به گزارش ایراف، عبدالکریم خرم وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ افغانستان در دوره جمهوریت در یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: میگویند آغاز کردن یک جنگ آسان است، اما پایان دادن به آن دشوار؛ جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران اکنون وارد چهارمین هفته خود شده است. این جنگ میتواند بهعنوان یکی از فاجعهبارترین جنگها در تاریخ بشریت ثبت شود. بحران انرژی، قحطی غلهجات و رکود اقتصاد جهانی از جمله پیامدهای منفی آن بهشمار میروند. بهنظر میرسد کشورهای عربی منطقه خلیج فارس، بازندگان اصلی این جنگ خواهند بود؛ زیرا در صورت پیروزی هر یک از دو طرف، روز خوشی نخواهند دید، مگر اینکه مذاکرات و راهحل سیاسی به این درگیری پایان دهد.
این جنگ برای ما نیز بیتأثیر نخواهد بود. به باور من، حملات و بمبارانهای پاکستان علیه افغانستان بیارتباط با جنگ آمریکا و ایران نیست و پاکستان این اقدامات را بدون هماهنگی با آمریکا انجام نمیدهد. ایران تاکنون تا حدی در این معرکه دست بالا را داشته، بهگونهای که گفته میشود دونالد ترامپ در پی یافتن راهی برای خروج از جنگ است و ممکن است با اعلام پیروزی، از آن عقبنشینی کند. هماکنون نیز خبرهایی درباره تماسها میان آمریکا و ایران و احتمال مذاکرات منتشر شده که ترامپ نیز به آن اشاره کرده است، اما در عین حال، اظهارات متناقض او، مسیر تحلیل را برای رسانهها و ناظران مبهم کرده است.
بهنظر من، اگر چند مسئله اساسی را در نظر بگیریم، بعید است آمریکا بهسادگی و مانند گذشته به این جنگ پایان دهد:
۱- پایان دادن به جنگ بدون پیروزی نظامی، میتواند آغاز افول هژمونی جهانی آمریکا باشد. این کشور که پیشتر نیز از روند شتابان چندقطبیشدن جهان نگران بوده، با پایان دادن به جنگ بدون دستاورد نظامی، عملاً پایان یکهتازی خود را اعلام خواهد کرد.
۲- جنگ فعلی با ایران برای اسرائیل یک مسئله حیاتی است. اگر ایران از این جنگ سالم خارج شود، آینده اسرائیل با خطر مواجه خواهد شد. به همین دلیل، اسرائیل با هدف قرار دادن چهرههای سیاسی ایران تلاش میکند فضای تندروی را در داخل ایران تقویت کند تا از این طریق، آمریکا را در کنار خود نگه دارد. اسرائیل، چه بهدلیل باورهای خاص حاکمان فعلی آمریکا، چه بهخاطر نفوذ لابیها، صاحبان سرمایه و فناوری، و چه بهواسطه پروندههایی مانند اپستین، از توان بالایی برای تأثیرگذاری بر سیاستهای آمریکا برخوردار است. از اینرو، هرگونه راهحل سیاسی را تضعیف خواهد کرد و حتی ممکن است به گزینههای بسیار خطرناک نیز متوسل شود.
۳- اگر دونالد ترامپ بدون پیروزی نظامی به جنگ پایان دهد، مسئول تلفات، هزینهها و پیامدهای منفی آن شناخته خواهد شد. این مسئله میتواند به شکست او در انتخابات میاندورهای نوامبر و حتی طرح استیضاحش منجر شود.
۴- چین و روسیه نقش مهمی در این معادله دارند. شاید بتوانند در پایان دادن به جنگ مؤثر باشند، اما این پرسش مطرح است که آیا پیامدهای منفی این جنگ برای اقتصاد و امنیت جهانی برای آنها مهمتر است یا تضعیف آمریکا؟ در حال حاضر، آمریکا ناچار شده از ذخایر استراتژیک تسلیحاتی خود استفاده کند و حتی برخی تجهیزات را از مناطق پیرامون چین به خاورمیانه منتقل کند؛ آیا این یک فرصت راهبردی برای چین و روسیه محسوب نمیشود؟
۵- تنگه هرمز و جزیره خارک در شرایط فعلی از مهمترین اهداف آمریکا بهشمار میروند. آمریکا تلاش خواهد کرد کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد تا بر جریان انرژی منطقه تسلط داشته باشد. اعزام نیروهای نظامی به خاورمیانه این گمان را تقویت میکند که واشنگتن احتمالاً به استفاده از نیروی زمینی نیز میاندیشد. بهگفته کارشناسان نظامی، آمادگی برای ورود به چنین مرحلهای از جنگ بین سه تا شش ماه زمان میبرد.
در مجموع، جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل میتواند طولانی شود و پیامدهای بسیار سنگینی بههمراه داشته باشد. امید آن میرود که خرد و تعقل انسانی اجازه ندهد این فاجعه بیش از این ادامه یابد.









