به گزارش ایراف، در حالی که آمریکا و ایران سعی میکنند برای پایان دادن به جنگ چند ماهه خود به توافق صلح برسند، دونالد ترامپ، درخواست جدیدی را مطرح کرد: اینکه سایر کشورهای خاورمیانه به طرح صهیونیستی او بپیوندند و روابط خود را با رژیم اسرائیل عادی کنند.
دلایلی برای این امر وجود دارد، از جمله اینکه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی از نظر نظامی، استراتژیک و اقتصادی ضعیفتر از آن چیزی هستند که در آستانه عملیات نظامی مشترک آنها علیه ایران در اواخر فوریه بودند. اتحادهای آنها با کشورهای خلیج فارس اکنون در حال ارزیابی مجدد است، زیرا این روابط مانع از حمله ایران به کشورهای خلیج فارس نشده است و ایران – با وجود از دست دادن برخی رهبران سیاسی و نظامی خود در تجاوز دشمنان – اکنون قدرتمندتر از همیشه است.
در این زمینه، هم ترامپ و هم نتانیاهو به شدت به یک پیروزی نمادین نیاز دارند که بتوانند قبل از انتخابات میاندورهای ایالات متحده و انتخابات کنست در اواخر امسال، به رأیدهندگان خود بفروشند. این امر تا حدودی توضیح میدهد که چرا ترامپ در تلاش است تا پیمان ابراهیم را که مدتهاست از آن به عنوان یکی از بزرگترین موفقیتهای سیاست خارجی دوره اول ریاستجمهوری خود یاد میکند، دوباره احیا کند.
وی در تماس تلفنی با شرکای منطقهای خود از جمله عربستان سعودی، قطر، پاکستان، امارات متحده عربی، بحرین، ترکیه، مصر و اردن تأکید کرد که گنجاندن آنها در هرگونه توافق با ایران به پیوستن همه به توافقنامه ابراهیم بستگی دارد که در واقع به معنای برقراری روابط دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی است.
توافقنامههای ابراهیم بخشی از مجموعهای از ابتکارات دیپلماتیک بود که تحت نظارت جارد کوشنر، داماد یهودی ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری وی انجام شد. پیش از امضای این توافقنامهها در سال ۲۰۲۰، دولت ترامپ سفارت ایالات متحده را از تلآویو به بیتالمقدس منتقل کرد، دفتر سازمان آزادیبخش فلسطین در واشنگتن را تعطیل کرد و اعلام داشت که ایالات متحده دیگر شهرکهای اسرائیلی در کرانه باختری را غیرقانونی نمیداند.
سپس در سال ۲۰۲۰، ترامپ و نتانیاهو طرح «صلح برای رفاه» را راهاندازی کردند. در حالی که تلاشهای صلح گذشته حداقل به مشارکت فلسطینیها اشاره داشت، این طرح وعده توسعه اقتصادی به قیمت از دست رفتن کشور فلسطین را میداد. سپس امارات متحده عربی و بحرین در سپتامبر ۲۰۲۰، مراکش در دسامبر ۲۰۲۰، سودان در ژانویه ۲۰۲۱ و سپس قزاقستان در نوامبر ۲۰۲۵ توافقنامه ابراهیم را امضا کردند.
در ازای به رسمیت شناختن رژیم غاصب اسرائیل، مشوقهای زیادی به این کشورها پیشنهاد شد که عمدتاً توافقات اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک بودند. به عنوان مثال، امارات متحده عربی سلاحهای پیشرفته و فناوری نظامی را از ایالات متحده دریافت کرد و حاکمیت مراکش بر صحرای غربی توسط ایالات متحده به رسمیت شناخته شد.
آیا اکنون کشوری به این توافقنامه میپیوندد؟
از زمان آغاز جنگ ویرانگر رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه، عربستان سعودی از مدافعان تشکیل کشور مستقل فلسطین بوده است. این کشور دستکم ظاهرا از امضای توافقنامهها بدون تضمینهای محکم برای خودمختاری فلسطینیان خودداری کرده است.
قدرتهای منطقهای باقیمانده مانند پاکستان، قطر و ترکیه باید جمعیتهای ناراضی خود را که به شدت از حق تعیینسرنوشت فلسطینیان حمایت میکنند، در نظر بگیرند. ایالات متحده باید فشار قابل توجهی اعمال کند و مشوقهای بزرگی ارائه دهد تا هر یک از آنها متقاعد به تغییر مسیر شوند.
دولت ترامپ اکنون به یک پیروزی نیاز دارد. این دولت از آخرین ماجراجویی ناموفق خود در خاورمیانه گیج شده است: ذخایر تسلیحاتی آن به شدت کاهش یافته، شوک انرژی جهانی باعث نارضایتی داخلی شده، متحدان خلیج فارس چتر امنیتی ایالات متحده را زیر سؤال میبرند و با اکراه رژیم اسرائیل نسبت به هرگونه توافق صلح با ایران روبرو است.
