به گزارش ایراف، همزمان با اوج تهدیدات لفظی ترامپ، مبنی بر حمله گسترده به ایران، شبکههای اجتماعی افغانستان به عرصهای برای ابراز همبستگی پرشور با جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
کاربران افغانستانی، فارغ از اختلافات سیاسی گذشته، این بار تصویری متفاوت از یک «جبههٔ مردمی» را به نمایش گذاشتهاند؛ جبههای که محور روایت آن را تقابل دو قطبی «کرامت انسانی» در برابر «تجاوز و فحاشی غرب» تشکیل میدهد.
تقابل دو تصویر؛ چهره دیپلماسی ایران در برابر وزیر جنگ آمریکا
در میان تحلیلهای داغ کاربران، یک مقایسهٔ انسانی و اخلاقی بیش از همه خودنمایی میکند. در یک سو، سرتیپ ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی مقر خاتمالانبیا در ایران، قرار دارد؛ نظامیِ حافظِ قرآن، مسلط به چهار زبان زنده دنیا و دارای دکترای فلسفه، با چهرهای نورانی و جذاب و لحنی کوبنده و پرغرور که به خوبی از جبهه اسلام نمایندگی میکند.
فضل الهادی وزین با اشاره به همین تصویر مینویسد: «کسی که با “بسم الله” آغاز میکند و با آیهای از قرآن به پایان میرساند، عزت اسلامی و کرامت انسانی را معنا میکند.»
در سوی مقابل، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا قرار دارد؛ چهرهای که به گفته کاربران، سابقهای جنجالی و اتهاماتی اخلاقی ماننده تجاوز به کودکان را در پرونده خود دارد. اما فراتر از آن، خالکوبی واژه «کافر» بر بازوی او و اعلان جنگ صریح علیه اسلام (اعم از سنی و شیعه) توسط وی، خشم افغانها را برانگیخته است.
وزین در ادامه مینویسد: «از نظر انسانی و به عنوان یک مسلمان، چگونه میان کسی که با عزت سخن میگوید و دیگری که خواستار ویرانی اسلام است، تردید کنیم؟ حمایت از ذوالفقاری، حمایت از قرآن و عقلانیت است.»
هشدار ترامپ؛ فریاد عصبی یا زنگ خطر برای واشنگتن؟
اما این تنها وزیر دفاع آمریکا نیست که هدف انتقاد قرار گرفته؛ بلکه دونالد ترامپ با سخنان رکبک اخیر خود علیه ایران، سوژهٔ اصلی تحلیلگران افغانستانی شده است. «محمدامین جوادی» در تحلیلی عمیق، لحن ترامپ را نه نشانهٔ قدرت، بلکه «انفجار عصبی یک رهبر در لحظه بحران» توصیف میکند. به نوشته جوادی، رسانههای آمریکایی نیز این پیام را «رکیک» و «التهابآفرین» خواندهاند؛ سبکی که حتی در میان بخشی از پایگاه راست آمریکا نیز با واکنش منفی مواجه شده است.
جوادی با استناد به نظرسنجی Economist/YouGov هشدار میدهد که افکار عمومی آمریکا خواهان جنگ نیست: تنها ۱۴ درصد از اعزام نیروی زمینی حمایت میکنند و ۶۲ درصد مخالفاند. او نتیجه میگیرد که اگر ترامپ این بحران را طولانی کند، هزینهٔ آن مستقیماً به صندوقهای رأی در انتخابات میاندورهای منتقل خواهد شد و حتی زمزمهٔ استیضاح و فعال شدن متمم ۲۵ قانون اساسی دوباره جان گرفته است.
ای آمریکا از دست ملت ایران عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر
در سوی دیگر ماجرا، کاربران افغانستانی بر اصولی تأکید دارند که فراتر از مرزهاست. «حسین زاهدی» مینویسد: «کف خیابانهای ایران، جبههٔ رزم مردم است؛ مردمی که به سه اصل دین، ایران، استقلال و آزادی باور دارند. مهاجرین افغانستانی نیز جز سعادت و آبادی ایران آرزویی ندارند، چرا که یک مهاجر تنها در یک کشور مرفه فرصت رشد مییابد، نه در کشوری ویران.»
این احساس با خاطرات تاریخی گره خورده است. «حسین ریحانی» روایت میکند: «در دهه ۶۰ که کودک دبستانیِ مهاجر در ایران بودم، صدای رادیو همیشه جمله معروف شهید بهشتی را پخش میکرد: “آی آمریکا! از دست ملت ایران عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.” آن وقتها این یک شعار بود، اما امروز ترامپ تصویر عملی آن را به نمایش گذاشته است.»
هشدار نهایی؛ بیداری یا خیانت؟
از سوی دیگر، «علیاحمد بیات» با نگاهی تلخ و هشداردهنده، وضعیت جهان اسلام را به چالش میکشد. او با استناد به کلام امیرالمؤمنین علیهالسلام که فرمود: «حق را میشناسند و ترک میکنند، و باطل را یاری میکنند»، مینویسد: «وای بر آنان که با بیغیرتی برای دشمن قسمخوردهٔ اسلام هیاهو میکنند. آنگاه که از دل فسادِ آمریکا، پرچمدارِ دروغین صلح زبان به تهدید نابودی میگشاید، روشن میشود که چه کسانی حق را رها کردهاند.»
تهدید بیشتر آمریکا؛ همدلی بیشتر ایران و افغانستان
آنچه از مجموع این واکنشها برمیآید، شکلگیری یک اجماعِ احساسی و هویتی در میان کاربران افغانستانی است: محکومیت قاطع جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکا، دفاع از تمامیت ارضی ایران به مثابه خط مقدم مقاومت اسلامی، و تأکید بر این نکته که توهین به ایران و اسلام، مرزهای اخلاقی و انسانی را درنوردیده است.
افغانستانیها این بار نه به عنوان تماشاگر، که به مثابه بخشی از پیکرهٔ امت اسلامی، دوشادوش ملت شریف ایران صف آرایی کردهاند.









