به گزارش ایراف، صاحبنظران منتقد پاکستان در افغانستان میگویند که تاریخ پنج دهه اخیر بیانگر این است که دولت پاکستان هرگز راضی نبوده همسایهای مستقل، آزاد و قدرتمند داشته باشد، بلکه تلاش کرده حکومتی وابسته، ضعیف و گوشبهفرمان اسلامآباد در کابل شکل بگیرد.
هراس از «دولت قوی»؛ معمای استراتژیک اسلامآباد
به باور این گروه از ناظران، آیاسآی طی ۵۰ سال گذشته عملیاتهای پیدا و پنهان زیادی را علیه افغانستان طراحی و اجرا کرده است. البته اهداف این عملیاتها هرگز پنهان نبوده: جلوگیری از ایجاد یک دولت مستقل و مقتدر در کابل.
تحلیلگران افغان معتقدند پاکستان آرزوی «دولت اسلامی ضعیف» در شرق خود را دارد؛ دولتی که مرز دیورند را بپذیرد، هرگز با هند متحد نشود، با سایر همسایهها روابط سرد داشته باشد و بهعنوان «عمق استراتژیک» پاکستان برای رویارویی با هند عمل کند.
نکته قابل توجه این است که از منظر این گروه از تحلیلگران، هرگاه جریانهایی از درون پاکستان، خلاف این استراتژی عمل کنند یا در راستای استقلال کابل گامی بردارند، آیاسآی وارد عمل شده و به هر شکلی کارشکنی میکند. این موضوع درباره جریانها و شخصیتهای داخل افغانستان نیز صادق است، با این تفاوت که اگر کسانی در داخل افغانستان، خلاف خواستههای پاکستان عمل کنند، بیگمان مورد حمله مهرههای تحت حمایت آیاسآی قرار میگیرند. در واقع میتوان گفت آیاسآی در داخل افغانستان به مراتب قدرتمندتر از داخل پاکستان است.
از «شبکه حقانی» تا «جنگ ارزان» رسانهای
به باور تحلیلگران، آیاسآی همواره از دو اهرم علیه حاکمان کابل استفاده کرده است: از یک سو «جنگ سرد» با استفاده از گروههای نیابتی، و در سوی دیگر، «جنگ نرم» با هزاران اکانت جعلی و اخبار دروغ. در کنار این دو اهرم همیشگی، در بازههای زمانی مختلف از اهرمهای دیگری مثل مهاجرین، بالا بردن تعرفههای تجاری و بستن دروازه تورخم نیز استفاده کرده است.
عملیات فریب؛ از دیپلماسی تا تخریب
پس از سقوط حکومت و قدرت گرفتن طالبان، فیض حمید؛ رئیس اسبق آیاسآی با فنجان قهوه در دست، در کابل که آن زمان حیاط خلوت پاکستان خوانده میشد، از آنچه رخ داده بود، ابراز رضایت کرد. این تصویر پیامی واضح برای رهبران حکومت پیشین بود؛ آن روز پاکستان خود را پیروز میدان میدید؛ اما طالبان رفتهرفته مسیر استقلال را در پیش گرفت، چیزی که گویا به مذاق آیاسآی خوش نیامد و برای همین اقدامات جدیدی روی دست گرفته شد: از دعوت مخالفان طالبان (رهبران حکومت پیشین) تا حملات هوایی و ایجاد رعب و وحشت در کابل.
با این حال تحلیلگران معتقدند که پاکستان از رویکرد طالبان راضی نیست و تیتیپی تنها بهانهای برای در تنگنا قرار دادن طالبان است، نه همه آن چیزی که پاکستان از طالبان و افغانستان تحت سیطره این گروه انتظار دارد.
منتقدان میگویند که تحولات اخیر به وضوح رد پای آیاسآی را در بگومگوهای فیسبوکی و توییتری نشان میدهد؛ چیزی که سالهاست درباره مسائل مرتبط با پاکستان دیده میشود.
جالب اینجاست که در هفتههای اخیر، رسانههای پاکستانی با راهاندازی کمپین گستردهای ادعا کردهاند که «اکانتهای جعلی از افغانستان و هند علیه پاکستان فعالیت میکنند». مقامات امنیتی پاکستان مدعی شدهاند که دهها اکانت جعلی را شناسایی کردهاند که محتوای ضدپاکستانی منتشر میکردهاند.
اما منتقدان پاکستان میگویند که واقعیت میدانی چیز دیگری است. به باور آنها خود پاکستان سالها از شبکههای اجتماعی بهعنوان ابزاری برای بیثباتسازی افغانستان استفاده کرده است. در یک عملیات فاششده، دهها اکانت با هویتهای جعلی از داخل افغانستان مدیریت میشدند تا در جهت منافع پاکستان فعالیت کنند.
آنها میگویند: این دوگانگی رفتاری ـ همزمان هم «قربانی» بازی کردن و هم «عامل» بیثباتی بودن ـ الگوی همیشگی اسلامآباد است.
همسایه یا دشمن؟
منتقدان میگویند که پاسخ این پرسش در یک کلمه خلاصه میشود: ترس. پاکستان از سه چیز هراس دارد:
۱. هراس از «پشتونستان»: هرگونه دولت مستقل و قدرتمند در کابل میتواند آرزوی تشکیل کشور مستقل پشتونها را در دو سوی خط دیورند زنده کند.
۲. هراس از «اتاق تنفسی هند»: پاکستان نمیخواهد هند از طریق افغانستان به آسیای مرکزی دسترسی پیدا کند.
۳. هراس از «بازگشت بومرنگ»: همین گروههایی که آیاسآی سالها علیه افغانستان پروراند، اکنون به صورت «تحریک طالبان پاکستان» (تیتیپی) علیه خود اسلامآباد برگشتهاند.
تحلیلگران تاکید میکنند که پاکستان نه به دلیل ضعف نظامی، که به دلیل ترس از یک همسایه قوی و مستقل، هرگز نتوانسته «همسایه خوبی» برای افغانستان باشد. آیاسآی این ترس را با ابزارهای اطلاعاتی، نظامی، امنیتی و سیاسی مهار میکند.
به این ترتیب، از دید صاحب نظران مخالف سیاستهای پاکستان در افغانستان، تا زمانی که پاکستان این ترس را در رأس سیاست خارجی خود داشته باشد، رویه عملیاتی تغییر چندانی نخواهد کرد. چه جمهوریت، چه طالبان و چه هر حاکمیت مستقلی، از نگاه آیاسآی خطر و دشمن تلقی میشود. این ترس تنها از افغانستان مستقل و قدرتمند نیست، بلکه ریشه در تأسیس پاکستان دارد؛ این کشور از ابتدای شکلگیری بر پایه ترس از همسایگان و کشورهای قدرتمند ساخته شده است، از این رو روش و منش سیاست خارجی پاکستان بر این اصل بنا شده است.









