نتیجه تازه‌ترین تقابل ایران و اسرائیل: بازتعریف معادلات قدرت در غرب آسیا

تهران و تل‌آویو روز دوشنبه با اعلام توقف حملات متقابل، از فروکش کردن موج جدیدی از تنش‌های نظامی خبر دادند که می‌رفت جنگ تمام‌عیاری را در خاورمیانه شعله‌ور کند. هم‌زمان، گزارش‌ها از شکاف راهبردی فزاینده میان ترامپ و نتانیاهو حکایت دارد؛ جایی که رئیس‌جمهور آمریکا که نگران برهم خوردن طرح صلح خود با تهران و تداوم ورشکستگی سیاسی‌اش در افکار عمومی داخلی است، خواستار مهار نتانیاهو شده، در حالی که هزینه‌های فزاینده بسته شدن تنگه هرمز و ناتوانی واشنگتن در دستیابی به اهداف راهبردی خود در منطقه، موازنه جدیدی از «بازدارندگی وحشت» را رقم زده که در آن، موشک‌های ایران به عنوان متغیر اصلی معادلات امنیتی و اقتصادی غرب آسیا ایفای نقش می‌کند.

ایران و رژیم صهیونیستی روز دوشنبه اعلام کردند که حملات بین آن‌ها که تهدیدی برای شعله‌ور شدن دوباره جنگ خاورمیانه بود، متوقف شده است. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی ساعاتی پس از آنکه تهران اعلام کرد اقدام نظامی خود علیه تل‌آویو را متوقف کرده است، اعلام کرد که حمله در آن جبهه نیز مهار شده است.

تهران روز یکشنبه به دلیل حملات گسترده رژیم صهیونیستی علیه حزب‌الله در لبنان، موشک‌هایی را به سمت سرزمین‌های فلسطین اشغالی پرتاب کرد که باعث شد رژیم اسرائیل علی‌رغم تلاش‌های دونالد ترامپ جهت منصرف کردن نتانیاهو از حمله، به حمله متقابل دست بزند. این امر باعث دور دیگری از حملات موشکی ایران شد، پیش از آنکه تهران اعلام کند آتش‌بس برقرار خواهد کرد.

ایران هفته‌هاست که هشدار می‌دهد حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، آن را مجبور به اقدام خواهد کرد. در همین راستا تهران روز دوشنبه اعلام کرد که اگر رژیم اسرائیل به حملات خود در لبنان ادامه دهد، دوباره حمله خواهد کرد.

چرا ایران از لبنان دفاع کرد؟
باید گفت پاسخ کوبنده ایران، اقدامی جنگ‌طلبانه نبود؛ بلکه ضرورتی حیاتی جهت نجات اصل توافق آتش‌بس، احیای توازن وحشت و جلوگیری از فرسایش تدریجی جبهه مقاومت به شمار می‌رود. این عملیات، پیام روشنی به جهان ارسال نمود مبنی بر این که امنیت لبنان و ایران، خط قرمز مشترکی است که مورد دفاع قرار خواهد گرفت. ایران به طور آشکارا اعلام نمود که امنیت لبنان، امنیتی جدا از امنیت ایران نیست و حمله به ضاحیه جنوبی بیروت نمی‌تواند صرفاً یک موضوع داخلی لبنان یا یک درگیری محدود میان رژیم اسرائیل و حزب‌الله تلقی شود.

در منطقه پرتنش غرب آسیا که در آن نهادهای بین‌المللی عملاً ناتوان یا همسو با متجاوز هستند، توازن وحشت و قدرت تنها ضامن بقا و صلح است. پرتاب موشک‌های ایرانی بر سر پایگاه‌های متجاوز علیه لبنان، معادله قدرت را بازتعریف نموده و نشان می‌دهد که در این منطقه، موشک را تنها با موشک می‌توان مهار کرد. واقعیتی که جهان نمی‌تواند نادیده بگیرد این است که شش ماه پیش رژیم اسرائیل می‌توانست بدون دخالت ایران هر اقدامی در لبنان انجام دهد، اما در پی جنگ ترامپ و نتانیاهو علیه ایران، تهران به اندازه‌ای توان دارد که بر اقدامات رژیم اسرائیل در اطراف مرزهای خود تأثیرگذار باشد.

