به گزارش ایراف، مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد در حالی به پایان میرسد که نتیجه قابل توجهی برای اتمام جنگ حاصل نشده است. بسیاری از تحلیلگران میگویند آمریکا نه بدنبال مذاکره، بلکه بدنبال دیکته کردن خواستههای خود است.
«مذاکره نبود، مطالبه بود»
سیداحمد موسوی مبلغ، تحلیلگر سیاسی افغانستان، با صراحت اعلام کرده که آنچه در پاکستان گذشت، بیش از آنکه یک مذاکره متعارف باشد، «مطالبه حقوق طبیعی یک کشور پیروز در جنگ» بوده است.
به باور وی، شرایط نه در میدان نبرد و نه در حوزه اقتصاد به گونهای نیست که ایران نیازمند امتیازدهی باشد و تداوم جنگ، دیر یا زود، آمریکا را ناچار به پذیرش مطالبات ایران خواهد کرد.
این تحلیلگر با اشاره به سابقه خیانتهای آمریکا در توافقات قبلی تأکید کرده که اکنون سطح مطالبات ایران تغییر کرده و واشنگتن چارهای جز تن دادن به آن ندارد. او همچنین از حمایت مردمی از تیم مذاکرهکننده ایران سخن گفته و نوشته است: «مردم تداوم جنگ را بهتر از یک نتیجه بد در مذاکرات میدانند.»
تشبیه مذاکرات اسلامآباد به تجربه تلخ دوحه
محمد ناطقی، دیگر کارشناس افغان، با نگاهی تطبیقی، علت بنبست را «مذاکره در سایه جنگ» دانسته و این وضعیت را به مذاکرات صلح افغانستان در دوحه تشبیه کرده است.
به نوشته او، زمانی که گفتوگوها در فضای ادامه درگیریها انجام شود، عقلانیت تضعیف شده و احساسات جای آن را میگیرد. ناطقی فقدان اعتماد را میراث خیانتهای مکرر آمریکایی ارزیابی کرده و هشدار داده است که بدون اعتماد، حتی دقیقترین توافقها نیز شکننده خواهند بود.
او از منظر اخلاق سیاسی تأکید کرده که هدف مذاکره باید کاهش رنج انسانها باشد، نه حفظ حیثیت قدرتها، و ادامه جنگ در کنار مذاکره را «تناقضی اخلاقی» خوانده است.
«آبی که از سر گذشت»؛ محکومیت حملات و ترورها
از سوی دیگر حیات کوشا، تحلیلگر افغان با اشاره به مثل معروف «آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب»، مماشات پیشین ایران را بینتیجه خوانده و اقدامات آمریکا و اسرائیل از جمله ترور فرماندهان نظامی و مقامات ارشد ایران و بمباران زیرساختها را به شدت محکوم کرده است.
کوشا با تفکیک ماهیت دو طرف درگیر نوشته است: «آمریکا و اسرائیل با ایده سر دمداری، تصاحب قدرت و منابع اقتصادی میجنگند، اما ایران برای بقای نظام و حق طبیعی خود. ایده هوس در برابر ایده حق از بین خواهد رفت. آب از سر ایران گذشته و دیگر چیزی برای از دست دادن نمانده است.»
پیش از این مذاکرات، آمریکا دو مرحله با ایران مذاکره کرده بود و برخلاف تمام قول و قرارها، در حالیکه مذاکرات در حال رسیدن به نتیجه بود، به ایران حمله کرد. این تجاوزها باعث ایجاد حس عمیق بیاعتمادی شده و بسیاری آن را تجاوز آشکار و زیادهخواهی آمریکا میدانند.
آتشبس موقت یا تشدید تنش؟
از سوی دیگر خداداد فقیهی نگاهی واقعبینانهتر به آینده جنگ و بحران دارد. او با اشاره به اختلاف اصلی بر سر غنیسازی اورانیوم بالای شصت درصد و کنترل تنگه هرمز، نوشته است که ترامپ خشمگین از مقاومت ایران، در دو راهه ادامه جنگ یا تسلیم به خواستههای ایران قرار دارد.
به باور فقیهی، ادامه اعتراضات ضدجنگ در آمریکا منجر به پایین آمدن اعتبار ترامپ و سیاست خارجی او میشود، از این رو به نظر میرسد ادامه دادن جنگ برای ترامپ دشوار باشد.
فقیهی با هشدار نسبت به «آتشافروزی نتانیاهو و کشاندن ترامپ به جنگ»، در عین حال ابراز امیدواری کرده که آتشبس دو هفتهای با رویکرد مثبت به سمت صلح دائمی بیانجامد و سیاستمداران دو کشور از خرد جمعی برای صلح پایدار و کرامت انسانی استفاده کنند.
آمریکا در اغلب مذاکرات، به شکل مدعی العموم جهانی و در نقش کدخدا ظاهر میشود و خود را در موضعی بالاتر از دیگران میبیند، آنچه مانع اصلی بینتیجه ماندن مذاکرات است، همین خوی اضافهخواهی و خودبزرگبینی بیش از حد آمریکاییها است.
ترامپ بدون توجه به اینکه شرایط جنگ را خودش بهوجود آورده و با حمله تروریستی بخش بزرگی از رهبران رده بالای ایران را به شهادت رسانده، خواهان تسلیم شدن ایران است؛ در حالی که ایران در میدان جنگ، دست بالا را داشته و به باور تحلیلگران پیروز میدان است.









