در حالی که ایران و ایالات متحده در آتشبس به سر میبرند، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا ادعا میکند که تعهد شی جینپینگ، همتای چینی خود را برای صرفنظر کردن از مسلح کردن ایران و همکاری در بازگشایی تنگه هرمز را جلب کرده است. اکنون رهبران ایران و آمریکا زمان در حال گذر را به عنوان یک متحد قدرتمند میبینند و امیدوارند که با تضعیف اراده سیاسی دشمنشان توسط فشار اقتصادی، نفوذ خود را افزایش دهند.
واقعیت این است که ترامپ به اندازهای که امیدوار بود کارت ندارد تا رهبران ایران را مجبور به پذیرش شرایط خود برای پایان جنگ و بستن تنگه هرمز و در پی آن پایان دادن به محاصره دریایی ایران توسط ایالات متحده کند. با این حال، رهبران ایران کارتهای زیادی در دست دارند، اما مهمتر از همه، بازی با کارتهاست که روندی بسیار پیچیدهتر از صرفاً در اختیار داشتن آنهاست. ترامپ احتمالاً این مهم را میفهمد.
نکته مهم در مورد کارتهای بازی این است که وقتی کارتی را بازی میکنید، دیگر آن را ندارید. از این منظر، رهبران ایران ـ که بسیاری از آنها در شطرنج دیپلماسی بینالمللی مهارت دارند در مورد بازی با ورق فکر میکنند. مقامات ایران میدانند نفت و گاز کالاهای متفاوتی هستند و بازارهای آنها به طور متفاوتی عمل میکنند. تحویل نفت به بازارهای مختلف بسیار آسانتر از گاز است، اگرچه ویژگیهای آن و پالایشگاههای اختصاصی محدودیتهایی ایجاد میکنند. آنچه مهم است این است که سیستم انرژی جهانی با از دست دادن صادرات نفت از طریق تنگه هرمز به راحتی کنار نمیآید.
بسیاری پیش از این درباره اینکه چه اتفاقی ممکن است با بستن تنگه هرمز در بازارهای ایالات متحده و جهان رخ دهد، بحث کردهاند؛ زمانی که مکانیسمهای مقابله، مانند استفاده از ذخایر در حال کار در پالایشگاهها و آزادسازی ذخایر استراتژیک برای مدیریت شکاف عرضه نفت، دیگر پایدار نباشند. همه موافقاند که قیمت نفت به شدت افزایش خواهد یافت و فرآوردههای نفتی برای برخی از مصارف فعلی در دسترس نخواهند بود. این امر بر عرضه بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما و همچنین نهادههای تولید پلاستیک، نیمههادیها و سایر محصولات رایج تأثیر خواهد گذاشت.
به نظر میرسد رهبران ایران معتقدند که ترس ترامپ از این نتیجه و پیامدهای سیاسی داخلی احتمالی آن، او را به سمت توافقی که میخواهند سوق خواهد داد. اگر آنها با این کارت بازی کنند ـ یعنی اگر یک بحران نفتی جهانی ایجاد شود که هزینههای به اندازه کافی بالایی را تحمیل کند تا نه تنها آمریکا مجبور به مقابله، بلکه مجبور به سازگاری شود ـ آنگاه ایران میتواند از این اهرم استفاده کند.
هیچکس نباید بخواهد از آستانهای که یک بحران نفتی جهانی واقعی ایجاد میکند، عبور کند. چنین بحرانی برای آمریکا و جهان پرهزینه خواهد بود. نکته اصلی این است که بستن طولانیمدت تنگه هرمز یک کارت مهم و بزرگ برای ایران است و مقامات آمریکایی نمیتوانند هر آنچه را که از تهران میخواهند به دست آورند. اگر آنها با موفقیت مذاکره کنند، نتیجه ذاتاً یک مصالحه خواهد بود. تهران همواره گفته است که تا زمانی که ایالات متحده به محاصره خود پایان ندهد، تنگه را باز نخواهد کرد. ترامپ تهدید کرده است که اگر ایران با شروط او موافقت نکند، حملات را از سر خواهد گرفت.
چین زیر بار آمریکا نمیرود
دیدار اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در پکن توجه تمام جهان را به خود جلب کرد، زیرا روابط بین این دو قدرت جهانی پیشرو، پتانسیل تعمیق تنشهای ژئوپلیتیکی موجود یا ایجاد امید برای کاهش وضعیت ژئوپلیتیکی و ژئواقتصادی فعلی را دارد.
