به گزارش ایراف، آنچه اتفاق افتاد، تحولاتی تاریخی و رویدادی عمیق و در بطن جامعه ایران به وجود آورد که خارج از تصور و مغایر با محاسبات متجاوزان به این کشور بود.
جامعه ایران، همچون دیگر جوامع پویا و فعال جهان، متشکل از افراد و گروههای عادی و نخبگانی و قومیتهای متنوع با طرز فکرها و سلایق مختلف، همواره شاهد طیف وسیعی از تفاوت و تنوع دیدگاهها در مورد مسائل گوناگون اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بوده است اما با وجود تمامی این تنوع سلیقهها و طرزفکرها، زمانی که خاک این کشور آماج حملات موشکی و هوایی آمریکا و اسرائیل قرار گرفت، غیرت حماسی در دفاع از امنیت ملی، خاک و تمامیت ارضی این کشور بار دیگر عامل وحدت و یکپارچگی تمام افراد و گروهها و قومیتها و اقلیتها شد و آنها را یک مسیر واحد قرار داد. این انسجام، وقتی با خشم عمیق انتقامجویی پس از به شهادت رسیدن رهبر عالی این کشور در هم آمیخت، استحکامی مضاعف یافت و از همان شب اول روز تجاوز آمریکایی-اسرائیلی به ایران، یک پدیده و حرکت بینظیر حماسی-اجتماعی معروف به «حماسه خیابان» در سراسر ایران شکل گرفت.
خیابانها و میدانهای شهرهای کوچک و بزرگ سراسر ایران، به صورت خودجوش، به صحنههایی از حماسه مردم در پشتیبانی از نیروهای مسلح این کشور در «میدان نبرد» تبدیل شد درحالی که طبق محاسبات آمریکایی-اسرائیلی، قرار بود همین خیابانها به صحنه آشوب و ناآرامی برای به زیرکشیدن نظامی جمهوری اسلامی همزمان با حمله آمریکا و اسرائیل شود!
براساس گزارش شبکه CGTN، حتی بسیاری از شخصیتهای تندرو که مدام نسبت به وضعیت حجاب و افزایش حضور زنان و دختران در خیابانها بدون حجاب به عنوان یکی از مسائل داغ اجتماعی اخیر این کشور به شدت انتقاد میکردند، در این شرایط جدید، دختران و زنان کم حجاب یا بیحجاب اما وطن پرست را که با حضور در خیابانها، فریاد خشم و انزجار از دشمن سرمی دادند، تحسین میکردند. در جامعه و فرهنگ ایران، این پدیده را باید یک اتفاق جدید و بزرگ و یکی نتایج مثبت جنگ برای ایران دانست؛ جنگی که قرار بود وحدت و انسجام جامعه ایران را هدف بگیرد و آن را از هم فرو بپاشد، عامل تقویت انسجام و نیز باعث آشتی بسیاری از منتقدان حضور زنان و دختران بدون روسری در خیابانها، با این پدیده به عنوان یک واقعیت در جامعه جدید ایران شد.
همچنین تمام طیفها و گروههای مختلف سیاسی اعم از اصولگرا، اصلاح طلب، میانه رو، عملگرا و … با کنار گذاشتن اختلاف سلیقههای سیاسی، در مسیر حرکت مردم و همسو با آنان برای تقویت ستونهای اقتدار ایران قرار گرفتند. جنگی که نه تنها ترامپ و نتانیاهو، بلکه بسیاری از کشورهای جهان تصور میکردند با شکست و تسلیم زودهنگام و حداکثر دو یا سه هفتهای ایران خاتمه پیدا کند، اکنون ۹۰ روز است که ایالات متحده رسما و آشکارا به دنبال راهی برای خروج آبرومندانه از آن میگردد و افکار عمومی جهان به عنوان شاهدان عادل و به دور از سیاست زدگی، با مشاهدات خود از اخبار واقعی جنگ، اذعان دارند که ایران بازنده این جنگ نبوده است.
اگرچه در روز ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، جنگ آمریکا و ایران بعد از ۴۰ روز، با یک توافق آتش بس، به طور موقت متوقف شد، اما حضور هر شب اقشار مختلف مردم در خیابانهای و میدانهای شهرها حتی بصورت گستردهتر ادامه یافت و به یک “نقطه قوت” و “پشتوانه و حمایت قوی مردمی” از اقدامات هیاتهای دیپلماتیک ایران در مسیر انجام مذاکرات با آمریکا برای دستیابی به توافقی برای پایان قطعی جنگ شد. تجمعهای خیابانی مردم ایران در حمایت از “میدان” و “دیپلماسی”، مورد توجه گسترده رسانهها، محافل سیاسی و شبکههای اجتماعی سراسر جهان قرار گرفت به گونهای که بسیاری از رسانهها و تحلیل گران بینالمللی، از این پدیده حماسی در ایران به عنوان “ضلع سوم مثلث اقتدار ایران” در کنار دو ضلع اقتدار نظامی و اقتدار دیپلماسی این کشور نام بردند.
سربازانی که شبانه روز در جبهههای نبرد با آمریکا و اسرائیل، پای «لانچر»های شلیک موشکهای بالستیک و پهپادهای رزمی بودند، وقتی صدا و تصاویر زنان و مردان، جوانان و حتی کودکانی را که در خیابان در کنار هم شعار معروف روزهای جنگ “بزن که خوب میزنی” را میدیدند و میشنیدند، انرژی مضاعف برای هدف قراردادن مواضع دشمن میگرفتند.
مردان دیپلماسی و هیات مذاکره کننده ایران هم در پای میزهای مذاکره، پشتشان هم به سربازان آماده پای «لانچر»ها و دست به ماشه حتی در روزهای آتشبس و بیش از آن، به حمایت مردمی گرم بوده وهست که لحظهای سنگر و جبهه خیابان را ترک نکردهاند. حتی این یکی دو روز اخیر هم که منابع و مقامات آمریکایی مدعی نهایی شدن تفاهم نامه یک توافق با ایران شدهاند، مردم ایران صرف نظر از این که توافقی در کار باشد یا نباشد، به عنوان وظیفه ملی و میهنی خود، همچنان سنگر خیابان را حفظ کردهاند و چه بسا این حضور خیابانی مردم، با تبدیل شدن به یک جلوه جدید از فرهنگ ملی مقاومت، برای همیشه به شکلهای گوناگون ادامه یابد.
حضور حماسی و حمایت مردم ایران در خیابانها، در شرایطی ادامه دارد که بسیاری از آنها نسبت به برخی مسائل از جمله دشواریهای مربوط به معیشت و وضعیت اقتصادی، قطعی طولانی مدت اینترنت، رکود وضعیت کسب و کار، افزایش قیمتها، کاهش ارزش پول ملی، تعطیلی طولانی مدت مدارس و دانشگاهها و … همچنان اعتراض دارند اما با درک عمیقی که از شرایط جنگی کنونی کشور دارند، اتحاد، انسجام و دفاع از مرزها و امنیت خاک خود را در صدر فهرست اولویتهای خود قرار دادهاند.
بخشی زیادی از همین مردم مدت کوتاهی قبل از شروع جنگ، در همین خیابانها برای اعتراض به وضعیت اقتصادی و معیشت شعار میدادند اما امروز، به عنوان مردمانی میهن پرست، دفاع از وطن را بر دیگر مسائل ترجیح دادهاند.
«حماسه خیابان» در شهرهای سراسر ایران که سه ماه متوالی است به سوژهای جذاب و پرمخاطب برای خبرنگاران و عکاسان و تصویربرداران رسانههای مختلف داخلی و خارجی و به ویژه فضای مجازی تبدیل شده و همچنان بی وقفه ادامه دارد، میتواند به عنوان یک الگوی جهانی از «نقش بیبدیل مردم در استحکام پایههای اقتدار، امنیت و ثبات حکومت و کشور در برابر هرگونه تهدید خارجی» شناخته شود و در تاریخ ثبت گردد.





