دکتر رضا غلامی، اقتصاددان در گفتوگو با ایراف، با اشاره به جایگاه نفت و گاز در صنایع بزرگ، هوش مصنوعی، ابررایانهها و تولید جهانی، تأکید کرد که سیاستهای چنددههسالهٔ غرب برای پایین نگهداشتن قیمت انرژی، مانع از واقعیشدن قیمت نفت شده است. او معتقد است قیمت نفت باید به بالای ۱۰۰ دلار برسد تا با ارزش واقعی آن هماهنگ شود.
انرژی؛ ستون فقرات اقتصاد جهانی
دکتر رضا غلامی گفت: «انرژی، بهویژه نفت و گاز، پایه و ابزار اصلی تولید در جهان است.» او توضیح داد: «در تولید برق، فولاد، صنایع مادر، صنایع سنگین، هوش مصنوعی، ابررایانهها و کل زنجیرهٔ فناوری، انرژی نقش محوری دارد. در واقع، نفت و گاز نه فقط یک کالا، بلکه عامل اصلی تولید هستند.»
به گفتهٔ او، همین ماهیت انرژی باعث میشود هر تغییری در بهای آن، کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد؛ چون کشورهایی که واردکنندهٔ انرژیاند در صورت افزایش قیمت، هزینهٔ بیشتری میپردازند و رفتار اقتصادیشان دگرگون میشود.
روسیه؛ کسب میلیاردها دلار از جهش قیمت نفت
غلامی در تحلیل خود تأکید کرد که روسیه در این شرایط «برندهٔ اصلی» است. او توضیح داد: «روسیه هم تحریم بود و هم نفت خود را با قیمت پایینتر عرضه میکرد. این موضوع باعث شده بود بتواند حجم بالایی از نفت را در بازار بفروشد، اما با وقوع جنگ و افزایش قیمت نفت، همان حجم بالایی که روسیه عرضه کرده بود، اکنون با قیمت چندبرابری سودآوری دارد.»
او گفت روسیه توانسته «میلیاردها دلار» درآمد از این شرایط به دست آورد؛ درآمدی که نهتنها تحریمها را جبران کرده، بلکه روسیه را به یک بهرهبردار کلیدی وضعیت فعلی تبدیل کرده است.
چین؛ میان دوگانهٔ هزینهٔ انرژی و منافع راهبردی
غلامی دربارهٔ چین هم گفت: «در مورد چین نمیتوان حکم قطعی داد؛ چون چین هم منافع دارد و هم هزینه.»
او توضیح داد: چین به عنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی، از افزایش قیمت نفت و گاز آسیب میبیند و هزینههای تولیدش بالا میرود.
اما از طرف دیگر، چین در یک رقابت استراتژیک و شبیه جنگ سرد با آمریکا قرار دارد و هرگونه تقویت بلوک مقابل آمریکا – از جمله افزایش نقش ایران یا روسیه – برای چین سود سیاسی دارد.
غلامی افزود که چین ترجیح میدهد منافع سیاسیاش را حفظ کند، حتی اگر به بهای افزایش هزینهٔ انرژی باشد.
او همچنین گفت: «وقتی قیمت انرژی بالا میرود، قیمت محصولات اروپایی هم بالا میرود؛ چون هزینهٔ تولید اروپا گرانتر است. اما محصولات چینی به دلیل نیروی کار ارزان و امکانات تولیدی ارزانتر، افزایش قیمت کمتری پیدا میکنند. نتیجه این میشود که چین دوباره مزیت پیدا میکند و سهم بازارش در صادرات جهانی تقویت میشود.»
اروپا؛ بازندهٔ بزرگ
این اقتصاددان گفت: «اروپا وابستگی شدیدی به انرژی وارداتی دارد. بالا رفتن قیمت نفت و گاز مستقیمترین اثر را بر اقتصاد اروپا میگذارد. هزینهٔ تولید بالا میرود، تورم افزایش پیدا میکند، رشد اقتصادی کند میشود و صنایع اروپایی رقابتپذیری کمتری خواهند داشت.»
او تصریح کرد: «اروپا بزرگترین بازندهٔ افزایش قیمت انرژی است.»
غلامی در ادامه به سیاست دیرینهٔ غرب اشاره کرد: «حداقل چهار تا پنج دهه است که غربیها میگویند قیمت انرژی نباید بالا برود؛ چون اگر قیمت انرژی بالا برود، قیمت همهٔ عوامل تولید بالا میرود، تورم افزایش مییابد، رشد اقتصادی پایین میآید و بیکاری بیشتر میشود.»
او افزود: «غرب مصرفکنندهٔ اصلی انرژی است و همیشه تلاش کرده قیمت نفت و گاز را پایین نگه دارد. غیر از دورههایی که قیمت نفت بالاتر از ۱۲۰ دلار رفته، در بقیهٔ موارد موفق بودهاند.»
تناقض غرب؛ نفت ارزان، مالیات سنگین
این اقتصاددان گفت: «غربیها در حالی که از کشورهای تولیدکننده میخواهند نفت ارزان بدهند، خودشان روی مصرفکنندگان داخلی مالیات ۶۰ تا ۷۰ درصدی وضع میکنند. نفت خام را به قیمت پایین میخرند، در پالایشگاههای خود فرآوری میکنند و با قیمتهای بسیار بالا به دیگر کشورها میفروشند.»