اما در منطقهای که در حال تغییر چشمگیر پیکربندی استراتژیک است، توافق ابراهیم به طور فزایندهای به عنوان یک چارچوب تحمیلی از سوی ایالات متحده دیده میشود.
باید گفت که پاکستان قبلاً خواستههای ترامپ را رد کرده است و احتمالاً عربستان سعودی نیز از آنها پیروی خواهد کرد. بنابراین اگرچه ممکن است پیوند دادن ایران و فلسطین از طریق یک توافق صلح منطقهای منطقی باشد، اما طرح صهیونیستی پیمان ابراهیم در شکل فعلی خود برای اکثر کشورها بسیار سمی است. روابط نزدیکتر با کشورهای عربی نمیتواند تحریک سریع افکار عمومی منطقهای علیه رژیم اسرائیل را جبران کند.
ترکیه، رژیم غاصب را عامل بیثباتی منطقه میداند
هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه هفته گذشته مصاحبهای با رسانه ژاپنی «نیکی آسیا» انجام داد. در این مصاحبه، فیدان پیشنهاد جالبی به رژیم اسرائیل ارائه داد و گفت: «اگر به فلسطینیها کشوری در مرزهای ۱۹۶۷ داده شود، اسرائیل میتواند بخشی از معماری امنیتی منطقهای باشد.» در ظاهر این پیشنهاد مانند یک پیام آشتیجویانه به نظر میرسد، اما در اصل، تهدیدی پنهان را در خود دارد.
فیدان همچنین گفت: «کشورها باید به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و کشورهای منطقه فرصتی طلایی برای درس گرفتن از تاریخ اخیر و همکاری دارند. اسرائیل دیگر فقط تهدیدی برای فلسطینیها، لبنان و ایران نیست، بلکه تهدیدی برای کل منطقه نیز است.»
این اظهارات پس از آن صورت میگیرد که جاناتان پولارد، جاسوس اسرائیلی مصاحبهای انجام داد که در آن گفت: «جنگ بعدی اسرائیل احتمالاً علیه ترکیه و مصر خواهد بود. توسعه دکترین نظامی آنکارا را دنبال کردهایم و هرگونه نبردی با آن سختتر از نبرد با ایران خواهد بود. از این رو اسرائیل باید کار ایران، غزه و حزبالله را تمام کند تا برای نبرد بزرگ با ترکیه آماده شود.»
بیانیه فیدان به خوبی نشاندهنده این موضوع است که یک همگرایی واقعی در منطقه در حال وقوع بوده که ناشی از تهدید رژیم اسرائیل است. این رژیم همیشه با حمایت بیقید و شرط غرب – به ویژه آمریکا – و مهمتر از آن، اختلافات منطقهای، پیشرفت کرده است. این رژیم در بهرهبرداری از دشمنی و رقابت بین کشورهای منطقه بسیار ماهر بوده است. ابتدا در زمان شاه با ایران متحد شد، سپس با ترکیه کمالیست و سپس سعی کرد با کشورهای خلیج فارس علیه تهدید ایران متحد شود. رژیم اسرائیل همیشه سعی میکرد خود را به عنوان شر کمتر نشان دهد، زیرا همیشه وانمود میکرد کشورهای منطقه تهدید فوریتری دارند: موج ملیگرایی ناصریسم در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، ایران و صدور انقلاب توسط آن.
با این حال، اقدامات افسارگسیخته رژیم صهیونیستی امروزه به عنوان تهدید اصلی تلقی میشود. کشورهای منطقه، رژیم اسرائیل را به عنوان قدرتی میدانند که به دنبال بیثبات کردن منطقه است. ایران دیگر به عنوان عامل اصلی بیثباتکننده در منطقه دیده نمیشود – بلکه خود رژیم اسرائیل عامل بیثباتکننده است. خط فکری امروز در منطقه به شرح زیر است: حل مشکلات با ایران کمهزینهتر از جنگ با آن است. کشورهای منطقه نیز متوجه شدهاند که مهار دیگر یک گزینه نیست. مسئله ایران باید مورد توجه قرار گیرد و ایران میتواند به آنها بپیوندد.
این بدترین کابوس رژیم اسرائیل خواهد بود: خاورمیانه متحد. منطقه متحد میشود و بر رژیم اسرائیل فشار میآورد. این فاجعه با فرسایش حمایت آمریکا و غرب از تلآویو منجر خواهد شد.
پاکستان پیوستن به پیمان ابراهیم را قبل از تشکیل کشور فلسطین رد کرد
وزیر امور خارجه پاکستان، روز جمعه پیوستن به پیمان ابراهیم را رد کرد و گفت تا زمانی که یک کشور مستقل فلسطینی در مرزهای قبل از سال ۱۹۶۷ با پایتختی قدس شریف تأسیس نشود، تغییری در سیاست خارجی اسلامآباد ایجاد نخواهد شد.
