ایران، افغانستان و مسئله آب؛ چرا معاهده آبی هیرمند اجرا نمی‌شود؟

در حالی که مسئله حقابه ایران از رود هیرمند در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین مسائل آبی میان ایران و افغانستان تبدیل شده است، دکتر حجت میان‌آبادی، پژوهشگر دیپلماسی آب، در گفت‌وگوی اختصاصی با ایراف تأکید کرد که بخش مهمی از بحران‌های کنونی نه به کمبود طبیعی آب، بلکه به سوءمدیریت، توسعه ناپایدار و اجرا نشدن تعهدات آبی بازمی‌گردد.

این کارشناس مسائل آب، ضمن تشریح تفاوت میان کم‌آبی و بحران آب، به بررسی معاهده هیرمند، ضعف‌های آن در حوزه حقابه محیط‌زیستی و پیامدهای گسترده خشک‌شدن هامون در دو سوی مرز پرداخت.

کم‌آبی طبیعی است، اما بحران آب نه

دکتر حجت میان‌آبادی در آغاز گفت‌وگو با ایراف، با تأکید بر اینکه ایران ذاتاً در اقلیمی خشک و کم‌بارش قرار دارد، گفت نباید هر نشانه‌ای از کمبود آب را به‌عنوان بحران تلقی کرد. به گفته او، کم‌آبی در ایران یک واقعیت اقلیمی و طبیعی است و حتی در طول تاریخ نیز همین وضعیت زمینه‌ساز شکل‌گیری شیوه‌های هوشمندانه بهره‌برداری از آب بوده است.

او توضیح داد: «تفاوت مهمی میان “کم‌آبی” و “بحران آب” وجود دارد. کم‌آبی به‌خودی‌خود بحران نیست؛ بلکه زمانی بحران شکل می‌گیرد که مدیریت نادرست، سیاست‌گذاری غلط، توسعه بی‌ضابطه و حکمرانی نامناسب آب، این کمبود طبیعی را به چالش جدی تبدیل کند. به بیان دیگر، آنچه امروز بسیاری از مناطق کشور با آن مواجه‌اند، بیش از آنکه نتیجه شرایط اقلیمی باشد، حاصل تصمیم‌های نادرست در حوزه آب است.»

این پژوهشگر ارشد دیپلماسی آب با اشاره به تجربه برخی شهرهای ایران افزود: «نمونه‌هایی مانند یزد نشان می‌دهد که حتی در شرایط سخت اقلیمی نیز می‌توان با مدیریت درست، تمدن و توسعه پایدار ایجاد کرد. یزد در منطقه‌ای قرار دارد که از نظر بارش بسیار محدود است، اما به‌واسطه سازگاری تاریخی با اقلیم، بهره‌گیری از قنات‌ها و مدیریت بومی، توانسته الگویی از زیست در کم‌آبی را به نمایش بگذارد.» او یادآور شد که وجود مرکز جهانی قنات یونسکو در یزد، نشان‌دهنده همین ظرفیت تاریخی است.

میان‌آبادی در ادامه هشدار داد که برخی بارندگی‌های مقطعی نباید باعث غفلت از واقعیت‌های ساختاری منابع آب شود. او گفت: «گاهی بارش‌های یک‌ساله یا دو ساله، نوعی “توهم پرآبی” در میان برخی مدیران و سیاست‌گذاران ایجاد می‌کند و این تصور را به وجود می‌آورد که دیگر مشکل آب برطرف شده است؛ در حالی که چنین برداشت‌هایی فقط به تداوم رویکردهای غلط گذشته می‌انجامد.» به اعتقاد او، اگر اصلاحات بنیادین در مدیریت آب انجام نشود، بارش‌های موقت نمی‌توانند بحران را حل کنند و حتی ممکن است باعث تعویق تصمیم‌های ضروری شوند.

