درس‌های پیروزی ایران برای طالبان: مقاومت یا معامله؟ 

دکتر اکرم عارفی در گفت‌وگو با ایراف، با بررسی تجربهٔ مقاومت ایران، با برشمردن عناصر کلیدی این تجربه توضیح می‌دهد که افغانستان در چه شرایطی قادر خواهد بود از این مؤلفه‌ها بهره بگیرد.

او تأکید می‌کند که مقاومت ایران که مبتنی بر دفاع مشروع بود، موجب شکل‌گیری حمایت داخلی و بین‌المللی شد؛ عاملی که در صورت بروز شرایط مشابه، می‌تواند برای افغانستان نیز قابل تکرار باشد. با این حال، وی تفاوت‌های بنیادین میان دو کشور را یادآور می‌شود و معتقد است که افغانستان برای انتخاب راهبرد مقاومت یا دیپلماسی، با محدودیت‌های جدی‌تری روبه‌رو است.

مشروعیت مقاومت موجب همسویی افکار جهان با ایران شد

عارفی در توضیح نخستین مؤلفهٔ تجربهٔ ایران، یعنی «مشروعیت مقاومت»، می‌گوید یکی از دلایل اثرگذاری این الگو آن است که ایران «در برابر یک تهدید واقعی و یک تهاجم مستقیم قرار داشت و از حق دفاع مشروع برخوردار بود».

او تأکید می‌کند که در چنین شرایطی «مشروعیت، خودبه‌خود یک سرمایهٔ اجتماعی ایجاد می‌کند» و به گفتهٔ او «وقتی مقاومت مشروع باشد، حتی اگر قدرت سختِ چندانی هم وجود نداشته باشد، افکار عمومی داخلی و منطقه‌ای به‌تدریج پشت آن می‌ایستند».

وی با اشاره به اهمیت این عنصر برای هر کشور دیگر مانند افغانستان در صورت قرار گرفتن در شرایط مشابه، می‌افزاید: «اگر کشوری هدف تهاجم آشکار قرار بگیرد، حق دفاع از خود یک اصل پذیرفته‌شدهٔ جهانی است و همین اصل می‌تواند زمینهٔ همراهی مردم و حتی بخشی از جامعهٔ بین‌الملل را فراهم کند.»

او سپس به نقش مؤلفهٔ دوم، یعنی ابزار دفاعی و توان بازدارندگی، می‌پردازد و آن را «ستون فقرات هر نوع مقاومت پایدار» می‌نامد. عارفی می‌گوید: «ایران در مرحله‌ای بود که توانست از قدرت موشکی به‌عنوان موتور اصلی بازدارندگی استفاده کند. این بخش از تجربهٔ ایران کاملاً عینی و ملموس است و نشان داد که مقاومت بدون ابزار، بیشتر یک شعار است تا یک راهبرد.»

عارفی در ادامه خاطرنشان می‌کند: «اگر روزی افغانستان در وضعیت مشابهی قرار بگیرد، فقط با اتکا به مظلومیت یا استدلال حقوقی نمی‌تواند از خود دفاع کند؛ ابزار دفاعیِ قابل اتکا یک ضرورت است، نه یک انتخاب.» او معتقد است که این بخش از تجربهٔ ایران، «درسی است که هر کشور فاقد قدرت سخت باید به آن دقت ویژه داشته باشد».

بیشتر بخوانید:  ادامه اخراج پناهجویان افغان از پاکستان؛ بازگشت بیش از ۵۰۰۰ نفر در یک روز

از روحیهٔ مردمی تا دیپلماسی؛ عوامل مکمل در مدل مقاومت ایران

در بخش دوم، عارفی به اهمیت روحیهٔ مردمی و انسجام داخلی اشاره می‌کند. او می‌گوید: «ایران به خاطر همراهی گستردهٔ مردم و ایجاد نوعی همبستگی میان جامعه و حاکمیت، توانست هزینه‌های یک رویارویی طولانی‌مدت را تحمل کند. این انسجام داخلی برای هر مدل مقاومتی ضروری است.»

او در ادامه سه عامل کلیدی ایران را که «قابل‌توجه و قابل‌الگو» می‌داند، به این ترتیب شرح می‌دهد:

۱. روحیه و اعتمادبه‌نفس نیروهای دفاعی: «نیروهای ایرانی احساس شکست‌ناپذیری ایجاد کردند. این احساس صرفاً نظامی نبود؛ ریشهٔ اجتماعی داشت.»

۲. حمایت مردمی و سرمایهٔ اجتماعی: به گفتهٔ او، «وقتی مردم باور کنند مقاومت یک ضرورت است، پایداری آن افزایش می‌یابد.»

