صادرات تسلیحات و رقابت برای نفوذ؛ نقش هند و پاکستان در معادلات ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی

کنت والتز، نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل در کتاب «نظریه سیاست بین‌الملل» استدلال می‌کند که در نظام جهانی، کشورها در برابر تهدیدات و قدرت‌های برتر به‌طور طبیعی به سمت موازنه‌سازی حرکت می‌کنند و این موازنه‌سازی لزوماً در مجاورت جغرافیایی رخ نمی‌دهد، بلکه می‌تواند در دورترین نقاط از مرزهای مشترک نیز شکل بگیرد.

جان مرشایمر، نظریه‌پرداز دیگر نیز در کتاب «تراژدی سیاست قدرت‌های بزرگ» تأکید می‌کند که قدرت‌های در حال ظهور برای تضعیف رقبا، به دنبال گسترش شبکه اتحادها و نفوذ خود در مناطقی هستند که برای حریف حساسیت راهبردی دارد.

این دو دیدگاه نظری، امروز در قفقاز جنوبی به شکلی ملموس و مستند در حال وقوع است؛ هند و پاکستان، دو قدرت هسته‌ای همسایه با رقابتی هفتادساله، رقابت خود را به هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای مشترک و به دل معادلات قفقاز جنوبی منتقل کرده‌اند. این یادداشت می‌کوشد ریشه‌های تاریخی این حضور، ابزارهای تسلیحاتی و دیپلماتیک هر دو کشور و پیامدهای این رقابت بر موازنه قدرت در قفقاز جنوبی را مورد بررسی قرار دهد.

برای فهم این رقابت، باید از ریشه‌های تاریخی آن آغاز کرد. پاکستان از همان آغاز استقلال جمهوری آذربایجان در ۱۹۹۱، به دلیل پیوندهای قومی-مذهبی مشترک، همبستگی در مسئله جنگ قره‌باغ در قفقاز جنوبی و همسویی در چارچوب جهان ترک-اسلامی، روابطی نزدیک با باکو برقرار کرد. پاکستان تنها کشوری در جهان بود که هرگز ارمنستان را به رسمیت نشناخت و این موضع، پایه محکمی برای اعتماد راهبردی میان اسلام‌آباد و باکو فراهم آورد. در نقطه مقابل، آذربایجان نیز در تمام مجامع بین‌المللی از موضع پاکستان در مسئله کشمیر حمایت کرد و این تبادل حمایت دیپلماتیک، اتحادی را شکل داد که امروز پایه محکم همکاری تسلیحاتی میان دو کشور است.

هند که از دهه ۱۹۹۰ روابطی محتاطانه با هر دو کشور قفقازی (جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان) داشت، پس از جنگ ۴۴ روزه ۲۰۲۰ و سقوط قره‌باغ به نفع جمهوری آذربایجان، تحولی راهبردی در رویکرد خود نسبت به ارمنستان آغاز کرد. ایروان که پس از این شکست سنگین درک کرده بود که روسیه دیگر توانایی و اراده کافی برای حمایت تسلیحاتی از آن را ندارد، به دنبال شرکای جایگزین گشت و هند خود را به‌عنوان گزینه‌ای مطلوب معرفی کرد. اینجاست که منطق موازنه‌سازی والتز به شکل کلاسیک خود ظاهر می‌شود؛ ارمنستان در برابر برتری فزاینده آذربایجان که از حمایت ترکیه و پاکستان برخوردار بود، به سمت قدرتی حرکت کرد که رقیب طبیعی همان حامیان باکو محسوب می‌شد.

این زمینه‌سازی تاریخی، امروز به یک رقابت تسلیحاتی مستند و قابل‌اندازه‌گیری تبدیل شده است. بر اساس گزارش مؤسسه بین‌المللی تحقیقات صلح استکهلم (SIPRI)، هند در فاصله سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ تبدیل به بزرگ‌ترین تأمین‌کننده تسلیحاتی ارمنستان شد و چهل و سه درصد از واردات تسلیحاتی ارمنستان را به خود اختصاص داد. در این دوره، ارمنستان قراردادی به ارزش ۷۲۰ میلیون دلار برای خرید پانزده سامانه موشکی پدافند هوایی آکاش-۱اس امضا کرد و به نخستین خریدار خارجی این سامانه تبدیل شد.

