به گزارش ایراف، دکتر کریم پاکزاد، پژوهشگر بنیاد مطالعات استراتژیک فرانسه در یادداشتی، با اشاره به اهمیت جغرافیا در روابط بینالمللی، به بررسی روابط میان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و ایالات متحده آمریکا پرداخته است.
وی با اشاره به روند جنگ میگوید: «در برابر بمبارانهای وحشیانه آمریکا و اسرائیل، ایران از یک سو با موشکهای دوربرد خود اسرائیل را هدف گرفت و از سوی دیگر، به گونه قاطعانهتری پایگاههای نظامی آمریکا را در کشورهای عربی خلیج فارس مورد هدف قرار داد.» این پایگاههای نظامی، همان نقاطی بودند که از آنجا به سوی ایران، موشک پرتاب شده بود.
کشورهای حاشیه خلیج فارس، بخشی از زمینهای خود را به صورت رایگان در اختیار پایگاههای نظامی آمریکا قرار دادند. آمریکا نیز با استفاده از همین پایگاهها توانست جنگ با ایران را مدیریت کند، از این رو، این اقدام کشورهای کوچک عربی باعث میشود که پایگاههای آمریکا به عنوان اهداف مشروع ایران در جنگ تلقی شود.
پاکزاد میافزاید: «زمانی که اسرائیل دامنه جنگ را وسعت بخشید و به میدان گازی پارس ۱ حمله کرد، ایران نیز مخازن نفت و گاز و پالایشگاهها را در عربستان سعودی، قطر، کویت، امارات و بحرین نشانه گرفت.»
به گفته این پژوهشگر برجسته، «عمان تنها کشوری بود که نظر به روابط دوستانه با ایران و موضع انتقادی نسبت به حمله آمریکا و اسرائیل – به استثنای یک یا دو پهپاد در روز اول که رئیسجمهور ایران بابت آن پوزش خواست – از این حملات وسیع ایران در امان ماند.»
«صدها میلیارد دلار پول دادیم، اما امنیت نگرفتیم»
پاکزاد در ادامه با لحنی هشدارآمیز به تحلیل علت سکوت کشورهای عربی میپردازد. وی گفت: «کشورهای خلیج فارس با مصرف صدها میلیارد دلار و خریدن مدرنترین هواپیماهای جنگی و موشکهای آمریکایی، فرانسوی و انگلیسی، و جا دادن حدود ده پایگاه نظامی آمریکا، انتظار داشتند که در صورت ضرورت، آمریکا امنیت آنها را تضمین کند.»
وی افزود: «ولی در عمل و در روز موعود، در حالی که زیر حملات موشکی و پهپادی ایران قرار داشتند، مشاهده کردند که در موقع خطر، آمریکا آنها را تنها رها میکند. به همین دلیل علیرغم حملات گسترده ایران، آنها حاضر نشدند پاسخ متقابل بدهند و فقط به دفع موشکها و پهپادهای شلیک شده از ایران بسنده کردند.»
«دوستی آمریکا با پولهای آنها بود، نه به امنیت آنها»
این پژوهشگر ارشد روابط بینالمللی با صراحت کامل علت اصلی این تحول راهبردی را اینگونه بیان کرد: «دلیل آن این است که در اوج جنگ آنها آگاهی پیدا کردند که روی آمریکا نمیتوانند اتکا کنند. دوستی آمریکا با پولهای آنها بود، نه به امنیت آنها. آمریکا روزی رفتنی است، ولی ایران به حیث همسایه بزرگ و قدرتمند آنجا خواهد ماند و باید با آن ساخت.»
نکتهای که کشورهای کوچک عرب حاشیه خلیج فارس آن را فراموش کردهاند یا تحت تاثیر عربستان سعودی و اسرائیل به آن بی توجهی نشان دادهاند، ایران بزرگ، قدرتمند و مشرف بر تمام سرزمینهای آن هاست. اگر این کشورها از گذشته روابط خود با ایران بهعنوان همسایه قدرتمند و بزرگ را به سوی همگرایی پیش میبردند، هرگز چنین سرنوشتی نصیبشان نمیشد.
پاکزاد با اشاره به تحرکات دیپلماتیک همزمان با حملات نظامی گفت: «در اوج حملات ایران، وزرای خارجه عربستان، قطر و عمان با همتای ایرانی خود گفتگو کردند.»
درسی فراتر از خلیج فارس: جغرافیا، فراموششده بزرگ
نویسنده در پایان یادداشت خود با نگاهی فراتر از منطقه خلیج فارس، یک اصل ژئوپلیتیک جهانی را یادآوری میکند: «کشور و ملتی که در سیاستگذاریهای کلان و راهبردی خود جغرافیا را در نظر نگیرد، راه خطا را میپیماید.»
وی به دو نمونه بارز اشاره میکند: «روابط مناقشهآمیز میان افغانستان و پاکستان، از روز ایجاد این کشور، نادیده گرفتن این اصل ژئوپلیتیک جهانی است. جنگ اوکراین نیز که با حمله روسیه علیه این کشور آغاز شد، در آغاز محصول نزدیکی اوکراین به ناتو بود؛ امری که در صورت عضویت اوکراین به این پیمان نظامی غرب، در واقعیت توسعه این پیمان به سوی شرق و تهدیدی برای روسیه محسوب میشد.»
گزارشها حاکی است که اکنون در پایتختهای عربی خلیج فارس، بازخوانی جدی سیاستهای امنیتی گذشته آغاز شده است. پاکزاد در نوشته خود به این درس تاریخی برای کشورهای عربی تاکید میکند: وقتی پای جغرافیا و همسایگی در میان باشد، پول و قراردادهای نظامی دیگر خریدار امنیت واقعی نیستند.