ایران بلافاصله پس از حملات، از طریق واسطه‌هایی مانند پاکستان، قطر و مصر به دیپلماسی روی آورد تا نشان دهد خواهان ادامه جنگ نیست و برای مذاکره آماده است. اگرچه خطر جنگ تمام‌عیار به طور کامل از بین نرفته است، اما به نظر می‌رسد قواعد جدیدی وضع شده که بر اساس آن، هر گونه تنش‌زایی رژیم اسرائیل علیه متحدان ایران به ویژه لبنان، مستقیماً امنیت آن را نشانه خواهد رفت و آمریکا نیز تمایل چندانی برای حمایت از رژیم اسرائیل ندارد.

بیشتر بخوانید:  تلاش برای احیای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ سفر عاصم منیر به ایران «سازنده و مثبت» توصیف شد

واقعیت این است که آمریکا نمی‌خواهد جنگ با ایران مجدداً آغاز شود، زیرا واشنگتن با همکاری رژیم صهیونیستی نتوانست به اهداف راهبردی و استراتژیک خود در خاورمیانه دست یابد. بیش از ۱۰۰ روز از آغاز عملیات نظامی مشترک و جاه‌طلبانه ایالات متحده و رژیم اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد. حملات اولیه منجر به شهادت رهبر عالیقدر ایران و ده‌ها مقام ارشد نظامی و سیاسی آن شد؛ اما این حملات آن‌طور که انتظار داشتند باعث تغییر حکومت در ایران نشد و جمهوری اسلامی همچنان کاملاً کنترل اوضاع را در دست دارد. بلافاصله پس از شروع جنگ، جهان شاهد حملات متقابل موشکی و پهپادی تهران علیه رژیم صهیونیستی و پایگاه‌های نظامی ایالات متحده آمریکا در کشورهای خلیج فارس و تسلط نظامی تهران بر تنگه هرمز بود. تسلط نظامی تهران بر تنگه هرمز منجر به ترافیک دریایی شد و این گلوگاه استراتژیک را که معمولاً ۲۰٪ از نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور می‌کند، مسدود نمود.

باید گفت این درگیری به شکست ایالات متحده آمریکا منجر شد، نتیجه‌ای که به طور برگشت‌ناپذیری جایگاه جهانی آمریکا را تضعیف می‌کند و باعث ایجاد واکنش زنجیره‌ای در سراسر جهان خواهد شد. حتی زمانی که جنگی با حمایت مردمی آغاز می‌شود (همانطور که بسیاری این کار را می‌کنند)، عدم دستیابی به اهداف کلیدی آن می‌تواند بر احساسات عمومی تأثیر بگذارد به گونه‌ای که توانایی رهبران را برای انجام اقدامات نظامی آینده محدود کند. و هنگامی که جنگ‌ها بدون حمایت اولیه عمومی انجام می‌شوند (همانطور که آخرین درگیری با ایران بود)، واکنش عمومی علیه کسانی که آن را آغاز و حمایت کردند می‌تواند شدید باشد. شکست‌های نظامی معمولاً اعتماد عمومی را نه تنها به دولت‌هایی که بر آنها ریاست می‌کنند، بلکه به کل دولت کاهش می‌دهد. حال و هوای مردم تیره می‌شود و اعتماد به نفس آنها به آینده کاهش می‌یابد.

آمریکایی‌ها کم‌کم دارند از خواب بیدار می‌شوند و از خود می‌پرسند که چرا پول مالیات‌شان باید یک نسل‌کشی را تأمین مالی کند، در حالی که بسیاری از آن‌ها نمی‌توانند از پس هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی یا آموزش عالی برآیند و از بی‌خانمانی و سایر مشکلات رنج می‌برند. علاوه بر این مردم آمریکا از افزایش قیمت‌ها و قیمت بنزین بسیار خشمگین هستند و اکنون دولت ترامپ باید به افکار عمومی و احساسات مردم آمریکا پاسخگو باشد.

آیا صبر ترامپ با نتانیاهو تمام شده است؟

جدال شدیدی که هفته گذشته بین ترامپ و نتانیاهو درگرفت، نشان‌دهنده نگرانی عمیق رئیس‌جمهور آمریکا از ادامه حمله نظامی رژیم اسرائیل علیه حزب‌الله است که می‌تواند طرح صلح وی با ایران را از مسیر خارج کند. در حالی که دولت ترامپ سرمایه سیاسی زیادی را صرف تلاش برای دستیابی به توافقی با تهران برای پایان دادن به بیش از سه ماه خصومت کرده است، نتانیاهو هیچ تمایلی به پایان دادن به حمله وحشیانه خود به لبنان نشان نداده است.

