به گفته گزارش ایراف، سیدباقر محسنی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی، در تحلیل خود از نحوه پوشش خبری اعدامها در رسانههای جهانی گفت که اخبار اعدام در ایران با پردازش و کاوشگری زیاد در صدر اخبار جهانی قرار میگیرد، در حالی که اخبار اعدام از آمریکا یا منتشر نمیشود، یا اگر انتشار یابد، به گونهای است که مخاطب هرگز تصور نکند اعدامی صورت گرفته است.
محسنی افزود: در آمریکا اعدام در اتاقی منظم و با تخت استراحت و تزریق مواد کشنده و با تشریفات بیمارستانی انجام میشود، به گونهای که حتی معدوم استرس مرگ را احساس نمیکند.
این تحلیلگر تصریح کرد که اخیراً در یکی از این روشهای اعدام، مواد کشنده کار نکرده و فرد محکوم به هوش آمده و دست و پا زده است، اما جنجال رسانهای بیش از آنکه به اصل موضوع بپردازد، به این مسئله معطوف بوده که چرا صحنه اعدام درز کرده است.
وی تأکید کرد که چین و آمریکا برای جلوگیری از خدشهدار شدن اعتبار بینالمللی خود، تعداد اعدامها را سانسور میکنند، در حالی که هر دو کشور جایگاه اول و دوم را در جهان از نظر تعداد اعدام دارند.
محکومان به اعدام در ایران چه کسانی هستند؟
محسنی در ادامه با اشاره به اعدامیان در ایران، به دستهبندی محکومان در ایران پرداخت و گفت: بالاترین میزان اعدام در ایران بر اساس قصاص است. به گفته او، قصاص یعنی کسی قتلی انجام داده و باید تقاص آن را بپردازد و صلاحیت اعدام یا بخشش متعلق به ولیدم مقتول است.
وی افزود: گاهی دستگاه قضایی اعدام را به تأخیر میاندازد تا خانواده قاتل بتواند رضایت خانواده مقتول را به دست آورد و از اعدام صرف نظر کرده و دیه دریافت نماید. محسنی گفت که این رویه میان حقوقدانان مورد اعتراض است، زیرا گاهی قاتل بعد از بخشش و رهایی، دوباره دست به قتل زده است.
این استاد دانشگاه، دسته دوم را حکم محاربه عنوان کرد و گفت: در این حکم، اقداماتی که مستقیم یا از طریق جاسوسی منجر به قتل شده باشد، اعدام دارد. به گفته وی، در این حکم گاهی دولت که مدعی و شاکی است، حق خود را به حبس تنزل میدهد، اما قصاص در صلاحیت ولیدمِ حتی مامور حکومتی باقی میماند.
محسنی دسته سوم را سردستههای توزیع مواد مخدر دانست و افزود: نهادهای اطلاعاتی ایران معتقدند توزیع مواد مخدر در ایران با هدف آسیب رساندن به جامعه، سرمنشأ استخباراتی و سازمانیافته دارد. وی تصریح کرد که کسانی در ایران زندگی کردهاند، حتماً متوجه کاهش چشمگیر آلودگی به مواد مخدر نسبت به دهه هشتاد شدهاند.
این تحلیلگر درباره اعدامهای دهه ۶۰ گفت که چهار تا پنج هزار اعدام آن دوره بعد از ترور و قتل ۱۷ هزار ایرانی صورت گرفته است.
محسنی در مورد زندانیان سیاسی نیز گفت: زندانیان سیاسی به صرف مخالفت و اظهارنظر حبس نمیشوند، مگر اینکه پیوندها و حمایت خارجی آنها به اثبات رسیده باشد.
وی افزود: حصر برخی چهرههای سیاسی در سال ۸۸ بعد از آن قطعی شد که مسئله انتقال پول از سفارت آمریکا در کابل به تهران ردیابی شده بود.
وی تأکید کرد که ایرانیها نفوذ بیگانه بر چهرههای سیاسی داخلی را معمولاً بنا بر ملاحظات خود برملا نمیکنند.
نبود صدای انتقاد در رسانههای رسمی
محسنی در بخش دیگری از اظهارات خود به صدای انتقاد در رسانههای رسمی پرداخت و گفت: ایراد در این است که صدای انتقاد در رسانههای رسمی جای ندارد و اجازه حضور به آنها داده نمیشود.
وی افزود: برخی چهرههای سیاسی و دانشگاهی آنچنان لب به انتقاد بیرحمانه میگشایند که از حد رقابت سیاسی فراتر میروند، ولی برخوردی با آنها صورت نمیگیرد.
محسنی در پایان گفت: ترس و استرس ناخودآگاه و خودکنترلی که مردم در بسیاری کشورها دارند، در ایران وجود ندارد و همین بزرگترین دلیل جذب جاسوس در جنگ ۱۲ روزه به شمار میرود.
وی افزود: نهادهای اطلاعاتی ایران کنترل شدید و عمومی بر شهروندان وضع نمیکنند، اما تصویرسازی از ایران در بیرون از مرزها، یک حکومت سرکوبگر، خشن، بیقانون و شدیداً کنترلگر است.
کیک جشن تولد، با طرح طناب دار
در همین حال، خبری دیگر از اسرائیل توجه ناظران را به دوگانگی در مواجهه رسانهای با مقوله اعدام جلب کرده است.
ایتامار بنگویر، وزیر امنیت ملی اسرائیل که پیشتر قانون اعدام اسرای فلسطینی را در کنست به تصویب رساند و پس از آن شامپاین باز کرده و جشن گرفته بود، حالا با جنجالی تازه مواجه شده است.
همسر بنگویر به مناسبت تولد او، کیکی با طرح طناب دار طراحی کرده است. این اقدام در شبکههای اجتماعی با واکنشهای گستردهای روبهرو شده؛ برخی آن را نماد تأیید سیاستهای اعدام و برخی دیگر نشانه بیحرمتی به جان انسانها توصیف کردهاند.
ناظران میگویند استقبال رسانههای غربی از این خبر در قیاس با پوشش تند و پیگیر اعدامها در ایران، خود گویای استاندارد دوگانهای است که محسنی در تحلیل خود به آن اشاره کرده بود.