۳. دیپلماسی فعال در کنار مقاومت میدانی: عارفی می‌گوید: «ایران فقط در میدان فعال نبود؛ در سازمان ملل، در رایزنی‌های منطقه‌ای و در تعامل با روسیه، چین و حتی برخی همسایگان، تلاش کرد نشان دهد که سیاستش صرفاً تقابل نیست، بلکه دفاع مشروع است.»

وی توضیح می‌دهد که ایران با این ترکیب سه‌گانه توانست «هم هزینه‌های احتمالی را مدیریت کند و هم از انزوای بین‌المللی کامل دور بماند». عارفی تأکید می‌کند: «این بخش از تجربهٔ ایران، یعنی پیوندِ مقاومت با دیپلماسی، یک نکتهٔ بسیار مهم برای هر کشوری است که در شرایط تهدید قرار دارد.»

محدودیت‌های افغانستان و ضرورت انتخاب راهبردهای کم‌هزینه

عارفی در قسمت پایانی گفت‌وگو به تفاوت‌های اساسی میان ایران و افغانستان می‌پردازد و هشدار می‌دهد که «نباید هیچ الگوی خارجی را بدون در نظر گرفتن واقعیت‌های داخلی یک کشور، نسخه‌برداری کرد».

او می‌گوید: «ایران از ظرفیت‌های ژئوپلیتیک و منابع اقتصادی بسیار بزرگ بهره‌مند است؛ از تنگهٔ هرمز گرفته تا انرژی و صنایع دفاعی. افغانستان چنین پشتوانه‌هایی ندارد و این موضوع دامنهٔ انتخاب‌هایش را محدود می‌کند.»

بیشتر بخوانید:  ترامپ از «نزدیکی به توافق» می‌گوید | تهران شرط اصلی را آتش‌بس لبنان اعلام کرد

به باور این استاد دانشگاه، افغانستان در شرایط فعلی «در معرض فشار قدرت‌های جهانی قرار دارد و مجبور است میان مقاومت، تقابل، همکاری و دیپلماسی نوعی توازن برقرار کند».

عارفی توضیح می‌دهد: «افغانستان اقتصاد شکننده دارد، توان دفاعی‌اش محدود است و هنوز از نظر حقوقی و دیپلماتیک جایگاه تثبیت‌شده‌ای در نظام بین‌الملل ندارد. بنابراین نمی‌تواند همان الگوی تقابل‌محور را دنبال کند.»

او اضافه می‌کند که افغانستان در برابر موضوعاتی مانند واگذاری پایگاه‌ها یا فشارهای سیاسی «تا حدی تلاش به مقاومت دارد»، اما ناچار است به‌طور هم‌زمان «با پروژه‌ها، نهادهای بین‌المللی و قدرت‌های بزرگ تعامل کند تا هزینه‌ها را کاهش دهد». عارفی در جمع‌بندی این بخش می‌گوید: «افغانستان مجبور است راهبردهای کم‌هزینه را انتخاب کند، حتی اگر آن راهبردها در نگاه اول شبیه مقاومت فعال نباشند. این یک ضرورت ساختاری است، نه یک انتخاب سیاسی.»

در ادبیات روابط بین‌الملل و مطالعات امنیتی، بررسی الگوهای مقاومت دولت‌ها در برابر فشارهای خارجی و تهدیدهای نظامی، معمولاً در قالب تحلیل‌های تطبیقی انجام می‌شود؛ تحلیل‌هایی که بر مؤلفه‌هایی مانند مشروعیت دفاعی، ظرفیت بازدارندگی سخت و نرم، انسجام اجتماعی و کارکرد دیپلماسی در مدیریت بحران تمرکز دارند. در این چارچوب، پژوهشگران تلاش می‌کنند نشان دهند که چگونه ترکیب ابزارهای نظامی، سرمایهٔ اجتماعی و تحرک دیپلماتیک می‌تواند بر نحوهٔ مواجههٔ یک کشور با محیط امنیتی پیرامونی اثر بگذارد. با این حال، این مطالعات همواره بر تفاوت‌های ساختاری میان کشورها — از جمله وضعیت ژئوپلیتیک، ظرفیت‌های اقتصادی و نظامی، و جایگاه در نظام بین‌الملل — تأکید می‌کنند و معتقدند هر الگو تنها در صورتی قابل اقتباس است که با شرایط بومی و محدودیت‌های ساختاری کشور مورد نظر تطبیق داده شود.


بیشتر بخوانید:

ادعای جدید ترامپ: مذاکرات بعدی با ایران اوایل هفته آینده برگزار می‌شود (۲۷ فروردین ۱۴۰۵)

دیدار عاصم منیر با رئیس مجلس و فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا در تهران

ولایت فقيه در ايران رمز پیروزی بود

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=118637
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x