معاهده هیرمند؛ سازوکاری که اجرا نمی‌شود

این کارشناس در بخش دیگری از مصاحبه خود به معاهده ۱۳۵۱ میان ایران و افغانستان درباره رود هیرمند اشاره کرد و آن را یکی از مهم‌ترین اسناد هیدروپلیتیکی منطقه دانست. به گفته او، این معاهده از نظر حقوقی و فنی، سازوکارهای نسبتاً دقیقی برای تعیین و تخصیص حقابه ایران در شرایط مختلف دارد و از این جهت، معاهده‌ای قابل توجه در نظام بین‌الملل آبی محسوب می‌شود.

بیشتر بخوانید:  پاسخ کوبنده تهران به تجاوزات سنتکام: منطقه را به جهنم تبدیل می‌کنیم

با این حال، او افزود که این معاهده با وجود نقاط قوت، دو ضعف اساسی دارد: نخست آنکه در زمان تدوین آن، مسئله حقابه محیط‌زیستی برای تالاب‌ها به‌درستی دیده نشده بود. در آن دوره، نگاه غالب این بود که آب صرفاً برای مصارف انسانی، کشاورزی و اقتصادی اهمیت دارد و تأمین آب برای تالاب‌ها و زیست‌بوم‌های پایین‌دست چندان در معادلات حقوقی جایگاهی نداشت. ازاین‌رو، حقابه تالاب هامون در متن معاهده به‌صورت مشخص و صریح پیش‌بینی نشده است.

دومین ضعف، به اجرا نشدن کامل مفاد معاهده بازمی‌گردد. این پژوهشگر دیپلماسی آب تأکید کرد که معاهده هیرمند هرچند سازوکار مشخصی برای شرایط عادی و خشکسالی دارد، اما در عمل آنچه مانع اصلی شده، نبود اراده سیاسی در طرف افغانستانی برای اجرای کامل تعهدات است. او گفت: «در سال‌های اخیر، به‌ویژه طی یک دهه گذشته، حقابه ایران به‌طور کامل تأمین نشده است و این در حالی است که بر اساس متن معاهده، حتی در زمان خشکسالی نیز سهم ایران مشخص و روشن است.»

دکتر میان‌آبادی با رد این ادعا که خشکسالی می‌تواند بهانه‌ای برای عدم انجام تعهدات باشد، تصریح کرد: «در خود معاهده، برای شرایط کم‌آبی نیز راه‌حل پیش‌بینی شده و افغانستان نمی‌تواند به استناد کاهش بارش یا خشکسالی، از پرداخت حقابه سر باز زند.»

به گفته او، مسئله اصلی نه کمبود آب، بلکه نبود تمایل سیاسی برای پایبندی به توافق است؛ اراده‌ای که هم در گذشته وجود نداشته و هم امروز همچنان اجرای کامل معاهده را با مشکل روبه‌رو کرده است.

میان‌آبادی تأکید کرد که اگرچه ایران و افغانستان در ظاهر درباره تقسیم آب یک رودخانه مشترک اختلاف دارند، اما در واقع موضوع فراتر از منازعه دوجانبه است و به آینده زیست‌محیطی کل منطقه مربوط می‌شود. از نگاه او، هر توافق آبی زمانی معنا پیدا می‌کند که طرفین آن را نه صرفاً به‌عنوان یک الزام سیاسی، بلکه به‌عنوان یک ضرورت برای بقا و توسعه پایدار بپذیرند.

پیامدهای خشکی هامون برای ایران و افغانستان

این کارشناس ارشد حوزه آب در ادامه مصاحبه با ایراف، پیامدهای خشک‌شدن تالاب هامون و عدم تأمین حقابه هیرمند را تشریح کرد و گفت: «این بحران فقط به استان سیستان و بلوچستان ایران محدود نمانده، بلکه سمت افغانستان را نیز به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است.» به گفته او، خشک‌شدن هامون موجب افزایش طوفان‌های گردوغبار، تشدید بیماری‌های تنفسی و چشمی، افت شدید کیفیت زندگی و بروز بحران‌های اقتصادی و اجتماعی در منطقه شده است.

