مهدی محمدصادقی، دانشآموخته جغرافیای سیاسی، در گفتوگو با ایراف با اشاره به سوابق رفتاری و جهتگیریهای ایدئولوژیک و سیاسی پاکستان، میگوید این کشور ظرفیت لازم برای ایفای نقش میانجی بیطرف در تنشهای منطقهای را ندارد و ورود اسلامآباد به این نقش بیشتر با انگیزههای ژئوپلیتیکی و اقتصادی همراه است تا دغدغه حل مناقشه.
مهدی محمدصادقی با بررسی زمینههای رفتاری و جهتگیریهای سیاست خارجی پاکستان، تصویری متفاوت و انتقادی از این میانجیگری ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد اسلامآباد خود بخشی از معادله است، نه داور کنار زمین.
پاکستان بیطرف است؟
مهدی محمدصادقی، دانشآموخته جغرافیای سیاسی، میگوید پاکستان فاصله زیادی با موقعیت یک میانجی بیطرف دارد. از نظر او، پاکستان از نظر ایدئولوژیک بهطور سنتی در مدار عربستان قرار داشته و از نظر سیاسی نیز به ایالات متحده تکیه کرده است؛ ترکیبی که با نقش میانجیگری بیطرفانه سازگار نیست.
او یادآوری میکند که سخنان اخیر برخی مقامات پاکستانی که ایران را از تنش با عربستان برحذر میداشتند، نشاندهنده جهتگیری آشکار اسلامآباد است. همچنین تفاوت نوع استقبال ارتش پاکستان از هیئت ایرانی و هیئت آمریکایی را نشانهای از سلسلهمراتب اهمیت روابط در نگاه اسلامآباد میداند.
پاکستان در موقعیتی مشابه با میانجیگری ترکیه
محمدصادقی تأکید میکند تردید نسبت به میانجیگری پاکستان ریشه در تجربههای گذشته دارد. او نمونه ترکیه در آستانه مذاکرات عمان را مثال میزند: کشوری که به دلیل نزدیکی به برخی محورهای منطقهای نتوانست نقش میانجیگری واقعی ایفا کند.
او معتقد است پاکستان نیز ممکن است در مسیر مشابهی قرار بگیرد، زیرا میانجی زمانی معتبر است که دوطرف به او تکیه داشته باشند؛ با توجه به جهتگیریهای روشن پاکستان، چنین اتکایی شکل نمیگیرد.
انگیزه پاکستان از میانجیگری
به گفته محمدصادقی، پاکستان از سر خیرخواهی وارد این میدان نشده و انگیزههای مشخصی دارد. این انگیزهها شامل رقابت راهبردی با هند، نیاز شدید به انرژی، ضرورت ایجاد مسیرهای امن و پایدار ترانزیتی، نگرانی از پیامدهای امنیتی و اجتماعی تنشهای منطقهای بر جمعیت شیعیان داخل پاکستان، و تلاش برای تثبیت نقش منطقهای خود است. به همین دلیل، هرچند پاکستان در ظاهر نقش میانجی را بازی میکند، در عمل به دنبال تقویت موقعیت ژئوپلیتیک و ارتقای جایگاه خود در معادلات منطقهای است.
پیوندهای فرهنگی ایران و پاکستان یک ظرفیت مهم است
در بخش دیگری از گفتگو، محمدصادقی به ظرفیتهای همکاری ایران و پاکستان اشاره میکند. او میگوید سیاست همسایگی ایران و نظریه همتکمیلی میتواند بنیانی برای تقویت مناسبات جدید اقتصادی و امنیتی میان دو کشور باشد. این همکاریها میتواند شامل پروژههای بندری، دالانهای ترانزیتی، اتصال چابهار و گوادر، همکاریهای انرژی و توسعه زیرساختهای مشترک باشد. او معتقد است چنین همافزاییهایی قادر است فضا را از تنشمحور به منافعمحور تغییر دهد و یک چارچوب پایدار همکاری ایجاد کند.
در پایان، محمدصادقی تأکید میکند پیوندهای فرهنگی ایران و پاکستان سرمایهای مهم و کمتر فعالشده است. به گفته او، وجود واژههای فارسی در سرود ملی پاکستان تنها یک نشانه نمادین نیست، بلکه یادآور تاریخ عمیق فرهنگی مشترک دو ملت است. او باور دارد که اگر این پیوند فرهنگی در کنار همکاریهای اقتصادی و راهبردی قرار گیرد، میتواند بنیان تقویت روابط آینده دو کشور را فراهم کند.
پاکستان از زمان استقلال تاکنون همواره در میانه رقابتهای منطقهای و فرامنطقهای نقش ایفا کرده است. این کشور با جمعیتی بزرگ، موقعیت جغرافیایی حساس، مرزهای طولانی و اقتصادی وابسته، ناچار بوده میان فشارها و انتظارات بازیگرانی همچون عربستان، ایالات متحده، چین و هند موازنه برقرار کند. همین ساختار چندوجهی سبب شده اسلامآباد در بسیاری از مواقع نه بهعنوان بازیگر بیطرف، بلکه بهعنوان طرفی دارای منافع ویژه در معادلات منطقه دیده شود. سابقه تنشهای داخلی، نیازهای انرژی، وابستگی اقتصادی و رقابتهای امنیتی نیز همگی بر نحوه کنش خارجی پاکستان تأثیر گذاشته و زمینهساز تردیدها نسبت به نقش میانجیگرانه آن در بحرانهای منطقهای شده است.
بیشتر بخوانید:
نشریه دیپلمات: آمریکا به دنبال اعلام پیروزی و خروج از مخمصه جنگ ایران است
تاکید عربستان و پاکستان بر اهمیت دیپلماسی برای بازگرداندن ثبات به منطقه
بزرگترین بحران انرژی تاریخ؛ جنگ ایران چگونه اقتصاد جهانی را ویران میکند؟









