این نوشتار به بررسی جایگاه محوری مفهوم شهادت در سنت شیعی میپردازد؛ مفهومی که از واقعه عاشورا تا قیامهای تاریخی پس از آن، همواره الهامبخش حرکتهای دینی و اجتماعی بوده است.
فرهنگ شهادت یکی از مفاهیم محوری در اندیشه و هویت دینی شیعه به شمار میآید که ریشههای آن را میتوان در آموزههای قرآنی، سیره پیامبر اسلام (ص) و بهویژه در تاریخ و سنت اهلبیت (ع) جستوجو کرد. در این فرهنگ، شهادت نه صرفاً مرگ در میدان نبرد، بلکه نوعی کنشِ آگاهانه و مبتنی بر ایمان تلقی میشود که در آن فرد برای پاسداری از ارزشهای الهی، عدالت و حقیقت، جان خود را فدا میکند. چنین برداشتی از شهادت، جایگاه ویژهای در نظام فکری و فرهنگی شیعه یافته و در طول تاریخ بهعنوان عاملی مهم در شکلدهی به هویت جمعی، مقاومت اجتماعی و پویایی اعتقادی پیروان این مذهب عمل کرده است.
در میان رخدادهای تاریخی اسلام، واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش نقشی بنیادین در تکوین و گسترش فرهنگ شهادت در میان شیعیان داشته است. این واقعه بهعنوان نماد مبارزه با ظلم، احیای ارزشهای دینی و ایستادگی در برابر انحرافات سیاسی و اجتماعی در حافظه تاریخی و آیینهای مذهبی شیعه جایگاهی محوری پیدا کرده است. از این رو، فرهنگ شهادت در سنت شیعی نه تنها یک مفهوم اعتقادی، بلکه پدیدهای فرهنگی و اجتماعی است که در قالب مناسک، آیینها، ادبیات دینی و گفتمانهای سیاسی و اجتماعی بازتولید و تداوم یافته است.
جریانها و حرکتهای متعددی در طول تاریخ اسلام، بهویژه در میان شیعیان، از فرهنگ شهادت و الگوی قیام امام حسین (ع) برای مبارزه با ظلم و بیعدالتی الهام گرفتهاند. پس از واقعه کربلا، گروهی از شیعیان کوفه که خود را در یاری نکردن امام حسین (ع) مقصر میدانستند، با عنوان «توّابین» به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی قیام کردند. هدف اصلی آنان توبه از کوتاهی خود و انتقام از عاملان شهادت امام حسین (ع) بود. این قیام یکی از نخستین حرکتهایی بود که بهطور مستقیم با الهام از واقعه عاشورا شکل گرفت. مختار ثقفی با شعار خونخواهی امام حسین (ع) در کوفه قیام کرد. او با تکیه بر حمایت شیعیان و با نام محمد بن حنفیه بهعنوان نماینده اهلبیت، بسیاری از عاملان واقعه کربلا را مجازات کرد. این قیام در تاریخ شیعه بهعنوان حرکتی در جهت احقاق حق اهلبیت و اجرای عدالت شناخته میشود. زید بن علی، فرزند امام سجاد (ع)، علیه حکومت اموی قیام کرد. او به صراحت قیام خود را در ادامه راه امام حسین (ع) میدانست و هدفش مبارزه با ظلم و انحراف حکومت بود. قیام او بعدها الهامبخش شکلگیری مذهب زیدیه نیز شد. در دوران خلافت عباسیان نیز چندین قیام توسط نوادگان امام علی (ع) شکل گرفت که اغلب با الهام از الگوی عاشورا و مبارزه با ظلم صورت میگرفت؛ از جمله: قیام محمد نفس زکیه (۱۴۵ هجری)، قیام ابراهیم بن عبدالله برادر او، قیام حسین بن علی شهید فَخّ (۱۶۹ هجری) و … در طول تاریخ، فرهنگ عاشورا الهامبخش جریانها، نهضتها و حرکتهای بسیاری بوده است.
تفسیرِ سیاستزده از مفهوم «شهادت» و تبدیل آن به یک استراتژی مبارزاتی تا دوران معاصر ادامه داشت تا سال ۱۳۴۲ که امام خمینی (ره) این اندیشه را بازسازی و تثبیت و آن را به موتور محرکهٔ جریان انقلاب و نیز جنگ تحمیلی تبدیل کرد. بعد از ارتحال امام، آیتالله خامنهای با توسعهٔ این گفتمان و تبدیل آن به ساختار، بزرگترین گام را در نهادینهکردن این اندیشه برداشت.