بیشتر بخوانید:  سپاه دو کشتی متخلف در تنگه هرمز را مورد اصابت قرار داد (۲۱ خرداد ۱۴۰۵)

وی با اشاره به وضعیت مردم سیستان افزود: «در ایران، خشک‌شدن هامون سال‌هاست که زندگی مردم را با دشواری‌های جدی روبه‌رو کرده است. افزایش بیماری‌های ناشی از گردوغبار، بالا رفتن آمار مشکلات تنفسی و چشمی، کاهش فعالیت‌های کشاورزی، از بین رفتن منابع درآمدی و مهاجرت گسترده از منطقه، تنها بخشی از پیامدهای این بحران است.» میان‌آبادی تأکید کرد که چنین وضعیتی حتی آثار امنیتی نیز به همراه داشته و به تخلیه برخی نواحی مرزی و تضعیف پایداری اجتماعی منجر شده است.

اما به گفته این کارشناس ارشد حوزه آب، دامنه بحران اکنون از مرزهای ایران فراتر رفته و مردم ولایت هلمند و شهر زرنج در افغانستان نیز با آثار مستقیم آن درگیر شده‌اند. او توضیح داد که گردوغبار ناشی از خشک‌شدن هامون، به‌طور جدی سلامت و معیشت مردم این مناطق را تهدید می‌کند و در برخی مواقع، این ذرات معلق حتی تا کابل نیز می‌رسند. به همین دلیل، افغانستان نیز اکنون بخشی از هزینه‌های عدم تأمین حقابه را می‌پردازد.

وی با تأکید بر اینکه بحران‌های زیست‌محیطی مرز سیاسی نمی‌شناسند، گفت: «وقتی تالابی خشک می‌شود، پیامدهای آن فقط در یک کشور باقی نمی‌ماند. این بحران می‌تواند چند کشور را همزمان گرفتار کند و نمونه روشن آن در منطقه سیستان، هامون، هلمند و حتی بخش‌هایی از پاکستان دیده می‌شود. ازاین‌رو، ادامه وضعیت فعلی نه به نفع ایران است و نه به نفع افغانستان.»

دکتر حجت میان‌آبادی در پایان خاطرنشان کرد که راه‌حل اصلی، نه در اقدامات مقطعی و نه در جابه‌جایی بحران، بلکه در بازگشت به منطق حقابه محیط‌زیستی و احترام به طبیعت است. به گفته او، اگر کشورها بخواهند توسعه‌ای پایدار و واقعی داشته باشند، باید بپذیرند که پیشرفت بدون توجه به محیط‌زیست دوام نخواهد داشت. میان‌آبادی تأکید کرد که ایران و افغانستان ناچارند برای مدیریت منابع مشترک آب، احیای تالاب‌ها و کاهش پیامدهای گردوغبار، به سمت همکاری و راهکارهای پایدار حرکت کنند.

گفتنی است که رود هیرمند به‌عنوان مهم‌ترین منبع تأمین آب تالاب بین‌المللی هامون، دهه‌هاست در کانون روابط آبی ایران و افغانستان قرار دارد؛ روابطی که با امضای معاهده ۱۳۵۱ وارد چارچوب حقوقی مشخصی شد، اما در سال‌های اخیر به‌دلیل کاهش جریان آب، توسعه سدسازی، تغییرات اقلیمی و اختلاف بر سر اجرای تعهدات، بار دیگر به یکی از چالش‌های مهم منطقه تبدیل شده است. خشک‌شدن تدریجی هامون نه‌تنها معیشت میلیون‌ها نفر در دو سوی مرز را تحت تأثیر قرار داده، بلکه به گسترش کانون‌های گردوغبار، مهاجرت، بحران‌های بهداشتی و تهدیدهای زیست‌محیطی در شرق ایران و جنوب افغانستان انجامیده است؛ موضوعی که کارشناسان آن را نمونه‌ای روشن از پیوند امنیت آبی، محیط‌زیست و توسعه پایدار در منطقه می‌دانند.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=122332
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x