به گزارش ایراف، گزارشهای تازه نشان میدهد که دولت آمریکا در یکی از بیسابقهترین دورههای تاریخ خود، بیش از ۱۰۰ پست سفارت را در کشورهای مختلف از خاورمیانه و اروپا گرفته تا آفریقا خالی گذاشته است.
این خلأ گسترده، در کنار بیاعتنایی دونالد ترامپ به ساختارهای رسمی و تکیه او بر حلقهای از فرستادگان شخصی، عملاً دستگاه دیپلماسی واشنگتن را با اختلال جدی روبهرو کرده است.
بیتوجهی ترامپ به نهادهای دولتی و سازوکارهای رسمی، چه در داخل آمریکا و چه در عرصه بینالملل، موضوع تازهای نیست.
اما تعلل عمدی او در معرفی سفیر برای بیش از یکصد کشور و سپردن امور حساس به افراد نزدیک و فاقد تجربه دیپلماتیک، نهتنها نشانه بیاعتمادی او به دیپلماتهای حرفهای است، بلکه جایگاه دیپلماسی رسمی آمریکا را نیز بهشدت تضعیف کرده است.
نتیجه این روند، گرفتار شدن واشنگتن در بنبست دیپلماتیک است؛ آن هم در شرایطی که کاخ سفید مدعی مدیریت بحرانهایی از ایران تا لبنان و غزه است.
شبکه خبری «فرانس ۲۴» در گزارشی با اشاره به این وضعیت نوشت: «آیا یک کشور میتواند بدون باتجربهترین دیپلماتهای خود سیاست خارجی مؤثری داشته باشد؟» این پرسش زمانی جدیتر میشود که طبق محاسبات والاستریت ژورنال، از ۱۹۵ پست سفیری آمریکا، ۱۱۵ پست ــ آن هم ۱۶ ماه پس از آغاز دوره دوم ترامپ ــ همچنان خالی است؛ آماری که این روزنامه آن را «در تاریخ مدرن بیسابقه» توصیف کرده است.
این خلأ در حالی رخ داده که آمریکا جنگ با ایران را آغاز و ادامه داده و همزمان مدعی تلاش برای میانجیگری میان لبنان و رژیم صهیونیستی و اجرای طرح صلح در غزه است؛ اما در عربستان، امارات، قطر، عراق و کویت حتی یک سفیر ندارد.
برتران بدی، استاد برجسته روابط بینالملل در پاریس، این وضعیت را از نگاه یک کشور با سنت دیپلماتیک ریشهدار «غیرقابل درک» میداند و میگوید: «سفارتخانه بدون سفیر، از دید ما نوعی بیاحترامی به کشور مقابل است.»
در آفریقا نیز شرایط مشابهی دیده میشود؛ ۳۷ سفارت از ۵۱ سفارتخانه آمریکا در این قاره بدون سفیر اداره میشوند.
در اوکراین، کشوری که از سال ۲۰۲۲ در مرکز تنشهای ژئوپلیتیکی قرار دارد، آمریکا از بهار ۲۰۲۵ سفیری نداشته و تنها یک کاردار موقت امور را پیش میبرد؛ آن هم در حالی که این مقام اخیراً به دلیل اختلاف با کاخ سفید استعفا کرده است.
تام شانون، سفیر پیشین آمریکا در برزیل، در گفتوگو با والاستریت ژورنال تأکید کرده است که کاردار هرگز اختیارات و دسترسیهای یک سفیر رسمی را ندارد و این موضوع «بهطور جدی توان واکنش آمریکا در بحرانها و ارتباط با مقامات عالیرتبه کشورها را محدود میکند».
بخشی از این خلأ ناشی از تصمیم مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، برای فراخواندن حدود ۳۰ سفیر مخالف ترامپ در زمستان گذشته است.
اما تحلیلگران معتقدند ریشه اصلی مشکل، نگاه تحقیرآمیز ترامپ و جریان موسوم به «ماگا» به دیپلماسی رسمی است؛ جریانی که دیپلماسی حرفهای را مانعی برای «آزادی عمل» سیاست خارجی میداند.
ترامپ در عوض، به حلقهای محدود از مشاوران شخصی تکیه کرده است؛ افرادی مانند استیو ویتکاف و جرد کوشنر که مذاکرات با ایران و تلاشهای صلح میان روسیه و اوکراین را هدایت میکنند، یا مسعد بولس که مأمور رسیدگی به پروندههای آفریقا شده است.
برخی از این افراد حتی چندین سمت همزمان دارند؛ مانند تام باراک که هم سفیر در ترکیه و هم فرستاده ویژه در سوریه است.
به گفته برتران بدی، هدف این چینش آن است که «بخش عمده دیپلماسی مستقیماً از کاخ سفید و شبکههای شخصی ترامپ هدایت شود»؛ رویکردی که عملاً دیپلماسی وزارت خارجه را بیاثر میکند.
در حالی که کاخ سفید این مدل را «رویکرد جدید ترامپ» معرفی میکند، کارشناسان نسبت به پیامدهای آن هشدار میدهند.
آنها میپرسند چگونه میتوان از بازرگانان و توسعهدهندگان املاک، بدون هیچ تجربهای، انتظار داشت با دیپلماتهای حرفهای و شبکهای که طی دههها شکل گرفته رقابت کنند؟
فرانس ۲۴ مینویسد: برخلاف ادعاهای ترامپ، دیپلماسی آمریکا در ماههای اخیر با بنبستهای آشکار روبهرو شده است؛ از خروج کامل پرونده اوکراین از اولویتهای واشنگتن گرفته تا تشریفاتی شدن مذاکرات لبنان و ادامه جنگ در ایران.
بدی در جمعبندی میگوید: «نوعی فلج دیپلماتیک در دوره ترامپ شکل گرفته است؛ او میخواهد همهچیز را با دیدارهای مستقیم با رهبران کشورها حل کند، اما دیپلماسی حرفهای دقیقاً برای جلوگیری از همین نگاه شخصی و لحظهای ایجاد شده است. بدون شبکهای از سفارتخانهها، هیچ مذاکره پایداری شکل نمیگیرد.»





