غلامرضا کریمی، دانشیار روابط بینالملل و رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی، در گفتگو با ایراف تأکید کرد که جایگاه راهبردی ایران در معادلات منطقهای و جهانی، یکی از عوامل مهم ناکامی واشنگتن در این سفر بوده است.
رقابت فزاینده میان آمریکا و چین در سالهای اخیر بسیاری از تحولات سیاسی و امنیتی جهان را تحت تأثیر قرار داده است. همزمان با افزایش تنشها در خاورمیانه و جنگ اخیر میان ایران و آمریکا، سفر دونالد ترامپ به چین نیز به یکی از موضوعات مورد توجه تحلیلگران روابط بینالملل تبدیل شده است. غلامرضا کریمی، دانشیار روابط بینالملل و رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی، در گفتوگو با «ایراف» با اشاره به ماهیت روابط چین و آمریکا، اهداف این سفر و تأثیر تحولات منطقه بر مناسبات دو قدرت جهانی، معتقد است که چین همچنان تلاش میکند ضمن حفظ رقابت راهبردی با آمریکا، از ورود به تقابل مستقیم جلوگیری کند و در عین حال روابط راهبردی خود با ایران را نیز حفظ کند.
سیاست چین؛ رقابت با آمریکا بدون ورود به جنگ سرد
کریمی در ابتدای این گفتوگو با اشاره به چارچوب کلی سیاست خارجی چین اظهار کرد: سیاست خارجی چین همواره بر مبنای تعامل با رقبای خود شکل گرفته و پکن تلاش کرده حتی در شرایط رقابت راهبردی نیز سطحی از همکاری و ارتباط را حفظ کند.
وی افزود: از دهه ۷۰ میلادی که چین جهتگیری جدیدی را در سیاست خارجی خود آغاز کرد، همواره تلاش داشته از مواجهه مستقیم با آمریکا خودداری کند و روابط اقتصادی گستردهای با واشنگتن داشته باشد.
این استاد روابط بینالملل تصریح کرد: با وجود اینکه آمریکا در اسناد امنیت ملی خود چین را مهمترین رقیب راهبردی معرفی کرده، اما پکن تلاش کرده شرایط به سمت جنگ سردی مشابه دوران آمریکا و شوروی حرکت نکند.
کریمی ادامه داد: به همین دلیل، علیرغم رقابت شدید راهبردی میان دو کشور، بیشترین حجم مبادلات خارجی چین همچنان با آمریکاست و حجم این تبادلات به بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار میرسد.
وی خاطرنشان کرد: در طول دهههای گذشته نوعی درهمتنیدگی اقتصادی میان چین و آمریکا شکل گرفته و سفرها و دیدارهای مقامات ارشد دو کشور، با وجود اختلافات متعدد راهبردی، همواره ادامه داشته است.
سفر ترامپ قبل از جنگ طراحی شده بود
رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی در ادامه با اشاره به ارتباط سفر ترامپ با تحولات خاورمیانه گفت: این سفر از مدتها پیش و حتی قبل از آغاز جنگ ۴۰ روزه میان ایران، آمریکا و اسرائیل طراحی شده بود و صرفاً به دلیل وقوع جنگ برای مدتی به تعویق افتاد.
وی افزود: بنابراین اصل سفر را نمیتوان مستقیماً در چارچوب جنگ خاورمیانه تحلیل کرد، اما طبیعی است که موضوع جنگ، تنگه هرمز و محاصره دریایی از محورهای مهم گفتوگو میان ترامپ و شی جینپینگ بوده باشد.
کریمی تصریح کرد: در بیانیه پایانی دو طرف نیز بر مسئله تنگه هرمز و ضرورت حفظ حق عبور بیضرر و بازگشت شرایط عادی به این گذرگاه راهبردی تأکید شده است.
وی ادامه داد: یکی از تحلیلهایی که در رسانهها مطرح بود این بود که ترامپ تلاش دارد با دادن برخی امتیازات اقتصادی به چین، پکن را متقاعد کند فشار بیشتری بر ایران وارد کند تا تهران از مواضع اصولی خود عقبنشینی کند.
چین حاضر نشد روابط راهبردی خود با ایران را قربانی کند
کریمی با اشاره به نتایج این سفر گفت: آمریکا در دستیابی به این هدف موفق نبود و چین حاضر نشد روابط خود با ایران را قربانی خواستههای واشنگتن کند.
وی افزود: چین پیش از این سفر نیز اعلام کرده بود که خرید نفت از ایران را ادامه خواهد داد، حتی با وجود تحریمهای آمریکا و درخواست واشنگتن برای توقف این همکاریها.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: علاوه بر همکاریهای اقتصادی، پس از جنگ ۴۰ روزه نیز سطحی از همکاریهای اطلاعاتی و راهبردی میان ایران و چین برقرار شده که همچنان ادامه دارد.
وی البته تأکید کرد: چین در عین حال خواهان بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت شرایط عادی به منطقه است، زیرا بخش مهمی از انرژی مورد نیاز خود را از طریق کشورهای حوزه خلیج فارس و بهویژه ایران تأمین میکند.
کریمی تصریح کرد: با وجود این، سفر ترامپ نتوانست تغییر چشمگیری در معادلات میان ایران و آمریکا یا وضعیت موجود در تنگه هرمز ایجاد کند
اتحاد راهبردی چین – ایران
وی در ادامه با اشاره به جایگاه ایران در راهبرد چین اظهار کرد: ایران یکی از بازیگران مهم در تقابل با آمریکا محسوب میشود و هزینههای سنگینی نیز در این مسیر پرداخت کرده است؛ به همین دلیل چین حاضر نیست چنین متحد راهبردیای را صرفاً در برابر برخی امتیازات اقتصادی به آمریکا واگذار کند.
