به گزارش ایراف، سفر اخیر ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، به چین بار دیگر توجهها را به ماهیت واقعی روابط مسکو و پکن جلب کرده است؛ روابطی که دوطرف آن را «شراکت بدون محدودیت» توصیف میکنند، اما در عمل بر پایه مجموعهای از ضرورتهای ژئوپلیتیک و اقتصادی شکل گرفته است.
این سفر با بیستوپنجمین سالگرد امضای «پیمان حسن همجواری و همکاری دوستانه» میان دو کشور همزمان شده و در شرایطی انجام میشود که پکن بهتازگی میزبان دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نیز بوده است؛ موضوعی که حساسیت موازنهگری چین میان واشنگتن و مسکو را افزایش داده است.
تحلیلها نشان میدهد ساختار این رابطه طی سالهای اخیر بهطور محسوسی نامتوازن شده و چین اکنون بازیگر قدرتمندتر این شراکت است.
الکساندر گابویف، رئیس مرکز روسیه و اوراسیا در اندیشکده کارنگی، معتقد است فشار تحریمهای غرب، روسیه را بیش از هر زمان دیگری به اقتصاد و فناوری چین وابسته کرده و بسیاری از توافقها بر اساس شرایط پکن تنظیم میشود.
چین امروز بزرگترین شریک تجاری روسیه است، در حالی که سهم روسیه در تجارت خارجی چین تنها حدود چهار درصد برآورد میشود.
پس از آغاز جنگ اوکراین نیز وابستگی صنایع روسیه به قطعات و فناوریهای چینی بهشدت افزایش یافته و گزارشها نشان میدهد بیش از ۹۰ درصد فناوریهای تحریمشدهای که وارد روسیه میشوند، از مسیر چین تأمین شدهاند.
شرکتهایی مانند هواوی نیز جای خالی برندهای غربی را در بازار فناوری روسیه پر کردهاند.
در حوزه انرژی، همکاری دو کشور ستون اصلی روابط را تشکیل میدهد.
روسیه یکی از مهمترین تأمینکنندگان نفت و گاز چین است و پروژههایی مانند خط لوله «قدرت سیبری ۲» که قرار است سالانه ۵۰ میلیارد متر مکعب گاز روسیه را از مسیر مغولستان به چین منتقل کند، اهمیت راهبردی این همکاری را افزایش داده است.
در شرایطی که تنشها در تنگه هرمز نگرانیهای چین درباره امنیت انرژی را تشدید کرده، پکن تلاش دارد وابستگی خود به مسیرهای دریایی پرریسک را کاهش داده و واردات انرژی از روسیه را تقویت کند.
با وجود نزدیکی گسترده، تحلیلگران تأکید میکنند روابط چین و روسیه یک اتحاد رسمی نظامی نیست.
بابو لو، دیپلمات پیشین استرالیایی، معتقد است انعطافپذیری این رابطه یکی از دلایل دوام آن است.
دو کشور در بسیاری از موضوعات جهانی، از مخالفت با هژمونی آمریکا گرفته تا مقابله با فشارهای حقوق بشری غرب، منافع مشترک دارند؛ اما هر دو تلاش میکنند استقلال راهبردی خود را حفظ کنند.
چین در قبال برخی اقدامات روسیه، از جمله جنگ اوکراین، مواضعی محتاطانهتر اتخاذ کرده و همچنان کانالهای ارتباطی خود با آمریکا و اروپا را باز نگه داشته است.
در سطح سیاسی، روابط شخصی میان شی جینپینگ و ولادیمیر پوتین نقش مهمی در تحکیم این شراکت داشته است. پوتین تاکنون بیش از ۲۵ بار به چین سفر کرده و دو طرف بارها یکدیگر را «دوست نزدیک» توصیف کردهاند.
با این حال، نزدیکی فرهنگی میان ملتهای دو کشور همچنان محدود است و بسیاری از شهروندان روسیه در سبک زندگی و ترجیحات فرهنگی، اروپا را ترجیح میدهند.
با وجود چالشهایی مانند عدم توازن قدرت، ارزیابیها نشان میدهد نشانهای از تضعیف این شراکت در کوتاهمدت دیده نمیشود.
چین و روسیه نهتنها مرز مشترک طولانی و منافع اقتصادی مکمل دارند، بلکه هر دو خود را در برابر فشارهای غرب در یک جبهه میبینند.
به همین دلیل، پکن و مسکو این رابطه را برای امنیت و منافع راهبردی خود «بیش از حد مهم» میدانند و حفظ آن را ضرورتی اجتنابناپذیر تلقی میکنند.





