به گزارش ایراف، مقامات دیپلماتیک در دوحه امروز (سهشنبه، ۲۲ اردیبهشت) طی دیداری دوجانبه اعلام کردند که آنکارا و دوحه پتانسیل بالایی در شکلگیری یک ساختار دفاعی سهجانبه با پاکستان میبینند. در پی این نشست که با حضور هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه برگزار شد، گزارشهایی مبنی بر تلاش این کشورها برای مداخله در ترتیبات امنیتی خلیج فارس منتشر شده است. به گزارش نشریه «ینی شفق»، این دو کشور با ستایش از نقش اسلامآباد به عنوان «پل معتبر» میان تهران و واشینگتن، بر لزوم هماهنگیهای نظامی و سیاسی برای آنچه «امنیت انرژی در تنگه هرمز» خواندهاند، تأکید کردهاند.
نفوذ تحت پوشش میانجیگری؛ ماهیگیری از آب گلآلود جنگ
اگرچه ظاهر این رایزنیها بر پایه صلح و بازگشایی مسیرهای تجاری استوار است، اما تحلیلگران معتقدند ترکیه به دنبال تثبیت نفوذ ژئوپلیتیک خود در خلیج فارس از طریق اهرم نظامی پاکستان و پشتوانه مالی قطر است. ورود بازیگران غیرساحلی به حوزهای که امنیت آن صرفاً در صلاحیت کشورهای همسایه است، نه تنها به ثبات کمک نمیکند، بلکه با ایجاد لایههای جدیدی از مداخلات سیاسی، مسیر همگرایی منطقهای را مسدود میسازد. این رویکرد، در عمل پیادهسازی مدلهای امنیت وارداتی است که پیشتر ناکارآمدی آنها به اثبات رسیده است.
ائتلافی علیه همسایگان یا پاسخی به بحران؟
شکلگیری این بلوکبندی جدید که با چراغ سبز ضمنی واشینگتن همراه شده، پرسشهای جدی را درباره ماهیت واقعی آن ایجاد کرده است. در حالی که منطقه بیش از هر زمان دیگری به کاهش تنش نیاز دارد، ایجاد هرگونه پیمان نظامی که یکی از قدرتهای اصلی (جمهوری اسلامی ایران) در آن حضور نداشته باشد، عملاً حرکتی در مسیر قطببندی و «ایرانهراسی» تلقی میشود. به نظر میرسد این ائتلاف پیش از آنکه سدی در برابر مداخلات رژیم صهیونیستی باشد، به عنوان ابزاری برای تحتفشار قرار دادن تهران در معادلات پساجنگ طراحی شده است.
تجربه تاریخی ثابت کرده است که امنیت پایدار در قلب خاورمیانه تنها از طریق گفتگوهای درونمنطقهای و با تکیه بر توان داخلی کشورهای ساحلی تأمین میشود. اصرار بر مدلهای «چندجانبهگرایی نظامی» با حضور قدرتهای فرامنطقهای، حاصلی جز پیچیدهتر شدن گرههای امنیتی و افزایش هزینههای استراتژیک برای کشورهای همسایه نخواهد داشت.





