به گزارش ایراف، منابع محلی در ولایت خوست واقع در شرق افغانستان تایید کردهاند که ماشینآلات سنگین طالبان روند ایجاد خندقهای گسترده پدافندی را در شهرستان مرزی «زازی میدان» آغاز کردهاند. بر اساس گزارشهای واصله از ساکنان محلی که در قبال دریافت دستمزد در این پروژه مشغول به کار هستند، مقامات محلی هدف ابتدایی این اقدام را تسهیل در لجستیک، جابهجایی و استقرار تجهیزات نظامی در نقاط مرتفع مرزی اعلام کردهاند.
با این حال، عدم موضعگیری رسمی و سکوت معنادار سخنگویان وزارت دفاع طالبان درباره ابعاد و اهداف نهایی این تحرکات، گمانهزنیهای استراتژیک را در خصوص اهداف پشتپرده کابل افزایش داده است.
جغرافیای بحرانخیز زازی میدان و خط دیورند
ولایت خوست و بهویژه شهرستان زازی میدان، همواره به عنوان یکی از کانونهای اصلی اصطکاک مرزی میان افغانستان و پاکستان شناخته میشود. نگاهی به پیشینه تحولات منطقه نشان میدهد که این محدوده بارها شاهد تبادل آتش سنگین میان نیروهای مرزبانی دو طرف بوده است؛ از جمله درگیریهای خونین فروردینماه ۱۴۰۳ که پس از حملات هوایی ارتش پاکستان به مناطقی در خوست و پکتیا رخ داد و به بسیج نظامی طالبان در مرز منجر شد.
از سوی دیگر، ساختار سنتی و قبیلهای این منطقه در دو سوی خط دیورند، همواره بر پیچیدگیهای امنیتی آن افزوده است. حفر خندق در این مقطع زمانی میتواند تلاشی از سوی کابل برای تثبیت فیزیکی مواضع خود در نقاط مورد مناقشه پدیدار شود؛ اقدامی که پیش از این نیز در برخی نقاط مرزی ولایت ننگرهار و قندهار سابقه داشته و هربار با مخالفت شدید اسلامآباد مواجه شده است.
اهداف دوگانه کابل؛ مهار تحریک طالبان پاکستان یا پدافند ارتش؟
تحلیلگران مسائل شبهقاره معتقدند حرکت جدید طالبان در خوست را نمیتوان مجزا از فشارهای فزاینده اسلامآباد بر کابل در خصوص پرونده تحریک طالبان پاکستان ارزیابی کرد. مقامات ارشد پاکستان، از جمله ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور، بارها در بیانات رسمی خود ادعا کردهاند که پناهگاههای اصلی فرماندهان تیتیپی در ولایات خوست، پکتیکا و کنر قرار دارد و خواستار اقدام عملی کابل شدهاند.
حفر این خندقهای امنیتی در لایه پنهان خود میتواند به عنوان یک ابزار کنترل مرزی دوطرفه عمل کند. کابل از یک سو تلاش دارد با ایجاد موانع فیزیکی، مانع از ترددهای غیرقانونی و خودسرانه شبهنظامیانی شود که اسلامآباد آنها را عامل ناامنی در ایالت خیبرپختونخوا میداند و از سوی دیگر، توان مداخله نظامی ناگهانی یا پیشروی ارتش پاکستان به داخل خاک افغانستان را سلب کند. این اقدام هوشمندانه، بدون آنکه کابل را وارد مواجهه مستقیم با نیروهای محلی قبیلهای کند، کانالهای تحرک را محدود میسازد.
شکاف استراتژیک کابل-قندهار در مدیریت تنشهای مرزی
اقدام به حفر خندق در خوست همچنین بازتابدهنده پیچیدگیهای تصمیمگیری در ساختار درونی حکومت طالبان است. در حالی که جناح سیاسی در کابل به رهبری وزارت خارجه طالبان تلاش دارد از طریق گفتگوهای دیپلماتیک و تسهیل روابط تجاری از بند چابهار ایران و مسیرهای جایگزین، وابستگی خود را به بندر کراچی کاهش دهد، جناح نظامی و قندهار بر حفظ دست برتر میدانی تاکید دارد.
سکوت رسمی وزارت دفاع طالبان درباره لایه پدافندی خندقهای خوست نشان میدهد که حاکمیت افغانستان تمایلی به باز کردن یک جبهه تنش رسانهای جدید با پاکستان در این روزها ندارد. با این حال، تجربه نشان داده است که هرگونه دستکاری فیزیکی در حریم مرزی خط دیورند، به سرعت با واکنش توپخانهای و هوایی ارتش پاکستان مواجه میشود؛ امری که روزهای آینده عیار پایداری این سازههای امنیتی جدید را مشخص خواهد کرد.





