محمدتمیم حیدری، مدیر گروه علوم سیاسی مرکز بینالمللی مطالعات افغانستان در گفتوگو با ایراف در خصوص حمله هوایی اخیر پاکستان به افغانستان، گفت: روابط افغانستان و پاکستان از زمان شکلگیری این کشور در شبهقاره هند در سال ۱۹۴۷ میلادی، همواره با چالشهای متعددی روبهرو بوده است. خط مرزی دیورند، مسئله پشتونستان، توقعات قومی و قبیلهای دو سوی خط و مداخلات پاکستان در امور افغانستان از جمله مواردی بوده است که روابط دو کشور را به سوی بحران سوق داده است. داعیه داری دیورند یا استقلال خواهی این منطقه از سوی سران افغانستان و همچنین عدم شناسایی پاکستان در وهله نخست از جانب افغانستان در سازمان ملل متحد که مدتی بعد به رسمیت شناخت سیر روابط را متزلزل ساخت؛ اما در این میان بحث خط مرزی دیورند و مسئله پشتونستان، و گرایش های قبیلهای دو سوی خط هستند، همواره از مواردی بوده که روابط افغانستان و پاکستان را متشنج ساخته و به سوی بحران سوق داده است.
به باور او، داعیه داری پشتونستان از سوی سران افغانستان در سالهای پسین،نیز یکی از چالشهای مهم تاریخی بوده که نظامهای سیاسی دو کشور را در تصمیمگیریها و تعمیق روابط با یکدیگر با مشکل مواجه ساخته است.
دیورند؛ یک متغیر مستقل و تعیینکننده
حیدری افزود: اگرچه در سالهای اخیر، مسئله خط مرزی دیورند با توجه به تهاجم شوروی به افغانستان و جنگهایی که در راستای حضور نیروهای خارجی، بهخصوص ایالات متحده آمریکا، به وقوع پیوست تا حدی تحتالشعاع قرار گرفت، اما دیورند، همواره بهعنوان یک متغیر مستقل نقش تعیینکنندهای در تصمیمگیریهای دو کشور داشتهاند و پاکستان با این پیشفرض که طالبان را ما ایجاد کردیم یا در ایجاد طالبان نقش مؤثری داشتیم، انتظار داشت طالبان گامهایی همسو با پاکستان بردارند و به نحوی از اقدامات پاکستان تبعیت کنند.
وی ادامه داد: اما طالبان در افغانستان، برخلاف آن انتظارات پاکستان، با عبرت از تاریخ سلف خویش و حکومتهایی که در افغانستان بوده، همواره سعی کردند از اهرم تیتیپی برای بقا و حاکمیت خود استفاده کنند و این امر باعث شد تا پاکستان رویه جدیدی را در مقابل افغانستان یا طالبان ترسیم کند.
پاکستان به دنبال یک دولت ضعیف و همسو است؟
به باور حیدری، اگر بخواهیم بازتر نگاه کنیم، رویکرد اصلی سیاست خارجی پاکستان در قبال افغانستان حل مناقشه بوده و همواره پاکستان با نگاه حاصل جمع صفر میخواسته معامله کند. پاکستان در طول این چند دهه پسین، یک حاکمیت قدرتمند را در کنار خودش تحمل نمیکند، بلکه به دنبال یک دولت ضعیف و همسو در افغانستان است که بهخصوص در سیاست خارجی بتواند از پاکستان تبعیت کند و از نفوذ هند بکاهد و همچنین مسیر اقتصادی به پاکستان را باز کند. پاکستان در واقع افغانستان را یک میدان خلوت اقتصادی برای خود می داند. از این نظر، مسائل میتواند ریشههای عمیقی داشته باشد که باعث شده امروز بحران افغانستان تشدید شود.
تشدید تنشها؛ از دلایل ژئوپلیتیکی تا عوامل فرهنگی
مدیر گروه علوم سیاسی مرکز بینالمللی مطالعات افغانستان همچنین درباره عامل فوری تشدید تنشها افزود: بحران موجوده و تنشهای نظامی ـ سیاسی که میان طالبان و کشور پاکستان به وجود آمده را اگر بهصورت تاریخی یا بهعنوان یک فرآیند تاریخی بنگریم، ریشههای عمیق ژئوپلیتیکی، سیاسی و فرهنگی دارد که نمیشود در درگیریهای پسین خلاصه شود. به وجود آمدن تیتیپی و قدرتگیری آن و همچنین مسائل مهم دیگر، از عوامل مهمی بوده که این روابط را خدشهدار کرده و از یک روابط صلحآمیز به سوی وضعیت متشنج سوق داده است.
او گفت: در پاکستان نیز با کنار گذاشته شدن عمران خان از قدرت و همچنین فعالیتهای طالبان پاکستانی برای ایجاد یک حکومت اسلامی خاص، موجب شد تنش ها فوریت پیدا کند و عملاً وضعیت متشنجی در دو سطح به وجود بیاید.
میانجیگری های منطقهای
حیدری در خصوص تلاشهای ایران، عربستان، ترکیه و قطر برای میانجیگری گفت: این تلاشها مقطعی، و بیشتر برای گذار از مرحله جنگ و منازعه بوده است. مبنای مذاکرات بیشتر برپایی یک تعامل سیاسی بوده، نه حل شدن ریشهای بحران. همانطور که اشاره کردم، بحث دیورند و تیتیپی مساله حیاتی و حیثیتی برای دوطرف شده است.
وی افزود: روابط طالبان در افغانستان با طالبان پاکستان فراتر از روابط اقتصادی و سیاسی است؛ این روابط ایدئولوژیک و مبتنی بر برداشت ها همسو از آموزههای دینی مشترک است. از این منظر، تا زمانی که به ریشههای عمیق بحران توجه نشود، این تلاشها نتیجه مثبت پایدار نخواهد داشت و فقط ممکن است در کوتاهمدت کاهش تنش موقتی ایجاد کند، نه ثبات سیاسی و امنیتی پایدار.









