به گزارش ایراف، در جریان دیدار رسمی روسای جمهور آمریکا و چین (پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت)، دونالد ترامپ و شی جینپینگ در حالی پشت میز مذاکره نشستند که بازارهای جهانی با بیم و امید، نتایج این نشست را زیر نظر دارند. شی جینپینگ در ابتدای این دیدار با نگاهی استراتژیک به وضعیت فعلی جهان خطاب به ترامپ گفت: «تمام جهان در حال تماشای دیدار ما است. در حال حاضر، تحولی که در یک قرن دیده نشده بود در سراسر جهان در حال تسریع است و وضعیت بینالمللی سیال و پرتنش شده است. جهان به یک چهارراه جدید رسیده است.» وی با طرح پرسشی اساسی افزود: «آیا میتوانیم، به نفع رفاه دو ملتمان و آینده بشریت، آیندهای روشنتر برای روابط دوجانبهمان بسازیم؟»
ترامپ که پیشتر در فضای مجازی مدعی عدم نیاز به کمکهای خارجی شده بود، در پکن با لحنی متفاوت که نشاندهنده نیاز مبرم واشینگتن به یک مفر دیپلماتیک است، خطاب به «شی» گفت: «تو یک رهبر بزرگ هستی. من این را به همه میگویم که تو یک رهبر بزرگ هستی. گاهی اوقات مردم دوست ندارند من این را بگویم، اما من به هر حال میگویم چون حقیقت دارد. من فقط حقیقت را میگویم.» رئیسجمهور آمریکا همچنین افزود: «افتخار است که با شما هستم. افتخار است که دوست شما باشم، و رابطه بین چین و ایالات متحده بهتر از همیشه خواهد بود.» این چرخش لحن در کنار حضور مدیرانی چون ایلان ماسک (تسلا)، تیم کوک (اپل) و کلی اورتبرگ (بوئینگ)، نشاندهنده نیاز مبرم کاخ سفید به ترمیم زنجیرههای تأمین و عبور از بحران اقتصادی ناشی از تقابل با تهران است؛ بحرانی که فایننشال تایمز ابعاد آن را با دوران کرونا مقایسه کرده است.
گلوگاه هرمز؛ محور چانهزنی در غیاب گزینههای نظامی
یکی از اصلیترین محورهای پنهان این مذاکرات، پرونده جنگ با ایران و امنیت دریانوردی در تنگه هرمز است. در حالی که سخنگوی ارتش ایران بر اشراف راهبردی نیروهای مسلح بر این آبراه حیاتی تأکید کرده، ترامپ تلاش میکند پکن را متقاعد کند تا از اهرمهای اقتصادی خود برای فشار بر تهران استفاده کند. شی جینپینگ در واکنش به ضرورت همکاریهای دوجانبه تأکید کرد: «من همیشه معتقد بودم که دو کشور ما منافع مشترک بیشتری نسبت به تفاوتها دارند. موفقیت در یکی فرصتی برای دیگری است و یک رابطه دوجانبه پایدار برای جهان مفید است. چین و ایالات متحده هر دو از همکاری سود میبرند و از تقابل زیان میبینند. ما باید شریک باشیم، نه رقیب. باید به یکدیگر کمک کنیم تا موفق شویم، با هم شکوفا شویم و راه درست برای کنار آمدن کشورهای بزرگ در عصر جدید را بیابیم.»
این تحرکات دیپلماتیک در حالی صورت میگیرد که منطقه شاهد ترافیک دیپلماتیک سران کشورها به سمت پایتخت چین است؛ از جمله سفر شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان به پکن که نشاندهنده هماهنگی قدرتهای منطقهای برای مدیریت بحرانهای جاری و تقویت همکاریهای اقتصادی در سایه تنشهای فرامرزی است. کلی گریو، تحلیلگر مرکز استیمسون، معتقد است که موقعیت چانهزنی آمریکا به شدت تضعیف شده و پکن در ازای هرگونه همکاری در پرونده ایران، امتیازاتی سنگین در حوزههای فناوری و تعرفههای تجاری طلب خواهد کرد.
