آقای ما رفت، رهبر ما رفت؛ مویه‌های پیرزن مهاجر افغانستانی در سوگ رهبر شهید

به گزارش ایراف، هنوز مردم در شوک هستند، انگار بسیاری هنوز باور ندارند یا نمی‌خواهند باور کنند که دیگر رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای، در میان ما نیست.

شهادت سرخ رهبری، داغ سنگینی بر دل‌های همه انسان‌های آزاده به‌خصوص مسلمانان گذاشت. اگرچه ایشان با کسب فیض شهادت، به آرزوی دیرینه خود رسیدند، اما قلب‌های میلیون‌ها مسلمان در فراق ایشان می‌گیرد و دردی استخوان‌سوز تا عمق وجودشان را می‌سوزاند.

فرقی نمی‌کند ایرانی یا افغانستانی، عراقی یا لبنانی، پاکستانی یا هندی، عشق آقا حد و مرز نمی‌شناسد. او بدون شک آقای همه بود، رهبر همه بود، نایب بر حق امام زمان(عج) هرگز محدود به ملیت نبوده و هیچ گاه فرقی میان امت واحده اسلامی نگذاشته است.

حالا در فراق ایشان، علاوه بر مسلمانان، علاوه بر ملت‌های مستضعف و مظلومان، تمام آزادگان جهان نیز اشک می‌ریزند. همه چیز واضح و شفاف است، یک‌سو یزید و یزیدیان، یک‌سو حسین و حسینیان، یک‌سو پرونده اپستین و خون‌های کودکان غزه، یک‌سو مردی که برای فرد فرد مظلومان جهان می‌تپد.

اینجا گلشهر است، محله‌ای در حاشیه شهر مشهد، جایی که چهره‌ها خبر از ملیت می‌دهند‌. اینجا محله مهاجرین افغانستانی است، جایی که از لحظه انتشار خبر شهادت رهبر انقلاب، آرام و قرار نداشته و بر سر در اکثر خانه‌ها پرچم سیاه نصب شده است.

پیرزنی نحیف با قدی خمیده و دستانی لرزان، عکسی از رهبر شهید را در دست گرفته و ضجه زنان و شیون کنان این‌سو و آن‌سو می‌رود. انگار دنبال کسی میگردد تا چند لحظه درد دل کند.

راه می‌رود و ناله می‌کند: آقای ما رفت، رهبر ما رفت، دیگر بی‌پناه شدیم، دیگر بی‌امام شدیم. نزدیکتر می‌روم تا حرفهایش را بشنوم. در میان ناله و زاری‌هایش می‌گوید: خدایا به مجاهدین ایران قدرت بده تا خانه ظلم را بر سرش خراب کنند. خدایا انتقام رهبر ما را به دست حضرت مهدی(عج) از این قاتل‌ها بگیر…

بیشتر بخوانید:  عید قربان در افغانستان؛ فائو درباره شیوع تب کنگو هشدار داد

وقتی می‌بیند که مشغول عکس گرفتن هستم، نزدیک می‌شود و اشاره می‌کند تا عکسش را بگیرم‌. دستانش آشکارا می‌لرزد، به شکلی که حتی نمی‌تواند برای یک لحظه عکس آقا را در دست نگه‌دارد. به هر ترتیب می‌ایستد و عکس رهبری را بالا می‌آورد. وقتی عکسش را می‌گیرم، می‌گوید: دیگر چشمانم اشکی برای ریختن ندارد، از همان وقتی که تلویزیون گفت رهبر شهید شده، تا الان گریه کرده‌ام، نمی‌دانم به کجا بروم، نمی‌دانم چکار کنم؟ آخر بدون رهبر دیگر این دنیا ارزشی برایم ندارد.

سید روحانی که پیش‌نماز مسجد همان حوالی است، نزدیک می‌آید و به پیرزن می‌گوید: مادرجان، امام رفته، خدای امام که نرفته، اسلام امام که نرفته. گریه بکن، هر چقدر می‌توانی در فراق رهبر گریه کن، اما این را بدان که خون این رهبر بزرگ، اسلام را زنده می‌کند. مگر نمی‌بینی در دنیا چه غوغایی به پا شده؟ مطمئن باش بالاخره حضرت مهدی(عج) می‌آید و انتقام خون سیدعلی را می‌گیرد.

گویا پیرزن آرام شده، می‌گوید: خدا خودش به داد همه ما برسد، ما غریبیم، او امام غریبان بود.

به اطراف نگاه می‌کنم، جمعیتی که برای عزاداری امامشان آمده‌اند، هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شود. همه آمده‌اند، چهره‌های خسته‌شان نشان می‌دهد که اکثرشان کارگر اند. کارگرانی که برای اقامه عزای رهبرشان، کار را تعطیل کرده‌اند. او امام همه بود، امام مستضعفان بیشتر…


بیشتر بخوانید:

تدارک حضور میلیونی ملت سوگوار ایران؛ وداع تهرانی‌ها با پیکر رهبر انقلاب به تعویق افتاد

شهادت قائد امت؛ امضای دفتر یادبود در سفارت ایران در کابل با حضور مقامات ارشد طالبان

گزارش تصویری | سوگواره آفتاب؛ شعرخوانی شاعران مهاجر افغانستانی در رثای قائد امت

بیشتر بخوانید:  دو برنز برای افغانستان در ازبکستان | جلالی و واسر مردان روی سکوی سوم ایستادند
لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=112371
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x