همه میدانند در حالی که جهان زمانی به دو بلوک متمرکز بر ایالات متحده و روسیه تقسیم شده بود و سایر کشورها نیز بر این اساس خود را هماهنگ میکردند، امروزه چنین بلوکهایی وجود ندارند. در عوض، دو قدرت وجود دارند که روابط و تصمیمات آنها تقریباً بر همه چیز تأثیر میگذارد: پکن و واشنگتن. به همین دلیل است که سفر ترامپ به چین توجه جهانی را به خود جلب کرد.
بسیاری از تحلیلگران با مشاهده اظهارات هر دو طرف، به این نتیجه رسیدند که رهبر چین اعتمادبهنفس بیشتری نشان داده و به سرعت موضع قویتری اتخاذ کرده است. شی تلاشی برای جلب نظر همتای آمریکایی خود، چاپلوسی یا توسل به لفاظیهای وسوسهانگیز نکرد. تنها چند دقیقه پس از سخنرانیاش، او تایوان را «خط قرمز» توصیف کرد و روشن ساخت که اگر ترامپ در تلاشهای بلندمدت چین برای اعمال کنترل بر این جزیره دخالت کند، هرگونه تلاشی برای ایجاد روابط حسنه میتواند از همان ابتدا با شکست مواجه شود.
رسانههای آمریکایی این لحظه را نادیده نگذاشتند. نیویورکتایمز استدلال کرد که این موضوع نشاندهنده سطح جدیدی از اعتمادبهنفس و اقتداری است که شی در حضورهای عمومی نشان داده است، بهویژه هنگامی که وی شاهد درگیر شدن فزاینده ایالات متحده با ایران بود که به نظر میرسد خروج از آن آسان نیست.
ترامپ روز جمعه پس از دو روز مذاکره با شی، در بازگشت از پکن، در پاسخ به سؤال خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا شی جینپینگ تعهد محکمی برای اعمال فشار بر ایرانیان برای بازگشایی تنگه داده است، گفت: «من هیچ لطفی نمیخواهم، زیرا وقتی شما لطفی میخواهید، باید در عوض لطفی کنید.»
این در حالی است که شی در مورد مذاکرات خود با ترامپ درباره ایران اظهار نظری نکرد، اگرچه وزارت امور خارجه چین از این جنگ انتقاد کرد و آن را درگیریای خواند که هرگز نباید اتفاق میافتاد و دلیلی برای ادامه آن وجود ندارد.
باید گفت که هیچ تعهد مشخصی از سوی چین برای اقدام خاص در مورد ایران وجود ندارد. این مسئله مهم است، زیرا چین مدتهاست که پیوندهای اقتصادی قوی با ایران دارد و بعید است که کاملاً خود را با استراتژی فشار واشنگتن همسو کند. برای ترامپ، مهم بود که نشان دهد چین میتواند تشویق شود تا نقش سازندهتری در محدود کردن تنشها پیرامون ایران و محافظت از جریانهای انرژی جهانی ایفا کند. با این حال، برای پکن، این مسئله پیچیدهتر است. چین خواهان ثبات در خلیج فارس است، زیرا به شدت به واردات انرژی وابسته است، اما همچنین نمیخواهد به عنوان دنبالهرو خط آمریکا علیه تهران دیده شود. در نتیجه، مذاکرات پیامی کلی به نفع ثبات ارائه داد، اما هیچ تعهد عمومی روشنی از سوی چین برای تحت فشار قرار دادن ایران به روشی که واشنگتن ترجیح میدهد وجود نداشت.
واقعیت این است که پکن خود را در موقعیتی قرار نمیدهد که دسترسی به نفت ایران را از دست بدهد و از درخواست سازمان ملل برای اعمال زور نیز حمایت نخواهد کرد. چین میداند که اگر ترامپ ایران را شکست دهد و مانند ونزوئلا کنترل نفت ایران را به دست بگیرد، پکن در موقعیت بسیار آسیبپذیری قرار خواهد گرفت. پکن نمیتواند روی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای مقاومت در برابر فشار ایالات متحده برای مسدود کردن نفت به چین در آن سناریو حساب کند. تنها کشوری در خلیج فارس که میتواند در برابر فشار ایالات متحده مقاومت کند، ایران است. بنابراین، برای چین، تن دادن به استفاده از زور علیه ایران به معنای قرار دادن خود در معرض اهرم فشار خطرناک ایالات متحده در آینده بر امنیت انرژیاش خواهد بود.









