به گزارش ایراف، شب هجدهم ثور/اردیبهشت ۱۳۸۴ سالن کنسرت مملو از جمعیتی بود که برای شنیدن صدای خواننده مشهور افغانستانی گرد هم جمع شده بودند. کنسرتی که به مناسبت روز مادر برگزار شده بود و پایانی تلخ برای خواننده جوان رقم زد. جوانی که قصد امضا گرفتن از خواننده را داشت، با ضربهای به او، باعث مرگش شد. حادثهای که جامعه هنری افغانستان را در شوک فرو برد و هنوز پس از دو دهه، از آن به عنوان یکی از تلخترین تراژدیهای تاریخ موسیقی افغانستان یاد میشود.
از خیابانهای خاکی کابل تا سنگفرشهای هامبورگ: مسیری پر فراز و نشیب
نصرت علی پارسا در ۲۲ فوریه ۱۹۶۸ (۳ حوت/اسفند ۱۳۴۷) در کابل متولد شد. او از کودکی آموختن موسیقی کلاسیک و آواز را نزد استاد محمدحسین سرآهنگ، از بزرگان موسیقی افغانستان، آغاز کرد.
با تشدید ناامنیها در پی اشغال شوروی، خانواده پارسا در سال ۱۹۸۱ زمانی که نصرت تنها ۱۳ سال داشت، مجبور به ترک وطن شدند. آنها ابتدا به پاکستان و سپس به هند مهاجرت کردند. در دهلی نو بود که استعداد نصرت شکوفا شد؛ او نزد اساتید بزرگی چون دایش پاندی و منور علی خان به تحصیل موسیقی پرداخت و با سازهای طبلا و هارمونیوم آشنا شد.
پس از چند سال، خانواده پارسا بار دیگر مهاجرت کرد و این بار آلمان را به عنوان مقصد نهایی خود برگزید. نصرت در هامبورگ ساکن شد و در همانجا بود که فعالیت حرفهای خود را با اجرا در عروسیها و محافل خانوادگی آغاز کرد و به تدریج به شهرت رسید.
در اوج شهرت: ده آلبوم در شانزده سال
پارسا در دوران فعالیت هنری خود (۲۰۰۵-۱۹۸۷) ده آلبوم منتشر کرد که با استقبال گسترده روبهرو شد. سبک موسیقی او ترکیبی از سافت راک، پاپ، غزل و موسیقی کلاسیک بود. از مهمترین آثار او میتوان به «درگاه»، «دنیا»، «گهر»، «سایه»، «نگاه» و «ناز» اشاره کرد. آخرین آلبوم او با نام «دل» پس از مرگش منتشر شد.
شب حادثه: ضربهای که پایانی تلخ رقم زد
در ماه می ۲۰۰۵، نصرت پارسا برای تبلیغ آخرین آلبوم خود «دل» و برگزاری کنسرت به ونکوور کانادا سفر کرد. در ۷ می (۱۷ ثور)، او کنسرتی به مناسبت روز مادر در سالن «کوئین الیزابت» برگزار کرد.
طبق گزارشهای شاهدان، در طول کنسرت سه جوان به پارسا نزدیک شدند و با اصرار از او خواستند آهنگهای شاد اجرا کند. اگرچه پارسا طبق برنامه از پیش تعیینشده به اجرای آهنگهای آرام ادامه داد، اما برخی گزارشها حاکی از آن است که او دو آهنگ شاد نیز در پاسخ به درخواست آنها خواند.
پس از پایان کنسرت، پارسا به هتل محل اقامت خود بازگشت. سه جوان او را تعقیب کردند و در راهپلههای هتل به او حمله کردند. برخی گزارشها حاکی از آن است که آنها میخواستند از پارسا امضای یادگاری بگیرند، اما برخی دیگر میگویند آنها از ابتدا قصد ضربه زدن به او را داشتند. یکی از مهاجمان که یک تکواندوکار ۱۹ ساله به نام «احمد سیر فروغ» بود، با مشت به صورت پارسا ضربه زد.
ضربه مشت تعادل پارسا را بر هم زد و او از پلههای هتل به پایین سقوط کرد و به شدت به سرش ضربه خورد. همراهانش مهاجمان را تعقیب کردند اما وقتی بازگشتند، پارسا را بیهوش و خونآلود روی پلهها یافتند.
وقنی تلاشها برای به هوش آمدن پارسا بینتیجه ماند، در نهایت با آمبولانس به بیمارستان منتقل شد. جمعی از طرفداران او با شنیدن این خبر ابراز تاسف کرده و در اطراف بیمارستان جمع شدند.
پایان تلخ در بیمارستان
پارسا با وضعیت بحرانی به بیمارستان منتقل شد. پزشکان از ورم شدید مغزی خبر دادند و شانس زنده ماندن او را بسیار پایین اعلام کردند. گزارشهای مختلف تایید میکند که دستکم هفت جراح وضعیت او را بررسی کردند، اما همه تلاشها بینتیجه ماند.
در پایان، نصرت علی پارسا در ۸ می ۲۰۰۵ (۱۸ ثور ۱۳۸۴) هفت ساعت پس از انتقال به بیمارستان، در سن ۳۷ سالگی و در اوج فعالیتهای هنری درگذشت. پیکر او به درخواست خانوادهاش به آلمان منتقل شد و در ماینتس به خاک سپرده شد.
عدالت ناکامل: حکمی که خشم خانواده را برانگیخت
پلیس کانادا موفق شد حملهکننده اصلی، احمد سیر فروغ، را در پارکینگ هتل دستگیر کند. دادگاهی در سال ۲۰۰۸ وی را به اتهام «قتل غیرعمد» مجرم شناخت. قاضی دادگاه در رأی خود تأکید کرد: «اگر ضربت مشت نبود، نصرت پارسا نمیافتاد».
با این حال، بر اساس قوانین کانادا، فروغ با ارائه ضمانت آزاد شد و به دو سال حبس خانگی و سه سال آزادی مشروط محکوم گردید. این حکم با اعتراض شدید خانواده پارسا مواجه شد؛ آنها معتقد بودند عدالت به طور کامل اجرا نشده است و تا سالها این پرونده را از طریق وکلای خود پیگیری میکردند، اما نتیجه چندانی نگرفتند.
اگرچه نصرت پارسا دو دهه پیش از دنیا رفت، اما صدای او و آثارش هنوز در میان علاقهمندان به موسیقی افغانستان زنده است. سبک منحصر به فرد او در تلفیق موسیقی کلاسیک شرقی با ملودیهای مدرن، الهامبخش بسیاری از هنرمندان جوان پس از او بوده است.









