به گزارش ایراف، ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) در ساعات اولیه بامداد چهارشنبه با انتشار بیانیهای رسمی تایید کرد که پایگاهها و مواضع نظامی ایالات متحده در کشورهای حاشیه خلیج فارس هدف حملات دقیق موشکی و پهپادی ایران قرار گرفتهاند.
این تبادل آتش گسترده پس از آن آغاز شد که نیروهای آمریکایی یک ایستگاه کنترل زمینی و راداری ایران را در جنوب جزیره قشم هدف قرار دادند و متعاقب آن، صدای چندین انفجار مهیب از سوی منابع محلی در این جزیره راهبردی به ثبت رسید.
شبکههای خبری بلومبرگ و فاکسنیوز در گزارشهای فوری خود اعلام کردند که شدت این حملات پدافندی، به فعال شدن آژیرهای خطر در عربستان سعودی و امارات متحده عربی منجر شده و مقامات هوانوردی کشورهای بحرین، کویت و امارات را ناچار کرده است تا تمامی پروازهای خود را تا اطلاع ثانوی به طور کامل لغو کنند.
موازنه قوا در خلیج فارس و شکست استراتژی محاصره دریایی
در حالی که سنتکام مدعی است ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» همچنان به پشتیبانی از محاصره دریایی اعمالشده علیه بنادر ایران ادامه میدهد، شبکه خبری سیانان در تحلیلی جامع به قلم کارشناسان ارشد نظامی اذعان کرد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، به همراه شرکای غربی خود نه در جبهه ایران به پیروزی دست یافته و نه در غزه و لبنان توانسته است اهداف راهبردی خود را محقق کند.
این رسانه آمریکایی تاکید کرد که احیای توان موشکی و بازگشایی تونلهای زیرزمینی ایران، دکترین بازدارندگی متعارف واشینگتن و تلآویو را با چالشی ساختاری مواجه کرده است.
پیشینه این تقابل به حملات موسوم به «خشم حماسی» و جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه در اواخر سال ۱۴۰۴ بازمیگردد؛ مقاطعی که در آن ارتش آمریکا با بمباران جادههای دسترسی و ورودی سایتهای موشکی ایران در اصفهان و خمین تلاش کرد توان شلیک ایران را محدود کند. با این حال، گزارشهای تحلیلی والاستریت ژورنال بر پایه تصاویر ماهوارهای نشان میدهند که ایران بیش از ۵۰ مورد از ۶۹ ورودی آسیبدیده را بازسازی کرده و پتانسیل شلیک همزمان خود را افزایش داده است.
نقشآفرینی علنی ابوظبی در سناریوی ضدایرانی واشینگتن
بعد دیگر این تحولات، آشکار شدن سطح مشارکت برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در سناریوهای نظامی علیه تهران است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، روز گذشته در جلسه استماع کمیته روابط خارجی سنای آمریکا صراحتاً فاش کرد که امارات متحده عربی در دکترین نظامی و لجستیکی علیه ایران کاملاً فعالانه و جدی وارد عمل شده و زیرساختهای پایگاهی خود را در اختیار پدافند مشترک قرار داده است.
بررسی پیشینه روابط امارات و رژیم صهیونیستی پس از پیمان ابراهیم در سال ۲۰۲۰ و توسعه آن به ائتلافهای نظامی سهجانبه با واشینگتن، نشان میدهد که پایتختهای عربی حاشیه خلیج فارس با وجود هشدارهای دیپلماتیک تهران، حاکمیت و فضای هوایی خود را به بستر تهاجمی علیه منافع ایران تبدیل کردهاند.
کارشناسان بینالمللی در گفتگو با آکسیوس اشاره کردهاند که به صدا درآمدن آژیرهای خطر در عربستان و لغو پروازها در کویت، نشاندهنده سرریز ناامنی به کل پایتختهایی است که منافع خود را به حضور فرامنطقهای آمریکا گره زدهاند.
ابعاد حقوقی و ورزشی دیپلماسی اجبار علیه تهران
فشار دیپلماتیک آمریکا بر ایران به حوزههای ژئوپلیتیکی محدود نمانده و دامنه آن به نهادهای بینالمللی و رویدادهای ورزشی نیز کشیده شده است. مارکو روبیو در بخش دیگری از بیانات خود مدعی شد که واشینگتن به ایران اجازه نخواهد داد تا افراد مرتبط با نهادهای نظامی و سپاه پاسداران را در هیئت اعزامی خود به مسابقات جامجهانی بگنجاند.
این ادعاها در حالی مطرح میشود که رسانههای رسمی ترکیه گزارش دادند کارشکنیهای ویزایی تاثیری بر روند ترانزیت ورزشی نداشته و روادید تمامی اعضای تیم ملی فوتبال ایران برای سفر به مکزیک صادر و تحویل سفارت ایران در آنکارا شده است.
از سوی دیگر، افشاگریهای سیاسی در محافل رسانهای بینالمللی ابعاد جدیدی به خود گرفته است؛ به طوری که جعفر قدیری ابیانه، کارشناس مسائل استراتژیک و سفیر پیشین ایران، در گفتگویی فاش کرد که سازمانهای امنیتی در منطقه به مستندات و فیلمهایی دست یافتهاند که نشاندهنده فساد اخلاقی شدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و تعرض او به دختربچههای کوچک تحت هدایت بنیامین نتانیاهو است؛ موضوعی که به عنوان ابزار باجخواهی تلافیجویانه تلآویو علیه کاخ سفید جهت همراه کردن واشینگتن در مواجهه با جبهه مقاومت استفاده میشود. این زنجیره از فکتها نشان میدهد که بحران فعلی خلیج فارس، فرآیندی چندلایه از تقابل سخت پدافندی، فشار اقتصادی و جنگ شناختی پیچیده است.