خط قرمزهای پکن؛ از اقتصاد تا امنیت سرزمینی
رهبر چین در ادامه گفتگوها، ضمن تبیین مواضع پکن، مسئله تایوان را «مهمترین مسئله در روابط چین و آمریکا» خواند. شی تأکید کرد که اگر این مسئله «به درستی» مدیریت شود، دو کشور میتوانند از یک رابطه باثبات بهرهمند شوند، اما در غیر این صورت، «دو کشور دچار تنش و حتی درگیری خواهند شد و کل روابط را در معرض خطر قرار خواهند داد.» وی همچنین با بیانی صریح افزود که استقلال تایوان و صلح در تنگه تایوان «به اندازه آتش و آب ناسازگارند.»
در حوزه تجاری نیز، به گزارش خبرگزاری شینهوا، شی جینپینگ اعلام کرد که تیمهای اقتصادی دو طرف پیش از این مذاکرات به «نتیجه کلی متعادل و مثبتی» دست یافتهاند که خبر خوبی برای جهان است. او خاطرنشان کرد: «بارها و بارها ثابت شده است که در جنگ تجاری هیچ برندهای وجود ندارد. جوهره روابط اقتصادی و تجاری چین و آمریکا، سود متقابل و همکاری برد-برد است. در مواجهه با اختلافات و اصطکاکها، مشورت برابر تنها انتخاب صحیح است.»
واکنش سخت تهران به تحرکات منطقهای واشینگتن
همزمان با تشریفات رسمی در پکن، افشای سفر مخفیانه بنیامین نتانیاهو به امارات و دیدارش با محمد بنزاید، موجی از تنش را در روابط تهران و ابوظبی ایجاد کرده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در واکنشی قاطع به این تحرکات و همکاریهای پدافندی امارات با صهیونیستها، تصریح کرد: «دشمنی با ایران قمار احمقانهای است.» این موضعگیری در حالی مطرح میشود که پاکستان نیز همسو با تهران، نسبت به حضور نیروهای خارجی و تشدید تنشها ابراز نگرانی کرده است؛ موضوعی که در دیدارهای شهباز شریف در پکن به عنوان یک دغدغه امنیتی مشترک مورد بحث قرار گرفته است.
پیشینه بحران؛ از محاصره دریایی تا بنبست دیپلماتیک
برای درک بهتر فضای حاکم بر نشست پکن، باید به شکست عملیات موسوم به «پروژه آزادی» آمریکا در آوریل گذشته اشاره کرد؛ جایی که تلاش برای انسداد بنادر ایران نه تنها به نتیجه نرسید، بلکه منجر به حملات تلافیجویانه به تأسیسات نفتی متحدان آمریکا شد. اکنون واشینگتن در حالی از «پیشرفت در مذاکرات» توسط جی.دی ونس سخن میگوید که همزمان چین و روسیه آماده وتوی قطعنامههای ضدایرانی در شورای امنیت هستند. این بنبستِ چندلایه، ترامپ را ناچار کرده است تا با پذیرش واقعیتهای جدید قدرت در شرق و تمجید از رهبری شی جینپینگ، به دنبال راهی برای کاهش هزینههای گزاف تقابل باشد.
ارزیابی نهایی؛ موازنه قدرت در برابر دیپلماسی کاخ سفید
حضور ایلان ماسک و تیم کوک در هیئت همراه ترامپ، بیش از آنکه نشاندهنده قدرت اقتصادی آمریکا باشد، پیامی از استیصال زیرساختی واشینگتن است. ترامپ که مدعی بود اقتصاد ایران را زیر فشار محاصره فرو میپاشد، اکنون در پکن به دنبال جلب نظر مقامهای چینی است. در واقع، واشینگتن در خلیج فارس با سد پدافندی ایران و در پکن با موازنه اقتصادی چین و هماهنگی شرکای منطقهای ایران همچون پاکستان روبرو شده است. سفر همزمان شهباز شریف به چین و تأکید شی بر «سود متقابل و همکاری برد-برد»، مهر تأییدی بر این واقعیت است که مدیریت عالی منطقه در اختیار کنشگران بومی است و تلاشهای ترامپ برای تحمیل اراده خود، با واقعیتهای میدانی و دیپلماسی فعال شرق همخوانی ندارد. واشینگتن در پکن به دنبال راه فرار از یک جنگ فرسایشی است، نه پیروزی راهبردی.














