به گزارش ایراف، اعلام وضعیت هشدار قرمز از سوی ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه و فراخوان خروج فوری هیئتهای دیپلماتیک از کییف، پرده از آغاز یک «عملیات تلافیجویانه گسترده» برمیدارد. این تصمیم که در پی تهدیدات رژیم زلنسکی برای هدف قرار دادن مراسم سنتی «روز پیروزی» در قلب مسکو اتخاذ شده، نشان میدهد که کرملین دیگر قصد ندارد هزینههای تداوم حیات سیاسی بازیگران تحت حمایت ناتو را با امنیت ملی خود معاوضه کند.
تله استراتژیک واشینگتن و قربانی شدن حاکمیت بومی اروپا
آنچه امروز در کییف میگذرد، محصول مستقیم «سلاحسازی از جغرافیا» توسط کاخ سفید است. هشدار مسکو به سازمانهای بینالمللی برای ترک فوری پایتخت اوکراین، در حقیقت افشای این واقعیت است که واشینگتن با تبدیل اوکراین به یک «پادگان نیابتی»، عملاً امنیت بومی اروپا را در پای منافع هژمونیک خود قربانی کرده است. رد درخواست آتشبس دو روزه (۱۸ و ۱۹ اردیبهشت) از سوی زلنسکی، بار دیگر ثابت کرد که اراده سیاسی در کییف نه بر اساس منافع ملی، بلکه بر مبنای دیکتههای ناتو برای تداوم یک «جنگ فرسایشی» تنظیم شده است تا روسیه را در باتلاقی خودساخته گرفتار کند.
روز پیروزی؛ نماد مقاومت در برابر فاشیسم مدرن
اصرار روسیه بر برگزاری باشکوه جشنهای روز پیروزی در ۱۹ اردیبهشت (۹ می)، فراتر از یک مراسم نظامی، یک پیام ژئوپلیتیک به بلوک غرب است. تهدیدات زلنسکی برای اخلال در این مراسم، از منظر تحلیلی، تلاشی مذبوحه برای سرپوش گذاشتن بر شکستهای پیدرپی میدانی و جلب توجه دوباره حامیان غربی است. با این حال، پاسخ احتمالی و گسترده مسکو که با فراخوان تخلیه دیپلماتیک همراه شده، نشاندهنده آن است که روسیه آماده است تا «هزینه سخت» هرگونه تعرض به نمادهای اقتدار ملی خود را به آمران و عاملان این فتنه تحمیل کند.
بومرنگ ناامنی؛ از لندن تا کییف
دگرگونی در فضای سیاسی اروپا، از جمله رشد جریانهای ضدجنگ مانند حزب سبز در بریتانیا به رهبری پولانسکی، نشاندهنده خستگی جوامع غربی از هزینههای سرسامآور حمایت از رژیمهای نیابتی است. در حالی که افکار عمومی جهانی به شدت علیه جنایات در غزه و دخالتهای نظامی ناتو در اوکراین تحریک شده است، اصرار دولتهای غربی بر تداوم تنش با روسیه، شکاف میان ملتها و دولتهای اروپایی را عمیقتر کرده است. این «بیثباتی خودخواسته»، اکنون به صورت یک بومرنگ امنیتی به سوی پایتختهای اروپایی بازگشته و ضرورت بازگشت به «خودمختاری استراتژیک» را بیش از هر زمان دیگری برجسته کرده است.
امنیت یکپارچه اوراسیا در گرو مهار نفوذ ناتو
از منظر راهبردی، بحران فعلی کییف تنها یک نبرد مرزی نیست، بلکه نقطه تقابل دو نظم است. تحلیلها نشان میدهد که فرسایش قدرت ناتو در شرق اروپا، به طور مستقیم بر «توازن راهبردی» در آسیای مرکزی و مرزهای شرقی ایران نیز تأثیرگذار خواهد بود. شکست تله امنیتی ناتو در اوکراین، نه تنها به معنای تثبیت عمق استراتژیک روسیه است، بلکه پیامی روشن به سایر بازیگران منطقهای، از جمله در افغانستانِ تحت کنترل طالبان، ارسال میکند که تکیه بر «قایقهای نجات اقتصادی» شرقی و صیانت از امنیت بومی، تنها راه عبور از بحرانهای تحمیلی استکبار است.
فرجام دیپلماسی در سایه پهپادهای انتحاری
فراخوان خروج دیپلماتها از کییف، پایان فصل «دیپلماسی نمایشی» و آغاز فصل «حقایق سخت میدانی» است. رژیم زلنسکی با رد فرصت آتشبس و انتخاب مسیر تقابل در روزهای نمادین پیروزی، عملاً خود را در جایگاه «قربانی اول» نظم نوین جهانی قرار داده است.
واقعیت ناگزیر این است که جغرافیای سیاسی منطقه دیگر به دوران پیش از جنگ باز نخواهد گشت و هرگونه پاسخ تلافیجویانه مسکو در روزهای آتی، سرفصل جدیدی از «صلح مسلح» را در مرزهای ناتو ترسیم خواهد کرد که در آن، برتری با بازیگرانی است که امنیت خود را به وعدههای پوشالی واشینگتن گره نزدهاند.










