در رثای رهبر؛ سروده‌های شاعران مهاجر افغانستانی برای قائد شهید امت

به گزارش ایراف، شاعران مهاجر افغانستانی همنوا با ملت بزرگ ایران، در سوگ رهبر شهید انقلاب با کلمات خود ابراز همدردی کرده و شعر سروده‌اند.

سیدحکیم بینش، شاعر مهاجر افغانستانی که قبلا در شب شعر رهبری در محضر رهبر معظم انقلاب به شعرخوانی پرداخته بود، با اشاره به خاطرات خود از دیدار و شعرخوانی در حضور رهبر شهید، نوشت:

صاحب علم کجاست؟ علم داغدار کیست؟
خون است گریه‌های قلم، داغدار کیست؟

ای داغ قد کشیده به عالم مرا بسوز
هی دم‌به‌دم در تب این غم مرا بسوز

ای چشم‌های شعله‌ور بامیان من
خون گریه کن برای تمام جهان من

باور نمی‌کنیم که خورشید رفته است
شاید برای فرصت تجدید رفته است

باور کنم که مهر رخ از ما گرفته است؟
از ما دگر همیشه خودش را گرفته است؟

دیگر برای فقه تو استاد نیست او؟
دیگر خطیب نیمۀ خرداد نیست او؟

راهی سرِ مزار شهیدان نمی‌شود؟
دیگر امام جمعۀ تهران نمی‌شود؟

در هر کجا که کرد تبسم بهار شد
فرزانگی به قامت او استوار شد

افکنده بوده لرزه به دنیا نگاه او
مستضعفین به زیر عبا در پناه او

پرسیده‌ای کجاست پدر؟ خانوادگی
باور کنید رفته سفر، خانوادگی

اینجا قلم دوباره به هق‌هق نشسته است
شاعر به شرح داغ شقایق شکسته است

دنیا فدای یک نخ و گرد عبای تو
بگذار باز شعر بخوانم برای تو

دیدارهای مردمی‌ات عاشقانه بود
پروانه می‌شدند همه در هوای تو

ما پابرهنگان زمین بی‌پدر شدیم
مایی که بود پشت سر ما دعای تو

تلویزیون نماز تو را باز هم گذاشت
بعدش چه کرد با دل ما ربنای تو

باید که پر شود همه دیوارهای شهر
از حرف‌های تازه و اندیشه‌های تو

هرچند نیستی تو ولی همچنان، هنوز
دارد ادامه معجزه‌های عصای تو

حتما شبیه توست؛ همان ناخدا که بعد
سکان کشتی است به دستش به جای تو

باشد تمام مرثیه‌ها‌مان برای بعد
باشد به وقت دیگر اماما! عزای تو

سوگت حماسه است در این روزهای سخت
ما محکم ایستاده، مقابل بلای سخت

اکنون بگو به آن متجاوز، که زنده است؟
پاسخ عجیب و سخت پشیمان کننده است

بیشتر بخوانید:  استقبال بی‌نظیر کابلی‌ها از رویداد اعتراضی «جزیره گناه»؛ نمایشگاهی که دست غرب را رو کرد

همچنین حجت‌الاسلام سیدفضل‌الله قدسی، شاعر دیگر مهاجر که نزدیک به پانزده مرتبه در جلسات شعر رهبری شرکت کرده است، در سوگ ایشان چنین سروده است:

مفتون کیمیای شهادت

حال خوش، امشب از چه به من سر نمی‌زند
در پشت در نشسته ولی در نمی‌زند

در من پرنده‌ای قفسش وا شده‌ست؛ لیک
سر زیر بال کرده؛ چرا پَر نمی‌زند!

آغوشِ درد وا شده در من؛ بگو به غم
اندوهِ ملتهب ز چه خنجر نمی‌زند!

آرام رفت ماهِ دَه و چار؛ تا ابد_
در گِرد ماه، حادثه چنبر نمی‌زند

در حجله شهادت خود بار یافت؛ کس
صورت نمی‌خراشد و بر سر نمی‌زند

مفتون کیمیای شهادت به وقت مرگ
هرگز صلای مرگِ به بستر نمی‌زند

سیمرغ پر کشید و ز هفت آسمان گذشت
نبض حیات طیبه دیگر نمی‌زند

زین پس تهاجم گِله دوست ختم شد
بیگانه دشنه در دل رهبر نمی‌زند

اکنون که حجله بسته به قصد وصال دوست‌
حرف از می طهور و ز کوثر نمی‌زند

تاج تواضعش بدرخشد به شش جهت
بر تارک شکوه خود افسر نمی‌زند

از سوی دیگر حمید تقدیمی، شاعر مهاجر مقیم مشهد نیز این‌گونه سروده است:

یکی در خاک خفته بر سرش باران آمین‌ها
یکی زنده است اما غرق در سیلاب نفرین‌ها

وسط‌بازان عالم باختند عقبی و دنیا را
در این جنگی که درگیرند با دین‌ها و بی‌دین‌ها

تویی که رفتنت بر کاخ‌ها آورده آذین‌ها
ولی تر کرده اندوه نبودت چشم مسکین‌ها

به مرگ سرخ دائم باختند این روسیاهان چون
به اکسیر شهادت می‌برند عمامه مشکین‌ها

چنان ای پیر افشا کرده‌ای‌ تو خواب دشمن را
که حیرت کرده از تعبیرهایت ابن سیرین‌ها

بصیرت خانه‌اش در پشت ابروی سفیدت بود
افق‌ها را چنان دیدی که نادیده است شاهین‌ها

و زخم قاصدک را درک کردی باز فرمودی
چنان بالا نگیرید ارتفاع قد پرچین‌ها

تو فرزند حسینی مرگ تو‌ آغاز خواهد بود
خطا بود و به زعم خود تو را کشتند خوشبین‌ها

دو دنیا پیش روی ماست باید گفت یک لبیک
به دنیای حسینی یا که دنیای اپستین‌ها

در همین حال، محمدحسین حسین‌زاده، شاعر دیگری از افغانستان نیز در رثای قائد شهید امت سروده است:

بیشتر بخوانید:  تاجیکستان «جایزه بین‌المللی ابن‌سینا» را برای قدردانی از دستاوردهای پزشکی پایه‌گذاری کرد

تو رفتی و صدای رعد و باران مانده برجایت
چرا رفتی؟ که باران مانده با غم‌های تنهایت

به هر سو می‌دواند بوی تو سرگشتگی‌ام را
میان غصه‌ها پالیده پشت ردّ پاهایت

به یاد تو دویده زیر باران بی‌کلاه و کفش
رها از دست هشیاری‌ام و در بند سودایت

نشستم بعد تو در غربت یک شام بارانی
همان جایی که ماندم کفش‌هایت را دَم پایت

که باز آیی و بنشینم دوباره روبروی تو
برایت گل بگویم آنقَدَر تا یخ کند چایت

علاوه بر این برات محمدی، شاعر مهاجر افغانستانی نیز در سوگ رهبر شهید انقلاب اینگونه سروده است:

برایت کاش می‌مردم چنان سرباز در جنگی
به از این که بمیرم دائما در داغ دل تنگی

تو را زرتشتیان با رمز می‌خواندند و ما دیدیم
که بر پندار و هم گفتار و هم کردار یکرنگی

تویی که وصله دارد صندلت تو با کجا وصلی
که در اوج شهامت با جهان ظلم می جنگی

صدای وحی می آيد صبوری ایها الحیران
که نفروشید ایمان را به این گوساله سنگی

شهادت عمر نامیراست اگر لایق شویم ارنه
خرفتت می‌کند دنیا و می‌میری به بی‌ننگی

برایت کاش می‌مردم چنان سرباز در جنگی
به از این که بمیرم دائما در داغ دل تنگی

شایان ذکر است که شاعران مهاجر افغانستانی زیادی در سوگ رهبر شهید انقلاب و در مدت کوتاه پس از شهادت ایشان، شعر سروده‌اند. این در حالی است که مقام معظم رهبری در زمان حیات خود، با سرودن شعر در رابطه با خود، مخالف بودند و از شاعران تقاضا می‌کردند که درباره ایشان شعر نسرایند، با این حال پس از شهادت ایشان، شاعران مطرح بسیاری از ایران، افغانستان، پاکستان، عراق و لبنان در رابطه با این شخصیت بی‌تکرار شعر سروده‌اند.


بیشتر بخوانید:

سوگواری شیعیان هند در فقدان رهبر شهید: یتیم شدیم! برای امام خامنه‌ای جان می‌دادیم

حامد کرزی با حضور در سفارت ایران در کابل شهادت رهبر انقلاب را تسلیت گفت

سوگ‌سرودهای شاعران افغانستانی در رثای قائد شهید: ای گلی که بین صدها خار کردی سر بلند

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=112874
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x