بیشتر بخوانید:  عملیات گسترده در خیبرپختونخوا؛ ۱۳ عضو تی‌تی‌پی از جمله دو تبعه افغانستان کشته شدند

علاوه بر این، سامانه‌های موشکی چندلوله پیناکا، توپخانه خودکششی ۱۵۵ میلی‌متری، رادارهای موشک‌یاب سواتی و تجهیزات ضدپهپاد نیز در چارچوب قراردادهایی که ارزش مجموع آن‌ها تا ابتدای سال مالی ۲۰۲۴-۲۰۲۵ به بیش از ۶۰۰ میلیون دلار رسید، به ارمنستان تحویل داده شد.

در نوامبر ۲۰۲۵ نیز گزارش‌هایی از نهایی شدن قراردادی به ارزش سه میلیارد دلار برای خرید دوازده فروند جنگنده سوخوی-۳۰ ام‌کی‌آی ساخت شرکت هندوستان ایروناتیکس منتشر شد که در صورت قطعی شدن، بزرگ‌ترین معامله تسلیحاتی تاریخ ارمنستان و نخستین صادرات جنگنده رزمی هند خواهد بود.

در سمت دیگر این رقابت، پاکستان نیز در همان دوره دست به یک معامله تاریخی زد که دقیقاً الگوی موازنه‌سازی متقابل را به نمایش می‌گذارد. در فوریه ۲۰۲۴، آذربایجان قراردادی به ارزش ۱.۶ میلیارد دلار با پاکستان برای خرید جنگنده‌های جی‌اف-۱۷ بلاک سه امضا کرد که شامل هواپیما، آموزش خلبانان و تسلیحات بود.

این قرارداد در ژوئن ۲۰۲۵ به‌طور چشمگیری گسترش یافت و به یک بسته جامع ۴.۶ میلیارد دلاری برای تحویل چهل فروند جنگنده تبدیل شد که بزرگ‌ترین صادرات تسلیحاتی در تاریخ پاکستان محسوب می‌شود. این معامله که در بستر مثلث راهبردی پاکستان-ترکیه-آذربایجان شکل گرفته، پیامدهایی فراتر از یک خرید نظامی ساده دارد.

جنگنده جی‌اف-۱۷ محصول مشترک پاکستان و چین است و فروش آن به آذربایجان به معنای گسترش نفوذ فناوری دفاعی چین در قفقاز جنوبی نیز هست.

مرشایمر نیز در تحلیل رفتار قدرت‌های در حال ظهور تأکید می‌کند که این قدرت‌ها برای تضعیف رقبا به دنبال ایجاد شبکه‌های اتحاد در مناطق حساس برای حریف هستند؛ فروش جی‌اف-۱۷ به آذربایجان دقیقاً در همین منطق قابل خواندن است و پاکستان نه‌فقط یک مشتری تسلیحاتی، بلکه یک متحد راهبردی در نقطه‌ای به دست آورده که هند به آن حساسیت دارد.

آنچه این رقابت تسلیحاتی را از یک تبادل ساده خرید و فروش سلاح متمایز می‌سازد، لایه‌های عمیق‌تر دیپلماسی اقتصادی و اتحادسازی است که زیربنای آن را شکل می‌دهد. هند ورود خود به قفقاز جنوبی را با چند هدف راهبردی موازی دنبال می‌کند.

نخست، ارمنستان می‌تواند به‌عنوان پل ارتباطی هند با ایران و از آنجا به بازارهای اروپایی در چارچوب کریدور شمال-جنوب عمل کند؛ مسیری که در دسامبر ۲۰۲۴ در گفتگوهای سه‌جانبه هند-ایران-ارمنستان در دهلی نو مورد بررسی قرار گرفت.

