به گزارش ایراف، پیکر مطهر امام شهید امت، آیتالله العظمی شهید سیدعلی خامنهای، قرار است برای تشییع به عراق فرستاده شود، رویدادی که از چند جهت استثنایی و کمنظیر است.
سفر خارجی بعد از ۳۷ سال
امام شهید امت از زمانی که مسئولیت رهبری انقلاب اسلامی را به عهده گرفتند، خاک ایران را ترک نکردند و در تمام ۳۷ سال گذشته هیچ سفر خارجی نداشتند.
سال ۱۳۶۸، آخرین باری بود که آیتالله العظمی خامنهای، بهعنوان رییس جمهور از مرزهای ایران خارج شد؛ سفری به چین، در روزهایی که هنوز مسئولیت رهبری انقلاب بر دوش ایشان قرار نگرفته بود.
پس از رحلت امام خمینی و انتخاب ایشان به عنوان رهبر، ایران دیگر تنها وطن ایشان نبود؛ مسئولیتی بود که لحظهای نمیشد از آن فاصله گرفت. از آن روز تا امروز، سیوهفت سال گذشته و در تمام این سالها، رهبر شهید امت، خاک ایران را ترک نکرده اند.
شاید برای بسیاری این پرسش مطرح باشد که چگونه ممکن است یک رهبر، در تمام این سالها حتی یک سفر خارجی نداشته باشد؟ پاسخ را باید در تفاوت جایگاه رهبری و دیگر مسئولان کشور جستوجو کرد. رئیسجمهور، مأمور دیپلماسی است؛ به اجلاس میرود، قرارداد امضا میکند، با رهبران کشورها دیدار میکند و بازمیگردد. اما رهبر جمهوری اسلامی، افزون بر جایگاه عالی سیاسی، مسئولیت هدایت کلان نظام، فرماندهی نیروهای مسلح و تعیین جهتگیریهای اساسی کشور را بر عهده دارد. استمرار حضور رهبر در داخل کشور، طی دههها، بخشی از اقتضائات این مسئولیت سنگین تلقی میشود؛ مسئولیتی که فرصت بسیاری از خواستههای شخصی، از جمله سفر، را از ایشان گرفت.
سیوهفت سال، زمان کمی نیست. در این مدت، دولتها تغییر کردند، نسلها بزرگ شدند، بحرانهای منطقهای و بینالمللی یکی پس از دیگری رخ دادند، نقشه سیاسی منطقه بارها دگرگون شد و جهان، تحولات بزرگی را تجربه کرد. اما ایشان همچنان در وطن ماند؛ سرزمینی که مسئولیت هدایت آن را پذیرفته بودند و باور داشتند که باید تا آخرین لحظه در کنار مردم بمانند.
در طول نزدیک به چهار دهه رهبری، نام ایشان تنها در معادلات داخلی ایران مطرح نبود، بلکه مواضع و سخنان ایشان درباره تحولات منطقه، فلسطین، جهان اسلام و مناسبات بینالمللی، ایشان را به یکی از اثرگذارترین چهرههای سیاسی و دینی منطقه و جهان تبدیل کرد. برای بسیاری از مسلمانان، ایشان صرفاً رهبر ایران نبود، بلکه رهبری امت واحده اسلامی را فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران به عهده داشتند.
همین مسئولیتها بود که سفر را از زندگی ایشان گرفت. نه برای درمان، نه برای استراحت، نه برای دیدارهای تشریفاتی و نه حتی برای زیارت عتباتی که برای هر شیعه، آرزویی دیرینه است، از ایران خارج نشدند. نجف و کربلا، در تمام این سالها، در سخنان ایشان حضور داشتند، اما مسئولیت رهبری، مجال رفتن نمیداد.
تشییع رهبر یک کشور، در کشوری دیگر
و حالا، سرنوشت، آخرین سفر را به گونهای دیگر رقم زده است. این بار نه در قامت یک مقام سیاسی، نه با تشریفات دیپلماتیک و نه برای دیدارهای رسمی؛ بلکه بر دوش مردمی که داغدار رهبر عدالتخواه و استکبارستیز است، تشییع میشوند.
پیکر مطهری که سیوهفت سال از مرزهای ایران خارج نشده، اکنون راهی نجف و کربلا میشود؛ شهری که عطر امیرالمؤمنین(ع) و سیدالشهدا(ع) در کوچههایش جاری است.
چه تناقض تلخی؛ رهبری که دههها هر سفر خارجی را به خاطر مسئولیتهای سنگینش کنار گذاشت، اکنون آخرین سفر خود را در سکوت آغاز میکند و برای اولین بار پس از ۳۷ سال، برای یک روز وطنش را ترک میکند.
اینگونه آخرین سفر امام شهید امت رقم میخورد؛ سفری بر روی دستان ملت شریف عراق، ملتی که هموطن امام شهید نیستند، اما ایشان را مرجع و پشتیبان و رهبر معنوی خود میدانند.
رهبری که ۳۷ سال برای مصالح میهن، از سفر و زیارت حرمهای نورانی چشم پوشید، اکنون در واپسین لحظات، پیکر مطهرشان میهمان نجف و کربلا میشود؛ اما این بار نه در قامت یک رهبر، بلکه در قامت شهیدی که با شهادت خود، درس مقاومت را به تمام عدالتخواهان تفسیر کردند.
ملت شریف عراق شاهد صحنهای کمنظیر در تاریخ معاصر است؛ پیکر رهبر یک کشور، در کشوری دیگر تشییع میشود و مردمی که سالها از دور، سخنان استکبارستیزانهاش را شنیدهاند، اینک با چشمانی اشکبار، بر تابوت ایشان میگریند؛ چرا که او را نه فقط رهبر ایران، که امامی برای امت اسلامی میدانستند؛ امامی که فریاد مظلومان عالم بود و تا پایان، در سنگر ایستاد.
و این سفر آخر ایشان است، در نجف با عطر حیدر کرار آغاز میشود، در کربلا با شور حسینی به اوج میرسد و در مشهد، در جوار ثامنالحجج(ع) پایان مییابد، سفری از خاک تا افلاک؛ از مسئولیت تا شهادت.