باید گفت پاکستان رژیم اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد و هیچ رابطه دیپلماتیکی با آن ندارد. اسلامآباد از نظر تاریخی از تأسیس یک کشور مستقل فلسطینی بر اساس مرزهای قبل از ۱۹۶۷، با بیتالمقدس شرقی به عنوان پایتخت آن، حمایت کرده است. این موضع از اجماع سیاسی گسترده و حمایت عمومی در سراسر پاکستان برخوردار است.
احساسات عمومی در پاکستان به شدت با فلسطینیها همدردی میکند و مرتباً تظاهرات بزرگی علیه عملیات نظامی رژیم صهیونیستی در غزه برگزار میشود. احزاب مذهبی و گروههای سیاسی جریان اصلی پاکستان مدتهاست که با عادیسازی روابط با رژیم اسرائیل در غیاب یک توافق جامع فلسطینی مخالفت کردهاند. بنابراین برای سیاستگذاران پاکستانی، پیوستن به پیمان ابراهیم خطرات جدیدی ایجاد خواهد کرد.
علاوه بر این، به رسمیت شناختن رژیم اسرائیل میتواند روابط با ایران را پیچیده کند، باعث ناآرامیهای داخلی شود و دیپلماسی منطقهای متعادل اسلامآباد را تضعیف کند. صلح پایدار منطقهای نیازمند دیپلماسی معتبر، تضمینهای امنیتی متقابل، کاهش تنش با ایران و پیشرفت معنادار در مورد فلسطین است، نه تاکتیکهای فشار یا تلاش برای انتقال مسئولیت به شرکای منطقهای.
باید گفت اسلامآباد از نظر تاریخی، حتی در مواجهه با فشار واشنگتن، مواضع مستقلی را در مورد مسائل کلیدی استراتژیک از جمله چین، افغانستان و امنیت منطقهای حفظ کرده است.
در حالی که پاکستان اصرار دارد تصمیمات سیاست خارجی آن مستقل است، تحلیلگران به طور گسترده موافقند که هرگونه تغییر آینده در مورد رژیم اسرائیل ارتباط نزدیکی با موضع عربستان سعودی خواهد داشت. به عنوان متولی مقدسترین اماکن مقدس اسلامی و یکی از مهمترین شرکای استراتژیک پاکستان، اقدامات ریاض وزن سیاسی و مذهبی قابل توجهی در اسلامآباد دارد. این رابطه فراتر از دیپلماسی است. عربستان سعودی مدتهاست که حمایت مالی، سرمایهگذاری، فرصتهای شغلی برای میلیونها کارگر پاکستانی و همکاریهای دفاعی گسترده را در اختیار پاکستان قرار داده است.
دو کشور با امضای توافقنامه امنیتی در ماه سپتامبر، روابط خود را بیش از پیش تقویت کردند. این توافقنامه تصریح میکند که حمله به هر یک از این دو کشور، حمله به هر دو کشور تلقی خواهد شد. اگرچه پیامدهای عملی چنین تعهدی همچنان قابل تفسیر است، اما این پیمان، عمق همکاری استراتژیک آنها را برجسته میکند.
بنابراین رویکرد عربستان سعودی به رژیم اسرائیل بر هرگونه بحث در پاکستان در مورد عادیسازی احتمالی تأثیر خواهد گذاشت. اگر ریاض به توافقنامه ابراهیم بپیوندد، پاکستان برای تجدیدنظر در موضع خود احساس فشار خواهد کرد. عربستان سعودی همچنان اصرار دارد که عادیسازی باید به مسیری معتبر به سوی راهحل دو کشور گره بخورد، موضعی که تا حد زیادی منعکسکننده موضع خود پاکستان است.
اگر عادیسازی قبل از اکتبر ۲۰۲۳ از نظر سیاسی دشوار بود، نسلکشی در غزه آن را به طور قابل توجهی دشوارتر کرده است. پیش از این جنگ، ایالات متحده به طور فعال عربستان سعودی را برای پیوستن به توافقنامه ابراهیم ترغیب میکرد و بسیاری از تحلیلگران، احتمال دستیابی به توافق میان عربستان و رژیم اسرائیل را به طور فزایندهای محتمل میدانستند. چنین اقدامی با توجه به نفوذ سیاسی و مذهبی ریاض در جهان اسلام، فشار قابل توجهی را بر پاکستان وارد میکرد تا موضع خود را در قبال این رژیم غاصب مورد ارزیابی مجدد قرار دهد.
با این حال، این چشمانداز با حمله به رهبری حماس به جنوب اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و عملیات نظامی بعدی رژیم اسرائیل در غزه به طرز چشمگیری تغییر کرد. این جنگ عملاً مذاکرات عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل را متوقف کرد. با ادامه نسلکشی غیرنظامیان و تسلط تصاویر ویرانی گسترده در غزه بر پوشش رسانههای منطقهای، حمایت از تعامل با رژیم صهیونیستی در بیشتر جهان اسلام به شدت کاهش یافت.