برعکس، با ورود مذاکرات صلح ایران به مرحله‌ای حساس، نتانیاهو حملات را تشدید کرده و کنترل قلعه مهم استراتژیک بوفورت در جنوب لبنان را به دست گرفته و اهداف حزب‌الله را در بیروت هدف قرار داده است. با اصرار ایران مبنی بر اینکه آتش‌بس در لبنان باید یکی از شرایط کلیدی برای دستیابی به آتش‌بس طولانی مدت در خلیج فارس باشد، سرسختی نتانیاهو برای کاخ سفید به شدت مشکل‌ساز شده است، به طوری که ترامپ در یک تماس تلفنی اخیر به فحاشی به او روی آورد. اگرچه ایران اجرای آتش‌بس در لبنان را یکی از خواسته‌های اصلی خود قرار داده است، اما دولت ترامپ بر اولویت‌های دیگری مانند بازگشایی آبراه مهم تجاری تنگه هرمز و محدود کردن برنامه هسته‌ای تهران متمرکز است.

بیشتر بخوانید:  سه روز پس از کشته شدن؛ طالبان پیکر فرمانده مقاومت را تحویل داد

به همین دلیل ترامپ در پاسخ به حمله ایران به رژیم صهیونیستی تأکید کرد که اولویت وی جلوگیری از تلافی‌جویی اسرائیل است. او پس از حملات اولیه ایران گفت: «الان با بی‌بی تماس می‌گیرم و به او می‌گویم تلافی نکن.»

تاکنون هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که ترامپ تهدید کند سامانه‌های دفاع موشکی را به دلیل ازسرگیری خصومت‌ها از رژیم اسرائیل دریغ خواهد کرد؛ اما سوال اینجاست که آمریکا تا چه زمانی می‌تواند ذخایر رهگیرهای موشکی خود را برای دفاع از رژیم غاصب در جنگی که ترامپ گفته بود آغاز نکند، ارسال کند؟

چرا کشورهای عربی به ویژه عربستان خواهان اتمام جنگ با ایران هستند؟
با توجه به فهرست طولانی شکایاتی که عربستان سعودی در طول سال‌ها علیه ایران داشته است، بسیاری تعجب می‌کنند که چرا این کشور از تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگی حمایت می‌کند که می‌تواند قدرت رقیب بزرگ آن را کاهش دهد.

با وجود روابط پرتنش و رقابتی ایران و عربستان سعودی در طی دهه‌های گذشته، ریاض قبل از شروع جنگ با آن مخالف بود و اکنون برای پایان دادن به آن تلاش می‌کند. بیش از ۶۰ روز پس از اعلام آتش‌بس در ۸ آوریل، جنگ ادامه دارد، البته با سرعتی کندتر. تنگه هرمز اکنون به جز چند مورد استثنا، عملاً ۱۰۰ روز است که بسته مانده است. هزاران کشتی در سراسر جهان و در دوطرف این آبراه در دریا گیر افتاده‌اند. سرنوشت اقتصاد جهانی، همانطور که معیشت و رفاه میلیاردها نفر در سراسر جهان به بازگشایی آن بستگی دارد، به این امر وابسته است.

این موضوع تا حدودی توضیح می‌دهد که چرا عربستان سعودی خواهان پایان جنگ است. در طول چند سال گذشته، این کشور به دنبال راه‌حل‌های دیپلماتیک برای مسائل پیچیده‌ای مانند درگیری رژیم اسرائیل و فلسطین، جنگ یمن و اختلاف دیرینه خود با ایران بوده است. اما علاوه بر این موضع اصولی، جنگ و بسته شدن آبراه هرمز، اقتصاد کشورهای خلیج فارس و سایر نقاط جهان، از جمله بسیاری از کشورهای فقیر و شکننده را ویران کرده است.

مناقشه خلیج فارس نشان می‌دهد که چگونه منطقه و جهان درهم تنیده شده‌اند، زیرا خلیج فارس با اقتصاد و امور مالی جهان در هم آمیخته است. این مهم نمونه بارزی از تلاقی بین ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک است. اقتصادهای شورای همکاری خلیج فارس، به درجات مختلف، مستقیماً تحت تأثیر این بحران قرار گرفته‌اند. علاوه بر کاهش یا توقف صادرات، خسارات فیزیکی ناشی از حملات ایران و خسارات نامرئی ناشی از فرصت‌های از دست رفته، به دلیل تأخیر یا تغییر مقیاس تصمیمات سرمایه‌گذاری نیز وجود دارد.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=125563
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها