«عبرت تاریخی»؛ چرا دروغ بزرگ آمریکا در افغانستان پذیرفته شد در ایران نه؟

به گزارش ایراف، همین الگوی «دروغ بزرگ» و بزک‌کردن مداخلهٔ خارجی با شعار آزادی و امنیت، سال‌ها بعد در قالبی تازه و با ادبیاتی متفاوت، در ایران بازتولید شد. این اتفاق در خرداد، دی و اسفندماه ۱۴۰۴ تکرار شد. در دی‌ماه، دونالد ترامپ در پیامی نوشت: «به اعتراضات ادامه دهید؛ کمک در راه است.» آن کمک در ۹ اسفندماه به مردم ایران رسید! طبیعی است که چنین پیامی، بدون پشتوانهٔ یک عملیات گستردهٔ رسانه‌ای و روانی، هیچ تأثیری بر افکار عمومی ندارد.

دشمن با بهره‌گیری از رسانه‌ها و شبکه‌هایی چون ایران‌اینترنشنال و بی‌بی‌سی، هدایت افکار عمومی را در دست گرفت و شماری از مردم ایران را نیز فریب داد. برخی مخاطبانِ این جریان رسانه‌ای، در زمرهٔ کسانی قرار گرفتند که ترامپ را منجی می‌پنداشتند. آنان انتظار داشتند آمریکا و رژیم صهیونی با حمله به ایران و براندازی نظام، به یاریشان بشتابند.

میزان دل‌بستگی ایرانی‌ها به منجی‌نمایِ آمریکایی

البته تعداد اندکی از مردم ایران در مقایسه با افغانستان، دست یاری به سوی آمریکا دراز کردند. امری که می‌توان آن را ناشی از تفاوت شرایط محیطی و اجتماعی دو جامعه دانست. مردم ایران، با اتکا به رهبری با درایت، ساختار حکومتی متمرکز و حضور حداکثری در صحنه، حیله و نیرنگ آمریکا را بهتر شناختند. تنها اقلیتی — از جمله سلطنت‌طلبان و هواداران پهلوی — دل‌بستهٔ آزادی‌ای بودند که گمان می‌کردند به دست آمریکا رقم خواهد خورد.

اما مردم افغانستان مسیر دیگری را در تاریخ پیمودند. برای فهم این تفاوت، باید به شرایطی برگردیم که افغانستان را در آستانهٔ پذیرش حضور آمریکا قرار داد.

غفلت افغانستانی‌ها از وعده‌های پوچ آمریکایی

جنگ و ناامنی، فقر و گرسنگی، بیکاری و بیماری، تضعیف نیروهای مردمی و فقدان استقلال داخلی — که حاصل نظام‌های ناکارآمد بود — سال‌ها گریبان مردم افغانستان را گرفته بود. این شرایط، جامعه را خسته و مستأصل کرده و زمینه را برای پذیرش هر گونه وعدهٔ تغییر و تحول فراهم ساخته بود. زمان نشان داد وعده‌هایی که قرار بود رشد و شکوفایی را برای مردم به ارمغان آورد و عقب‌ماندگی چندصدسالهٔ کشور را جبران کند، پوچ و توخالی بود.

نتیجهٔ دموکراسی آمریکایی

انتخابات دور اول ریاست‌جمهوری که در سال ۱۳۸۳ پس از سقوط رژیم بنیادگرای طالبان برگزار شده بود، با استقبال مردم کشور مواجه شد. افغانستانی‌ها با مشارکت ۷۰ درصدی در اولین انتخابات که مستقیماً با مدیریت خارجی‌ها برگزار می‌شد، گمان می‌کردند با دموکراسی آمریکایی و تغییر ساختار سیاسی حکومت، همه چیز گل‌وبلبل می‌شود. این میزان مشارکت گویای آن است که بخش قابل توجهی از جامعه از حافظهٔ تاریخی کافی برخوردار نبودند و تجربهٔ دیگر کشورها را به‌درستی مطالعه نکرده بودند؛ ازاین‌رو نمی‌پنداشتند که در آستانهٔ «فریب بیست‌سالهٔ آمریکا» قرار دارند. به بیان دیگر، امید به دموکراسی وارداتی، آن‌چنان پررنگ شده بود که مجالی برای دیدن تجربه‌های تلخ مشابه در دیگر سرزمین‌ها باقی نگذاشت. حملهٔ آمریکا به افغانستان، به بهانهٔ واقعهٔ ۱۱ سپتامبر بود. این حمله با شعار مبارزه با القاعده و طالبان، مقابله با مواد مخدر و ایجاد رفاه اقتصادی صورت گرفت. پرواضح است که در عمل، چیزی جز خرابی، آوارگی و عقب‌ماندگی به همراه نداشت.

بیشتر بخوانید:  کسب مشروعیت بین‌المللی؛ شرط انگلیس برای تعامل دیپلماتیک با حکومت طالبان

۲۹ دسامبر ۲۰۰۱: حملات جنگنده‌های ارتش آمریکا به شهر گردیز، مرکز ولایت پکتیا. مه ۲۰۰۷: بمباران هرات توسط جنگنده‌های آمریکایی. ۳۰ دسامبر ۲۰۰۹: حمله هوایی به ولایت کنر. ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۰: حمله سنگین به زنان و کودکان در ننگرهار. ۲۷ مه ۲۰۱۱: کشتار گروهی مردم قندهار (معروف به جوخهٔ کشتار). ۴ مه ۲۰۰۹: حملات هوایی به منطقهٔ گرانای ولایت فراه. این موارد در کنار صدها حملهٔ دیگر، نشان‌دهندهٔ ابعاد گستردهٔ این وقایع در کشور افغانستان است.

در طول جنگ در افغانستان بیش از ۴۷٬۲۴۵ غیرنظامی کشته شدند. علاوه بر آن، حدود ۶۶٬۰۰۰ تا ۶۹٬۰۰۰ نفر در ارتش و پلیس افغانستان و بیش از ۵۱٬۰۰۰ مبارز طالبان تا آوریل ۲۰۲۱ کشته شده‌اند. به‌طور کلی این جنگ ۱۷۱٬۰۰۰ تا ۱۷۴٬۰۰۰ نفر کشته در افغانستان بر جای گذاشته است. با این حال، این تلفات با توجه به مرگ‌ومیر ناشی از سوءتغذیه، دسترسی نداشتن به آب و غذا احتمالاً بیشتر باشد.
[5/21/2026 6:10 PM] نیوز روم ایراف: افغانستان، به‌جای تحقق وعده‌های داده‌شده، نه‌تنها پیشرفتی تجربه نکرد، بلکه چندین پله پایین‌تر از وضعیت پیشین خود قرار گرفت. سرانجام، خروج شتاب‌زدهٔ آمریکا، فقر مطلق و بی‌ثباتی عمیق‌تری را برای این کشور بر جای گذاشت. رخدادی که می‌تواند برای جهانیان یک عبرت تاریخی باشد. اما این الگو محدود به افغانستان نماند و سایهٔ آن را می‌توان در حوادث اخیر ایران نیز به‌روشنی مشاهده کرد.

کمک‌های ترامپ به ایران هم رسید!

حمله به تأسیسات و زیرساخت‌ها، هدف قرار دادن مراکز نظامی، تخریب گستردهٔ منازل مسکونی، مراکز بهداشتی و بیمارستان‌ها، از جمله خسارات این روند بود. ۲۴۲۷ شهید دی‌ماه و ۳۴۶۸ شهید جنگ رمضان نیز از پیامدهای همان «کمک‌های» وعده‌داده‌شده بودند که بر مردم ایران تحمیل شد.

افغانستانی‌ها به عنوان کشور دوست و همسایه، در جنگ رمضان تصریح کردند که حضور آمریکا در کشورشان باید نمونه‌ای از «عبرت تاریخی» برای همه کشورها، به‌ویژه ایران، باشد. سیاست‌های آمریکا هیچ فرقی نکرده است. «ترامپ» همانند «بوش» به دنبال کسب قدرت و منافع خویش است. آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی و در تجمعات شبانه به این امر تأکید کردند که بسیاری از شعارها و وعده‌های ترامپ چه در میدان نظامی و چه در میز مذاکره با واقعیت فاصله‌ای عمیق دارد و آمریکا در نهایت، منافع خود را بر هر چیز دیگری مقدم می‌دارد.

بیشتر بخوانید:  پزشکیان در دیدار فرمانده ارتش پاکستان: سابقه مذاکره با آمریکایی‌ها حکم می‌کند نهایت دقت را به عمل آوریم

شکست آمریکا از زبان آمریکایی‌ها

«اسکات ریتر»، کارشناس تسلیحاتی سابق سازمان ملل، در گفتگو با شبکهٔ راشاتودی گفت: «آمریکا به هیچ‌کدام از اهداف خود دست پیدا نکرد و پس از ۲۰ سال در حالی افغانستان را ترک کرد که مردم این کشور باید با افتضاح‌های آمریکا به تنهایی دست‌وپنجه نرم کنند.»

«مایک مولن»، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نیز اظهار کرده بود که در افغانستان پیروز نشده‌ایم. «نیکی هیلی»، نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ و سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل، هم با انتقاد از سیاست‌های دولت بایدن اذعان داشت که واشنگتن شکست خود در افغانستان را پذیرفته است و آمریکا در ضعیف‌ترین وضعیت خود قرار دارد. «دونالد ترامپ» نیز با انتقاد از رقیب سیاسی خود یعنی «جو بایدن»، خروج از افغانستان را غم‌انگیزترین و فاجعه‌بارترین رویداد در تاریخ آمریکا دانست.

طبق اذعان مقامات آمریکایی، ورود و خروج بی‌برنامهٔ این کشور از افغانستان این پیام را به جهانیان مخابره می‌کند که حضور ۲۰ سالهٔ آمریکا هیچ فایده‌ای نداشت. این جنگ هم برای خود ایالات متحده و هم برای مردم افغانستان چیزی جز «خسارت‌های بدون دستاورد» نبود. حالا تمام دنیا به این نتیجه رسیده که ایالات متحده در تمام اهدافی که از حمله به عراق و افغانستان داشت، شکست خورده است. دیگر ایالات متحدهٔ آمریکا تنها ابرقدرت و پیروز جنگ‌های خود در کشورهای مختلف نیست.

بر همین اساس، امروز وقتی به وضعیت منطقه می‌نگریم، تجربهٔ افغانستان همچون آینه‌ای پیش روی ما قرار دارد؛ آینه‌ای که نشان می‌دهد هرگاه سرنوشت کشوری بیش از آنکه در دست مردم همان سرزمین باشد، به بازیگران خارجی سپرده شود، نتیجه نه توسعه و آزادی، بلکه سردرگمی، عقب‌ماندگی و تداوم چرخهٔ خشونت خواهد بود. برای مردم افغانستان، این یک واقعیت زیسته است؛ و برای دیگر ملت‌ها، باید درسی جدی و تأمل‌برانگیز باشد.

تجربهٔ افغانستان یادآور این حقیقت است که دل بستن به وعده‌های دشمن، ممکن است فرصت‌هایی را از میان ببرد که دیگر هرگز تکرار نشوند؛ و این همان «عبرت تاریخی» است که اگر امروز جدی گرفته نشود، فردا شاید مجال تکرار دوبارهٔ آن هم باقی نماند.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=123513
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x