استراتژی شهادت و دکترین عاشورا، دال مرکزی اندیشه و رفتار و مدل حکمرانی آیتالله خامنهای قرار گرفت که بدون فهم دقیق این دو، هیچیک از رفتارها و تصمیمات و مواضع ایشان را نمیتوان تبیین کرد. تقدیر چنین بود که قطعهٔ آخر پازل زندگی ایشان نیز درست منطبق با استراتژی شهادت و دکترین عاشورا و با انطباق کامل با اسطورهٔ عاشورا و مطابق با باورهای فردی و مشی زندگی ایشان رقم خورد: پایان زندگی به صورت شهادت و در حملهٔ دشمن، آن هم در ماه رمضان و با زبان روزه، آن هم همراه خانوادهٔ خود، تکتک عناصر و اجزای موجود در واقعه عاشورا (حتی شادی مخالفان).
آمریکا و اسرائیل، بهعنوان اصلیترین دشمنان جریان اسلام سیاسی، با این اقدام خود، باارزشترین و بهترین هدیهٔ ممکن را به جریان مقاومت اهدا کردند. درست وقتی که بهدلیل بروز بحرانها و چالشهای مختلف، گفتمان اسلام سیاسی رو به افول نهاده بود، حال و با شهادتِ آیتالله خامنهای، خون تازهای به شریان این جریان وارد شده است. امروز خزانهٔ تاریخیِ اسلامِ سیاسی، یک اسطورهٔ باورپذیر و ملموس دیگر که حیات و مماتش همزمان دو سرمشق تاریخی بنیادین شیعه، یعنی امام علی (ع) و امام حسین (ع) را پذیرا شده است. در حافظهٔ تاریخی شیعه، حالا شمایلِ یک رهبر مبارزِ شهید نقش بسته که هم توانست چند دهه حکمرانی کند و هم در برابر قدرتهای جهانی ایستادگی کند تا شهید شود.
از سوی دیگر، باورِ اسلامی به «حضور» و «استمرارِ حیاتِ» شهید، این شمایل را مانا و نامیرا خواهد کرد و به منبعی جوشان و الهامبخش برای جامعه شیعی مبدل خواهد ساخت. قدرتهای تجاوزگر و مستکبر غربی، بهرغم پژوهشهای فراوانِ آکادمیکِ غربی دربارهٔ عاشورا و با ادعای دانستن فهم دقیقی از مفهوم «شهادت» بهویژه در خوانش شیعی و نیرویی که آیتالله خامنهای تولید کرده و خواهد کرد، با انجام این عمل ددمنشانه همچون قیام عاشورا، با ریختن خونِ رهبر انقلاب، فصل تازهای از اسلامگرایی را آغاز کردند.
آنها با تقدیم این هدیه، یک الگوی نمادین و الهامبخش برای تبیین نسبت میان ایمان، مسئولیت اخلاقی و مواجهه با ظلم مورد بازخوانی قرار دادند که منجر به شکلگیری نوعی «دکترین فرهنگی» خواهد شد که در آن ایثار، فداکاری و آمادگی برای هزینهدادن در راه آرمانهای دینی به عنوان ارزشهای مرکزی معرفی میشوند. قدرتهای تجاوزگر و مستکبر غربی باید میدانستند که در این گفتمان، شهادت صرفاً پایان حیات فردی تلقی نمیشود، بلکه به عنوان رخدادی معنادار در حافظه جمعی جامعه دینی بازنمایی میگردد.
بیشتر بخوانید:
روایت فایننشالتایمز از دیدار ترامپ با دبیرکل ناتو: اروپاییها را مجازات میکنم
پیامدهای اقتصادی جنگ ایران برای اعراب؛ دوبی دیگر پناهگاه امن سرمایهگذاران غربی نیست
واکنش روزنامهنگار فرانسوی به شکست ترامپ: آن غول دیگر چندان غول نیست










خب بگذریم از اینکه این تحلیل را محسن حسام مظاهری نوشته بود؛ اما مهم اینه که جوهره گفتمان آیتالله خامنهای توحید بود. کاش به هر کسی تریبون ندهیم! لااقل پیشفرضش این باشد که اسم کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن را شنیده باشد!!