مردم و رهبری جدید جمهوری اسلامی ایران در شرایطی دشوار وارد سال ۱۴۰۵ شدهاند. بر اساس یک سنت دیرین، رهبری نظام در آغاز سال نو پیامی تصویری منتشر مینمود که طی آن موضوعات اصلی مورد توجه قرار گرفته و با نامگذاری نمادین سال، نقطهٔ تمرکز نظام حکمرانی در سال پیشرو تعیین میشد.
پس از شهادت حضرت آیتالله خامنهای و انتخاب رهبر جدید از سوی مجلس خبرگان در اسفندماه سال گذشته، پیام نوروزی ایشان به مناسبت تحویل سال ۱۴۰۵ خورشیدی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت، چرا که دومین سند رسمی و راهبردی از رویکرد جدید تهران در عرصهٔ سیاست داخلی و خارجی محسوب میشود. در این بیانیه که به دلایل مشخص به صورت مکتوب منتشر شد، محورهای مختلفی از جمله برخی موضوعات مرتبط با سیاست خارجی کشور مورد تأکید قرار گرفته است. کانون تمرکز این نوشتار، بازشناسی چارچوبهای سیاست خارجی در دیدگاه رهبر جدید ایران، بر اساس بیانیههای اول و دوم ایشان است. در این راستا چهار حلقهٔ ارتباطی و سه اصل سیاست خارجی احصا و مورد بحث قرار گرفته است.
چهار حلقهٔ ارتباطی: از فرهنگ تا مقابله با استکبار
نخستین حلقهٔ مورد اشاره در روابط خارجی، تأکید بر اهمیت روابط با کشورهای دارای اشتراکات فرهنگیتمدنی است. اشاره به اشتراکات معنوی از جمله تدین به دین اسلام، زبان و قومیت مشترک، مهمترین وجوه تشخیص کشورهای هدف است. به بیان دیگر، علاوه بر کشورهای اسلامی، توسعهٔ روابط با کشورهایی که در جغرافیای ایران فرهنگی قرار دارند، مورد توجه و تأکید رهبری جدید قرار دارد.
دومین حلقه، حلقهٔ کشورهای همسایه است. نخستین و برجستهترین سیاست قابل شناسایی در بیانیههای منتشر شده، تأکید رهبری جدید بر ضرورت وجود «رابطهٔ گرم و سازنده» با ۱۵ کشور همسایهٔ دارای مرز خاکی و آبی است. به نظر میرسد این سیاست که طی سالهای اخیر در ادبیات سیاسی ایران تحت عنوان «سیاست همسایگی» شهرت یافته، همچنان مورد توجه و تأکید قرار دارد.
حلقهٔ سوم که مخرج مشترک دو حلقهٔ قبلی به شمار میآید، کشورهای جبههٔ مقاومت هستند که به عنوان «بهترین دوستان» ایران معرفی شدهاند. مقاومت اسلامی علیه رژیم صهیونیستی و ایالات متحدهٔ آمریکا، مولود سیاستهای مخرب غرب در منطقه به ویژه پس از شکلدهی به رژیم اسرائیل در اراضی فلسطین است. پیروزی انقلاب اسلامی و تأکید رهبران آن بر تعالیم اسلامی از جمله قاعدهٔ نفی سبیل و ستیزه با استکبار، موجب تقویت، تحکیم و توسعهٔ این رویکرد و روحیه در کشورهای اسلامی شده است. تأکید و تصریح بر اینکه کشورهای جبههٔ مقاومت بهترین دوستان ما محسوب میشوند، نشاندهندهٔ جایگاه این کلانرویکرد در دیدگاه رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران است.
چهارمین حلقهٔ قابل شناسایی، روابط با کشورهای دارای منافع مشترک راهبردی به ویژه در مقابله با استکبار است. کلانرویکرد مقابله با استکبار و خودبزرگبینی برخی کشورها در سطح نظام بینالملل، در کنار رویکرد راهبردی مقاومت، از آوردههای پیروزی انقلاب اسلامی برای جهان اسلام و نظام بینالملل به شمار میآید. با عنایت به تجسم ظلم و خودبرتربینی در نظام سیاسی و دولتمردان ایالات متحده، استمرار سیاست تقابل با آمریکا و تحکیم روابط با کشورهای ضداستکبار تا آیندهٔ قابل پیشبینی همچنان در دستورکار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قرار خواهد داشت.
