی سنگینی بر آمریکا وارد کرد.
دوم اینکه ایران با بهرهگیری از تاکتیکهای نامتقارن، از جمله هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس، هزینههای نامتناسبی تحمیل کرد.
اما بزرگترین مزیت نامتقارن ایران، جغرافیا بود؛ تنگه هرمز به ابزاری تبدیل شد که اقتصاد جهان توان بیتوجهی به آن را نداشت و آمریکا نیز نمیتوانست با هزینه قابل قبول آن را مهار کند.
سوم اینکه ایران با تحمل هزینههای سنگینتر اقتصادی، از آمریکا پیشی گرفت و درست تشخیص داد که ترامپ تحمل جنگ طولانی با تبعات اقتصادی فزاینده را ندارد.
برندز در پایان مینویسد که تهران موفق شد، چون اصول اساسی راهبرد را بهتر از حریف اجرا کرد.