او این وضعیت را یک تناقض تاریخی دانست.
غلامی تأکید کرد: «قیمت ۵۰ تا ۶۰ دلار برای هر بشکه نفت بسیار پایین است. قیمت ذاتی باید بالای ۱۰۰ دلار باشد.»
او افزود بسیاری از اساتید بزرگ حوزهٔ انرژی نیز همین تحلیل را دارند و پیشتر هشدار دادهاند که قیمت فعلی با واقعیتهای اقتصاد تولید همخوان نیست.
این اقتصاددان ابراز امیدواری کرد که شرایط فعلی باعث واقعیسازی قیمت نفت شود.
تأثیر جهش قیمت انرژی بر بازارهای مالی
غلامی با اشاره به اثرات مستقیم بر صنایع گفت: «بسیاری از صنایع برنامهریزی خود را بر اساس قیمتهای قبلی انجام داده بودند. حالا با دو برابر شدن قیمت مواد اولیه، سود و زیان آنها بهشدت تغییر کرده است.»
او ادامه داد: «این موضوع به کاهش قیمت سهام صنایع بزرگ، بهویژه صنایع مرتبط با هوش مصنوعی، منجر شده است؛ چون هزینهٔ تولید بالا رفته و سودآوری پایین آمده. این روند همچنان ادامه دارد.»
غلامی گفت: «کشورها برای خرید نفتِ گرانشده، مجبورند بخش بیشتری از ذخایر ارزی، طلا و سایر داراییهای خود را صرف کنند. این تغییر در ترکیب سبد داراییها باعث کاهش قیمت طلا و بخشی از رمزداراییها شده است.»
او تأکید کرد که پایدار بودن این روند، بسته به رژیم تجاری و اقتصاد جهانی بعد از جنگ دارد.
رفتار قیمتی نفت؛ جهش سریع، کاهش تدریجی
غلامی با اشاره به کشش قیمتی پایین نفت و گاز گفت: «قیمت انرژی وقتی عرضه کم شود، به صورت موشکی بالا میرود؛ اما مثل پر پایین میآید. یعنی کاهش قیمت بسیار کند و تدریجی است.»
او پیشبینی کرد: «احتمال دارد بخشی از قیمتها تعدیل شود تا کشورها بتوانند ذخایر خود را بازسازی کنند و این تغییرات در قالب تورم و نوسانات بازار سهام بروز خواهد کرد.»
نحوهٔ پایان جنگ؛ تعیینکنندهٔ آیندهٔ بازار
غلامی گفت: «اینکه جنگ چگونه پایان یابد، عامل تعیینکننده است. اگر عامل تهدیدکننده از بین برود، بازارها دوباره به دورهٔ قبل برمیگردند. اما اگر ایران همچنان قدرت منطقهای تثبیتشده باقی بماند، رفتار سرمایهگذاران تغییر خواهد کرد.»
او افزود: «اگر ایران بتواند ثبات بلندمدت ایجاد کند، با توجه به ذخایر عظیم نفت و انرژی، ممکن است جریان سرمایهگذاری به سمت ایران یا کشورهای باثباتی مثل عمان حرکت کند، اما اگر ایران تضعیف شود، ورود سرمایه به کشور دشوار خواهد شد.»
غلامی در پایان گفت: اگر ایران بتواند خود را تثبیت کند و موقعیت منطقهای خود را حفظ نماید، میتواند بر بازار نفت و جریان سرمایهگذاری در منطقه اثر تعیینکننده بگذارد.
افزایش بیسابقهٔ بهای انرژی در پی جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران، اقتصاد جهانی را در معرض یکی از پیچیدهترین دورههای تحول قرار داده است. جایگاه محوری نفت و گاز بهعنوان «هستهٔ تولید» در تمامی صنایع (از تولید برق و فولاد تا هوش مصنوعی و ابررایانهها) سبب شده هر شوک در قیمت انرژی بهسرعت به ساختار هزینهای کشورها و بنگاهها منتقل شود.
در این میان، اختلالات ناشی از جنگ و جهش قیمتها، برندگان و بازندگان مشخصی در نظام اقتصادی بینالملل ایجاد کرده است: روسیه با فروش حجم بالای نفت تحت تحریم و اکنون با قیمتهای چندبرابری، بیشترین منفعت را کسب کرده؛ چین میان فشار هزینهٔ انرژی و منافع راهبردی سیاسی گرفتار شده؛ و اروپا که وابستگی بالایی به واردات انرژی دارد، اصلیترین متضرر این وضعیت به شمار میرود. در حالی که غرب طی دههها با سیاستهای مهار قیمت انرژی تلاش کرده تورم و فشار هزینهای را کنترل کند، شرایط فعلی نشان میدهد قیمت واقعی نفت با سطحهای کنونی فاصلهٔ قابل توجهی دارد و تغییرات اخیر میتواند بنیانهای تولید، بازارهای مالی و جریان سرمایهٔ جهانی را دگرگون کند.
بیشتر بخوانید:
کاخ سفید: مذاکرات درباره ایران سازنده است | به توافق خوشبین هستیم
هرمز، ستون چهارم بازدارندگی ایران؛ وقتی آمریکا در نبرد ارادهها شکست میخورد