تخصیص دیگر از میان حلقههای نخست و دوم، تأکید بر اهمیت همسایگان شرقی است. در بیانیهٔ دوم، ضمن یادآوری خاطراتی از رهبر شهید، همسایگان شرقی به عنوان نزدیکترین همسایگان معرفی و پاکستان به عنوان کشور مورد علاقه اشاره شده و ضرورت بهبود روابط میان دو همسایهٔ شرقی ایران مورد تأکید قرار گرفته است.
واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر با چالشهای امنیتی متعددی در مرزهای خود از جمله مرزهای شرقی مواجه بوده، اما توانسته است از رهگذر تنظیم روابط با همسایگان، تهدیدات امنیتی را به سطحی قابل مدیریت تنزل دهد. یکی از مهمترین کانونهای تهدید در ماههای اخیر، تنشهای مرزی میان پاکستان و طالبان و همچنین برخی ناامنیها در افغانستان بوده که به طور مستقیم و غیرمستقیم امنیت ملی ایران را تحت تأثیر قرار میدهد.
به نظر میرسد تحلیل رهبری جدید بر این اصل استوار است که دشمنان خارجی، به ویژه رژیم صهیونیستی و متحدانش، به دنبال ایجاد تفرقه و درگیری میان کشورهای منطقه هستند تا بتوانند جبههٔ جدیدی علیه امنیت ملی ایران بگشایند. در چنین شرایطی، تقویت روابط میان تهران، کابل و اسلامآباد میتواند به عنوان یک مثلث راهبردی عمل کرده و مانع از برهم خوردن نظم جاری و نیز نفوذ بازیگران فرامنطقهای شود.
سه اصل راهبردی در گام نخست سیاست خارجی
علاوه بر آنچه گفته شد، در متون منتشر شده، سه موضوع به عنوان اصول سیاست خارجی قابل احصا است. نخستین اصل، ضرورت حفظ وحدت جهان اسلام از سوی کشورهای اسلامی است. این اصل در چارچوب مفهوم ممانعت از «شق عصای مسلمین» مورد اشاره قرار گرفته و به خوبی میتواند رویکرد رهبری جدید در قبال جغرافیای جهان اسلام را تشریح و تبیین نماید.
دومین اصل، ضرورت اتخاذ سیاست خارجی فعال در پیرامون است. تردیدی نیست که سیاست خارجی فعال یک مزیت برای هر نظام سیاسی است، اما چنین تأکیدی به ویژه در زمان بحرانی کمنظیر مانند جنگ تحمیلی، نشاندهندهٔ ضرورت و اهمیت این رویکرد در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و در منظر رهبری جدید آن است.
سومین موضوع، برجستگی مفاهیمی مانند ثبات منطقهای و امنیت فراگیر در منظر رهبر جدید انقلاب اسلامی است. چنین رویکردی بیانگر آن است که در سنت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ثبات و امنیت منطقه در پیوندی متقابل ارزیابی شده و برهم خوردن این نظم و امنیت به نفع هیچ یک از بازیگران نیست. تأکید بر این اصل در شرایطی که کشورمان از سوی رئوس نظام سلطه درگیر یک جنگ تحمیلی شده، به تنهایی نشاندهندهٔ حساسیت نسبت به امنیت در پیرامون و حوزههای نفوذ میباشد. با این وصف، انتظار میرود این سنت در آینده نیز استمرار داشته باشد.
سخن آخر اینکه هر چند به نظر میرسد بیش از تحول، شاهد استمرار در زمینهٔ سیاست خارجی کشور در دورهٔ جدید باشیم، با این حال، ترسیم چارچوبی جامع و منسجم از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیازمند زمان، نشانهها و دلالتهای متعدد دیگر است.
بر این اساس، آنچه تاکنون قابل شناسایی است، سازماندهی سیاست خارجی کشور بر سه محور همسایگان، جهان اسلام و کشورهای مخالف نظام سلطه متمرکز خواهد بود. در این میان، آنچه از حلقهٔ همسایگان برجسته مینماید، جایگاه ویژهٔ پاکستان و افغانستان است. این اولویتبندی، ابعاد راهبردی گوناگونی دارد که هر یک خود محل تأملات جداگانهای است. آنچه امروز میتوان با اطمینان گفت، این است که محور شرق همچنان اهمیت خود را حفظ خواهد کرد.
بیشتر بخوانید:
رایزنی عراقچی و کالاس درباره آخرین تحولات مربوط به حمله متجاوزان به ایران
ضربات سنگین رزمندگان ایرانی به دشمنان متجاوز | معادلات جنگ در حال تغییر است
در تنگنای هرمز؛ ترامپ تنها ماند