کریمی افزود: تسلط ایران بر تنگه هرمز و تبدیل شدن این منطقه به یک اهرم استراتژیک در اقتصاد جهانی، مسئلهای است که چین با دقت آن را دنبال میکند.
وی ادامه داد: بخشی از ناکامیها و مشکلات نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس برای قدرتهای بزرگ جهانی آشکار شده و این موضوع برای چین یک نقطه قوت محسوب میشود، زیرا پکن به دنبال تضعیف جایگاه آمریکا در سطح جهانی است.
این دانشیار روابط بینالملل تصریح کرد: نقشی که ایران طی یک سال گذشته در تحولات منطقه ایفا کرده، در چارچوب منافع چین قابل ارزیابی است و همین مسئله یکی از دلایل ناکامی ترامپ در تبدیل این سفر به یک دستاورد بزرگ بوده است.
جنگ ۴۰ روزه نشانه افول نقشآفرینی آمریکا بود
کریمی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: آمریکا همچنان مهمترین بازیگر نظام بینالملل است، اما نشانههای افول در نقشآفرینی این کشور بهتدریج آشکار شده است.
وی افزود: برجستهترین نشانه این افول را میتوان در جنگ ۴۰ روزه و آتشبس پس از آن مشاهده کرد؛ جایی که آمریکا علیرغم فشارها و تهدیدهای گسترده نتوانست اهداف موردنظر خود را محقق کند.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: حتی متحدان سنتی آمریکا در منطقه، از جمله کشورهای عربی که میلیاردها دلار صرف خرید تسلیحات آمریکایی کردهاند، اکنون نسبت به توانایی واشنگتن در تأمین امنیت منطقه دچار تردید شدهاند.
وی ادامه داد: کشورهای عربی مانند عربستان و امارات در حال گسترش روابط خود با چین هستند، زیرا به این نتیجه رسیدهاند که آمریکا دیگر توان سابق را برای تضمین امنیت آنها ندارد.
کریمی همچنین با اشاره به وتوی قطعنامه شورای امنیت توسط چین و روسیه گفت: این اقدام نشان داد که روابط راهبردی چین و روسیه با ایران، برای آنها اهمیت بیشتری نسبت به خواستههای کشورهای عربی دارد.
تغییر معادلات جهانی به نفع چین
وی در ادامه تأکید کرد: مجموعه تحولات پنج تا شش ماه اخیر نشان میدهد که معادلات منطقهای و جهانی بیش از گذشته به نفع چین و به ضرر آمریکا حرکت کرده است.
کریمی گفت: آمریکا تلاش میکند با ایجاد ثبات نسبی در خاورمیانه، تمرکز خود را بر مسئله اصلیاش یعنی چین و منطقه جنوب شرق آسیا قرار دهد.
وی افزود: در مقابل، چین از این وضعیت استقبال میکند که آمریکا در خاورمیانه درگیر باقی بماند و نتواند تمرکز خود را بر موضوعاتی مانند تایوان و جنوب شرق آسیا بگذارد.
این استاد روابط بینالملل خاطرنشان کرد: در یکی دو دهه آینده، آمریکا و چین دو قطب اصلی نظام بینالملل خواهند بود و رقابت سنگینی در عرصههای نظامی، اقتصادی، سیاسی و راهبردی میان آنها ادامه خواهد داشت.
کشورهای منطقه به سمت تنوع در روابط خارجی حرکت میکنند
کریمی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به وضعیت کشورهای منطقه اظهار کرد: موفقترین سیاست خارجی برای کشورهای خاورمیانه در شرایط فعلی، ایجاد تنوع در روابط خارجی است.
وی افزود: هرچه کشورهای منطقه بتوانند ارتباطات متنوعتری با قدرتهای جهانی داشته باشند، شانس بیشتری برای حفظ ثبات، امنیت و منافع اقتصادی خود خواهند داشت.
وی ادامه داد: به همین دلیل کشورهایی مانند عربستان و برخی کشورهای عربی، در حالی که روابط گستردهای با آمریکا دارند، همزمان همکاریهای قابل توجهی نیز با چین برقرار کردهاند.
کریمی درباره ایران نیز گفت: با توجه به جنگ اخیر و وضعیت شکننده آتشبس، طبیعی است که ایران روابط راهبردی خود با چین را ادامه دهد، زیرا تهران در شرایط «راهبرد بقا» قرار دارد.
وی در پایان تأکید کرد: اگر در آینده فرصت یک توافق متوازن میان ایران و آمریکا فراهم شود، جمهوری اسلامی ایران از آن استقبال خواهد کرد تا بتواند تحریمها را کاهش داده و شرایط اقتصادی و رفاهی کشور را بهبود بخشد.
گفتنی است که رقابت راهبردی میان آمریکا و چین در سالهای اخیر به یکی از مهمترین محورهای تحولات نظام بینالملل تبدیل شده است. همزمان با تشدید تنشها در خاورمیانه، جنگ اخیر میان ایران و آمریکا و بحران امنیتی در تنگه هرمز نیز ابعاد تازهای به این رقابت داده است. چین بهعنوان بزرگترین واردکننده انرژی جهان، وابستگی قابل توجهی به منطقه خلیج فارس دارد و در عین حال تلاش میکند روابط راهبردی خود با ایران را حفظ کند. از سوی دیگر، آمریکا در تلاش است با مدیریت بحرانهای منطقهای، تمرکز بیشتری بر مهار چین و تحولات جنوب شرق آسیا داشته باشد؛ مسئلهای که باعث شده خاورمیانه همچنان یکی از صحنههای مهم رقابت میان دو قدرت بزرگ جهانی باقی بماند.