دوم، حضور هند در ارمنستان یک پیام راهبردی مستقیم به پاکستان است که در این راستا باید اشاره داشت رقابت میان این دو کشور دیگر محدود به مرزهای مشترک یا کشمیر نیست و هند توانایی و اراده دارد منافع پاکستان را در دورترین نقاط جغرافیایی به چالش بکشد.

بیشتر بخوانید:  فعال شدن گسل‌های دیپلماتیک اسلام‌آباد؛ سفر مسئول سیاست خارجی اروپا و پالس مثبت پنتاگون

در سال ۲۰۲۳ ارمنستان برای نخستین بار در تاریخ روابط دوجانبه، یک وابسته نظامی به سفارت خود در دهلی نو اعزام کرد و هند نیز در ۲۰۲۴ با اعزام وابسته نظامی به ایروان پاسخ داد؛ هند تنها کشوری است که در قفقاز جنوبی وابسته نظامی دارد و این خود نشانه‌ای از عمق تعهد راهبردی دهلی نو به این منطقه است.

پیامد این رقابت بر موازنه قدرت در قفقاز جنوبی چندوجهی است. از یک سو، تزریق تسلیحات پیشرفته به هر دو طرف ارمنستان و آذربایجان، خطر بازگشت تنش‌های نظامی را افزایش می‌دهد؛ چرا که هر طرف با ارزیابی افزایش توان خود، ممکن است آستانه تحمل را پایین‌تر ببرد.

از سوی دیگر، این رقابت موقعیت روسیه را به‌عنوان تأمین‌کننده سنتی تسلیحات هر دو کشور به‌شدت تضعیف کرده است؛ بر اساس داده‌های SIPRI، سهم روسیه از واردات تسلیحاتی ارمنستان از ۹۴ درصد در دهه ۲۰۱۰ به کمتر از ۱۰ درصد در ۲۰۲۴ کاهش یافته است.

این تحول نشان می‌دهد که قفقاز جنوبی در حال خروج از مدار انحصاری نفوذ روسیه است و بازیگران جدیدی از فاصله‌های دور جغرافیایی، در حال بازتعریف معادلات این منطقه هستند. همچنین ورود چین از دریچه فناوری جنگنده جی‌اف-۱۷ به معادلات تسلیحاتی منطقه، لایه‌ای جدید به این رقابت افزوده که پیامدهای بلندمدت آن هنوز به‌طور کامل قابل ارزیابی نیست.

در نهایت، آنچه رقابت هند و پاکستان در قفقاز جنوبی را به یک پدیده ماندگار تبدیل می‌کند، ریشه‌های ساختاری آن است که والتز و مرشایمر به‌عنوان نظریه‌پردازان مکتب واقع‌گرایی علم روابط بین‌الملل، هر یک از زاویه‌ای متفاوت به آن اشاره کرده‌اند.

باید اشاره نمود که این رقابت نه محصول تصمیمات تاکتیکی موقت، بلکه بازتاب منطقی تلاش دو قدرت در حال ظهور برای گسترش دایره نفوذ در نظامی است که در آن هر قدرتی که در موازنه‌سازی تأخیر کند، فرصت‌های راهبردی غیرقابل جبرانی را از دست می‌دهد. هر دو کشور صنایع دفاعی رو به رشدی دارند که نیاز به بازارهای صادراتی دارند؛ هر دو به دنبال اتحادهایی هستند که موازنه رقابت دوجانبه‌شان را در سطح جهانی تغییر دهد؛ و هر دو در قفقاز جنوبی شریکانی یافته‌اند که این نیازها را با منافع خود همسو می‌بینند. این همگرایی منافع، رقابت هند-پاکستان در قفقاز جنوبی را از یک اتفاق گذرا به یک واقعیت ژئوپلیتیکی پایدار تبدیل کرده است که تحلیلگران این حوزه مطالعاتی باید آن را به‌عنوان یک متغیر دائمی در معادلات امنیتی قفقاز جنوبی در نظر بگیرند.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=124566
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x